زوال زبان ها چیزی طبیعی است

Languages

عباس جوادی – این احتمال وجود دارد که بیش از نصف تقریبا 7000 زبانى که در حال حاضر در دنیا وجود دارد تا سال 2100 از بین برود (1). گروه های مختلفی کوشش میکنند از روند زوال این زبان ها جلوگیری کنند. در بعضی موارد اگرتلاش روشنفکران و نویسندگان این یا آن زبان با حمایت دولت متبوع آنها همراه باشد میتوان شاهد «نجات» و بقای این زبان ها و احیای کاربرد شفاهی و شاید کتبی آنها بود اما ظاهرا روند کلی و تاریخی این است که زبان های «قدرتمند» که در سطحی بین المللی و یا منطقه ای در زمینه های علمی، تکنولوژیک، تجارت، توریسم و غیره رواج دارند (انگلیسی، روسی، چینی، آلمانی، فرانسوی و غیره) و یا زبان رسمی یک دولت هستند شانس بیشتری برای بقا و حتی پیشرفت دارند در حالیکه زبان ها و لهجه هائى که نه چنان قدرتی دارند و نه رسمی هستند در سطح «زبان زندگی خصوصی» باقی مانده و بخصوص اگر تعداد متکلمین آنها زیاد نباشد بتدریج از بین خواهند رفت.

در ایران و منطقه، تاریخ نمونه های بسیاری از ناپدید شدن زبان ها دارد. حتی بعضی زبان ها که در منطقه ای وسیع از طرف جمعیتی نسبتا بزرگ تکلم میشدند هم از بین رفته و جای خود را به زبان و یا زبانهای جدید تری داده اند. زبان ماد ها یکی از این زبان هاست وما اطلاعات فوق العاده کمی در این مورد داریم و دقیقا نمیدانیم که شرایط و علت از بین رفتنش چه بوده است. زبان های خوارزمی، تخارى و یا سغدی که از زبان های شمال شرقی و ایرانی هستند نیزاز آن جمله اند. اما عموما میتوان حدس زد که این زبان ها اولا یکشبه از بین نمیروند و ثانیا کاملا از بین نمیروند بلکه با استحاله و یا تبدیل به زبان ها و لهجه های دیگر به نوعی به حیات خود ادامه میدهند. مثلا گمان کلی این است که زبان «مادی» در زبان های ایرانی-شمال غربی تاتی، کُردی و تالشی و حتی گیلکی و مازندرانی مستحیل شده است.

از این شاخه های زبان های ایرانی شمال غربی کُردی هنوز پا برجاست و حتی بخاطر تحولات سیاسی صد سال اخیر پیشرفت هم کرده است. اما مثلا مازندرانی دیگر عملا جای خود را به فارسی معاصر داده است در حالیکه تاتی اگرچه از اکثر نقاط آذربایجان رخت بربسته و جای خود را به ترکی آذری داده، اما هنوز در بعضی نقاط آذربایجان و استان مرکزی مورد استفاده شفاهی بعضی گروه های مردم است. البته یک علت زوال زبان تاتی (و یا در مجموع «فهلوى») که قبل از گسترش ترکی درآذربایجان زبان گروه بزرگی از مردم بود کوچ و اسکان اقوام و قبایل ترک زبان از آسیای مرکزی به آذربایجان، قفقاز و آسیای صغیر (آناتولی) بوده است اما با نگاه به سرنوشت مازندرانی و یا تا حدی لُری بعید است که این عامل تنها دلیل زوال تاتی باشد.

ظاهرا بقا، احیا و پیشرفت و یا زوال تدریجی و از بین رفتن زبانها چیزی نیست که فقط وابسته به چند دلیل مشخص و یا شرایط سیاسی و تاریخی باشد.یعنی نمیتوان بطور دقیق و با اطمینان گفت که اگر فلان شرایط موجود باشد فلان زبان با بهمان ویژگی ها از بین میرود و یا زنده مانده و پیشرفت میکند. زبان بلاروس («روسیه سفید») طوریکه میگویند فرق چندانی با روسی ندارد و لهجه ای از روسی است که تا استقلال بلاروس پس از فروپاشی شوروی فقط در حوزه خصوصی انسانها و بخصوص در روستا ها صحبت میشد. بعد از استقلال روشنفکران بلاروس کوشش زیادی نمودند که آن را بصورت زبانی مستقل از روسی در آورند اما با وجود یک دولت بلاروس که زبان «رسمی» اش هم بلاروسی است، عملا هنوز هم زبان اول که دربلاروس استفاده میشود روسی است.

