سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

دو نقشه عثمانی از ایران

عباس جوادی – کاتب چلبی که نام اصلی اش مصطفی بن عبدالله (1609-1657) بود از نامی ترین نویسندگان و سیاحان و جغرافی دانان عثمانی است. او که همدوره اولیا چلبی، سیاح دیگر و معروف عثمانی است با اروپا آشنائی زیادی داشت و از طریق یک سیاح و عالم اروپائی ریاضیات و جغرافیا را فراگرفت. او بغیر از ترکی به زبان های فارسی، عربی و تا حدی لاتینی نیز آشنا بود. یکی از کتاب های معروف کاتب چلبی «جهان نما» نام دارد که در دو نوبت بصورت خطی منتشر شده که نام «جهان نمای اول» و «جهان نمای دوم» را بخود گرفته اند و حاوی اطلاعات جالب در باره کشور های مختلف و در عین حال نقشه های جغرافبائی فوق العاده جالبی هستند. نقشه ایران در این کتاب با نام های ولایات مختلف مانند خوزستان، خراسان، عراق عجم و آذربایجان و غیره  فوق العاده جالب است. این نقشه احتمالا حوالی سال 1620 میلادی تهیه شده این است (برای تصویر بزرگتر روی نقشه کلیک کنید):

نقشه کاتب چلبی: «نقشه ایران که تحت مالکیت شاهان صفوی است»، 1620 م

کاتب چلبی: «شاهان صفویانین مالک اولدوقلاری ایرانین رسم اجمالیسی دیر»، حدود سال 1620 میلادی

کاتب چلبی: «شاهان صفویانین مالک اولدوقلاری ایرانین رسم اجمالیسی دیر»، حدود سال 1620 میلادی

نقشه دیگری از ایران که تقریبا در همین دوره توسط عثمانی ها تهیه شده متعلق به ابراهیم متفرقه افندی از اويل قرن هجدهم است. ابراهیم متفرقه (1674 ـ 1745م) ادیب، محقق و سیاست‌مدار دورۀ عثمانی است. او در 1674م در ترانسیلوانی در خانواده‌ای که اصالتاً مجار بودند به دنیا آمد. او نخستین کسی است که چاپخانه‌ای با حروف سربی عربی در استانبول دایر کرد. متفرقه در این چاپخانه چندین کتاب تاریخی از جمله «جهان ‌نما» اثر کاتب چلبی را به چاپ رساند. از جمله نقشه های چاپ شده توسط ابراهیم متفرقه نقشه ای با نام «ممالك ایران» است كه پهنۀ گسترده ای از ایران دورۀ صفویه را نشان میدهد. هر ولایت ایران در این نقشه با تعبیر «مملکت» و ایران «ممالک ایران» نامیده شده که برای آن دوره چیزی عادی بود  جالب اینکه به آناتولی هم در این نقشه نام «ممالک آناطولی»داده شده است. (برای تصویر بزرگتر روی نقشه کلیک کنید).

«ممالک ایران»، نقشه ابراهیم متفرقه افندی از ایران، حدود سال 1729

نقشه ابراهیم متفرقه افندی از «ممالک ایران»، حدودا سال 1729 میلادی، استانبول

نقشه ابراهیم متفرقه افندی از «ممالک ایران»، سال 1729 میلادی، استانبول

متن گوشه دست چپ پائین نقشه بالا (به ترکی عثمانی) مشتمل بر نام های ولایات ایران

(برای تصویر بزرگتر روی نقشه کلیک کنید)

متن نقشه عثمانی ابراهیم متفرقه از ایران، حدود سال 1700 م

متن نقشه عثمانی ابراهیم متفرقه از ایران، سال 1729 م

(برای تصویر بزرگتر روی تصویر کلیک کنید)

—————————————-

از فیس بوک:

م.- کجاست آن عاقل که نکته ها گیرد؟

ب. – آقای جوادی توی قسمت آذربایجان در نقشه اول بالای اسم تبریز چی نوشته؟ مملکت ……؟ مملکت چی؟

س. – بخش ایران و قفقاز جهان نما کاتب چلبی را دکتر سیّد مهدی جوادی قوزلو پژوهشگر اردبیلی به فارسی ترجمه کرده است.

