سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

«ره افسانه»

عباس جوادی – مدتی است این بیت حافظ ورد زبان و ذهنم شده که:

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه،

چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند.

در این دو سه هفته اخیر به چند کتاب و منابع اینترنت مراجعه کردم و از دوستان فاضلی که با حافظ، غزلیاتش، دوران و شزایط زندگی اش  آشنا هستند نظر خواهی کردم که منظور از این بیت و عموما غزل معروفی که با مطلع «دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند» شروع میشود چه ممکن است باشد، چونکه بدون داشتن این قبیل اطلاعات فهم و درک درست مطلب ممکن نیست. مثلا در مورد رقم «هفتاد و دو» و یا لغاتی از قبیل «ملت» و «جنگ» اطلاعات و یا شاید بهتر است بگوئیم گمانه زنی های جالبی بدست آمد. برای نمونه چند منبع میگوید این غزل گوشه ای از داستان خلقت انسان را تفسیر میکند و پایه «جنگ هفتاد و دو ملت» اشاره به این حدیث است که طبق آن پیامبر اسلام گفته است «بعد از من پیروانم به هفتاد و دو فرقه تقسیم میشوند.»

یک سوال این است که منظور حافظ چه بود. پاسخ دقیق این سوال در مورد شعر کسی که 600 سال پیش زندگی کرده تقریبا غیر ممکن است و چاره ای نیست جز اینکه بر اساس اطلاعات موجود اقدام به حدس و گمان کرد. مثلا ظاهرا منظور از «جنگ» فقط جنگ با تیر و شمشیر نیست بلکه هر نوع مناقشه و خصومت و اختلاف جدی هم شامل آن میشود. «هفتاد و دو» مانند هفت و 41 و 1001 در شرق مسلمان جزو ارقام متداول و رایج الاستعمال بوده و هست و بالاخره  «ملت» همانند «قوم» در دورانی که حافظ زندگی میکرد (وحتی تا همین 100 سال پیش) در کشور های ما معنائی عمومی تر و متفاوت از امروز داشته و اصولا به گروه های دینی و قومی اطلاق میشده مانند «ملت مسلمان» و غیره.

بعد از این تفاصیل جای آن دارد که بپرسیم منظور حافظ از این بیت به زبان امروزی و بطور همه فهم چیست؟ هر کسی میتواند نظری بدهد. بنده شخصا تصور میکنم ابنست: اختلافات و نزاع ها و حتی جنگ ها و درگیریهائی که بین ملت ها، اقوام، گروه ها، پیروان ادیان و مذاهب و نژاد ها و زبان ها افتاده و می افتد را معذور دارید. همه اینها از روی نادانی و جهالت است. بخاطر آن است که آنها «حق» و «حقیقت» را ندیده و نیافته، بنا براین به یک بیراهه رفته راه خیال بافی و افسانه پردازی مثبت در مورد خود و خرافه های منفی در باره دیگر ملت ها و اقوام و مذاهب  زده اند در حالیکه «حقیقت» یکی است.

حالا کسی میتواند بگوید پس هیچکدام اینها حق نیست و یا همه شان حق هستند. کسان دیگر هم میتوانند بگویند که مشکل اصلا فقط بر سر«حق» و «حقیقت» نیست بلکه در عین حال بسیاری از این اختلافات و جنگ ها بر سر منافع و قدرت و ثروت است و نه اساسا حق و حقانیت. این نقطه نظر ها هم جای خود را دارند.

دسته‌بندی شده در: يادداشت های سرپائی, خودمانی

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s