سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

طراح و مجری «حکومت ملی» فرقه

Joseph Stalin

ترجمه فارسی سند «فوق العاده محرمانه» «فرمان دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی به دبیر اول حزب کمونیست جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان میر جعفر باقروف در باره «اقدام به تشکیل یک حرکت تجزیه طلبانه در آذربایجان جنوبی» و دیگر استان های شمالی ایران (6 ژوئیه 1945) برای اولین بار  در همین سایت «چشم انداز» منتشر شد.

بنظر من این سند برای همه ما ایرانیان و بخصوص آذربایجانی ها از نظر فهم و درک موضوع 21 آذر اهمیت فوق العاده ای دارد. چرا؟ برای اینکه بر خلاف آنچه که یکی از دوستان نوشته بود این یک موضوع بی اهمیت تاریخی نیست که تمام شده و رویش برف باریده باشد. هنوز که هنوز است تصورگروهی از ما آذربایجانی ها آنست که حکومت پیشه وری «اگر چه از خارج حمایت میشد ولی بهر حال ملی بود» و «کار های مثبتی کرد» اما «رژیم شووینیستی و استبدادی شاه آنرا سرکوب نمود.» بنظر من این نگرش با واقعیات جور نمی آید، موضوع را از زمینه، تاریخ و پس منظرش جدا میکند و باصطلاح «درخت را میبیند اما جنگل را نمی بیند» و بالاخره اين باور را اساس قرار ميدهد كه تكيه بر يك تجزيه طلبى كه برنامه ريزى و رهبرى اجرايش با يك قدرت خارجى، آنهم یک دولت اشغالگرباشد هیچ عیبی ندارد و ميتواند بعنوان يك حركت و حكومت «ملى» مورد تائيد و حمايت قرار گيرد.

خاطرات و تاریخ های نوشته آدم های بیطرف و غیر ذینفع را که بخوانید می بینید در سال های 1315- 1325اوضاع ایران و دنیا بد و نا آرام بود. بهر حال جنگ بود. در ایران قحطی نبود اما کمبود مواد غذائی بود. زورگوئی و استثمار و اینها هم البته بود (کی نبود؟ در کدام کشور نبود؟) اعتراض و غیره هم بود. در ایران خدا زده، ضعیف و ناتوان که از یک طرف تحت سلطه یک رژیم ضد دمکراتیک و از طرف دیگر تحت نفوذ و دست اندازی از یک طرف شوروی از طرف دیگر انگلیس بود و آلمان نازی هم به آن اضافه شده بود هر نوع تحریک و توطئه هم بود. روسها هم آمده بودند آذربایجان و گیلان را گرفته بودند. حساب کنید که در این چنین شرایطی مسکو تصمیم میگیرد در شمال ایران بماند و این استان های ایران را به اتحاد شوروی الحاق کند و یا حد اقل جزو اقمار خود کند.

این سند اولین بار است که بطور مشخص و مستند نشان میدهد که معمار و طراح اصلی همه داستان فرقه و 21 آذر مسکو و شخص استالین بود. مجری اصلی اش هم باقروف و ارتش سرخ و کشفیات شوروی. حالا شما فکر کنید آن دسته از آذربایجانی های ایران که آن برنامه های استالین و باقروف را انجام میدادند صرفنظر از خوبی و یا بدی نیتشان در چه وضعی بودند و چه نقشی باز میکردند.

بعضی ها میگویند شايد نیت شخص پیشه وری خوب بود اما حساب غلام یحیی و امثالهم فرق میکرد. اما نیت خوب يك شخص در يك چنين توطئه و تجاوز کلان خارجی چه نقشی بازی میکند مگر؟ تقسیم اراضی و زبان مادری و شعر ترکی و مطبوعات و راه اندازی رادیو و غیره مگر بد بود؟ اینها اقدامات خوب و مردم پسندی بودند که رژیم پهلوی به فکرش نیافتاده بود. مگر تاسیس رادیو تبریز و بیمارستان شوروی بد بود؟ بد نبود، خوب بود. اما نباید فراموش کرد که اینها را به تنهائی نباید دید. اینها سنگفرش های راهی بود که از بیرون طرح ریزی شده بود و نهایتش اساسا نه تدریس زبان ترکی و یا معالجه بیماران آذری بلکه در درجه نخست الحاق آذربایجان به شوروی و یا در آمدن آذربایجان به صورت یک زائده باکو و مسکو بود و نه بخاطر «مبارزه مردم زحمتکش» ما در راه عدالت اجتماعی و حقوق ملی. مگر استالین و حزب کمونیست به ملت هائی که در اتحاد شوروی بودند مانند آذربایجانی ها، تاتار ها، تاجیک ها و یا قزاق ها و حتی خود روس ها عدالت و حقوق ملی داده بود؟

یعنی اولا نباید طوری که قبلا هم عرض کردم درخت را دید و جنگل را ندید اگرچه تجربه شوروی نشان میدهد که همان «درخت» هم در این مورد چیزی جز شعار و تبلیغات نبود و هدف همه این تبلیغات همین هدفی بود که در این سند می بینیم. تا حالا هر کس میگفت بابا، اینها نافشان به شوروی بسته است و دستور از آنجا میگیرند و به منافع بیگانگان خدمت میکنند میگفتند اینها تبلیغات شووینیستی و ضد کمونیستی است و غیره. حالا که بعد از سقوط شوروی بعضی از اسناد سابق از جمله این سند آزاد شده می بینیم که وضع از آنچه که تصور میکردیم و حدس میزدیم هم افتضاح تر بوده. اینها قدم به قدم کار هائی را كه بايد انجام میشد و تبلیغات و غیره را طرح ریزی کرده بودند و دستورش را هم داده بودند که کی کدام کار را چه مقدار و تا کی انجام بدهد. با این سند دیگر نمیتوان این را انکار کرد. حالا ممکن است عقیده کسی این باشد که «اصلا مهم نیست. از ناف به بیگانه، آن هم رژیمی مانند استالین و باقروف وابسته باشد و باعث تجزیه مملکت شود هم مهم نیست.، مهم اينست كه به هدف خود مختارى و زبان مادرى برسيم. » اگر کسی میخواهد این نظر را بدهد، خوب بدهد. طوری که آنروز کسی نوشته بود در اين دنيا بعضى ها هم هستند كه بخاطر یک «دعوای خانوادگی» بجای آن که این دعوا را در داخل خانواده حل کنند آنرا به بیرون میکشانند و با همسایه همدست شده خانه خودشان را ویران میکنند. بعضى ها میتوانند این کار را بکنند. اما بنده تصور نمیکنم این طرز فکر با طرز فکر و عمل و سنت و تاریخ ما و بخصوص ما آذربایجانی ها سازگار باشد.

فرمان استالین در مورد 21 آذربه آن معناست که در تاریخ و جامعه همه چیز منطبق با شعار ها و خواب و خیال های ناشی از جوانی و کوری عقیدتی آدمی نیست. دوران بعد از جنگ اول، اشغال ایران و فعالیت حزب توده و فرقه دمکرات را بخاطر بیاورید. آن همه نطق و جلسه و میتینگ و دادوفریاد و موافقت و مخالفت و شعار و صحبت حق و عدالت و غیره را بیاد بیاورید… آن همه عکس و فیلم و گزارش و خبر و تحلیل را هم به آن علاوه کنید. حداقل در مورد جریان فرقه دمکرات آذربایجان همه اش صحنه سازی مسکو و حکومت دست نشانده اش در باکو بود. عرض کردم. اسم آدم هائی که در طرف خود ما دنبال این جریان سینه زدند را شما بگذارید. حرفها و کوشش های ایرانیانی که نیت خوب داشتند چیزی جدا و فرعی بود که بستر حوادث را تغییر نمیداد. تعیین کننده و مجری حوادث آذربایجان و فرقه دمکرات در خود ایران و آذربایجان نبود – در مسکو و باکو بود. ماجرای 21 آذر هرچه بود چیزی بود که متعلق به ما نبود. نقشه ای بود که برای ما و بر ضد ما چیده شده بود. فاجعه ای بود که ما نخواستیم – برای ما خواستند.

