سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

سلام، بنده افشارم…

پرچم نادر شاه افشار

پرچم نادر شاه افشار

ایمیل وارده – سلام. بنده افشارم. نام خانوادگی ام اینست و اهل خراسانم. اسم کوچکم مهم نیست چون نمیخوام با کسی بحث کنم. بنده ترک نیستم. احتمالا اجدادم از همان افشار هائی هستند که میگویند یکی از ایل های غز است یا طوری که شما میگوئید اوغوز. خواستم عرض کنم که بندده هم سنی ازم گذشته و بنا بر این به تاریخ علاقمندم.  اما این را نباید اینطور فهمید که حالا چون بنده اسمم افشار است و خراسانی هم هستم دو ماه قبل از آسیای مرکزی به مشهد آمده ام. اینها تاریخ است. نسل ما ها 500 مرتبه عوض شده. هزار ساله خون همه ما با همدیکه قاطی شده. حالا نه من خالصا مخلص اونجائی هستم و نه خون برادران و خواهران دیگر خراسانی و ایران کاملا یکدست هستش. تازه نژاد یکی استثناا یکدست باشه چی؟ زیاد هم جدی اش  نگیرید. مثل داستان است و اگر اینطوری نگاه کنید تاریخ شیرین است و گرنه باعث دلخوری و دشمنی میشه..

اگر هم درست است که اجداد دور و دراز بنده و فک و فامیلم هزار سال قبل از آن طرف ها به ایران آمدن این کار دیگه تموم شده. بنده کانادا زندگی میکنم. مردم میرن شجره شونو پیدامیکنن و اینو برای خودشون یه نوع  دلخوشی کردن. ما میریم اینو پیدا میکنیم که یا بگیم ما از اونجا اومدیم و اینقدر آدم مهم و یا قهرمانی هستیم و یا بگیم ما اصلا از جائی نیومدیم و اینجائی هستیم و هر کی آمده بده و متجاوزه و عقبه و فلان و یا اینکه بگیم ما خوبیم و فلان کسک ها بدند. اونوقت فراموش هم میکنیم که این مربوط به هزار سال پیشه. چرا اینقدر جدیش میگیرین؟ حالا بنده افشارم، نوه نادر شاه که نیستم. ترک نیستم اما هزار تا رفیق ترک دارم. تازه باشم چی؟ خوبم یا بدم؟  این حرف ها بیخوده. ببخشید.تاریخ شیرینه. من هم میخونم. اما از این حرف ها لطفا نتیجه گیری برای زندگی امروزی نکنیم چونکه در اون صورت هم صد در صد اشتباه میکنیم و هم به جون همدیگر می افتیم. خوندن تاریخ هم شیرینه و هم میتونه باعث ایجاد تفاهم و دوستی بین مردم بشه.

این کانادا که من زندگی میکنم مردم هم این مشغولیت ها رو دارن. میخونن و اینو برای خودشون یه مشغولیت کردن. کار و زندگی خودشونو هم میکنن و به فردا فکر میکنن. این کانادا من ندیدم کسی پز بده و دیگرانو کوچک ببینه که نژاد بنده و یا زبون بنده بهتره و مال شما اخه. ! بنده 30 سال قبل به کانادا اومدم. بعضی ها 100 سال قبل اومن. احتمالا بعضی ها هم هزار سال قبل اومدن. که چی؟ ما ایرونی ها همیشه به فکر دیروز و پریروز هستیم. ببینیم حالا برای خیر و صلاح آینده چی کار کنیم… مرسی.

————————————

از فیس بوک:

Ghadir Golkarian Kadir Güldiken آقای جوادی نویسنده این نامه موضوع قابل تأملی را مطرح کرده است که در سالهای قبل مشابه آن را از زبان یکی از دوستانمان که در بخش آذربایجانی رادیو و تلویزیون ترکیه مشغول است، بیان داشته بود. گویا فردی از اندیشمک برایشان ایی میلی زده بود به این مضمون: «که من زاده شهر اندیشمک هستم و پدرم آذربایجانی و مادرم خوزستانی و اهل دزفول است. با اینکه زبان به وسیله مادر آموزش داده میشود ولی من از پدرم زبان ترکی را یاد گرفته و از مادرم عربی را آموخته ام. با توجه به اینکه برای ادامه تحصیل به آنکارا آمده ام، برایم گفتند که اگر اجدادت ترک آذربایجانی باشند می توانی از انجمن فرهنگی … در آنکارا برای خودت نامه ای بگیری و از تخفیف شهریه دانشگاه برخوردار شوی. برای گرفتن این نامه زمانی که به آنجا رفتم با دوستان ایرانی و بالاخص آذربایجانی آشنا شدم و مدام از جدایی و وحدت دو آذربایجان برایم صحبت کردند. با اینکه نامه را نگرفتم و برگشتم ولی از رفتنم نیز پشیمان شدم و خوشحالم که برگشتم. زیرا در آنجا سئوالی برایم مطرح شد و حتی به دوستان نیز بیان کردم. اینکه من از پدری ترک و از مادری عرب زاده شده ام. اگر شعاری که این آقایان می دهند روزی محقق شود، تکلیف من و امثال من چه خواهد بود؟ جغرافیای سیاسی و موطنم را کجا باید انتخاب کنم. آیا زادگاهم و تمامی اقوام مادریم را رها کرده به خطه آذربایجان و ارومیه بروم یا اینکه اقوام پدریم را انکار کرده و ساکن همیشگی خوزستان گردم؟ یکی از دوستان سخنی گفت که دلم به درد آمد. او گفت که مثل آذریها و ارامنه در حادثه قره باغ یا باید پدر و مادرت از هم جدا شوند و جایی که بدان تعلق دارند زدگی کنند و تو نیز در تکفل آنها یکی را انتخاب کنی و یا اینکه کشور سومی را انتخاب کنید. همانگونه که بسیاری از آنها روسیه را برگزیدند. من از این صراحت قساوتمندانه یکه خورده و دیدم که در این موضوع انسانیت مطرح نیست و افکار شوونیستی – تاریخی نهفته است و عاقبت آن را از همینک درک کردم.» این دوستمان که در تی آر تی ترکیه خدمت میکند، گفت که با خواندن این ایی میل حقیقتاً متحیر ماندم. واقعاً ما داریم با تغییر واقعیات تاریخی می خواهیم چه بکنیم؟ راهی که در پیش گرفته ایم، عاقبتش به کجاست؟ من به ایشان گفتم که ناکجا آباد! و حالا می بینم که این دوست افشاری من هم همین عقیده را دارد. موفق باشید.

 

برچسب‌ها:

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s