عباس جوادی – مملکت آذربيجان، درست است؟

ر. – مملکت اذربیجان !

عباس جوادی – هر ولايت يك «مملكت» است و يك خان و والى دارد، ايران هم ممالك ايران است با پادشاه ايران. اگر به نقشه متفرقه افندی نگاه کنید روم و یا آناطولی يعنى تركيه امروز هم «ممالك» است..با سلطان عثمانى…

م. – ممنونم از پاسختون. دو سوال دیگه اول اینکه آیا آذربیجان درست است یا آذر بایجان. سوال دوم اینکه آیا آذری ها قبل ها به زبان دیگه ای صحبت میکردن( مثل تات) و بعدها زبان آذری رو قبول کردن؟ یا نه از اول آذری صحبت میکردن؟

س. – نکات جالب توجه زیاد داره: 1. تعبیر»عربستان فارس» (حدودا بوشهر کنونی) در جنوب مملکت فارس2. برخلاف برخی نظرات که اصرار دارند خوزستان پس از صفویه تا دوره رضا شان عربستان نام داشته در هر دو نقشه مملکت خوزستان ذکر شده است.

3. کاربرد «بحر فارس» و «بصره کورفزی»( خلیج بصره) برای محدوده خلیج فارس.

4. «بحر محیط عجم برای دریای عمان!

عباس جوادی – سلام آقای م.، بنظرم بحث درست و غلط نیست. تا همین صد سال پیش املای «آذربیجان» هنوز رایج بود و حتی در بعضی مقالات طنز آمیز آذر-بیجان مورد استفاده قرار گرفته که میگفتند ما یکجا که باشیم آذربایجان هستیم اما تنهائی بیجان هستیم!!! (روزنامه کشکول از 1891)

و اما در باره زبان سابق آذربایجانی ها که فکر کنم ورای شعار های ملتهب ناسیونالیستی چه پان ایرانیستی و چه پان ترکیستی که هرکدام موضوع را به یک طرف میکشند از نظر علمی شک و بحث بزرگی نیست. البته هزار سال پیش زبان اکثریت مردم ترکیه و آذربایجان امروز ترکی نبود و با کوچ قبایل ترک زبان ترکی شده اما خوب این زبان فعلی آنهاست و از این واقعیت نباید نتیجه ای سیاسی بر ضد این یا آن زبان گرفت. من در این باره تا جائیکه قلم قاصرم امکان داده نوشته ام. و اما  «ممالک آناطولی» هم جالب است که آن هم تقسیم به مملکت های ارضروم طرابوزان و دیاربکر و غیره میشد… «ممالک روسیه» هم میگفتند. در معاهده گلستان هم میگوید ممالک محروسه ایران و ممالک محروسه روس…

اصولا این تعبیر «مملکت» بمعنی منطقه و حتی شهر در گذشته و جود داشت. همین امروز هم در ترکیه میگویند «مملکتت کجاست؟» یعنی از کدام شهر و یا ولایت هستی؟

و یا به یک دهقان و یا کسی که اصلش از آنجاست چیزی میفرستند و او هم مثلا میگوید «بو پینیری مملکتدن گؤندردیلر» یعنی «این پنیر را از مملکتم (یعنی ده و روستایم) فرستادند.» جالب است، نه، که چطور معنی کلمات و نامها تغییر مییابند.

در شعر علی اکبر صابر خودمان در «هوپ هوپ نامه» هم هست که به نقل از محمد علی شاه و با لحن طنز میگوید: «آی آلان، مملکت ری ساتیرام…» که البته اشاره به ولایت ری و طبرستان ایران است که باز نشان میدهد «مملکت» آنوقت ها لزوما معنی «مملکت» امروز یعنی «کشور» و «دولت» را نداشت بلکه عموما وابسته به جای استفاده اش به ایلات، ولایت، منطقه، شهر و روستا هم گفته میشد.