اصلا نظر من و شما هم زیاد مهم نیست. واقعیت لخت و عریانی که از این سند مشهود میشود چیست؟ بنظر من اینکه: (١) كل اين جريان و شعار ها و هاى و هوى و باصطلاح دعواى آذربايجان و زبان و غيره در مسكو و باكو طرح ريزى شده بود و براى منافع شوروى و حزب كمونيست بود نه منافع ما(٢) مجريان محلى اين فرمان ، چه شخصا خوب بوده باشند و چه بد، مجرى برنامه مسكو بودند در حاليكه شايد خيلى ها نميدانستند و بعضى ها ميدانستند (٣) در اين راه هم طراحان خارجى و هم مجريان داخلى از مشكلات و فساد و مظالم عقب ماندگى داخلى استفاده كرده براى ملت بيچاره ما نقش منجى بين المللى را بازى ميكردند.

و قبل از همه چیز و مهم تر از همه چیز: به آن سند سری حزب کمونیست یک نگاه دیگری بکنید و اقلا این حکومت فرقه را «ملی» ننامید – به ریش آدم میخندند!

كسى با اين نتيجه گيرى مخالف است؟

یكى از دوستان از باكو زنگ زده بود. ميگفت آنجا از همان دوره استالين به مير جعفر (باقروف) بخاطر قتل ها و کشتار و سرکوب هایش که در تمام آذربایجان کرده بود «مير غضب» ميگفتند. گفتم نگو كه مير غضب باكو و مير غضب بزرگتر مسكو زندگى ما را هم برای مدت ها تباه كردند كه هيچ، بخاطر آنها امروز وقتى از حق زبان مادرى صحبت بكنى هم فارس ها و هم اكثر خود ما ترك ها مظنون ميشوند كه نكند این هم باز از «آن نغمه ها» ست؟

—————————————

(باز نشر از 2012)

از فیس بوک (جدید تر)

سيروس مددى
ﺩﻭﺳﺖ ﻛﺮاﻣﻲ اﻗﺎﻱ ﺟﻮاﺩﻱ ﺑﺎ ﺳﻼﻡ! «ﺳﻨﺪ» ﻣﻮﺭﺩ اﺷﺎﺭﻩ ﺷﻤﺎ اﺯ اﺧﺘﺮاﻋﺎﺕ ﺟﻤﻴﻞ ﺣﺴﻨﻠﻲ, ﭘﺎﻥ تﺗﺮﻛﻴﺴﺖ ﻣﻮﺭﺩ اﻋﺘﻤﺎﺩ اﻳﻠﭽﻲ ﺑﻴﻚ ﺑﺮاﻱ ﺩﺷﻤﻨﻲ ﺑﺎ «ﺭﻭﺱ» و «ﺷﻮﺭﻭﻱ» و ﻛﻤﻮﻧﻴﺴﻢ و ﭘﻴﺸﻪ ﻭﺭﻱ اﺳﺖ. ﺳﻨﺪ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﺳﻨﺪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺘﻮاﻥ ﺑﻪ اﻥ ﺩﺳﺘﺮﺳﻲ ﺩاﺷﺖ. ﺗﻼﺵ ﺩﻫﺴﺎﻟﻪ ﻣﻦ و ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺩﺭ ﺳﺎﻟﻬﺎﻱ اﺧﻴﺮ ﺑﻲ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻣﺎﻧﺪﻩ اﺳﺖ. اﻳﻦ ﺑﺎﺻﻂﻼﺡ ﺳﻨﺪ ﻓﻘﻄ ﻳﻜﻲ اﺯ ﺩﻫﻬﺎ ﺟﻌﻠﻴﺎﺕ ﺟﻤﻴﻞ ﺣﺴﻨﻠﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺖ ﻣﻐﺮﺿﻴﻦ ﺑﻪ ﺗﺤﺮﻳﻒ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻧﻴﺰ ﺁﺭاﺳﺘﻪ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ. اﺯ اﻫﻞ ﺗﺤﻘﻴﻖ اﻧﺘﻆﺎﺭ ﻭﺳﻮاﺱ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻲ ﺭﻭﺩ.

Abbas Djavadi
آقای م گرامی سلام عرض میکنم. تقریبا دو سال پیش بنده قبل از اینکه این سند را ترجمه کنم از دوستان مسکو خواهش کردم. آنها رفتند و در آرشیو وزارت خارجه جمهوری روسیه نگاه کردند و نوشتند که این سند در آنجا هست. میگویند مدتی استاین اسناد آنلاین هم قابل دسترسی است و مخصوص آقای جمیل حسنلی و یا کس دیگری نیست.

https://daftareyaddasht.files.wordpress.com/…/1945-07-06…

Abbas Djavadi

به غير از وزارت خارجه روسيه، يك رشته اسناد كه ان وقت ها به باكو هم فرستاده شده بود در «آرشيو دولتى احزاب سياسى و جنبش هاى ملى»در باكو هم نگهداري ميشود. يعني دو محل اين اسناد موجود است، يكى مسكو و ديگرى باكو. اقاى جميل حسنلى انهائى را كه در باكو هستند فتوكپى و بررسى كرده،  و لى اينطور نيست كه اين اسناد بقول شما «اختراعات» اقاى حسنلى باشند! اين حرف را لطف كنيد و نگوئيد، درست نيست. و اما شماره سند دستور دفتر سياسى ح ك شوروى با امضاى استالين در مورد تاسيس فرقه و ايجاد «جنبش تجزيه طلبانه» در اذربايجان ايران در همين آرشيو دولتى باكو  این است:

GAPPOD AzR, f. 1, op. 89, d. 90, ll. 4-5 از تاریخ: 6 ژوئیه 194

این و یک رشته اسناد دیگر مربوط به مناسبات شوروی ور ایران در آرشیو دیجیتال «مرکز ویلسون» (واشنگتن) هم جمع آوری شده است: http://digitalarchive.wilsoncenter.org/…/iran-soviet…

Wilson Center Digital Archive
This collection contains Soviet documents related to Soviet-Iranian relations, Soviet interests in Iran, and…
DIGITALARCHIVE.WILSONCENTER.ORG|BY WILSON CENTER DIGITAL ARCHIVE

سيروس مددى
اﻗﺎﻱ ﺟﻮاﺩﻱ ﻋﺰﻳﺰ ﺑﺎﺳﻼﻡ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ. ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﻛﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﺮا ﺑﻲ ﭘﺎﺳﺦ ﻧﻜﺬاﺷﺘﻴﺪ. ﻣﻦ ﻫﻢ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﺳﺮ ﻫﻤﻴﻦ اﺳﻨﺎﺩ و ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻫﺎﻱ اﻥ ﻳﻚ ﺭﺷﺘﻪ ﻛﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩﻩ اﻡ. ﻣﺘﺎﺳﻔﻢ ﻛﻪ ﺷﺮاﻳﻄ ﺯﻧﺪﻛﻲ اﻣﻜﺎﻥ ﻋﺮﺿﻪ اﻧﻬﺎ ﺭا اﺯ ﻣﻦ ﺩﺭﻱغ ﺩاﺷﺘﻪ. ﺑﺎ اﻳﻨﺤﺎﻝ ﺩﺭ اﺳﺮﻉ ﻭﻗﺖ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ اﻳﻦ ﺳﻨﺪ و ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻫﺎﻱ اﻥ ﺧﻮاﻫﻢ ﻧﻮﺷﺖ. ﺿﻤﻨﺎ اﻧﭽﻪ ﻟﻂﻒ ﻛﺮﺩﻩ و ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ اﻳﺪ ﺻﻔﺤﺎﺗﻲ ﭼﻨﺪ اﺯ ﻳﻚ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ. اﻳﺎ ﺷﻤﺎ ﻫﻤﻪ اﻳﻦ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺭا ﺩاﺭﻳﺪ ﻛﻪ ﺧﻮاﻫﺶ ﻛﻨﻢ ﻳﻚ ﻛﭙﻲ ﻫﻢ ﺑﺮاﻱ ﻣﻦ ﺑﺪﻫﻴﺪ. ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ

