سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

زبان معیار قومیت نیست

A Design By Abol Bahadori

A Design By Abol Bahadori

برای تکمیل سلسله مقالات «آغاز و شکل گیری زبان ها» تاریخ زبان عربی را بازخوانی میکنم. تا حالا زیاد به این دقت نکرده بودم.

«عرب» که میگوئیم یعنی چه؟ میدانیم که هر عرب مسلمان نیست. عرب مسیحی و غیره هم داریم اگرچه اکثر اعراب مسلمانند. اما یک سوء تفاهم وجود دارد که در اکثر کشور ها شاهدش هستیم. تصور این است که هر کس عربی زبان باشد عرب است. یعنی قومیت و ملیتش عرب است.

هر کس که عربی زبان است عرب نیست.

عربی در ابتدا اصولا در جنوب «جزیره العرب» یعنی شبه جزیره عربستان نطفه گرفت. اما عربی معاصر تحول و تکامل لهجه های شمالی «پروتو عربی» است که بعدا تحول یافته و دراردن و جنوب سوریه کنونی هم رواج یافته است. با ظهور اسلام، عربی به تمام میانرودان (بین النهرین)، ایران، شمال و شرق آفریقا و برای مدتی اسپانیا گسترش یافت. همزمان با توسعه اسلام در میان اقوام و ملل غیر عرب از قبیل ایرانیان، ترکان، قبایل استپ ها و آفریقا، زبان عربی نیز در زمینه های بسیاری از جمله واژگان، اصطلاحات، جمله سازی و حتی تلفظ زبان های این اقوام و ملل تاثیر عمیقی گذاشت. حتی زبان اکثریت مردم یک رشته کشور ها که تا اسلام عرب زبان نبودند عربی شد.

مثلا مصر را بگیرید. قبل از اسلام مردم مصر عرب زبان نبودند چرا که دو چیز را به یقین میدانیم: در صحرای سینا نشانه ای ازاعراب باستانی نیست و ثانیا از منایع دیگر میدانیم که زبان اکثریت مصریان پیش از اسلام قبطی و حتی تا حدی یونانی بوده است. همزمان با اسلام چند صد هزار نفر از اعراب به مصر میایند که نسبت به مردم محلی از نظر تعداد در اقلیت بودند اما از آنجا که عربی و دین و فرهنگ اسلامی حاکم بوده، بتدریج قبطی به زبان اقلیت تبدیل میشود و عربی زبان اکثریت میشود. از نظر کُد ژنتیک، کمی عنصر عربی به ترکیب تباری و نژادی مردم مصر اضافه میشود که شاید دیر تر با کوچ های بعدی بیشتر هم میشود. اما مصریان عربی زبان را به صرف مسلمان و عربی زبان بودنشان نمیتوان از نظر قومی و یا تباری «عرب» نامید. آنها از نظر قومی و طبیعتا ملی (یعنی شهروندی) مصری هستند اما زبانشان عربی است.

انگلیسی زبان های دنیا حتی «پلی اتنیک» تر و یا چند قومی تر از اعراب هستند. نمیتوان شک کرد که اصل قومیت انگلیسی معاصر یعنی آنگلو ساکسون از انگلستان امروزه و بریتانیاست. بماند که این آنگلو ساکسون که امروزه میدانیم نام دو قوم ژرمن است که از ۱۵۰۰-۱۲۰۰ سال قبل به بریتانیا سرازیر شده در آنجا بعد از جنگ و جدال و اختلاط زیاد قومیت کنونی انگلیسی یعنی آنگلو ساکسون و زبان انگلیسی امروزه را بوجود آورده اند که با ژرمنی (آلمانی کنونی) قرابت زیادی دارد.

صرفنظر از این اختلاط در سرچشمه قومیت انگلیسی، آیا امروزه همه آمریکائی ها و یا استرالیائی ها و یا آقریقائی هائی که در درجه نخست انگلیسی زبان هستند از نظر قومیت یعنی تبار و نژاد و یا و ملیت در اصل انگلیسی و یاآنگلو ساکسون هستند؟ انگلیسی زبان های دنیا هم گروهی چند میلیارد نفری و «چند قومیتی» هستند.