س. – قابل توجه دوستانی که تعبیر «ممالک محروسه ایران» را مساوی فدرالیسم میگیرن!

عباس جوادی – «ممالک محروسه» یعنی ولایاتی که هرکدام یک خان و والی و رئیس و غیره دارد که مخاطب دولت مرکزی است که رئیس اش یا پادشاه و یا سلطان است و به او باج میدهند حتی اگر آن دولت مرکزی ضعیف هم باشد و بعدا حتی بر علیه اش قیام هم بکنند… البته بعد ها و بیشتر در قرن بیستم بود که این نظام ولایتی و ایالتی که مبتنی بر کشاکش و رقابت و عصیان و خوابانیدن قیام های محلی بود از بین رفت و دولت های کوچکتر اما مرکزی امروزی ایران و ترکیه بوجود آمد

یک علت واهمه دولت هائی مانند ایران و ترکیه از فدرالیسم هم احتمالا در این حافظه تاریخی است که میترسند کنترل را ازدست دهند و این واهمه چندان هم بی دلیل نیست

م. – بسیار سپاسگزارم از پاسخ ها و راهنمایی ارزشمندتان.

عباس جوادی – اختیار دارید. با کمال میل!

م. – در مورد زبان منطقه هورامانات (اورامانات) اطلاع دارید؟ . گفته که میشود که هورامانی تقریباً فارسی پهلوی است که به دلیل ویژگیهای جغرافیایی بدون تغییر باقی مانده.

عباس جوادی – دقیق نمیدانم. مثل اینکه نوعی «پروتوتیپ» کُردی بوده، نه؟

مثل تاتی آذربایجان… لهجه ای از زبانهای ایرانی- مادی؟

م. – از صحتش مطمئن نیستم. اما فکر میکنم کردی تغییر یافته (تکامل یافته) زبان آنها باشه. چون کلمات مشترک بینشان پیدا میشه.

م. – در مورد اینکه چرا مردم آذربایجان زبان آذری رو قبول کردن، حدس من اینه که به دلیل شهرنشینی بیشتر و داشتن شهرهای بزرگ بوده. مردم شهر معمولاً به دلیل داشتن ارتباطات زیاد با کانون قدرت و روحیه مدنیت انعطاف بیشتری از روستاییان داشتن

عباس جوادی – این نظریه را شنیده ام. در مورد کِرد ها و زندگیشان در کوهستان و بلوچ ها در صحرا و گیلک ها و مازندرانی ها بین کوه ها و خزر هم این را گفته اند و شاید هم تا حدی درست است. الله یعلم.

م. – کردها بهدلیل روستا نشینی و عدم تمرکز در مناطق مشخص تونستن زبان کردی رو کماکان بکارببرن

عباس جوادی – شاید. شاید.

عباس جوادی – شکل غلیظ تر این نظریه در مورد زبانهای قفقاز شمالی مانند چچنی و آواری و غیره هم گفته میشود

م. – به نظر من روی این قضیه که ساکنان آذربایجان و استانهای همجوار زبان آذری رو قبول کردن و اصالتا ماد هستن خیلی باید اطلاع رسانی کرد تا هم نژاد پرستان ایرانی و امثال گرگ های خاکستری از اشتباه خود کاملاً مطلع بشن

عباس جوادی – آقا فایده ندارد!!! دانش و اعتقاد دو موضوع مختلف اند. دانش را میشود عوض کرد. اعتقاد بسختی عوض میشود و اکثرا هم کسی در زمینه اعتقاد تخفیف نمیدهد!

دانش با سوال و شک و بررسی و مکالمه و مطالعه حاصل میشود. در ایمان و اعتقاد شک و سوال نیست.

م. – واقعاً!

Advertisements

برچسب‌ها: , , , ,

دسته‌بندی شده در: نقشه ها, چشم انداز آذربایجان و ایران, يادداشت های سرپائی

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s