امراض زبانی

Analysis 1

یکی از دوستان تعریف میکرد که قبل از 1357 یکی از اساتید زبان فارسی که سعی داشت  برای هر لغتی یک ریشه فارسی پیداکند، می گفت «ویسکی» همان «و سه یکی» است  چون سه قسمت آلکل است که بایک قسمت آب قاطی شده است»!

شوخى نيست. این یک نوع تفرعن فرهنگی و زبانی است که در ایران ما خیلی ها به آن مبتلا هستند. اين حتى ميشود گفت يك نوع مرض است، يك «مرض زبانى» كه هم خودتان فكر ميكنيد و هم به ديگران القاء ميكنيد كه «ريشه بسيارى از لغات زبان هاى ديگر از فارسى است».  چرا؟ احتمالا بعضی ها ميخواهند  زبان خودشان را از زبان ديگران باستانى تر، غنى تر و بهتر و بدين ترتيب خودشان را بهمان ترتيب اصيل تر، با فرهنگ تر و والاتر از ديگران نشان دهند.

اين بيماری و بیماری های دیگری که بطور خلاصه به آنها هم اشاره خواهم کرد مثل جوش هاى صورت دوره بلوغ، زمانى پيدا شد كه ايران همراه با حکومت، روشنفکران و نویسندگانش تازه از آوار جنگ اول جهانى و خطر تلاشى و تقسيم بين روسيه و انگليس خلاص شده و با رضاشاه ميخواست دولتى ملى، مركزى و معاصر ايجاد كند و باين خاطر نيازمند سياست «يك ملت، يك زبان» بود و از همه امكانات منطقى و حتی غير منطقى استفاده ميكرد تا زبان مشترک و ملی ایران نو یعنی فارسی را غنى و قدرتمند نمايد و آن را باستانى نشان دهد و تحكيم بخشد. با این ترتیب ایران باستان را به عرش اعلی بردند و از آن یک دوره تخیلی و رویائی ساختند که فقط در بهشت میتواند موجود باشد.

اما اين را در جاى ديگرى هم نوشته بودم: اگر هم روزى، روزگارى اين قبيل طرز تفكر ها و سياست ها لازمه دوران بود و آنگونه تند روی ها ناگزیر بود، امروزه ديگر آن سبو بشكسته و آن پيمانه ريخته و آن كارد ديگر بجاى آنكه ما از آن استفاده كنيم دست خود ما را ميبرد.  در ثانى: اين قبيل «امراض زبانى» مخصوص ما ايرانى جماعت هم نيست.

همزمان با دوره رضاشاه، از زمان آتاترك در تركيه هم با همان انگيزه هاى قابل فهم دوره رضا شاه و سياست «يك ملت، يك زبان»، تركى تنها زبان تدريس، تحصيل، مطبوعات و مكاتبات تركيه شد و براى تحكيم آن، سياست هائى در پيش گرفته شد كه از روش هاى دوره رضا شاه هم تند روتر بود. سياستى بنام «تئورى آفتاب زبان»
Güneş Dil Teorisi
سياست رسمى دولت شد كه مدعى بود ريشه و اصل همه زبانهاى دنيا تركى است كه از آسياى مركزى نشأت گرفته (اين  تئوری از بس كه غير قابل دفاع بود بعد از مدتى مسكوت گذاشته شد). فرهنگستانى نو تاسيس بنام «تورك ديل كورومو» شروع به «پاكسازى» تركى از كلمات عربى و فارسى نمود و مانند ايران نويسندگان و زبانشناسان «مليتچى» شروع به تبليغ و استدلالاتى مثلا از اين قبيل كردند كه اصل و ريشه كلمه «كولتور» (فرهنگ) كه در اكثر زبانهاى اروپائى موجود است از تركى (دقيقترش از تركى چغتائى يعنى اوزبكى و فعل «كل-تور-ماق» بمعنى آوردن، گتورماق) است كه در يك لغت چغتائى از سال 1882 م درج شده است! حتى روايت قريب به يقين موجود است كه اين ادعا را خود آتاترك مطرح كرده بود (به اين منبع نگاه كنيد).

اما اينگونه كج اندیشی ها  و تند رويهاى دوره رضاشاه و آتاترك در ايران و يا تركيه در مقابل نقش عظيمى كه آنها هردو در تاريخ كشورهاى خود ايفاكرده اند يقينا كاهى است بر كوهى – و چيزى كه ما امروزه بايد با خونسردى از آن درس بگيريم و نه اينكه اينگونه كج انديشى ها را كه ديگر لزوم و نقش تاريخى هم ندارند و قابل توجیه هم نيستند بصورت فردى و گروهى ادامه دهيم.

