خوب و بد «فرهنگ مردمی»

Meseller
عباس جوادى –  «دؤرد آروادین عقلی بیر قره تویوغون عقلیجان اولماز» («عقل چهار زن به اندازه عقل یک مرغ سیاه نیست.») اين ضرب المثلی است که در کتابها ثبت شده، یعنی مردم آنرا میگفته و تکرار میکرده اند و شاید هنوز هم بعضی ها تکرار میکنند. مطمئنم نظیر این قبیل ضرب المثل ها را در هرزبان، حد اقل در خاور میانه ما، به راحتی میتوان پیدا کرد. اماتعداد كمى از ضرب المثل های هر زبان و فرهنگ از نوع ضرب المثل فوق تبعیض آمیز و خصومت انگیز هستند در حالیكه در صد بسيار بالاتر ضرب المثل ها و عموما «فرهنگ مردمی» همه زبانها و اقوام فوق العاده آموزنده و جالب اند. از سوی دیگر اکثر آنچه که ما امروزه با فرهنگ بشری خود در قرن بیست و یکم «تبعیض آمیز» و «قبیح» میخوانیم احتمالا صد سال پیش منفی جلوه نمیکرد. سوال اینست: آیا وقتی ضرب المثل ها و عموما فرهنگ مردمی یک قوم و ملت را جمع آوری میکنیم باید با صداقت همه آنها را صرفنظر از خوب و بد بودنشان عرضه کرد یا اینکه آنچه را که امروز بعنوان بد، منفی، تبعیض آمیز و مضرّ میدانیم اصلا از قلم انداخت و باصطلاح «قیچی کرد»؟

از زمانیکه تارنمای تورکی مثللر و از سوی دیگر صفحه فیس بوک «تورکی مثللر – امثال ترکی آذربایجان» راه اندازی شد ما سعی کردیم در درجه اول امثال و حکم کتاب مرحوم علی اصغر مجتهدی را بتدریج در آن بگنجانیم و در ضمن دیگران هم هر ضرب المثلی را که به ذهنشان میرسد در همانجا ثبت کنند. اخیرا هم با درنظر گرفتن نقاط ضعف فیس بوک از قبیل نبودن آرشیو و یا امکان جستجو وبسایت جداگانه ای بنام «تورکی مثللر» را باز کردیم تا همه امثال و حکمی را که در دست داریم بتدریج در آنجا هم وارد کنیم. این سایت به کاربران امکاناتی را میدهد که در فیس بوک مهیا نیستند: تقسیم کردن («شئر» کردن) امثال با دیگران، چاپ و با ایمیل فرستادن آنها، و جستجو از طریق کلید واژه و یا الفباء.

در این مدت هر چند روز یک بار با این سوال روبرو میشویم که آیا این و یا آن مثل را هم که در منبع مزبور و ديگر منابع هست و یا کسی از بیرون نوشته است در این صفحه بگنجانیم یا نه. این امثالی که مورد شک و شبهه ما میشوند مستقیما و یا بطور ضمنی معنائی توهین آمیز نسبت به بعضی گروه های مردم (زنان، اقوام مختلف، روستائی ها، ساکنین شهر های مختلف خود آذربایجان و یا دیگر شهر های ایران) دارند.

طبیعتا برخلاف تبلیغاتی که بعضی ها میکنند فرهنگ هیچ گروه قومی و ملی پاک و نزیه نیست و نمیتوان ادعا کرد فلان فرهنگ فلان مردم عاری از هرگونه تصورات باطل و یا توهین آمیز نسبت به دیگران است. اکثریت قریب باتفاق ضرب المثل های همه اقوام و ملل عبارت از سخنان حکیمانه، نغز و پرمعنا و حد اقل «از نظر سیاسی بی ضرر» هستند. از این جهت شکی نیست که اصولا خوبست ادبیات فولکلور و «مردمی» هر زبان و فرهنگی از جمله ترکی آذری حفظ شود. اما آیا آن یکی دو در صدی که نشان دهنده پیشداوری ها و احساسات نه چندان دوستانه ی یک گروه نسبت به گروه های اجتماعی دیگر هست هم باید ثبت و پخش شود؟

