خلیل رضا و بعضی «ستارگان» دیگر

عباس جوادی – فرصتی دست داد تا در یک مبادله کامنت های فیس بوکی که با «امید نیایش»، یکی از دوستان و خویشان دانشمند و جوان داشتم کمی دق دلم را در باره بعضی از شعرای «معروف» آذربایجان دوره شوروی خالی کنم که هر کدام یکی دو ستاره بعنوان «شاعر خلق» و غیره به سینه زده بودند، تقریبا همگی حقوق بگیر و طبیعتا وجیزه خوان دولت بودند و کارشان چیز چندان بیشتری نبود بجز شعار و تصاویر سیاه و سفید مانند وصف لنین و استالین، وصف اتحاد شوروی و «حزب کبیر کمونیستی» و محکومیت «ارتجاع» و در درجه دوم وصف یک رشته موضوعات قالبی مانند کوه ها و رودخانه های وطن، زبان مادری و تاریخ وطن از دیدگاه «زحمتکشان». میدانید، اینها  90 درصدشان عضو «اتحادیه نویسندگان» هم بودند که کتابهایشان را در  40-50 هزار نسخه چاپ میکرد بدون آنکه مردم واقعا داوطلبانه این کتابها را بخرند – عینا مانند روزنامه هایشان که ده ها هزار نسخه تیراژش بود و به همه موسسات فرستاده میشد و همه ناچار بودند این ها را برای خالی نبودن عریضه بخوانند.

و اما این صحبت فیس بوکی ما با یک عکس «خلیل رضا» شاعر معاصر جمهوری آذربایجان و شعری از او  شروع شد:

خلیل رضا

خلیل رضا

Umid Niayesh

Azadlığı istəmirəm zərrə-zərrə,qram-qram
Əlimdəki zəncirləri qıram gərək,qıram,qıram
Azadlığı istəmirəm bir həb kimi dərman kimi
İstəyirəm səma kimi,günəş kimi,cahan kimi

Xəlil Rza Ulutürk

Abbas Djavadi امید شعر های خلیل رضا را خوانده ای؟ این که بیشتر از شعر سرودن شعار های ناسیونالیستی میداد… البته من این مشکل را با اکثریت بزرگ شاعران آذربایجانی دوره شوروی دارم از جمله با صمد وورغون و بختیار وهاب زاده. از سلیمان رستم و غیره که اصلا صحبتی هم نکنم. ما زمان پیشه وری هم از این قبیل باصطلاح شعرای درباری زیاد داشتیم.

Umid Niayesh استاد ارجمندم به رغم ارادتی که به شما و احترامی که به نظریاتتان قایلم در این زمینه با شما هم عقیده نیستم. من «داوام ائدیر 37» را از خلیل رضا خوانده ام.

Abbas Djavadi اميد عزيز لطف دارى، خيلى ممنون. اما يك لحضه تصور كن: مثلا همان شعربيشتر شعار نبود؟ وحشت و سركوبى استالينى سال ١٩٣٧ كى ادامه داشت؟ سال هاى ١٩٨٠ يا ٩٠؟ بعد بخاطر بيار كه خليل رضا در فشار و پيگرد شهروندان ارامنه آذربايجان (كه البته در پى فشار و پيگرد ترك هاى آذربايجان اتفاق افتاد) چه نقش تبليغاتى و تحريكاتى داشت… حد اقل من يكى مضمون يكى از آنها را بخاطر دارم كه يك هفته قبل از ٢٠ ژانويه در ميتينگ ميدان آزادى خوانده بود.

Umid Niayesh جو احساساتی آن برهه کاملا قابل درک است. من مشکلی با کسانی که قلبا عقیده ای دارند و بر این عقیده اصرار دارند ندارم. این افراد اساسا در من ترس ایجاد نمی کنند. می توان با آنها صحبت و بحث کرد. ترس من از کسانی است که فی الواقع عقیده ای باطنی ندارند و در چارچوب وظیفه ای که به آنها محول شده شعار زنده باد و مرده باد سر می دهند.

Umid Niayesh وقایع سومقاییت از وقایع مبهم تاریخ معاصر آذربایجان است.

