سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

یکشنبه ای دلپذیر در پایتخت قیرغیزستان

عباس جوادی — نگوئید به ایران چه ربطی دارد. خیلی ربط دارد و در این باره با اجازه بازهم صحبت خواهم کرد.

ماه سپتامبر هوا در بیشکک، پایتخت قیرغیزستان از تب و تاب تابستان افتاده و معتدل تر شده. یک روز یکشنبه است و هوا آفتابی و دلپذیر. بیشکک شهر سرسبزی است با ده ها پارک. هر جا که ممکن است درخت کاشته اند.

در پارک های شهر و محلات بیرون مردم گروه گروه گردش و تفریح میکنند. پدران و مادران با فرزندان خردسالشان، گروه های دختر و پسرو، اینجا و آنجا، عاشقان جوان دبیرستانی. در گوشه دیگری جوانتر ها در عین صحبت و تفریح با پیاله ای چائی سبز و «سمبوسه» به ریش سفید ها ادای عزت و احترام میکنند.

قیرغیز ها آدمهای معتدل، ساده و بی ریائی هستند. نه اینکه آدم رشوه خور و مستبد و متعصب بین شان نباشد. اما اکثریت آنهائی که من دیدم اینطور بودند و فوق العاده — بدون تعارف های دو رویانه — مهمان نواز. آنها میگویند اینهمه صفات بخاطر آنست که این مردم «تازه از کوه ها به شهر ها آمده اند» و بنا بر این هنوز هوای زندگی قبیله ای و عشایری را با همه خصوصیات اش، گرمی و صمیمیت و سادگی و اختلافات مسخره اش در روحیه و رفتارشان حفظ میکنند — البته روستائیان و مردم شهرهای کوچکتر بیشتر از جماعت بیشکک، شهری با یک میلیون نفر از جمع پنج میلیون جمعیت این کشور کوچک و هشتاد درصد کوهستانی آسیای میانه.

گوئی همه چیز در این شهر و کشور همیشه همینطور آرام و صلح آمیز بوده. گوئی پنج ماه پیش مردم از شهر ها و دهات به پایتخت نریخته و حکومت فاسد رئیس جمهوری سابق را سرنگون نکرده و کشته نداده اند. و بد تر: گوئی همین سه ماه پیش در شهر جنوبی اوش اختلافات خونین بین اکثریت قومی کشور، قیرغیز ها و اقلیت هفتصد هزار نفری اوزبکها اتفاق نیافتاده، چهارصد نفر که بیشترشان اوزبک بودند کشته نشده، دو هزار خانه به آتش کشیده نشده و چهار صد هزار نفر، باز اکثرشان اوزبک، بی خانمان نشده اند. گوئی کشت و کشتار قومی حتی بین همسایه هائی که قرنها در صلح و صفا زندگی کرده بودند رخ نداده و گوئی حالا اوزبکها از ترس ادامه تحقیر، سرکوب و قتل این مملکت را ترک نمیکنند و قیرغیز های ناسیونالیست بجای اینکه از این فاجعه متاثر و غمگین شوند نمیگویند که «اتفاقا خوبست که میروند و چونکه قیرغیزستان متعلق به قیرغیز ها هست و بس.»

چه اهمیتی دارد که فاجعه چطور شروع شد، کی اولین گلوله را شلیک کرد و کی ابتدا تمام خانواده کی از کدام قوم را بقتل رسانید تا اینکه این آتش نه فقط جنوب کشور بلکه تمام مملکت را به کام نفرت ، سوء ظن و ترسی بکشد که شاید ده ها سال دیگر ادامه خواهد یافت؟

یک ماه مانده به انتخابات پارلمانی قیرغیزستان در دهم اکتبر، همه چیز در حول و حوش این موضوع میچرخد که نتایج انتخابات چه خواهد شد، کدام احزاب و شخصیت های سیاسی حکومت آینده را تشکیل خواهند داد و مهمتر اینکه بعد از انتخابات و وابسته به نتایج آن سرنوشت اختلافات سیاسی و قومی چه خواهد شد؟ انتخابات های قیرغیزستان بر خلاف همسایه هایش در شرایطی حدالمقدور آزاد و شفاف میگذرد. تقریبا سی حزب در انتخابات شرکت میکنند. از نظر بسیاری از سیاستمداران، حکومت به معنای سوء استفاده از آن برای برای قدرت و پول مهم است و کسی نمیخواهد عقب بماند.

نتایج انتخابات و بصیرت رهبران سیاسی (ویا بی بصیرتی آنان) معین حواهد کرد که این روز معتدل تابستانی در بیشکک نمایانگر ماه ها و سالهاي آینده اين کشور خواهد بود و یا اینکه تلاطم، خشونت، نفرت، تفرقه و بالاخره شاید هم تباهی در انتظار این مردم است. مثل هر ملت دیگری، قیرغیز ها هم عاقبت کار چیزی را خواهند دروید که کاشته و میکارند

Advertisements

دسته‌بندی شده در: يادداشت های سرپائی, خودمانی, سیاحتنامه ها و خاطرات

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s