من مطمئن نیستم که اصولا درست است این نمونه ها را عینا در اینجا داد یا نه. مثلا ضرب المثل های بسیاری بین امثال و حکمی که ده ها و صد ها سال است بین مردم رایج اند یافت میشوند که حالت تمسخر و حتی توهین نسبت به کُرد ها، ارامنه، روسها و خود تُرک ها دارند. در عین حال بعضی ضرب المثل ها معنائی بر ضد مثلا افراد طاس و یا چاق و یا بعضی اصناف و اقشار مانند حمالان و غیره دارند.

اکثر این ضرب المثل ها (و ضرب المثل های جدید تر) بین مردم رایج اند و مثلا من خودم خیلی از آنها را شنیده بودم. یعنی جمع آوری کنندگان این قبیل امثال و حکم خود نویسنده و مولف اینها نیستند. مسئله بر سرگناهکار خواندن نویسنده ای و یا مذموم نامیدن کتابی نیست. بعضی ها این راه را در پیش میگیرند. واقعیت دیگر اینست که من میدانم مشابه این قبیل امثال و حکم و اشعار و داستانها در دیگر زبانها و فرهنگ ها هم نسبت به انواع و اقسام گروه های اجتماعی و شهری و قومی و مذهبی و غیره هست. از اینها نمیتوان و نباید هیچ نتیجه گیری بر علیه کسی و گروهی اجتماعی و یا قومی کرد.

بعضی از شاعران و نویسندگان برجسته و معروف ما و یا کشور های دیگر منطقه و حتی غرب هم از این قبیل اشعار و مطالب و آثار دارند که حالا بطور قابل فهمی مورد تحلیل و نقد قرار میگیرند. مشاهیری مانند فردوسی، نظامی، سعدی، خاقانی و یا حتی شکسپیر و واگنر هم از این قاعده مستثنی نبوده اند.

اما سوال من اینست: آیا در انتخاب، جمع آوری و پخش دوباره این قبیل مطالب (امثال، حکم، اشعار و داستانها) باید این قبیل مطالب را که نسبت به این یا آن گروه اجتماعی توهین آمیز هستند از قلم انداخت؟ میدانم که در ادبیات مثلا اشعار و داستان هائی را که بطور روشن تحقیر آمیز هستند و یا قبح کلامشان شدید است حذف میکنند. آما آیا این کار درست است؟ آیا در این مورد صداقت به اصل و دیدن تمام تصویر (از جمله موارد توهین آمیز) درست تر است یا «پاک کاری» آثار فرهنگ باصطلاح «مردمی» (مانند امثال و حکم) و یا حتی آثار شفاهی و یا مکتوب ادبی؟ ثانیا مرز کجاست؟ چرا که بعضی از اینگونه مطالب مورد مباحثه «نرم تر» از بقیه هستند و بعضی «تند تر». بعضی ها بنظر یکی مشکلی ندارند و بنظر دیگران تحقیر آمیزند. و بالاخره: معیار انتخاب و «سانسور» باید معیار کی و کدام مرجع باشد؟ دولت؟ اشخاص و گروه ها؟ موسسه های علمی؟ ایا اصولا بجاست و یا کسی و موسسه ای حق دارد چیزی را بخاطر نگرانی های حتی مورد قبول همه از یک مجموعه امثال و حکم و یا اشعار یک نفر پاک کند؟

