سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

زبان مادری، زبان پدری، زبان محیط

TCKعباس جوادی – حسن، یک ایرانی الاصل ازاردبیل را تصور کنید که مدتهاست مقیم آمریکاست و در آنجا با سیلویا، یک آمریکائی هیسپانیک مکزیکی الاصل ازدواج کرده است. زبان اصلی حسن ترکی آذربایجانی است که زبانی برای او محاوره ای است. زبان اولیه او از نظر نوشتن و خواندن، فارسی است. در آمریکا، البته در درجه اول از انگلیسی استفاده میکند و بعد از گذشت سالها تسلط او بر انگلیسی بمراتب بیشتر از هم ترکی آذری و هم حتی فارسی است. زبان و فرهنگ نخست سیلویا اسپانیولی است اما سیلویا هم که سالهاست در ایالات متحده زندگی میکند زبان و فرهنگ حاکمش انگلیسی است. فرزند آنها دنیس کمی ترکی، گاهی فارسی و از طریق مادرش اسپانیولی میشنود. اما در خانه و بیرون، در تلویزیون و کودکستان زبان مشترک، حاکم و مسلط دنیس انگلیسی است.

خود ایران را در نظر بگیرید. یک زوج ترک زبان برای کار به مشهد میروند و مقیم آنجا میشوند. در خانه ترکی و در بیرون فارسی حرف میزنند. کودکان آنها با ترکی آشنائی دارند اما بیشتر فارسی زبان هستند. نوه های آنان دیگر فارسی زبان شده اند. ویا این مثال: یک مرد کُرد زبان با یک زن ترک زبان ازدواج میکند و هر دو به کرج مهاجرت کرده و آنجا زندگی میکنند. ترکی و کُردی برای کودکان آنها زبانهائی آشنا هستند اما اهمیت زبان و فرهنگ محیط یعنی زبان و فرهنگ سوم (در این مورد فارسی) بیشتر است. در نسل سوم کمتر اثری از زبان بابا بزرگ و مادر بزرگ باقی میماند.

این مثال ها چیز جدیدی نیستند.

اما ما هنوز هم همه اش از «زبان مادری» حرف میزنیم. در دنیای مدرن زبان مادری و«زبان پدری» ممکن است فرق کند. در خانه، زبان نخست پدر و مادر ممکن است با زبان و فرهنگ بیرون فرق کند. در یک خانواده فرانسوی ممکن است مادر فرانسوی تونسی الاصل، پدر فرانسوی ایرانی الاصل باشد در حالیکه زبان و فرهنگ حاکم دنیای بیرون از خانه نه عربی و نه فارسی، بلکه فرانسوی است. در دنیای جامعه شناسی و کتاب و مطبوعات امروزه، این کودکان را «کودکان فرهنگ سوم»

Third Culture Kids, TCK

میخوانند.

اصلا این موضوع به «دنیای مدرن» و کوچ و مهاجرت های بین المللی هم محدود نمیشود که از قرن بیستم ببعد اینقدر فراگیر شده. حد اقل من خودم ده ها خانواده در ایران میشناسم. یک ترک زبان با یک کُرد زبان ازدواج کرده که در تبریز یا در مهاباد زندگی میکنند که محیط زبانی و فرهنگی اش محیط یکی از زوج هاست و یا اصلا در تهران و یا اصفهان زندگی میکنند و محیط زبانی و فرهنگی شان فارسی است.

در این قبیل نمونه ها معمولا زبان مادر و پدر برای یک یا دو نسل به شکل و نوعی ادامه مییابد. طبیعتا قوت و نفوذ زبان محیط (در دو مثال بالا فرانسوی و یا فارسی) خواهی نخواهی بیشتر و قوی تر است. اما زبان مادر و پدر هم به نحوی در کودکان ادامه مییابد. اما کودکان آن کودکان یعنی نسل سوم معمولا دیگر زبان و فرهنگ پدر بزرگ و مادر بزرگشان را مانند خاطره خوشی نگهداری میکنند و لیکن آن زبان و فرهنگ حتی اگر پدر بزرگ و مادر بزرگ در ادامه استفاده زبان خود از طرف نوه ها اصرار کنند هم، بتدریج از استفاده فعال (محاوره، نوشتن، خواندن، رسانه ها…) خارج میشود.

معمولا مقاومت در برابر این روند معنائی ندارد. درست هم نیست. خود بچه ها هم در صورت اصرار بزرگسالان یا میان آب و آتش میمانند و از محیط واقعی زندگی خود منزوی میشوند و یا در عمل به خواست بزرگ تر ها مبنی بر توجه خیلی بیشتر به زبان اجدادی خود توجهی نمیکنند.

برای بعضی ها این، یعنی به درجه دوم و سوم افتادن زبان و فرهنگ زبان والدین و اجداد ممکن است فاجعه باشد اما برای کودکان این امر صدق نمیکند و اغلب حالت رنگارنگی فرهنگی و زبانی دارد و اگر کودکان در عین اینکه زبان و فرهنگ محیط خود را بعنوان زبان و فرهنگ نخست خود فرا میگیرند، آنرا «از خود میکنند» و با آن هم هویت میشوند، اگر زبان ها و فرهنگ های پدر و مادر و اجداد خود را هم تا حد امکان نگهداری کنند، در مقابل آنها امکانات فراختری نسبت به کودکان دیگر باز میشود زیرا هر زبان و فرهنگ وسعت دید و فرهنگ آنانرا بیشتر میکند و برای آنها امکانات وسیعتری برای موفقیت در دنیائی فراهم میاورد که روابط وآمیزش فرهنگی و زبانی بین مردم رفته رفته بیشتر و بیشتر شده تبدیل به عامل مهمی در موفقیت و پیشرفت انسانها میشود.

به کسانی که باین موضوع علاقمندند توصیه میکنم کتاب «کودکان فرهنگ سوم» را که از طرف دیوید پولاک و روث وان ریکن نوشته شده، بخوانند. این در مورد کشور های غربی (و در ضمن روسیه و غیره) و از جمله ایرانیانی که در این کشور ها زندگی میکنند و فرزندان و نوه های آنها جالب است. اما اصول این بحث در عین حال درمورد ایرانیانی که در داخل ایران زندگی میکنند و با کسانی غیر از زبان و فرهنگ خود ازدواج کرده اند (فارسی زبان با ترک زبان، ترک زبان با کرد زبان و غیره) و در محیط خود (تبریز، مهاباد) و یا محیط زبانی و فرهنگی سومی در داخل خود ایران (تهران، اصفهان) زندگی میکنند میتواند فوق العاده جالب و مثمر ثمر باشد.

برچسب‌ها: ,

دسته‌بندی شده در: يادداشت های سرپائی, زبان، هویت و ملیت

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s