سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

رفيق خالد: اوچ نسل، اوچ حيات

Refik Halid

رفيق خالد: سه نسل، سه زندگى، استانبول ٢٠٠٩ – توصيه من به كسانى كه تركى ادبى ميخوانند و ميفهمند – دقيقترش: به لذت زبان و ريزه كاريهاى آن و هنر استادانه نويسندگى پى ميبرند. حتما اين كتاب (بررسى، خاطره، تحليل) نويسنده معروف عثمانى – تركى رفيق خالد قاراى را بخوانيد.

اين اثر بنظرم حوالى ١٩٤٠ نوشته شده. محيط استانبول پيش از اعلام جمهوريت و مدت كوتاهى، يعنى ٢٥ سال بعد از آن، طبقات مردم، طرز فكر و زندگى و رفتار هايشان را با زبانى براستى استادانه تعريف ميكند… تصويرى صدبرگ و هزار رنگ از اواخر عثمانى پير و استانبول هفت تپه آن دوره… اشراف و روشنفكران، طبقه روحانى و محافظه كار، تلاش مملكت و ملت براى مقاومت در برابر سقوط كامل، بيسوادى و جهل از سوئى و سواد و تمدن از سوى ديگر … و روال زندگى عادى و محافظه كارانه اكثريت… مسلمانان و اقليت هاى دينى…

زندگى پر فراز و نشيب رفيق خالد هم جالب است. در سال ١٨٨٨ در خانواده يك كارمند مرفه دولت در استانبول به دنيا آمد. اين، دوره زوال عثمانى و جدائى سرزمين هاى شرق و غرب از امپراتورى بود. بعد از اعلام مشروطيت دوم وارد زندگى نويسندگى و روزنامه نگارى شد. در زمان «جنگ رهائى بخش» برهبرى آتاترك با آن مخالفت ورزيد و همراه با «گروه ١٥٠» با اتهام «خيانت به وطن» تبعيد شد. بعد از نوشتن نامه اى به آتاترك همراه با عده زيادى از «گروه ١٥٠» مشمول عفو شد و به تركيه جديد، جمهورى تركيه بازگشت. به آموزگارى و نويسندگى ادامه داد و در سن ٧٧ سالگى، در سال ١٩٦٥ در استانبول چشم از جهان فروبست.

زبانش كه ميتوان آن را «عثمانى متاخر» ناميد براى آن دسته از ايرانيان آذرى كه تركى تركيه را ميتوانند بخوانند و به ادبيات و تاريخ هم علاقه دارند نه فقط قابل درك بلكه فوق العاده لذت بخش است. حتى برترى ما ها هم در آن است كه برخلاف اكثر ترك هاى تحصيلكرده و جوانتر از ٧٠ سال كه حتى اين زبان سالهاى آخر عثمانى را نميفهمند، ما ميتوانيم به زيبائى و دلنشينى هاى آن پى ببريم. حتى زبان اين كتاب رفيق خالد كه تاليفش متعلق به دوره جمهورى است براى بيشتر ترك ها آنقدر هم غير قابل فهم نيست اگرچه آنها بسيارى از لغات و تعابير را احتمالا نخواهند فهميد. از اين سالها كمى، ٣٠-٤٠ سال عقب تر برويد، حتى زبان و شعر رجائى زاده و يا توفيق فكرت براى آنها مثل زبانى خارجى است.

در مورد اين مشكل طبقه جوان تر مردم تركيه كه بنظر من در نتيجه يك شيفتگى كوركورانه سياسى به تغيير و باصطلاح اصلاح شتابكارانه خط و زبان در آغاز جمهوريت، از سنت زبان و ادبيات خود بيگانه شده اند در بعضى مقالات «چشم انداز» به اختصار توضيحاتى داده ام.

——————————

توضيح:

دو نفر از دوستانى كه تركى تركيه ميخوانند و خوب ميفهمند و ذوق ادبيات هم دارند ميپرسند كدام كتاب رفيق خالد را توصيه ميكنم بخوانند و يكى گفته شايد اگر خوشش بيايد به فارسى ترجمه اش هم بكند. من همين «سه نسل، سه زندگى»  ويا كتاب «تانيديقلاريم» (آنهائى كه ميشناسم) را توصيه ميكنم. اگر ميخواهيد همتى كرده ترجمه اى هم آزمايش كنيد مثلا با اين داستان كتاب شروع كنيد: «گوهر ندرت بيگ» – كسى كه ميخواست طبقه اجتماعى خود را عوض كند، و عوض هم كرد و بر حسب اتفاق وارد جامعه اشراف و صاحبان ذوق و سليقه و سواد شد اما وقتى از ميان آن جماعت رانده شد ديگر واقعا صاحب ذوق و آداب معاشرت و طرز پوشاك شهرى و غيره شده بود و لباس سابق اجتماعى اش او را شكنجه ميداد…اگر كسى غيرتى كرد و خواست شروع به ترجمه كند بنده آماده كمك هستم!

Advertisements

برچسب‌ها: , ,

دسته‌بندی شده در: ترکیه، جمهوری آذربایجان و آسیای میانه, رنگارنگ

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s