Abbas Djavadi البته. صد البته. قره باغ و خود باکو هم همچنین. و اینها هیچکدام یکطرفه نبوده. مثل قتل های ناموسی هر کس ادعا میکند فقط بخاطر انتقام یک قتل قبلی قتلی را انجام داده که خودش مسبب قتل دیگری شده و با این ترتیب فجایع و حماقت تاریخی ادامه مییابد. اما بحث اصلا سر این نیست. بر سر آنست که همه اینها و حتی کشتار های متقابل ارامنه و مسلمانان در قفقاز و یا حتی اورمیه خود ما در زمان جنگ اول قابل قیاس با وحشت 1937 نبودند…

Abbas Djavadi و بحث دیگر و شاید مهمتر اینکه این آقا با شعر هایش عوض اینکه به صلح و آرامش و آشتی کمک کند بر عکس به آتش مازوت ریخته… درست در سال های 1930 یعنی دوره دهشت استالینی هم آقای صمد وورغون و یا سلیمان رستم با مدح خستگی ناپذیر«پدر خلق های جهان» و «پارتیای کمونیستی ما حیثیت و شرف بشریت است» به آن جنایت تاریخی و بین المللی کمک کرده اند و حالا همه انتظار دارند که مردم اینها را ستارگان ادبیات آذربایجان بنامند.

Umid Niayesh به باور من ما آذربایجانیان درجه بالایی از دیگرپذیری و مدارا داریم. من باور نمی کنم انسانهای عادی آذربایجانی در وقایع سومقاییت و غیره نقش آفرینی کرده باشند. سرنخ را در جای دیگری باید جست/ کما این که امروزه هزاران ارمنی در باکو زندگی می کنند و کسی متعرضشان نیست. یکی از اینها در همسایگی ما مغازه ارزاق فروشی داشت. جالب این که حتی کسی مغازه او را تحریم هم نکرده بوذ. یا در ارومیه هیچ کس به رغم تحریکات مستمری که صورت می گیرد به خونخواهی قتل عام های پیشین متعرض ارامنه و اکراد نمی شود. در اوج جنگ ارمنی-مسلمان در قفقاز کسی در تبریز متعرض ارامنه این شهر نشد (البته در این مساله نیای مشترکمان میرزا جواد آقا مجتهد نیز نقش داشت) /شعر های خلیل رضا را نیز باید در چارچوب جو احساسی آن روز ارزیابی کرد. به خاطر دارم در زمان دستگیری اوجالان یکی از دوستان اهل کرمانشاه که دست به قلم هم بود و از قضا هیچ حس کردگرایانه نیز نداشت شروع کرد به شعر سرایی در مدح اوجالان و بر ضد ترکان. شعرا نیز انسان هایی هستند از جنس ما؛ با همه خوبی ها و بدی هایش. اتفاقا امروزه در باکو جریانی است منتقد که اشعار صمد وورغون و سلیمان رستم را نقد می کنند

Umid Niayesh به باور من هیچ کس مطلق نیست. می توان آثار مثبت این شاعران را پسندید و اشعار قابل نقدشان را نقد کرد

Abbas Djavadi درست، ولی آیا یکی دو شعر مثلا سلیمان رستم او را جزو «ستارگان آسمان شعر معاصر آذربایجان» میکند؟

Abbas Djavadi و یا آیا همین شعر که در بالا گذاشته ای واقعا شعری هست که از نظر زیباشاسی ادبی درخور ذکر باشد؟ اینکه حتی قافیه اش (با «قرام کیمی» و «جهان کیمی») درست نیست…

Abbas Djavadi البته اینها مسئله سلیقه است و در سلیقه جدل نیست.

Abbas Djavadi امید جان معذرت میخواهم. این برای من فرصتی بود تا در این مبادله کامنت های فیس بوکی کمی دق دلم را در باره بعضی از شعرای «معروف» آذربایجان دوره شوروی خالی کنم. غرض دیگری نداشتم. معذرت.

Umid Niayesh این مساله به قول شما سلیقه ای است. ممکن است این شعر از دیدگاه من زیبا باشد یا از دیدگاه دیگر چندان جاذبه ای نداشته باشد

Umid Niayesh من فکر می کنم یکی از خصوصیات نه چندان مثبت ما ترکان مطلق نگری است. یا سیاه یا سفید. رنگ های دیگر گویا وچود ندارد

Umid Niayesh alaqaranlığı sevməyiz ya gündüz olmalı ya gecə.

Umid Niayesh این ذهنیت در تمام دیدگاه ها و قضاوت های ما حاکم است

Umid Niayesh البته که شاعران دوره شوروی مثل صمد وورغون یا سلیمان رستم به خاطر دیدگاههایشان به ستارگان درخشان بدل شدند در حالیکه شاعرانی چون مشفق؛ جاوید؛ احمد جواد تا مدتها خاین به شمار می آمدند. در مقابل شعر اوخو تار مشفق سلیمان رستم شعر » اوخوما تار؛ سنی سئومیر پرولتار» را سرود/ علی الحال نمی توان به خاطر این گونه اشعار بر دیگر اشعارش چشم فروبست. همانگونه که نمی توان به خاطر اشعار چاپلوسانه شهریار در دوره قبل و بعد از انقلاب بر حیدربابای او چشم فروبست



دسته‌ها:رنگارنگ

برچسب‌ها:, ,

نطری دارید؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s