سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

هشدار عنبران

Commentary

عباس جوادی –  روزنامه جمهوری اسلامی نوشته است که « پنج نفر به اتهام آتش زدن دو مکان تاریخی و مذهبی سنی‌نشین عنبران از توابع شهرستان نمین استان اردبیل دستگیر شده‌اند. منابع آگاه می‌گویند آتش‌سوزی این مکان‌ها که محل عبادات و اجرای برنامه‌ها و مراسم اعتقادی مردم اهل تسنن محل بوده، توسط عناصر اجیر شده و با هدف ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی در منطقه و نوار مرزی بین استان اردبیل با جمهوری آذربایجان صورت گرفته است.» (خبر از این منبع)

بی اختیار به یاد تروریست های داعش در عراق و سوریه نمی افتید؟ شیعه و سنی حسابشان جداست، ترک و فارس جدا، کرد و عرب جدا. هر کدام باید جدا از همدیگر زندگی کنند، در کشور هائی کوچک و دشمن به همدیگر و پیوسته در حال جنگ و پرخاش. هرکدام آغشته به خون، نفرت و خود برتر بینی نژادی و قومی.

آیا این ابتدای «داعش چی های شیعه ایرانی» است؟

سنی ها در ایران حتی طبق قانون و عرف صاحب حقوق مساوی با شیعه ها نیستند. این چیز جدیدی نیست. این هم چیز جدیدی نیست که دولت و حکومت ها بجای اصلاحات در قانون و زندگی عملی، بجهت محدودیت های عقیدتی و مذهبی خود و قوانینی که قبول کرده اند و همچنین با ترس از تفرقه و تجزیه ملت، به محدودیت های موجود قانونی و عملی ادامه میدهند. این هم جدید نیست. جدید آن است که جریان هائی از اوضاع منطقه استفاده کرده از پی تعمیق شکاف ها، تفرقه، نفرت و تجزیه ملت ها و کشور ها هستند: تجزیه ملت ها به اقوام، تقسیم کشور های بزرگتر به ممالک کوچکتر و ضعیف تر، جدا کردن هر واحد سیاسی و جغرافیائی رنگارنگ به اجزاء مذهبی، قومی، زبانی و فرهنگی یکرنگ. اختلافات مذهبی چیز جدیدی نیست. کوشش های جدی برای شعله ور کردن این اختلافات و تبدیل ایران به عراق، سوریه و پاکستان است که چیز جدیدی است.

موضوع قومیت و زبان هم فصل دیگری از این «اسلحه های ذخیره» برای دشمنی انداختن بین مردم و ملت است.

این هم چیز جدیدی نیست که جریانات نژادپرست آریائی به این تصور دامن میزنند که کسی نمیتواند هم ایرانی و هم ترک و یا عرب باشد. از این جهت مثلا طرفداران این اندیشه ها با «ترک» نامیدن ترکی زبانان آذربایجان شدیدا مخالفت میکنند در حالیکه مردم کاملا غیر سیاسی و کوچه و بازار در آذربایجان زبان خود را «ترکی» مینامند و مثلا در مقابل  فارسی زبانها و کُرد ها، به خود «ترک» (به ترکی «تورک») و مثلا به فارسی زبانها «فارس» و یا به کرد ها «کرد» میگویند و با این نامگذاری هم بهیچ صورت نیت بد ایجاد تفرقه و دشمنی ندارند. ناسیونالیسم آریائی درک نمیکند که در اینجا منظور از تعبیر «ترک» نژاد و خون و دی ان ای نیست – زبان و فرهنگ است. «ترک» یعنی ترک زبان، ترکی زبان. تازه، اگر حتی تبار و نژاد یک ایرانی – یعنی شهروند ایران و کسی که خود را ایرانی میداند، بفرض ایرانی «اصیل» نباشد، مثلا عرب و یا چینی و یا آفریقائی باشد، آیا  آن شخص اجازه ندارد خود را ایرانی بشمارد؟ و یا در آن صورت آن شحص ایرانی «درجه دو» محسوب میشود؟ اما این هم چیز جدیدی نیست.

