سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

دنبال الفبا و املای جدید میگردید؟

عباس جوادی – یکی از دوستان خوب و جوان با کمال صمیمیت و دلسوزی پرسیده است: به نظر شما نگارش ترکی (ایرانی) با کدام خط شیواتر و آسانتر است؟ – الف: فارسی-عربی، ب: لاتین. هم این دوست و هم دوستان خوش نیت دیگر این توضیحات بنده را به دل نگیرند. واقعا و صمیمانه عرض میکنم منظور بنده این دوستان نیستند. ولی اگر اجازه بدهید عرض کنم که این قبیل سوال ها و بحث ها اغلب از روى بيسوادى مطرح ميشوند و خود صورت مسئله مشکل دارد. اگر سوال را اینطور به صورت انتزاعی مطرح کنیم خوب، هر کس یک نظری میدهد و تمام. اما یعنی چه کدام نگارش «شیوا» تر است؟ فرض کنید من میگویم از نقطه نظر سلیقه و ذوق بنده، الفبای چینی شیوا تر است. و یا الفبای گرجی آسانتر است. واقعا خط چینی که با قلم و مرکب بنویسید مثل نستعلیق خودمان عین اثر نقاشی است و مثلا الفبای گرجی هم بسیار آوا – بنیاد (به اصطلاح فونتیک) است یعنی هر حرف کم و بیش یک آوا را نشان میدهد. خوب، بعد چی؟ حالا بیائیم ما هم الفبا و نگارش فارسی و یا ترکی مان را عوض کنیم؟

متاسفانه این بحث ها به این صورت خیلی مُد شده. با این ترتیب میشود سوال کرد آیا ملت فرانسه برای شما خوش آیند تر است یا ملت ایران؟ یا فرزند خودتان خوش تیپ تر است و یا فرزند حسن آقای بقال؟ یا اینکه مثلا زن همسایه قشنگ تر است و یا زن خودتان؟ خوب، بصورت انتزاعی میشود این سوال ها راکرد. شاید بگوئید ملت فرانسه خوش آیند تر است، فرزند همسایه خوش تیپ تر است و زن همسایه قشنگ تر است. این تشخیص در همین جا بماند که مشکلی نیست. مشکل زمانی شروع میشود که آدم تصور کند پس آدم باید ملتش، تاریخش، فرهنگش، فرزندش و یا زنش را عوض کند. واما این که سیب نیست که از سوپرمارکت بخرید و امروز این سیب را بخرید و فردا آن سیب را.

بعضی چیزها هست که شما آن را انتخاب نمیکنید. و یا اینکه صد ها و هزاران سال است که وجود داشته و دارد و شما در درون آن متولد میشوید و رشد و نما میکنید. افراد نمیتوانند تاریخ و یا هویت و فرهنگ گذشته ملتشان و یا خانواده شان را عوض کنند. و یا همینطوری هر از گاهی الفبایشان را تغییر دهند. حالا میشود بعد از هزاران سال به یهودیان، یا ارامنه و اعراب گفت الفبایتان را عوض کنید؟ هر الفبا و املائی هم که قدیمی تر باشد طبیعتا ضمن غنا و سنت قدیمی و آثار نوشتاری و ادبی، کاستی ها و نقطه ضعف هائی هم دارد. تازه به فرض محال اگر آنها الفبا های تاریخی شان را عوض کنند مگر چه میشود؟ و یا میشود گفت شعرا و نویسندگان و پادشاهانتان را کاملا طرد کنید و مثلا پادشاهان هزار سال پیش ملل همسایه را همچون پیشینگان خودتان بپذیرید؟

تازه همه این مباحث از قبیل نقطه ضعف های تاریخ و الفبا و فرهنگ و زبان و غیره بیش از حد «مدرنیستی» است و پایه واقع گرایانه چندانی ندارد. این بحث طولانی است. بحث الفبا هم به آن سادگی نیست که خیلی ها تصور میکنند. الفبا ها همه و یا اکثریت بزرگشان که در حوزه خلیج فارس و اسیای غربی  و اروپا و روسیه و اسیای مرکزی استفاده میشدند و میشوند همه از یک منبع (فنیقی) آمده اند و هیچکدام به معنی کامل و دقیق کلمه «ملی ملی» نیستند. اینکه کدام یک شیوا تر است چیزی کاملا سلیقه ای است. این را هم که کدام یک از نظر خواندن و نوشتن ساده تر است را میتوان مورد بحث قرار داد. حالا بگوئیم چینی اصلا آسان نیست. خوب، چینی ها بیایند الفبایشان را عوض کنند؟ یا یهودیان  و ارامنه و یا هندی ها؟ یعنی این است معیار مدرن بودن؟ یعنی همه مشکلات از الفباست و اگر الفبا را عوض کنیم همه مان مدرن و مرفه و آزاد و پیشرفته میشویم؟ اگر به چینی ها و اسرائیلی ها و یا در کفه دیگر همین کشور های دور و نزدیک عقب مانده که الفبا و املای لاتین دارند نگاه کنید میفهمید که الفبا و لاتین و یا شیوائی و آسانی یک الفبا و املا ربطی به سواد و پیشرفت و رفاه و آزادی ندارد.

در ایران اصولا ترکی آذری «رسمی» نشده یعنی در مدارس تحصیل و تدریس نمیشود که البته وعده بنظر من سرخرمن داده اند که روزی قرار است این کار انجام بگیرد. ولی این نیست که پس بنا بر این ما برای ترکی ایران یعنی ترکی آذری الفبا و املا نداریم. الفبا که بیشتر از هزار سال است داریم و داشتیم. تولید به ترکی به اندازه عربی و فارسی در تمام این هزار سال کمتر بوده ولی هرچه بوده به الفبای فارسی – عربی بوده. از فضولی و نسیمی تا صابر و محمد قلی زاده و آخوندزاده و شهریار همه با الفبای فارسی نوشته اند. این نیست که ما حالا میخواهیم از صفر شروع کنیم. قواعد و سنت معینی برای املا هم بوده اگر چه در قرن بیستم بخاطر فقدان تحصیل و تدریس این قواعد فراگیر نشده اند. اینجوری نیست که حالا در به در دنبال یک الفبا و املای جدید هستیم – اگر چه میفهمم، بسیاری اینطور فکر میکنند و حتی از خودشان یک رشته قواعد املا درست میکنند که برای یک دوره برزخ (میان آب و آتش، میان ممنوعیت و قانونیت) شاید هم چیزی طبیعی است.

در یک مقاله دیگر که لینکش را در پائین داده ام هم عرض کرده بودم: اگر ما همه چیز را از صفر صفر شروع میکردیم، بله. در آنصورت همه نظر میدادند و بحث میشد و چیز کاملا جدیدی را انتخاب میکردیم. ولی آخر ما که یک قبیله منزوی از بقیه ملل دور و برمان نیستیم که یک سری آدم جمع شوند و از صفر الفبائی و املائی برای ما دست و پا کنند. –

———————————————-

در ضمن بخوانید: الفبا و املای ترکی آذری

برچسب‌ها: , ,

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s