سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

ریشه «باخ» آلمانی از ترکی است؟

Designed by Abol Bahadori

Designed by Abol Bahadori

میدانم بعضی ها برای اینگونه هشدارها و توصیه ها گوش شنوائی ندارند اما نباید از تکرار این هشدار خسته شد: ریشه یابی واژگان را بعضی بیسواد ها تبدیل به تفنن روزمره کرده اند و ظاهر هر کلمه مثلا فارسی و یا ترکی به ظاهر یک کلمه انگلیسی و یا آلمانی شبیه باشد میگویند «احتمالا این کلمه همان کلمه است که از ترکی وارد آلمانی شده و یا انگلیسی ها از ما گرفته اند.» خوب، این گویا مایه مباهات است.

ریشه یابی کار علم است. ریشه یابی زبانی مثلا ریشه یابی کلمات (اتیمولوژی) لازمه اش این است که آن زبان، لهجه های آن، تاریخ تحول آن و دادو ستد زبانی و لهجه شناختی آن با زبان ها و لهجه های دیگر را خوب بدانیم. و الا در ترکی هم «باخ» به معنی «نگاه کن!» داریم و در آلمانی هم (به معنی «جویبار»). کسانی که نه تاریخ زبان و لهجه های ترکی و فارسی را میدانند و نه آلمانی و انگلیسی را با یک راحتی ساده لوحانه که تنها عِرض خودشان را میبرد باد غبغبی در گلو انداخته میگویند: «احتمالا از ترکی به آلمانی رفته» و یا «به مروز زمان کمی تلفظش عوض شده» 🙂

در زمان هیتلر این قبیل گمانه زنی های متفرعنانه و جاهلانه در مورد زبان آلمانی انجام میگرفت تا باصطلاح نشان دهند که آلمانی از همه زبان های دیگر غنی تر، قدیمی تر و «صاف» تر است. یعنی آلمانی نه اینکه به عاریت گرفتن از زبان های دیگر نیازی ندارد بلکه اکثر واژگان زبانهای اروپائی دیگر از آلمانی گرفته شده است! در عین حال در آن دوره سعی میکردند همه «وام واژه» ها یعنی لغاتی را که اصلشان از زبان های دیگر است با واژگان «خودی» و باصطلاح «پاک» آلمانی عوض کنند.

در عمل نه آن ادعا های «همه چیز از زبان آلمانی است» گرفت و نه کوشش تصنعی و زورکی «ملی کردن» واژگان زبان آلمانی.

البته اهل علم هر زبان سعی میکند بخصوص برای مفاهیم نو و مدرن چیزی از زبان خود بیابد و رایج نماید. بعضی از آنها میگیرد و بعضی ها نمیگیرد. در ایران، ما دیگر به جای «بای سیکل» دو چرخه میگوئیم. در افغانستان اکثرا هنوز بایسیکل میگویند و بعضی ها تعبیر «دوچرخه» را بکار می برند اما در تاجیکستان تعبیر روسی «ولوسیپد» را بکار می برند. برعکس ما هنوز به هلیکوپتر «هلیکوپتر» میگوئیم و تاجیک ها دیگر به تعبیر فارسی- تاجیکی «چرخبال» تقریبا عادت کرده اند ولی اکثرا «هلیکوپتر» میگویند.

در ایران هم یک مدت که بخصوص عبارت از دوره رضا شاه باشد تمایل شدیدی به «پاک کاری» زبان و واژگان فارسی موجود بود اما این زیاده روی نگرفت و هر چیز به روال عادی و معتدل خود برگشت.