سرزمین چک و اسلواکی را اگر در نظر بگیرید در این سرزمین ها که تا اویل قرن بیستم بخشی از امپراتوری هابسبورگ بودند زبان رسمی عملا آلمانی بود اما با کوشش و تبلیغات روشنفکران، ایجاد حکومت چکسلواکی در اوایل قرن بیستم زبان چکی – اسلواکی شروع به رشد چشمگیری نمود. این دو «زبان» به همدیگر فوق العاده نزدیک اند و بگفته کسانیکه به هردو اشنا هستند شاید فرقشان مانند فرق انگلیسی آمریکا و بریتانیا باشد اما بعد از جدائی جمهوری های چک و اسلوواکی هر کدام بعنوان زبان مستقل و رسمی یکی از این کشور ها در آمدند. در مقابل، آلمانی چه در آلمان و چه در اتریش و سوئیس آلمانی است اگرچه بین لهجه های مثلا برلین و زوریخ فرق بسیاری هست و حتی زبان آلمانی سوئیسی ها برای آلمانی ها تقریبا غیر قابل فهم است. از طرف دیگر در بریتانیا هم دولت و هم رسانه ها از قبیل بی بی سی سعی به حفظ و احیای زبانهای اسکاتلند و ویلز (اسکاتیش، ولش) میکنند اما این هر دو زبان که در مقابل انگلیسی پیوسته در حال عقب نشینی بوده اند احتمالا با وجود تقویتی نسبی هرگز به سطح نفوذ و توان زبان انگلیسی نخواهند رسید.

با وجود گوناگونی مثال ها و مشکل بودن نتیجه گیری کلی احتمالا میتوان یکی دو تشخیص را عمومی و بین المللی خواند. یکم: زبان های بین المللی ظاهرا طول عمر بمراتب بیشتری نسبت به دیگر زبان ها دارند. دوم: زبان های رسمی کشور ها نسبت به زبان های غیر رسمی پا برجا ترو با نفوذ تر و در زندگی عملی در آن اجتماع «بدرد بخور ترند». سوم: زبان هائی که از طرف تعداد قلیلی از مردم کشور و منطقه متبوع خود استفاده میشوند نسبت به زبان هائی که متکلمین پر جمعیتی دارند درموقعیت ضعیف تری هستند. و چهارم: احتمال استحاله زبان های کوچک اقلیت ها در زبان رسمی یک کشور در شهر ها بیشتراز روستا ها و نقاط کوهستانی است. بهمین ترتیب هر چه رشد شهری شدن، مهاجرت، پیشرفت اقتصادی، ادغام اقتصادی – اجتماعی و ارتباطاتی متکلمین یک لهجه و یا زبان اقلیت با بقیه مردم کشور متبوع خود بالا رود امکان آمیزش زبانی با زبان و یا لهجه اکثریت و یا رسمی و در نهایت پسرفت زبان و لهجه اقلیت و زوال آن بیشتر است. اما نمونه هائی هم هستند که نشان میدهند که این روند لزوما در همه جا نتایج کاملا مشابهی نمیدهد.

البته طوری که ذکر شد هیچکدام از این نتیجه گیری ها در هر شرایطی صد در صد صادق نیست و تحول هر زبان معین میتواند نسبت به شرایط مشخص خود از روند عمومی و احتمالی فرق کند.

اما در نهایت، در دنیای معاصر، نیاز های اقتصادی، اشتغال و ارتباط با دیگران عامل مهمی در تصمیم افراد درمورد اولویت های زبانی شان است. بخصوص در عصر کنونی ارتباطات و بین المللی شدن معلومات، تحصیل، اقتصاد، تجارت، تکنولوژی، توریسم، سیاست و علم و فرهنگ زبان و یا زبان های مورد ترجیح افراد نه بر پایه عقیده و تمایلات ملی و گروهی بلکه بر پایه زندگی عملی و نیاز های اجتماعی افراد و خانواده ها مانند اشتغال و امتیازهای عملی و مادی معین میشوند.