سيروس مددى
ﺿﻤﻨﺎ ﻓﺮاﻣﻮﺵ ﻛﺮﺩﻡ ﺧﺪﻣﺘﺘﺎﻥ ﻋﺮﺹ ﻛﻨﻢ ﻛﻪ ﺁﺩﺭﺳﻲ اﺯ ﺁﺭﺷﻴﻮ ﺭﻭﺳﻴﻪ ﻛﻪ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ اﻳﺪ, ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺭﻭﺳﻴﻪ ﻧﻴﺴﺖ. ﻫﻤﺎﻥ اﺭﺷﻴﻮ ﻣﻮﺭﺩ اﺳﺘﻨﺎﺩ ﺟﻤﻴﻞ ﺣﺴﻨﻠﻲ اﺯ اﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ اﺳﺖ. ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮاﻥ: ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﺩﻭﻟﺖ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﭘﺎﺭﺗﻴﺎﻻﺭ و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺣﺮﻛﺘﻠﺮ. ﭘﺎﭘﻜﺎ …

Abbas Djavadi
درست است آقای م، این از آرشیو حزب کمونیست جمهوری شوروی آذربایجان است – یعنی نسخه ای که از مسکو به باقروف فرستاده اند. در آرشیو ویلسون سنتر هم اگر زیر «اوریجینال اسکان» ببینید همین است:

http://digitalarchive.wilsoncenter.org/document/112021

نسخه مسکو در وزارت خارجه روسیه است که آن را هم باید از دوستان مسکو خواهش کنم ببینند که پیدامیکنند یا نه. یادم هست آنها گفتند عین همین نسخه باکو است اما گویا یکی دو یادداشت دستی بالایش (نام ها) کمی با نسخه باکو فرق میکند. اما منظور شما را خوب نفهمیدم. یعنی مبفرمائید آقای حسنلی این را جعل کرده؟ حتی تایپ و امضای استالین را؟ در ضمن مدارک دیگر هم هستند که اسکان اصل اسناد همان مرکز ویلسون هست مثل گزارش در باره گیلان

سيروس مددى
اﻗﺎﻱ ﺟﻮاﺩﻱ ﻋﺰﻳﺰ. اﻭﻻ اﺯ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﻋﺬﺭ ﻣﻲ ﺧﻮاﻫﻢ. ﻣﻦ ﺳﺮ ﻛﺎﺭ ( ﺭاﻧﻨﺪﻛﻲ ﺗﺎﻛﺴﻲ) ﻫﺮﺟﺎ ﻛﻪ ﻣﻤﻜﻦ ﺷﺪ, ﻣﻲ ﻧﻮﻳﺴﻢ. ﻋﻠﺖ, «ﻗﻂﻊ و ﻭﺻﻞ» اﻳﻦ اﺳﺖ و ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺮا ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ. ﺩﻭﻡ اﻧﻜﻪ ﻣﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﺑﺎ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻴﻞ ﺣﺴﻨﻠﻲ «ﻣﺤﺸﻮﺭ» م. ﻫﻢ ﻣﺘﻮﻥ اﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻧﻲ, ﻫﻢ ﺭﻭﺳﻲ ﺭا ﺑﺪﻗﺖ ﺧﻮاﻧﺪﻩ و ﺗﻂﺒﻴﻖ ﻛﺮﺩﻩ اﻡ. ﻫﻢ ﻫﺮ اﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﺗﺮﺩﻳﺪﻱ ﺑﻮﺩ ﻣﺘﻦ اﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﺭا ﺑﻪ ﻗﺪﺭ ﻭﺳﻊ و ﻳﺎ ﺑﻜﻤﻚ ﺩﻳﻜﺮاﻥ ﺩﻳﺪﻩ اﻡ. اﺳﻨﺎﺩ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺳﺴﻪ ﻭﻭﺩﻭﺭ ﻭﻳﻠﺴﻮﻥ اﺯ ﺟﻤﻴﻞ ﺣﺴﻨﻠﻲ اﻧﺪ. ﻣﻲ ﺷﻨﺎﺳﻤﺸﺎﻥ. ﻫﻤﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﻪ «ﺭﻡ» ﺧﻨﻢ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ. ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ اﻳﻨﻪ ﻛﻤﺘﺮ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ اﻱ ﺩﺭ اﻳﻨﺨﺼﻮﺹ اﺯ ﺟﻤﻴﻞ ﺣﺴﻨﻠﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﺩاﺭﺩ ﻛﻪ ﻧﺪﻳﺪﻩ ﺑﺎﺷم. ﻧﺘﻴﺠﻪ اﻥ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺟﻨﺎﺏ ﭼﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﺷﻴﻮﻩ ﻧﺎﻣﺮﺻﻴﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺩﺭ ﺟﻤﻬﻮﺭﻱ اﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ اﺳﺖ ﻗﺎﺑﻞ اﻋﺘﻤﺎﺩ ﻧﻴﺴﺖ. اﻳﺸﺎﻥ ﺳﻨﺪﻱ ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺑﻬﺎﻱ ﺧﻮﺩ اﻭﺭﺩﻩ اﻧﺪ ﻛﻪ ﻛﻮﻳﺎ ﭘﻴﺸﻪ ﻭﺭﻱ و … ﻧﺎﻣﻪ اﻱ ﻣﻔﺼﻞ ﺑﻪ «ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻠﻞ» ﻧﻮﺷﺘﻪ و ﺧﻮاﻫﺎﻥ ﺑﺮﺳﻤﻴﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺟﻤﻬﻮﺭﻱ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺘﺨﺘﻲ ﺗﺒﺮﻳﺰ ﺷﺪﻩ اﻧﺪ. ﻫﻤﻴﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﺟﻌﻠﻲ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻫﻤﺎﻣﻲ و ﻫﻢ ﺩﺭ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﺻﻔﻮﺗﻲ اﻭﺭﺩﻩ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ. اﻳﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ ﺳﻮاﻝ ﻣﺎ ﻛﻪ ﻣﻨﺒﻊ ﻛﺠﺎﺳﺖ و ﭼﺮا ﺩﺭ اﺭﺷﻴﻮ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻠﻞ ﻫﻤﭽﻮ ﻧﺎﻣﻪ اﻱ ﻧﻴﺴﺖ, ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ اﻧﺪ اﺣﺘﻤﺎﻻ ﺩﺭ ﭘﺴﺖ اﻳﺮاﺩﻱ ﭘﻴﺶ اﻣﺪﻩ اﺳﺖ. اﻳﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﺟﻌﻠﻲ ﻗﺎﻋﻮﺗﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺬاﻱ ﺗﻬﻴﻪ ﺳﺎﺑﻘﻪ ﺗﺎﺭﻳﺨﻲ اﺳﺘﻘﻼﻝ ﻃﻠﺒﺎﻥ ﻣﺎ و ﺑﻪ ﺳﻮﺩ ﭘﺎﻥ ﺗﺮﻛﻴﺴﻢ ﺟﻌﻞ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ. ﺗﻜﺬﻳﺐ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻠﻞ ﺭا ﺑﻴﺎﺭﻱ اﻗﺎﻱ ﻣﺤﻤﺪﻋﻠﻲ ﺣﺴﻴﻨﻲ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﻣﻜﺘﻮﺏ, ﺩاﺭﻳﻢ. اﻳﺸﺎﻥ ﺳﻨﺪﻱ ﻧﻴﺰ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻛﺮﺩﻩ اﻧﺪ ﻛﻪ ﭘﻴﺸﻪ ﻭﺭﻱ اﺯ اﺳﺘﺎﻟﻴﻦ ﺗﻘﺎﺻﺎﻱ ﭼﺎﭘﺨﺎﻧﻪ اﻱ ﺑﺮاﻱ ﭼﺎﭖ اﺳﻜﻨﺎﺱ ﻛﺮﺩﻩ اﺳﺖ و اﻧﻬﻢ ﺭﻭﺑﻞ و ﺩﻫﻬﺎ ﺩﺭﻭﻍ ﺩﻳﻜﺮ. ﻛﺘﺎﺏ اﻳﺸﺎﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﻫﻨﻜﺎﻣﻪ اﻱ اﺯ ﺩﺭﻭﻏﭙﺮﻭاﺯﻳﻬﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﻭﻗﺖ ﻣﺮا ﮔﺮﻓﺘﻪ. ﻫﻤﻴﻦ ﻧﻮﻉ ﻋﺎﻟﻤﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺳﻨﺪ ﺟﻌﻞ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ و ﻣﻲ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪ ﻣﺼﺪﻕ ﺩﺭ ﺩاﺩﻛﺎﻩ ﻧﻆﺎﻣﻲ اﺯ ﭘﺎﺳﺦ ﺩاﺩﻥ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﻲ ﺧﻮﺩﺩاﺭﻱ ﻛﺮﺩ و ﻛﻔﺖ ﻳﺎ ﺑﻪ ﺗﺮﻛﻲ ﺣﺮﻑ ﻣﻲ ﺯﻧﻢ و ﻳﺎ ﺳﻜﻮﺕ ﺧﻮاﻫﻢ ﻛﺮﺩ و ,……..?