در باره ترکی ترکیه و باصطلاح «انقلاب زبان» (و طبیعتا تغییر الفبا) در زمان آتاترک در جای دیگری نوشته بودم:

«بین سال های ۱۹۳۲ و ۱۹۳۴ حد اکثر لغات فارسی و عربی با کلمات ترکی از روستاهای کشور و یا با مراجعه به زبان های ترکی آسیای میانه و آثار ادبی ترکی جایگزین شدند. چه از طریق مطبوعات و چه مدارس و ادارات دولتی از مردم و معلمین روستا ها سوال شد که برای کلمات عربی و یا فارسی کدام لغات اصیل ترکی را میتوانند پیشنهاد کنند. در واقع بسیاری از واژگان ترکی جدید مانند «اولوس» و یا «اوکول» (بجای «ملت» و «مکتب») که امروزه در ترکی معاصر میشناسیم در همین دورهَ «پاکسازی» زبان وارد ترکی شده اند. اما کوشش پاکسازی در مورد بسیاری لغات دیگر با مشکلات روبرو گشت چرا که برای بعضی مفاهیم یا لغات مترادف ترکی یافت نمیشد و یا لغت سازی «موسسه زبان ترکی» مورد قبول عامه قرار نمیگرفت.

توجیهی که در این گونه موارد آورده میشد متناسب با اصل تقویت «هویت جدید ترکی» بود اما گاه آهنگی غیر جدی میگرفت. برای بسیاری کلمات خارجی و از جمله عربی، فارسی و حتی کلمات دخیل از زبانهای اروپائی که در عمل نمیشد آنها را پاکسازی کرد، ادعا میشد که در واقع اصل آنها از ترکی بوده و این زبان ها این واژگان را در دوره های باستان از ترکی به عاریت گرفته اند. مثلا در سال ۱۹۳۲ روزنامه دولتی «جمهوریت» مینوشت که خود آتاترک مشغول بررسی های زبانشناسی است و بعنوان مثال به این نتیجه رسیده است که کلمه «کولتور» (لاتینی به معنی «فرهنگ») در واقع از زبان ترکی چاغاتائی (اوزبکی قدیم) و از فعل «کول-تورماق»)
kül-türmaq
میاید.»

این قبیل خودفریبی های وقت تلف کن و گمراه کننده دیگر مدت هاست که البته در آلمان و همچنین در ایران و ترکیه به فراموشی سپرده شده اند.

اما بعضی ها هنوز هم که هنوز است دست بردار نیستند.

چه نیازی به این خیال پردازی های «مفت» هست؟ از این، به جز تحریف افکار مردم به تصوراتی غلط و مهمتر از آن تحریکات «خود بزرگ بینی» قومی و ملی چه چیزی عاید ما میشود؟

زبان هیچکس «پاک» و «منزه» از نفوذ زبان ها و لهجه های دیگر نیست – و چه خوب که نیست چرا که با همه این بده و بستان ها زبان ها غنی تر شده و میشوند. امروزه حدود ۴۰ در صد و یا بیشتر  واژگان هم فارسی و هم ترکی از عربی است و این عیب نیست، فقط و فقط چیزی طبیعی است. «کتاب» عربی که در فارسی و ترکی بکار میبریم، «آبدست» فارسی (به معنی وضو) که در ترکی بکار میگیریم و یا «کوچ» ترکی که در فارسى  استفاده میکنیم اصلشان به اصطلاح «خودی» نیست اما در طول صد ها سال و شاید بیشتر دیگر «خودی» شده است. بعضی لغات هم بخصوص مانند واژگان فنی و مدرن تکنولوژی از انگلیسی و یا فرانسه میاید و آن هم طبیعی است.

ما که کامپیوتر و هواپیما و یا دستگاه دندانپزشکی  و حتی آسانسور نمی سازیم تا با آن افتخار کنیم. به ناچار برای مباهات و فخر فروشی و خودبرتربینی  دست به دامن هندوانه های شیرین، کوه های بلند، فرش های رنگین و «برتری» فرهنگ و زبانمان میشویم.

جای شرم، احساس حقارت و یا برعکس خود برتربینی هم نیست.

عجیب است که مثلا انگلیسی زبان ها و فرانسوی زبان ها با مشاهده نفوذ زبان های خود به اکثر زبان های دنیای امروزه دچار چنین احساسات و «تفنن» های جاهلانه و خنده دار نمیشوند. در ضمن واژگان زبان خود آنها هم بیش از ۴۰ درصد از لاتین و یونانی است!

Advertisements

برچسب‌ها: ,

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s