سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

ایرانی آریا پرست، ایرانی ترک پرست

Glbe and Cosmos

ایرانی آریا پرست …

۱ – عاشق دین زرتشتی است اما از آن فقط «پندارنیک، گفتار نیک، کردار نیک» را میداند.

۲ – فکر میکند همیشه کشوری بنام ایران بوده که مردمش به فارسی «تهرونی» صحبت میکردند اما مهاجمان عرب و تُرک که آمدند زبان بعضی ها را بزور عوض کردند و حالا باید بزور زبان همه این مردم را فارسی کرد.

۳ – ایمان راسخ دارد که از ارمنستان و آسیای صغیر و بغداد گرفته تا تاجیکستان و اوزبکستان و افغانستان همه «مال» ایران بود و اگر فرصتی دست داد، چرا نه؟، باید این سرزمین ها را پس گرفت.

۴ – از افغانها و تاجیک ها و ارمنی ها خوشش میاید اما لطف چندانی به ترکمن ها و اوزبک ها و تُرک ها و اعراب ندارد.

۵ – هراس همیشگی اش اینست که اگر زبان و فرهنگ غیر فارسی اقوام ایران صاحب حق و حقوقی شوند، ایران از هم میپاشد.

۶ – فکر میکند یک ملت حتما باید فقط یک زبان داشته باشد.

۷ – همه بدبختی ایران را از دست اعراب و تُرک ها و مغول ها میداند و تصور میکند «اگر آنها نبودند، ایران امروز مثل آلمان بود.»

۸ – اصرار دارد که محمد علی شاه و سلطان حسین وخلخالی  تُرک  هستند اما شاه اسماعیل و شاه عباس و مظفر الدین شاه ایرانی بودند.

۹ – نمیداند که بعد از اسلام، ایرانی که به آن افتخار میکند، با یکی دو استثنای کوتاه مدت، یا زیر حاکمیت خلفای عرب بود و یا در دست حاکمان تُرک ایرانی.

۱۰ – شیفته فتوحات کورش وداریوش است اما از فتوحات اسکندر و اعراب منزجر است.

۱۱ – فکر میکند شاید فقط شکسپیر و گوته بتوانند کمی با فردوسی و حافظ رقابت کنند اما بجز شهریار نام یک شاعر تُرکى گوی ایران را نمیداند.

۱۲ – از حقوق کُرد های ترکیه و طالش های جمهوری آذربایجان دفاع میکند ولی حقوق کُرد ها و ترک های ایرانی اصلا بیادش نمیافتد.

ایرانی ترک پرست

۱- تصور میکند که «ترک ها» از ۴-۵ هزار سال پیش در آذربایجان کنونی مسکون بوده اند. در مورد کوچ گسترده و مستمر قبایل و طوایف ترکمن به آذربایجان و آناطولی (ترکیه کنونی) از قرن یازدهم میلادی که باعث تغییر زبان اکثریت مردم این مناطق شد خبری ندارد و یا نمیخواهد خبری داشته باشد.

۲- اصلا از بحث زبان های ایرانی که قبل از ترکی در آذربایجان مورد استفاده بود خوشش نمی آید. بهمین جهت از شاعر آذری قطران تبریزی خبری ندارد و از تاریخ دان مشهور احمد کسروی هم اصلا خوشش نمی آید.

۳- فکر میکند در تاریخ، کشوری بنام ایران موجود نبوده و اگر بوده بزور و با حاکمیت قهری بر اقوام دیگر از جمله ترک ها بوده و باید این کشور محدود به شرق ایران کنونی و افغانستان و تاجیکستان باشد.

۴- اطلاع  و سواد چندانی ندارد، اما از حافظ و فردوسی و زبان فارسی خوشش نمی آید.

۵- فکر میکند آن همه شهرت و افتخار ایران قبل از اسلام «داستان های خیالی» است و بعد از اسلامش هم مربوط به دوران حاکمیت ترک هاست و نه فارس ها.

۶ – شاه اسماعیل صفوی، ستارخان، خیابانی و پیشه وری را قهرمانان آذربایجان میداند اما ترجیح میدهد در باره ترک بودن سلطان حسین و محمد علی شاه و یا خلخالی بحثی نشود.

۷- هر آذربایجانی را که خلاف معتقدات او نظری بدهد و کاری بکند «خائن» و «بی غیرت» مینامد.

۸- همه بدبختی های آذربایجان را از فارس ها میداند.

۱۰ – اصرار دارد که هر نظری که میدهد نظر همه مردم آذربایجان است.

۱۰ – فکر میکند که فرقش با یک فارس فقط در زبان نیست. نژادش، ترکیب خونش هم فرق میکند.

۱۱ – عاشق باکو است اما وقتی از ایران مهاجرت میکند بجای جمهوری آذربایجان، ساکن اروپا و یا آمریکا میشود.

۱۲- طرفدارهمه حقوق برای ترک های آذربایجان از جمله حق جدائی از ایران است اما نمیخواهد چیزی در باره حقوق کُرد های آذربایجان غربی، طالش های جمهوری آذربایجان و یا کُرد های ترکیه بداند و یا بشنود.

برچسب‌ها:

دسته‌بندی شده در: چشم انداز آذربایجان و ایران, يادداشت های سرپائی, ترکیه، جمهوری آذربایجان و آسیای میانه

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s