سيروس مددى
اﻗﺎﻱ ﺟﻮاﺩﻱ ﻛﺮاﻣﻲ. ﺩﺧﺎﻟﺖ ﺷﻮﺭﻭﻱ ﺩﺭ ﻧﻬﺼﺖ اﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﻣﺤﻞ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﻧﻴﺴﺖ. ﻭﻟﻲ اﻳﻦ ﻗﺴﻢ ﺗﺤﻠﻴﻠﻲ و اﺭاﻳﻪ اﺳﻨﺎﺩﻱ ﻛﻪ ﺟﻤﻴﻞ ﺣﺴﻨﻠﻲ ﻫﺎ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ, ﻧﻪ ﺑﺮاﻱ ﺧﺪﻣﺖ ﺑﻪ ﻋﻠﻢ و ﺣﻘﻴﻘﺖ, ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺮاﻱ ﻣﻨﺎﻓﻊ و اﻏﺮاﺹ ﻣﺤﺎﻓﻞ ﻣﻌﻴﻨﻲ اﺳﺖ. ﻛﺎﺵ اﺳﻨﺎﺩ ﺭا ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻛﻨﻨﺪ, ﻣﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﺩﺭ اﺭﺯﻭﻱ اﻧﻢ. و اﻟﺒﺘﻪ اﺭﺷﻴﻮﻫﺎﻱ اﻣﺮﻳﻜﺎ و اﻧﻜﻠﺴﺘﺎﻥ ﻧﻴﺰ ﺳﺮﺷﺎﺭ اﺯ اﺳﻨﺎﻭﻧﺪ و اﺯ ﺷﻤﺘﻬﺎ ﻛﻪ ﺩﺭ اﻳﻦ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎ ﻫﺴﺘﻴﺪ و اﻣﻜﺎﻧﺶ ﺭا ﻧﻴﺰ ﺩاﺭﻳﺪ, اﻧﺘﻆﺎﺭ ﻣﻲ ﺭﻭﺩ اﺳﻨﺎﺩ ﻛﻤﻚ ﻫﺎﻱ ﻏﺮﺏ ﺑﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﺗﻬﺮاﻥ ﺩﺭ ﺳﺮﻛﻮﺏ اﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﺭا ﻧﻴﺰ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻛﻨﻴﺪ. ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺭا ﻓﻘﻄ ﺑﺎ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺭﻭﻱ ﻫﻤﻪ اﺳﻨﺎﺩ ﻃﺮﻓﻴﻦ ﻣﻲ ﺗﻮاﻥ ﺩﺭﻙ و ﻋﺮﺿﻪ ﻛﺮﺩ. ﻣﻦ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺣﺴﻨﻠﻲ و اﺳﻨﺎﺩﺵ ﺧﻮاﻫﻢ ﻧﻮﺷﺖ و اﻣﻴﺪﻭاﺭﻡ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ اﻧﺘﺸﺎﺭ اﺳﻨﺎﺩ ﻏﺮﺑﻲ ﻫﻢ ﻛﻮﺗﺎﻫﻲ ﻧﻜﻨﻴﺪ ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺪ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻛﺎﺭﻫﺎ, ﮔﺮﻩ ﻛﺸﺎ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ. ﺱ

Abbas Djavadi
با سلام دوباره و ادای احترام: این موضوع ها زا بخصوص در مورد آن «نامه به سازمان ملل» شنیده بودم. این مربوط به حزب کمونیست اتحاد شوروی نیست البته. ما در اینجا صحبتمان بر سر اسنادی است که ح ک ا ش (یعنی کمیته مرکزی و دفتر سیاسی در مسکو) داده و یا بین مرکز وزارت خارجه و کنسولگری ها رد و بدل شده است. دستور تاسیس فرقه و این نهضت هم از این قبیل اسناد است و نه چیزی که در باکو ساخته و پرداخته شده.

آقای م عزیز، من به دوستی در مسکو سپردم که جستجو کند. من راستش شکی ندارم اما باز برای احتیاط. اما باز هم همین سوال را خوب متوجه نشدم. یعنی میفرمائید جمیل حسنلی اینها را شخصا جعل کرده؟ متن نامه، تایپ و امضای استالین را؟ از چند نفر در باکو هم پرس و جو کردم. گفتند هیچ کس، چه اینطرفی و چه آنطرفی تا حالا اعتبار و سندیت این اسناد را که آقای حسنلی استفاده کرده مورد شک و تردید قرار نداده. اما اگر خبر جدیدی در این مورد گرفتم عرض میکنم. به مرکز ویلسون هم نوشتم و دوباره پرسیدم. اما جواب تائیدی آنها را بشما قبلا عرض کرده بودم. فقط خوب متوجه نشدم موضوع شخص آقای حسنلی چه اهمیتی دارد و آیا فرمایش شما این است که این را ایشان راستی راستی و تماما جعل کرده اند؟