خود مرحوم علی اصغر مجتهدی بنظر میرسد هیچ فرقی بین امثال و حکمی که جمع کرده است نگذاشته و صرفنظر از اینکه ممکن است اینطور یا آنطور درک و تفسیر شوند هرچه را بین مردم رایج بوده و شنیده قید کرده و به چاپ داده است. ایشان حتی در زیر حرف «ک» در صفحه ئی که امثالی که با کلمه «کُرد» شروع میشوند چون بعضی امثال لحنی تحقیر آمیز دارند این یادداشت را علاوه کرده اند: «امیدواریم که برادران کُرد ما در باره امثالی که فوقا اشاره رفته و متضمن کلمه «کرد» است به مولف خرده گیری نفرمایند زیرا اولا چنانکه میدانند در مثل مناقشه نیست وثانیا مقصود اصلی ما جمع آوری امثال سائره است و گر نه امروز از تعصبات جاهلانه که در قدیم مابین کرد و غیر کرد و ترک و تات وجود داشته خوشبختانه اثری نیست…»

تاریخ انتشار این اثر سال 1334 شمسی است.

البته سبک فراگیر مرحوم مجتهدی هم طرز کاری است که همه با آن موافقت ندارند چرا که بنظر آنها صداقت به امانت و صدق به اصل اثر مهم است اما اگر توهین و تحقیر نسبت به هر گروه اجتماعی، قومی، دینی، فرهنگی و جغرافیائی کند باید با تبلیغ و ترویج از فرهنگ شفاهی و کتبی مردم تصفیه گردد.

حد اقل در مورد صفحه فیس بوکی امثال ترکی آذری («تورکی مثللر») سبک کار بنده این بوده است که امثالی را که حتی ممکن است در بین مردم رایج باشند اما بنظر عموم نسبت به این یا آن شخص و گروه های اجتماعی لحن توهین آمیزی دارند در این صفحه وارد نکنیم.

البته میدانیم که مثلا بین تِرک ها و ارمنی ها بعضی امثال و باصطلاح «فکاهی» ها ئی رایج هستند که نسبت به همدیگر لحنی توهین آمیز دارند. اما چه نیازی هست که این قبیل مطالب پخش شوند و اشاعه یابند؟

ولی اگر نقل نکردن این قبیل امثال و حکایات و اشعار راه درستی نیست، راه بهتر کدام است؟

———————————————–

از: فیس بوک

A: به نظرم خوب و بد فرهنگ مردمی – با بیشترین جزییات ممکن- باید ثبت و ضبط شود. این که در جایی هیچ مَثَل توهین آمیز یا نژادپرستانه ای نباشد غیرمحتمل است و اگر این موارد ثبت و به رسمیت شناخته نشوند، مخالفت با محتوایشان هم سخت تر می شود. به علاوه حدس می زنم این موارد بیشتر به صورت شفاهی منتشر می شوند.

Abbas Djavadi در درون من شخصا یک تضاد هست. هم در زمینه ادبیات «مردمی» مانند امثال و حکم و بایاتی ها و هم در زمینه ادبیات مکتوب مثل آثار شاعران و غیره. میدانیم که در این هر دو طبقه بندی مطالبی هستند که جنبه ضد این یا آن قوم و مذهب دارند. و یا بگوئیم ضد زن هستند. یا این و آن طبقه اجتماعی و یا ساکنین این و آن شهر و مملکت را مسخره میکنند. و یا اصلا قُبح کلام دارند. البته اینها را در پس منظر تاریخی اگر ببینیم خیلی چیز ها روشن میشود. اما مثلا من از طرفی نمیخواهم اینها را از کتابها و اینترنت قیچی و سانسور کنند و از طرف دیگر مثلا نمیخواهم چیزی که با دیده تحقیر به فلان قوم و ملت و یا زنان و یا اهل فلان شهر نگاه میکند بین مردم عامی رواج یابد و یا نمیخواهم مثلا کودکان من در سنّ بلوغ مطالب قبیح ادبیات را بخوانند.

M:قئیچی‌له‌مه‌یه ائحتییاج یوخدو منجه. ذاتن منفی بیر اؤزللیگی رفع ائله‌مک اوچون، سانسور ائله‌مک یئرینه اونون وار اولدوغونو قبول ائله‌مک یاخشی اولار.



دسته‌ها:يادداشت های سرپائی

برچسب‌ها:, , ,

نطری دارید؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s