یک پدیده دیگر که جزو «امراض زبانی» است مداخله جبری حکومت و دستگاه های اداری در روند طبیعی رشد زبان از طریق امر و نهی در مورد کاربرد واژگان، ملغی اعلام کردن یک عده لغات به اتهام  داشتن منشاء خارجی و به زور رایج نمودن یک عده لغت «خودی» ولی اکثرا ساختگی جدید بجای آن باصطلاح «کلمات خارجی» است. مجریان این سیاست هم این را «پاک سازی» زبان از  واژگان زبان های «غیر خودی» مینامیدند. البته به کمک همین نویسندگان و دانشمندان لغات بسیاری که محصول دوران معاصر هستند ایجاد و رایج شده اند مانند یخچال، هواپیما و یا دانشگاه. بیشک بدون این کوشش و خلاقیت روشنفکران و نویسندگان ایران، امروزه فارسی ما  در بیشتر موارد از این واژگان که حالا دیگر خودی شده اند محروم میشد. اینکه امروز شما برای تعبیر ها و مفاهیم جدیدی مانند کامپیوتر و یا هلیکوپتر بطور آزمایشی تعابیر فارسی ایجاد کنید و در صورت استقبال مردم در کاربرد روزانه از آن تعابیر جدید استفاده کنید چیزی طبیعی است. یک رشته لغات دیگر مانند آسانسور و یا میکروسکوب از زبانهای اروپائی وارد زبان ما و دیگر زبانها شده و جا افتاده و بدین ترتیب «خودی» شده اند.  اما  چرا باید لغات و تعابیری مانند «کتاب» و یا «مدرسه» را که ما هزار سال است استفاده میکنیم و مشکلی با آنها نداریم عوض کرده جای آنها تعابیر و واژه های ساختگی بگذاریم؟  این لغات چه اصلشان عربی و ترکی و سانسکریت باشد و چه تاتی و پهلوی، همه «مال ما» هستند و تبدیل به واژگان طبیعی فارسی امروزی ایران شده اند.  در زمان پهلوی و بخصوص اوایل رضاشاه این کار رواج داشت. اما نظر به اینکه اکثر این لغات باصطلاح غیر خودی منشاء عربی داشتند و دارند، در دوره جمهوری اسلامی «اهل نظر» از این گونه تلاشها دست شستند.

یک مرض دیگر مربوط به زبان که اتفاقا با همین باصطلاح «پاکسازی» زبان هم مربوط است رقابت بر سر این موضوع است که واژگان کدام زبان بيشتر «ناب» یعنی «خودی» است و فرهنگ لغات کدام زبان ها بیشتر منشاء زبانهای خارجی دارند.  در ایران بعضی فارسی زبان هاى عوام گیر داده اند که ترکی آذری در اصل «زبان نیست» بلکه «مخلوطی از زبانهای خارجی است». از سوی دیگر بعضی ترک زبانان عوام هم از سر عناد میگویند فارسی بیشتر از نصفش عربی است. البته با این ادعا ها نه آن طرف و نه این طرف نیت بحث علمی ندارند بلکه فقط میخواهند طرف مقابل را نفی کنند و باین طریق برای زبان خود با این ترتیب امتیازی قلابی و ساختگی قائل شوند. من در مقاله دیگری (اینجا را کلیک کنید) سعی کرده ام نشان بدهم که این نوع رقابت ها و «زبان من پاک تر است» گفتن ها درست مثل ااینست که کودکی بگوید «پدر من خوش هیکل تر و پولدار تر از پدر توست» و  به همان درجه خنده دار و کودکانه است، در حاليكه تا صد سال پيش بيشك سهم لغات عربى، هم در فارسی و هم در تركى بسيار زياد بود، حالا منشاء اصلى حدود چهل در صد واژگان هم فارسى و هم تركى از عربى و يا زبانى ديگر است (فارسى بيشتر کلمات عربى دارد و تركى هم از عربى و هم از فارسى اعت گرفته است در حالیکه میزان لغات قارسی و ترکی در عربی بدلایلی که در این نوشته جایش نیست، بسیار پائین است). و ليكن واقعا ديگر نميتوان واژگانی مانند «كتاب» و «آقا» و يا «سينما» را به صرف اينكه ريشه اصلى و گذشته اين كلمات فارسى نيست آنها را از زبان «اخراج» كرد چرا كه نه فقط «كتاب» و «آقا»  از هزار و يا صد ها سال باينسو، بلكه لغات جديدترى مانند «تلفن» و «فيلم» هم در همین 7-80 سال اخیر ديگر «خودى» و «مال ما» شده اند. در زبانهاى انگليسى و يا آلمانى هم امروزه كسى نميداند، علاقه اى هم ندارد بداند كه افعال تجويز كردن، توصيف كردن و نوشتن يعنى
prescribe, describe, schreiben, beschreiben
از لاتين و مصدر «نوشتن» يعنى
scribere
است همچنانكه ريشه ده ها هزار واژه زبانهاى اروپائى يا از لاتين است و يا از يونانى. ولى اين امروزه نه براى ايتاليائى ها كه وارثان زبان و فرهنگ لاتين هستندو يايونانى ها مدال افتخارى تشكيل ميدهد و نه براى انگليسى، فرانسوى و آلمانى زبانها دليلى براى احساس عقده حقارت و انگیزه ای برای «پاكسازى» زبانشان از لغات لاتين و يونانى.

نمیدانم ديده ايد يا نه، يك كمدى آمريكائى هست بنام «عروسى يونانى» كه در آن  پدر زن يونانى سر هر فرصت به داماد آمريكائى اش فخر فروشى كرده ميگفت: ريشه همه كلمات همه زبانهاى دنيا يونانى است. تو هر مثالى ميخواهى بزن تا من ربشه يونانيش را بگويم!! بعد هم واقعا براى هر لغتى چيزى پيدا ميكرد و ميگفت و بعد ميافزود: «البته با تغيير زمان و مكان كمى عوض شده»!

اگر ادعا هاى زبانشناس مابانه بعضى از ما ها مثل اين كمدى آمريكائى صرفا براى تفريح و تفنن بود مشكلى نبود. امامسئله در اينجاست كه بعضى ها از اين فرصت براى رجز خوانى هاى خودستايانه و حتى بد ترش: افشاندن بذر توهين و تحقير نسبت به ديگر زبان ها و فرهنگ ها و از آن هم بد تر: تخریب زبان خود سوء استفاده ميكنند.



دسته‌ها:زبان و ادبیات

برچسب‌ها:, , , , ,

نطری دارید؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s