سيروس مددى

اﻗﺎﻱ ﺟﻮاﺩﻱ اﻭﻻ اﺯ ﭘﺎﺳﺦ ﻫﺎﻱ ﺳﺮﻳﻊ و ﭘﻴﻜﻴﺮﻱ ﺗﺎﻥ ﺳﭙﺎﺳﻜﺬاﺭﻡ. اﺟﺎﺯﻩ ﺑﺪﻫﻴﺪ اﻭﻝ اﺯ ﻣﻮﺳﺴﻪ ﻭﻭﺩﻭﺭ ﻭﻳﻠﺴﻮﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﻨﻢ. اﻳﻦ ﻣﻮﺳﺴﻪ ﺗﺎ اﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻗﺒﻞ ﺩﻳﺪﻩ اﻡ, ﻣﻨﺒﻊ اﻳﻦ اﺳﻨﺎﺩ ﺭا ﺟﻤﻴﻞ ﺣﻴﻨﻠﻲ ﺫﻛﺮ ﻛﺮﻭﻩ و ﺑﺪﻭﻥ اﻧﺘﺸﺎﺭ ﻣﺘﻦ ﻓﺎﻛﺴﻴﻤﺒﻠﻪ. ﺗﺎﻧﻴﺎ اﺳﻨﺎﺩ ﺟﻤﻴﻞ ﺣﺴﻨﻠﻲ ﺑﺮﭼﻨﺪ ﻧﻮﻋﻨﺪ(ﺑﻘﻮﻝ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻋﻠﻲ اﻟﺤﺴﺎﺏ و ﻛﻼ ﻋﺮﺹ ﻣﻲ ﻛﻨﻢ و ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻧﺪﻗﻴﻖ ﻛﺮﺩ): اﺳﻨﺎﺩﻱ ﻛﻪ اﺯ ﺩﻡ ﺩﺭﻭﻏﻨﺪ. ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﺑﻪ ﺳﺎﺯﻣاﻦ ﻣﻠﻞ و. ﺗﻘﺎﺿﺎﻱ ﭼﺎﭘﺨﺎﻧﻪ و ﻳﺎ … , اﺳﻨﺎﺩﻱ ﻛﻪ ﻛﻠﻤﺎﺕ و ﺟﻤﻼﺗﻲ ﺩﺭ اﻥ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩاﺩﻩ ﺷﺪﻩ اﻧﺪ, ﻣﺎﻧﻨﺪ اﺭﺳﺎﻝ ﻭﺳﺎﻳﻞ ﺣﻔﺎﺭﻱ و … اﺳﻨﺎﺩﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻌﻨﻲ ﺗﺤﺮﻳﻒ ﺷﺪﻩ اﻧﺪ و ﺳﺮاﻧﺠﺎﻡ ﭼﻴﻨﺶ اﺳﻨﺎﺩ. ﺭاﺳﺘﺶ ﺭا ﺑﺨﻮاﻫﻴﺪ ﻭﻗﺘﻲ ﻧﺎﻣﻪ اﺳﺘﺎﻳﻦ ﺑﻪ ﭘﻴﺸﻪ ﻭﺭﻱ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺟﺴﺘﺠﻮﻱ ﻣﻨﺒﻊ ﺑﺮاﻣﺪﻡ. ﺁﺧﺮ ﺑﻌﻴﺪ ﻣﻲ ﻧﻤﻮﺩ ﺩﺭ اﻥ ﺗﺎﺭﻳﺦ و ﺭﻭﺯ, ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﻳﺪاﺩﻫﺎﻱ ﻫﻤﺎﻥ ﺯﻣﺎﻥ, اﺳﺘﺎﻟﻴﻦ ﭼﻨﺪ ﺻﻔﺤﻪ ﺑﺮاﻱ ﭘﻴﺸﻪ ﻭﺭﻱ ﻧﺎﻣﻪ ﺑﻨﻮﻳﺴﺪ و ﺗﻴﻮﺭﻱ ﺑﺎﻓﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺗﻮ اﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ, ﻟﻨﻴﻦ ﻣﻨﻆﻮﺭﺵ ﻓﻼﻥ ﻳﺎ ﺑﻬﻤﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ. ﺗﺎ اﻣﺮﻭﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﺑﺠﺎﻳﻲ ﻧﺮﺳﻴﺪﻩ. ﺟﺎﻝ اﻧﻜﻪ اﻥ ﺧﺎﻧﻢ ﺭﻭﺱ ﻧﻴﺰ( ﻛﻪ اﻻﻥ ﺩﺭ ﺗﺎﻛﺴﻲ اﻣﻜﺎﻥ ﺫﻛﺮ ﻧﺎﻡ و ﻣﻘﺎﻟﻪ اﺵ ﻧﻴﺴﺖ) ﻛﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ اﺵ ﺩﺭ ﻓﺼﻠﻨﺎﻣﻪ ﻛﻔﺘﻜﻮ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﺷﺪﻩ, ﻫﻢ اﺯ اﻳﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻭﻟﻲ ﻣﻨﺒﻊ ﻣﻐﺸﻮﺵ. ﻳﺎ ﻭﻗﺘﻲ ﺳﻨﺪ ﻣﻲ اﻭﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﺘﻦ ﺑﻴﺎﻧﻴﻪ 12 ﺷﻬﺮﻳﻮﺭ و ﻳﺎ … اﺯ ﺑﺎﻛﻮ اﻣﺪ و اﺳﺘﺎﻟﻴﻦ ﺷﺨﺼﺎ ﺩﻳﺪﻩ و ﺗﺼﺤﻴﺢ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ, ﺷﻚ ﻣﻲ ﻛﻨﻲ. ﻭﻗﺘﻲ اﻗﺎﻳﻲ ﻣﻲ ﻧﻮﻳﺴﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﻱ اﺳﻜﻨﺎﺱ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﻗﻪ ﻋﻜﺲ ﭘﻴﺸﻪ ﻭﺭﻱ ﺑﺎ ﻛﻼﻩ ﺷﺎﭘﻮ ﭼﺘﭗ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ و اﻧﺮا ﻣﺴﺘﻨﺪ ﻣﻲ ﺳﺎﺯﺩ, ﺩﺭﻭﻍ ﺭا اﺷﻜﺎﺭا ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻲ.
ﻛﻮﺗﺎﻩ ﺳﺨﻦ. ﻣﻦ ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﻛﻔﺘﻢ ﻣﻨﻜﺮ ﻧﻘﺶ ﺷﻮﺭﻭﻱ ﻧﻴﺴﺘﻢ. ﺑﺮ ﺭﻳﺶ ﻣﻨﻜﺮ اﻳﻦ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺧﻮاﻫﺪ ﺧﻨﺪﻳﺪ, ﻭﻟﻲ ﻧﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻛﻪ اﺩﻋﺎ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ و ﺳﻨﺪ ﺳﺎﺯﻱ. ﺣﺎﻝ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻫﺎ ﭼﻴﺰﻱ ﻧﻤﻲ ﻧﻮﻳﺴﻢ ﻛﻪ ﻣﺎﺟﺮاﻱ ﺩﻳﻜﺮﻱ اﺳﺖ ﻛﻪ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ ﺑﻴﺸﺮﻣﺎﻧﻪ اﻱ ﺑﺎ ﻳﻚ ﻛﺘﺎﺏ و ﻳﺎ ﻛﺘﺎﺑﻬﺎ ﻛﺮﺩﻩ اﻧﺪ. ﻣﻦ اﻳﻨﺮا ﺑﻪ ﺁﻗﺎﻱ ﻫﻤﺎﻣﻲ ﻧﺘﺮﺟﻢ ﻧﻮﺷﺘﻪ اﻡ. ﻛﻮﺗﺎﻩ ﺳﺨﻦ. ﺳﻨﺪ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﺳﻨﺪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﺭﺟﻮﻉ ﺑﺎﺷﺪ. اﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺑﺎﻛﻮ ﺑﺨﻮاﻫﻴﺪ ﺩﺭ ﻧﺸﺮ اﺳﻨﺎﺩ ﺑﻜﻮﺷﻨﺪ. ﻣﻦ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻧﻤﻲ ﺗﻮاﻧﻢ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻨﻮﻳﺴﻢ. ﻣﻮﻗﻊ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﻛﺎﺭ اﺳﺖ و ﺷﺐ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﺸﺖ ﻛﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮ ﻣﺰاﺣﻤﺘﺎﻥ ﺧﻮاﻫﻢ ﺷﺪ. ﭘﺎﻳﺪار ﺑﺎﺷﻴﺪ. س

Abbas Djavadi
متشكرم، فقط لطف كنيد اساسا درباره «موضوع انشاء » امروز يعنى فرمان ك م حزب كمونيست شوروى در باره تاسيس جريان تجزيه طلبانه در شمال ايران با همان متن كه بنده ترجمه كردم بنويسيد و نه آقاى حسنلى كه اصلا مورد بحث ما نيست… با تشكر

سيروس مددى
آقای جوادی عزیز با سلام شامگاهی. می ذزیرید که خود این «سند» متناقض است؟ اگر قرار است تجزیه طلبانه باشد پس چرا در چارچوب ایران تشکیل می شود؟

متنی فاکسیمیله چند صفحه از یک محموعه است. مصئبات و فرمانها با کاغذ مخصوص کمیته مرکزی، تاریخ و امضا و شماره پرونده مشخص می شده اند. باید از منتشرکنندگان این فاکسیمیله پرسید این چند صفحه از کتام مجموعه اند؟ امضای استالین آنوقت معنی می یابد.

EF
حال بحث جناب مددی را به کناری نهیم و خلل وارده به سند را نادیده بگیریم.

این اسناد بسیار مهم است ولی آیا پیشه‌وری یا حکومت فرقه به این نامه ها چه جوابی داده است؟ به نظر رابطه ارگانیکی بین فرقه و مسکو وجود ندارد که دستورات یک طرفه باشد. وانگهی اگر رابطه ساختاری نیز وجود داشت عرضه‌ها و گزارشهایی از پایین به بالا نیز باید باشد که هنوز در دسترس نیست.