پروفسور مارک پیگل استاد زبانشناسی و زیست شناسی تکاملی دانشگاه ردینگ انگلستان میگوید (2) تکثر بیش از حد زبان ها موافق با نیاز زمان دایر بر تسهیل ارتباطات و تفاهم بین انسان ها نیست و روند کلی اصولا باید رو به استاندارد شدن و تقلیل تعداد زبان هاى مورد استفاده مردم در سطحی وسیع تر از فقط خانواده و محیط شخصی باشد همچنانکه در اندازه گیری زمان، مسافت و یا حرارت هم داشتن چندین معیار مختلف متناسب با نیاز های عملی مردم دنیا نیست.

این البته به معنای لزوم زوال همه زبان ها و يا لهجه های کوچک دنیا نیست. اگر طرفداران حفظ زبان هائی که تحت خطر زوال قرار دارند موفق شوند، میتوان این زبان ها را که بخشی از فرهنگ رنگارنگ بشریت است اقلا تاحدى حفظ کرد و حتی شاید تبدیل به زبان مورد استفاده در محاوره و مکاتبه های رسمی نمود ولی به سختی میتوان آنها را تبدیل به رقیب زبان های «قدرتمند» و با نفوذ بین المللی و یا رسمی کشور ها کرد.

——————————

1. Enduring Voices, A project by National Geographic

2. Marc Pagel: How Language Transformed Humanity – video

———————————

از فیس بوک

ف.: آقای جوادی ؛ وضعیت زبان ترکی آذربایجانی را در ایران و جمهوری آذربایجان چگونه ارزیابی می کنید؟ در مقاله اشاره ای نکرده بودید.

عباس جوادی: سلام علیکم آقای ف.، نه، این مقاله بیشتر عمومی بود. در نظر دارم در آینده از همین زاویه به تحول ترکی آذری نگاهی بیاندازم. البته تا حالا در فرصت های متعددی در این باره نوشته ام که اگر به آرشیو نگاه کنید خواهید دید. اما عجالتا عرض کنم که یک موضوع مربوط به حقوق شخصی و گروهی انسان ها میشود که در این مورد تعریفش حق اجتماعی و سیاسی تحصیل بزبان مادری است. نکته ای که موضوع محوری این مقاله است اگرچه با آن مسئله حقوق و عدالت اجتماعی مربوط است اما بیشتر به وضع و تحولات عینی بر پایه نیاز های افراد (اشتغال، تحصیل، کار، علم، ارتباطات و غیره) مربوط میشود. از این زاویه فرق چندانی بین ترکی آذری ایران و مثلا گیلکی نیست مگر اینکه ترکی آذری جزو زبانهای فارسی نیست و از طرف دیگر تعداد ترکی زبانان آذری در ایران از مثلا مازندرانیها و یا لُر ها خیلی بیشتر است. دو نکته دیگر که ویژگی ترکی آذری است نقش ترکی زبانان و بخصوص آذربایجانی ها در تاریخ ایران است که بنظرم خد اقل در 500 سال اخیر ایران معاصر بعد از از اسلام را ساخته و با چنگ و دندان از آن حراست کرده اند و ثانیا وجود جمهوری آذربایجان و ترکیه در همسایگی آذربایجان ایران است که از طرفی باعث تقویت ترکی در آذربایجان ایران شده اند و از طرف دیگر بخاطر مداخلات و دست اندازیهای روسیه (و بعد شوروی) و عثمانی عکس العمل و خاطره ای منفی بین ایرانیان و حتی آذربایجانیان نسبت به خواست های تحصیل بزبان مادری ایجاد کرده است.اعتراف میکنم که این موضوع بسیار پیچیده ای است و در یک مقاله نمیگنجد اما من کوشش خودم را خواهم کرد.



دسته‌ها:يادداشت های سرپائی, زبان و ادبیات

نطری دارید؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s