در مقابل، بخصوص در این بیست سی سال اخیر در برابر آن باصطلاح «پان آریائیسم» که از زمان رضا شاه به بعد رایج شد، جریان های میکروناسیونالیستی و قوم گرایانه مختلف و از  جمله پان ترکیستی و پان کردیستی ایجاد شده که میگوید یا میتوان ایرانی بود و یا ترک، یا ایرانی بود و یا کُرد و یا بلوچ و عرب و غیره. طبق این تصور که نه بر زبان و فرهنگ بلکه نژاد و خون استوار است، ایران منقسم است به گروه های نه تنها گوناگون بلکه حتی متخاصم و آشتی ناپذیر نژادی از قبیل فارس و ترک و کُرد و عرب و بلوچ و حتی گیلک و مازی و لُر و غیره . بنظر آنها در عصری که مُد شده هر گروه خرد و بزرگ قومی و نژادی و مذهبی استقلال خود را اعلان کند، در ایران هم بین این گروه ها باید  خصومت و جنگ برقرار باشد و تنها راه خل این معضل جدائی و استقلال تمام و هر یک از این اجزاء دولت و ملت است. این است که چیز جدیدی است، محصول همین بیست سی سال گذشته است.

در این میان هر دو گروه از تاریخ نه بعنوان آموزش گذشته برای یک زندگی جمعی صلح آمیز و انسانی و دوستانه در عصر حاضر و مدرن، بلکه همچون دستاویزی برای محق جلوه دادن تفرقه، دشمنی، جدائی و خون همدیگر را ریختن استفاده میکنند. از زبانشناسی و هر موضوعی مربوط به زبان و فرهنگ، آداب و رسوم، طبیعت و حتی پوشاک ها و غذاهای ملی و قومی سعی میکنند فرق ها را  همچون «اختلاف» نشان دهند و در همه این زمینه ها قوم و مذهب و زبان و فرهنگ خود را برتر و از آنِ دیگران را عقب مانده تر و حقیر تر جلوه دهند.

با اینهمه هر دوی این نوع نگرش های خصمانه به اچزاء ملت، در تاریخ ایران پدیده ای جدید است و مربوط به قرن بیستم میشود. این نگرش ها در هزار سال قبل نیود و اگر هم رگه هائی از این قبیل اندیشه ها بودند بصورت رسمی و «تئوریک» در نیامده بودند. دین اسلام هم که بنیاد عقیدتی اکثریت مردم چه شیعه و چه سنی است، به اختلافات قومی و نژادی فرصت زیادی نمیداد.

نژاد پرستی و قوم گرائی خصومت آمیز اساسا محصول اوایل قرن بیستم و همین بیست سی سال گذشته است. ما بعنوان ملت اعم از فارس و ترک و کرد و غیره در تاریخ و سنن ملی و فرهنگی و حتی سیاسی ایران، نژاد پرستی و قوم گرائی نداشتیم. داشتیم اما در قرن بیستم بوده و هر بار همچون موجی آمده و گذشته است. حالا این موج با استفاده از شرایط منطقه ای باز مُد شده است.

و دولت اگرچه خود محرک این فعالیت ها نیست اما هرگز طوریکه خودش تصور میکند و ادعا مینماید معصوم و بیگناه هم نیست. بزرگترین گناه دولت در آن است که هم بخاطر ایدئولوژی شیعه و اسلامی دولتداری و انعکاس آن در قوانین و اجرای آن و هم به جهت ترس از نشان دادن جسارت در اجرای اصلاحات، به وضع موجود ادامه میدهد. تروریسم و تفرقه طلبان هم از همین حالت تعصب و رکود استفاده میکنند.

هر بار چیزی مانند حادثه عنبران میشود میان امید و نا امیدی، میان خوشبینی و بدبینی میروی و میائی. ما، در گذشته فرصت های بسیاری را سوزانده ایم- هر بار به بهانه ای. و هر بار با نیمچه امیدی از خودمان میپرسیم: آیا این بار از این حادثه درس خواهیم گرفت؟

Advertisements

دسته‌بندی شده در: يادداشت های سرپائی, رنگارنگ

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s