اگرچه شاید تجزیه آذربایجان ایران در ذهن استالینمی‌بوده ولی آیا این بیانگر نگاه پیشه‌وری و دولت آذربایجان نمی‌تواند باشد. استفاده پیشه‌وری از نیات مسکو به نفع برقراری حکومت دموکراتها همان قدر محتمل است (و شاید خیلی بیشتر) که احتمال

Abbas Djavadi
صحبت بنظرم نبايد ار مهمترين موضوع يعنى خود اين سند به اين سمت منحرف شود كه اصلا ببينيم مضمون و حرف اين سند درست است يا نه. اين موضوعى ثانوى است حرف و نظر شخصى على يا ولى اصلا مهم نيست چرا كه بنظرم اگر صحت موجوديت سند مورد ترديد نباشد (كه تا كنون احدى اين را مطرح نكرده) نتيجه گيرى از محتوياتش كار آسانترى است و آنوقت هر كس حق دارد طبق تمايلاتش «نظرى» بدهد و مثلا بگويد استالين خوب كرده و يا پيشه ورى درست عمل كرده كه طبق اين نقشه عمل كرده. من ابتدا تصور كردم اعتبار و سنديت خود اين فرمان كميته مركزى مورد شك است يعنى آقاى مددى ميگويند اصلا چنين سندى وجود ندارد و از طرف جميل حسنلى جعل شده يعنى آقاى حسنلى نشسته و در باكو اين را با يك ماشين تحرير قديمى تايپ كرده و دور و برش را هم با دست نوشته و امضاى استالين را هم با دست خودش جعل كرده. من اين اتهام را هم با صراحت لازم در اين بحث هم نشنيدم. اما اگر اتهام اين است بهتر است با صراحت بگوئيم و روشنش كنيم. ولى خارج از اين بحث هم من از هيچ كسي تا حال اين اتهام را نشنيده ام. به چند نفر از دوستان در باكو و مسكو نوشته و خواهش كرده ام جستجو كنند. دوستان باكو نقدا بمن گفتند در باكو كسى تا كنون به آقاى حسنلى چنينن اتهامى نزده است إگرچه بقول آنها احتمالا حكومت از خدا ميخواهد هر اتهامى را به او بزند حتى دزدى و جعل سند. به موسسه ويلسون هم نوشته ام. جواب ها را هم عرض خواهم كرد. اين، اتهام سنگينى است كه تا كنون مطرح نشده بود و من با همه اين صحبت ها در اينجا هم بصراحت نديدم كه عنوان شود – فقط بنظرم از فحواى كلام آقاى مددى اينطور استنباط ميشد. اما اگر كسى موضوع را به بحث در باره مضمون سند بچرخلند و مثلا بگويد كه خب، كه چى و يا اين حرف ها در داخل خود متضاد است نتيجه خواهى نخواهى تائيد محتواى آن و يا بحث با خط فكرى استالين و رهبرى حزب كمونيست شوروى در آن دوره است كه آن هم بحثى كاملا جداگانه است. از آقاى مددى خواهش ميكنم با صراحت بگويند كه آيا منظورشان اين است كه آقاى حسنلى اين سند را جعل كرده؟ و گرنه اينكه حرف سند و موضع آنوقت رهبرى شوروى بنظر بنده يا اين و آن شخص درست بود يا نه اصلا در اين بحث اولويت ندارد.

AK
دکتر جوادی اگر کوچکترین شکی در این سند بود ، موسسه معتبری که این سند را چاپ کرده ، صد درصد این کار را انجام نمی داد. اگر بنده یک مقاله بنویسم ، کلیه رفرنسها در مجلات معتبر چک و بعد اقدام به چاپ می گردد. ارکیو ویلسون سنتر هم همین رویه را دارد. بازار مکاره نیست.

Abbas Djavadi
من دو سال پيش هم از آنها پرسيده بودم. باز هم پرسيده ام. ميگويند چند نسخه از اين نامه هست، يكى به باكو فرستاده شده (آرشيو باكو) و ديگرى در ك م حزب در مسكو مانده كه حالا شده ارشيو وزارت خارجه. هر دو سند با همديگر همخوانند و فقط نام مخاطبين كه با دست توشته شده كمى فرق ميكند

Abbas Djavadi
بنده همان دو سال قبل هم به تبعيت از مركز ويلسون در مقدمه ان سند نوشته بودم:

Abbas Djavadi
ظاهرا این فرمان در دو نسخه اصلی تهیه و صادر شده است: یک نسخه مستقیما به باقروف فرستاده شده است که (ترجمه انگليسى اينجا، سند دوم) و ترجمه فارسی که میخوانید از آن نسخه است.

نسخه اصلی دوم مخاطبین بیشتری دارد وو در پایان نام مخاطبین با دست نوشته شده «ای. استالین» یعنی ظاهرا خود استالین آن را امضا کرده که اگر سند را باز کنید خواهید دید.

بدنه اصلی هر دو سند یکی است اما پیش از تیتر و نام های توزیع در دوسند تا حدی فرق دارند.

سيروس مددى
آقای جوادی عزیز اولا از اغلاط تایپی نوشته های امروزم شرمنده ام. من آنها را در تاکسی، با تلفن همراه نوشتم. امیدوارم عذرم پذیرفته شود

ولی اصل موضوع. فرموده اید تا الان کسی چه در آنور و چه اینور به اصالت اسناد شک نکرده. اگر بنده حقیر را نیز جزو کسان محسوب کنید، بنده این تجاسر را کرده ام. دوبار هم قرار شد با آقای حسنلی در پالتالک در این باره رو برو شویم که جناب پروفسور در رفتند. همانطور که عرض کردم شما نیز از روی اسناد جمیل حسنلی ترجمه کرده اید و بنظرم آقای منصور همامی در این کار بر شما تقدم دارند

Abbas Djavadi
اختيار داريد قربان، اين ديگر مسئله جزئى تر از جزئى است!

Abbas Djavadi@SM
در مورد همين سند؟ يعنى منظورتان اين است كه ايشان اين سند را جعل كرده اند؟ سند تايپ خود ايشان است؟ امضاى استالين و ان دست نوشت ها هم جعلى است؟ خواهش ميكنم با صراحت بفرمائيد بله يا خير

سيروس مددى
ثانیا ترجمه خود انگلیسی هم از همان سطر اول نادقیق بنظر می آید. میر باقروف دیگر کیست؟ در متن. م. باقیروف نوشته شده که مخفف میرجعفر باقروف است. بلی اصل اسناد مخدوشند. همانکه فرموده اید مخاطبانش عده زیادی اند جزئی از یک مجموعه است. زیر مجموعه را استالین چرا باید امضا می کرد. بدون ذکر موقعیت

آقای جوادی من کاراگاه تشخیص سند نیستم. من با منطق و انطباق اسناد قضاوت می کنم. امضای استالین کجا بود؟

کدام سند است که زیرش استالین امضا کرده. مگرگفته نمیشود مصوبه پولیت بورو است؟ پس باید تایپی نوشته می شد و امضا می شد با ذکر تاریخ. همانهایی که سند تایپی درست کرده اند که شائومیان نوشته من یک داشناک هستم که نفوذ کرده ام به حزب بلشویک تا آذربایجانی ها را نابود کنم، هر کار می کنند. ولی مخلص کلام. جعلیات جمیل حسنلی باب طبع ایالات متحده، پنتاگون، سیا و … است. طبعا از آن اسناد برای تبرئه خود استفاده می کنند. جمیل حسنلی به این کشورها کمک کرده است تا در قضیه آذربایجان حق به جانب جلوه کنند. پانترکیست ها سود خود را می برند. رژیم شاه و بقایایش به همچنین. این غرض حسنلی است. یعنی کتابی سفارشی با اسنادی جعلی و تحریف شده. این ادعای من است و در اسرع وقت آن نامه به سازمان ملل را منتشر خواهم کرد با اظهار نظری درباره اسناد موسسه تاریخ «جنک سرد» . از شما هم خواهش می کنم از دوستانتان بخواهید اگر اسنادی هست عینا منتشر کنند..

سيروس مددى
شما در تیتر سند« ایران شمالی» ترجمه کرده اید. ایران شمالی دیگر کجاست؟ شمال ایران است. چه شده که خیئت سیاسی حزب بلشویک یک جا از آذربایجان جنوبی سخن می گوید و در سطر بعد از آذربایجان ایران. فرستادن نامه به یمیلیانوف وزیر کشور چه ضرورتی دارد وقتی نامه به مافوق مافوقش نوشته می شود و ….استان گرگان آیا وجود داشت آنزمان. چه شده که آذربایجان ایران اوبلاست نامیده شده و گرگان و مازندرانو خراسان پروینس….همه جا مشکل هست

Abbas Djavadi
عذر ميخواهم موضوه شاوميان و داشناك و شاه نيست- مشخصا اين سند است. نام دستنوشت استالين در نسخه باكو است. ميفرمائيد اين قلابى است؟ اصلا اين سند قلابى است؟ در آن صورت نسخه مسكو هم قلابى است و همچو چيزى نيست؟ من راستض دقيق نميفهمم

سيروس مددى
تا زمانی که اسناد توسط خود موسسات انتشار نیافته اند، تا زمانی که همگان را به آن دسترسی نیست، هر سندی فاقد اعتبار است. بویژه اگر از طرف افراد بدسابقه و مغرض عرضه شوند. موسسه وودور ویلسون اصل اسناد را منتشر کند مشکل هل خواهد شد.