بیشک اگر یک چینی تبار ایالات متحده بگوید «ما آنگلوساکسون ها» و یا «ما انگلیسی ها» و یا اگر یک آرژانتینی به صرف اسپانیولی زبان بودنش از «ما اسپانیولی ها» سخن بگوید همه به او خواهند خندید. اما عجیب است که هنوز در کشور های عربی وقتی «ما اعراب…» میگویند معمولا بفکر خیلی از عرب ها چنین خطور میکند که ریشه همه ۳۵۰ میلیون نفرکل جمعیت عرب زبان دنیا در واقع از شبه جزیر عربستان است و اجدادشان از آنجا آمده اند.

به همین ترتیب در ترکیه هم اغلب وقتی در باره «تاریخ ما ترک ها…» مینویسند، آن را از آسیای میانه، از کوهستان های آلتای شروع میکنند و میگویند که «ما چگونه از را ه خراسان و ایران به آناتولی آمدیم» اما به تاریخ ما قبل هزار سال پیش یعنی قبل از مهاجرت ترکان به بیزانس اهمیت چندانی نمیدهند.

آیا شهروندان ترکیه معاصر واقعا از همان قبایلی هستند که هزار سال پیش از آسیای میانه به ایران و آناتولی آمدند؟

آیا مصری ها به صرف عربی زبان بودنشان عرب هستند؟ آیا آرژانتینی ها بخاطر اسپانیولی زبان بودنشان اسپانیولی و آفریقای جنوبی های انگلیسی زبان آنگلو ساکسون هستند؟ آیا همه و یا حتی اکثریت ترک ها از آسیای میانه می آیند؟ آیا اصلا شباهت چندانی بین شهروندان ترکیه امروز و مثلا مردم قزاقستان هست؟

بعضی زبان ها به هر دلیلی نسبت به زبان های دیگر در جغرافیای بزرگتری از کره زمین پهن شده، ریشه دوانده، زبانهای دیگر را تحت تاثیر خود قرار داده و یا حتی تبدیل به زبان مللى شده اند که قبلا زبان دیگری را تکلم میکردند. این دلیل ها گوناگونند: توسعه اقتصادی و علمی و یا حاکمیت سیاسی و نظامی (انگلیسی)، لشکر کشی و فتوحات همراه با زبان و ادبیات (اسپانیولی)، زبان و ادبیات، فرهنگ و هنر (یونانی و یا فارسی)، فتوحات و گستردگی دینی که با آن شناخته میشوند (مثلا عربی)، کوچ ها و اسکان در سرزمین های جدید (ترکی) و یا تعدد جمعیت و باستانی بودن تاریخ و تمدن آن قوم (مثلا چینی).

مصری ها مصری هستند اما زبانشان عربی است، یعنی عربی شده است. برزیلی ها برزیلی هستند اما زبانشان پرتغالی است. ترک ها شهروندان ترکیه هستند اما زبان نخستشان ترکی است، از قرن یازدهم به بعد ترکی شده است.

جمعیت امروزه مصر از عربستان نیامده است. بهمین صورت برزیلی ها هم از پرتغال و یا ترک ها از آسیای میانه نیامده اند.

میتوان حدس زد که در ابتدا (اگر اصولا بتوان برای اختلاط های قومی و زبانی ابتدائی فرض کرد) زبان و قومیت یک قوم و قبیله همخوان بود. فرانسه زبان ها در ابتدا از فرانک ها ریشه گرفته اند که بعد از جدائی ژرمن ها از فرانک ها زمینه شکل گیری دو زبان فرانسه و آلمانی و با اختلاط لهجه های ژرمنی با زبان های اصلی بریتانیا انگلیسی امروزه بوجود آمد.

اما امروزه دیگر زبان، معیار قومیت و تبار و یا باصطلاح نژاد نیست. ملیت موضوعى مربوط به شهروندی و تابعیت یک کشور و سرزمین است اما قومیت مربوط به ده ها عامل رنگارنگ مانند تاریخ، فرهنگ ، زبان، ادبیات و حتی خلق و خو و یا غذاهای ملی است. زبان یکی از آن عوامل است و نه حتی عاملی تعیین کننده.

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s