Abbas Djavadi
آقاى مددى اين اسناد را ويلسون سنتر منتشر كرده

سيروس مددى
آقای جوادی عزیز نسخه مسکو کدام است؟ مگر همان نسخه باکو نیست که بنام مسکو عرضه شده؟ آیا من بد متوجه شدم؟

سيروس مددى
اصل اسناد را؟

سيروس مددى
یا داده های جمیل حسنلی را؟

سيروس مددى
اگر موسسه ویلسون اصل اسناد را منتشر کرده من به آنها مراجعه خواهم کرد با کمال میل و با نهایت ممنونیت

سيروس مددى
و اما من باب ختم کلام شبانه. همین سند از سپارات صحبت کرده و در اولین سطر از خودمختاری در داخل ایران. من کلی در اسناد روسی آندوره درباره کاربرد سپاراتیسم تحقیق کرده ام. هم آقای همامی و هم شما آنرا تجزیه معنا کده اید. آیا محتوای همین سند نشان نمی دهد که نافرمانی از مرکز منظور نظر است نه تجزیه؟ اینها مشکلاتی است که باید حل شوند

Abbas Djavadi
آقا لطف كنيد نگاه كنيد اصل اسناد هم طوريكه عرض كردم همانجا هستند. نه فقط اين بلكه ديگر اسناد هم، زير

view scan

سيروس مددى
دیگر مزاحمتان نمی شوم. خوشحالم که برای شنیدن حرفهای من وقت گذاشتید. برایتان شب و روز خوب آرزو می کنم. امیدوارم در انتشار استاد قابل اتکا بکوشیم . ارادتمند شما سیروس مددی

سيروس مددى
چشم همیتن الان نگاه خواهم کرد و اگر عرضی بود فردا خدمتتان عرضه خواهم نمود. ساغ اولون

Abbas Djavadi
به آقاى حسنلى ربطى ندارد اين. تازه من نه با ايشان نه با كس ديگرى مشكل شخصى هم ندارم، ايشان فقط فتو كپى نسخه باكو را دسترس كرده اند

سيروس مددى
آقای جوادی من نیز با ایشان مشکلی شخصی ندارم. مشکل اینجاست که شما به آنها اعتماد می کنید و بنده نه. مسئله فقط این است. من همین الان سر وقت سایت موسسه و فاکسمیله اسناد خواهم رفت. امیدوارم لینک را پیدا کنم
13 hrs · Like · 1

Abbas Djavadi
نامه رسان يك نسخه از نامه را بما نشان ميدهد. نسخه ديگر و همخوان ان نامه هم در مسكو است. چه مشكلى هست كه نام نامه رسان حسنلى است يا حسينقلى؟ مگر اينكه بگوئيم نامه رسان اين نامه را جعل كرده

Abbas Djavadi
كه اين را نميفرمائيد، درست است؟

سيروس مددى
آقای جوادی عرض من این است که ارجاع شما به مسکو صحیح نیست. می پذیرید؟ اگر می پذیرید پس فقط می ماند جمیل حسنلی. نام بردن از آرشیو مسکو دیگر فاقد اعتبار است. بلی بقول آن کاراگاه یا نویسنده: فقط جزییاتند که مهمند، یا موضوع را روشن می کنند. اگر نامه رسان همان تحریفگر باشد البته که جای ایراد است.

سيروس مددى
اگر همه راهها به جمیل حسنلی ختم می شود و او همان است که چند سند روشن را جعل کرده، اول باید سلامت علمی او تائید شود. این همه حرف من است.

سيروس مددى
با اجازه تان از حضورتان مرخص می شوم.. 5 ساعت دیگر روز از نو و روزی از نو. کار و … روز و شبتان خوش آقای جوادی. ممنونم از شما.

Abbas Djavadi
البته، موفق باشید. من حالا دیدم که شما با ترجمه هم مشکل دارید. مثلا میگوئید ترجمه «جنبش (حرکت) تجزیه طلبانه» درست نیست احتمالا «نافرمانی» باید ترجمه میشد. حدس میزنم شما روسی میدانید. من یک بار دیگر اصل سند را اینجا میگذارم. همان تیترش میگوید
separatiskogo dvizhenya
آقای گلد برگ به انگلیسی ترجمه کرده
separatist movement
من به فارسی گفته ام «حرکت تجزیه طلبانه». آقای مددی «سپاراتیست» نه فقط به روسی بلکه زبانهای اروپائی «نافرمانی» میشود مگر؟ یا «تجزیه طلبانه»؟ اشکالی که شما میگیرید به خود سند است یا ترجمه اش؟ در ترجمه اشکالی که میگیرید واقعا عجیب است. اما شما اگر با خود سند مشکلی دارید موضوع دیگری است و اختیار دارید از آن خوشتان بیاید یا نه. اما در آن صورت به این مباحثات دور و دراز دیگر واقعا نیازی نبود. حالا یک بار دیگر، کپی اصل سند («سپاراتیستکوگو دویژنیا» که عرض کردم در خود تیتر هم هست):
https://daftareyaddasht.files.wordpress.com/…/1945-07-06…

Abbas Djavadi
همه جواب ها آمد و مسئله روشن روشن شد. تصور و شنیده های بنده از «مرکز ویلسون» , درست بود. دو نسخه از این «فرمان» کمیته مرکزی در باره تاسیس فرقه دمکرات آذربایجان ایران و سازماندهی یک «جنبش (حرکت) تجزیه طلبانه» مورخه 6 ژوئیه 1945 وجود دارد. یکی «نسخه مسکو» است که به مولوتوف، بریا، باقروف فرستاده شده با صورت آن به بولگانین، میکویان، یودین، کروتیکوف و زوروف. این نامه در آرشیو حزب کمونیست در مسکو مانده و بعد از انقراض شوروی به «آرشیو دولتی تاریخ اجتماعی و سیاسی روسیه »
RGASPI
شده که همه اسناد حزب کمونیست و سازمان جوانان حزب کمونیست یعنی کمسومول را در بر میگیرد. مشخصات این سند که امضای استالین را هم دارد در این مرکز چنین است:
RGASPI F.17, o. 162, d. 37, 1.147-148.
تصویر این نسخه:
https://daftareyaddasht.files.wordpress.com/…/moscowcop…

Abbas Djavadi
نسخه دوم، نسخه باکو است – این همان فرمان است که فقط به باقروف فرستاده شده. مضمون نامه همان است ولی فقط یک گیرنده دارد یعنی باقروف. این هم طبیعتا در باکو «آرشیو دولتی تاریخ احزاب سیاسی و جنبش های اجتماعی آذربایجان» در باکو نگهداری میشود. صورت این نسخه که از سوی اقای جمیل حسنلی دسترس شده است این است: https://daftareyaddasht.files.wordpress.com/…/bakucopy.pdf

Abbas Djavadi
یعنی بیچاره جمیل حسنلی اینجا تنها گناهی که کرده این است که یک نسخه نامه رهبری حزب در مسکو را که به باکو فرستاده شده دسترس کرده و منتشر نموده است. دستکاری هم در آن نکرده چون متن نسخه باکو و نسخه مسکو یکی است – نمیتوانست هم بکند… برعکس گمانه زنی هائی که در اینجا هم مطرح شد!

سيروس مددى
ﻧﻪ. ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ, ﺩﻫﻘﺎﻧﺎﻥ ﺟﺎﻥ ﺑﺮﻟﺐ ﺭﺳﻴﺪﻩ, ﻃﺒﻘﻪ ﺯﺣﻤﺘﻜﺶ ﻣﻔﻠﻮﻙ و اﺯاﺩﻳﺨﻮاﻫﺎﻥ اﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﻛﻪ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﺑﺪﺳﺖ اﺭﺑﺎﺑﺎﻥ و ﺯاﻧﺪاﺭﻣﻬﺎ ﺑﺎ ﻫﻤﺪﺳﺘﻲ ﺧﺎﻧﺪاﻧﻬﺎﻱ اﺷﺮاﻓﻲ اﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﺑه ﺟﺮﻡ ﺣﻖ ﻃﻠﺒﻲ ﺳﺮﻛﻮﺏ ﺷﺪﻧﺪ و ﺳﺮﻛﻮﺑﻜﺮاﻥ ﻫﻢ اﻳﻨﻚ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﻟﻜﻪ ﺩاﺭ ﻛﺮﺩﻥ اﻥ ﻧﻬﺼﺖ ﺑﺠﺮﻡ ﻛﻤﻚ اﻧﺤﺎﺩ ﺷﻮﺭﻭﻱ اﻧﺪ. ﺟﻤﻴﻞ ﺣﺴﻨﻠﻲ ﻧﻪ ﺑﺮاﻱ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺮاﻱ ﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ ﻣﻌﻤﺎﺭاﻥ ﺟﻨﻚ ﺳﺮﺩ ﻛﻮﺷﻴﺪﻩ. ﺩﻭ ﺩﻳﻜﺮ اﻧﻜﻪ ﻣﺎ ﻣﻨﻜﺮ ﻛﻤﻚ ﻛﻤﻮﻧﻴﺴﺘﻬﺎﻱ ﺷﻮﺭﻭﻱ ﻧﻴﺴﺘﻴﻢ. اﮔﺮ اﻳﺎﻻﺕ ﻣﺘﺤﺪﻩ و اﻣﭙﺮاﺗﻮﺭﻱ ﺑﺮﻳﺘﺎﻧﻴﺎ ﻳﺎﻭﺭ اﺭﺗﺠﺎﻉ و اﺭﺑﺎﺑﺎﻥ و ﺭﻭﺣﺎﻧﻴﺖ ﺑﻮ, اﺗﺤﺎﺩ ﺷﻮﺭﻭﻱ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺩﻫﻘﺎﻧﺎﺕ و ﺯﺣﻤﺘﻜﺸﺎﻥ ﻳﺎﺭﻱ ﻛﺮﺩ. اﻛﺮ ﻣﻮﺳﺴﻪ ﻭﻳﻠﺴﻮﻥ ﺻﺪاﻗﺖ ﺩاﺭﺩ, اﺳﻨﺎﺩ ﺟﻨﺎﻳﺎﺕ اﻣﺮﻳﻜﺎ ﻋﻠﻴﻪ ﻣﺮﺩﻡ اﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﺭا ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻛﻨﺪ و اﻛﺮ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻛﻨﻨﺪﻛﺎﻥ اﺳﻨﺎﺩ ﺟﻤﻴﻞ ﺣﺴﻨﻠﻲ ﻣﻲ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻪ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻛﻤﻚ ﻛﻨﻨﺪ, اﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﻣﺘﻞ ﺣﺴﻨﻠﻲ ﺑﻜﻮﺷﻨﺪ اﻳﻦ اﺳﻨﺎﺩ ﺭا ﭘﻴﺪا ﻛﻨﻨ

سيروس مددى

و اﻗﺎﻱ ﺟﻮاﺩﻱ ﻋﺰﻳﺰ اﻳﻦ ﻧﻜﺘﻪ ﺭا ﻧﻴﺰ – ﺣﺎﻻ ﻛﻪ ﺑﺤﺖ ﻣﺎ اﺯ ﺭﻭاﻝ ﺩﻳﺮﻭﺯﻱ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ – ﻧﺎﻛﻔﺘﻪ ﻧﻜﺬاﺭﻡ ﻛﻪ ﻧﻬﺼﺖ اﺫﺭﺑﺎﻳﺠﺎﻥ ﺣﺎﺩﺗﻪ اﻱ ﻣﺪﻓﻮﻥ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻧﻴﺴﺖ. ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻃﺒﻘﺎﺗﻲ و ﺷﺨﺼﻲ اﺷﺨاﺹ و ﺩﻭﻟﺖ ﻫﺎ و ﻣﻮﺳﺴﺎﺕ ﺩﺭ ﻧﺤﻮﻩ ﻧﻜﺎﻫﺸﺎﻥ ﺩﺧﻴﻞ اﺳﺖ. ﻣﻮﺳﺴﺎﺗﻲ ﻛﻪ 80 ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺣﺮﻑ ﺑﺮاﻱ اﺭﻭﭘﺎﻱ اﺯاﺩ و اﺯاﺩﻱ ﺗﺒﻠﻴﻎ ﻛﺮﺩﻧﺪ وﻟﻲ ﺩﺭ ﻭاﻗﻊ ﻗﺼﺪﺷﺎﻥ ﻏﺎﺭﺕ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻃﺒﻴﻌﻲ, ﻛﺴﺐ ﺑﺎﺯاﺭﻫﺎﻱ ﺟﺪﻳﺪ و ﻧﻴﺮﻭﻱ ﻛﺎﺭ اﺭﺯاﻥ ﺑﻮﺩ, ﺑﺎﻟﻂﺒﻊ ﭘﺲ اﺯ ﭘﻴﺮﻭﺯﻱ ﻣﻮﺭﺧﻴﻨﻲ ﻧﻴﺰ ﻻﺯﻡ ﺩاﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺮاﻱ ﺗﻮﺟﻴﻪ اﻋﻤﺎﻟﺸﺎﻥ ﺗﻼﺵ ﻛﻨﺪ. ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﭼﻨﻴﻦ اﺳﺖ

Abbas Djavadi
خوب اين ديگر مجرائى كاملا متفاوت از خرده گيريهاى ديشب به سند و اصليت آن و امضاى استالين و غيره است كه عنوان ميكرديد. حالا معلوم ميشود كه در واقع مشكل اصلى اصلا با اينها نبود بلكه با نگرانى از اين است كه مبادا خدشه اى به دنياى خيالى كه بعضى ها از فرقه و زحمتكشان و شوروى و رفقاى حزبى و فرقه اى مسكو و باكو ساخته اند وارد شود. براى چنين احساساتى كه هنوز بيست و چند سال بعد از «خرابى بصره» و ورشكستگى فرقه و حزب و بند و بساطشان ظاهرا داريد بسيار متاسفم.

از فیس بوک: (پیش تر)

EF.
سیزدن بعید گؤروردوم غیرعلمی بیر یازی یازاسیز. بو یازی «کیهان» متدوندان پبروی ائله میش.

Abbas Djavadi سلام، بو بير تفسير و يا نظر دير، علمي مقاله دگيل… او فرمان باره سينده منيم شخصى نظريمدير. نييه غير علمى اولسون؟ سيز اولسوز او فرمانى نئجه تفسير ائلرسوز بيه؟

YB:
دکتر جوادی مرحوم پیشه وری اهداف بدی نداشت و برنامه های بسیار مترقی داشت اما همانطور که دیدیم و تاریخ نشان داد ، مردم اذربایجان بدبخت می شدند و چه بسا دنیا هنوز به دو قطب تقسیم بود. اگر اذربایجان به فرض محال به دست روسها می افتاد به گمانم یا جنگ سوم جهانی رخ می داد و یا کل ایران هم به دست روسها می افتاد و امریکا هرگز چنین اجازه ای نمی داد. روسها از فرقه برای امتیاز گرفتن استفاده کردند چرا که خود نیز می دانستند که توان مقابله با غرب مسلح به اتم را نداشتند.

Abbas Djavadi متوجهم و اين بحث پيشه ورى را تا حدى ميشناسم. پيشه ورى بنظر شخصى بنده شخصيت جالبى از تاريخ ما بود مثل مثلا ارانى، تقى زاده، كسروى و يا خياباتى. خوب و يا «بد» بودن خود اين افراد بنظرم در اينجا زياد مطرح نيست نتيجه عملى و احتمالى كار هايشان مهم است. و اينجا هست كه بنده نظر خود وا داده ام نه در باره شخص پيشه ورى.

Abbas Djavadi فاما نظر هم نه، حد اقل نتيجه منطقى كه از اين فرمان حزب كمونيست شوروى و شخص استالين ميشود گرفت چيست؟ اينست كه (١) كل اين جريان و شعار ها و هاى و هوى و باصطلاح دعواى آذربايجان و زبان و غيره در مسكو و باكو طرح ريزى شده بود و براى منافع شوروى و حزب كمونيست بود نه منافع ما(٢) مجريان محلى اين فرمان ، چه شخصا خوب بوده باشند و چه بد، مجرى برنامه مسكو بودند در حاليكه شايد خيلى ها نميدانستند و بعضى ها ميدانستند (٣) در اين راه هم طراحان خارجى و هم مجريان داخلى از مشكلات و فساد و مظالم عقب ماندگى داخلى استفاده كرده براى ملت بيچاره ما نقش منجى بين المللى را بازى ميكردند. كسى با اين نتيجه گيرى مخالف است؟

YB:
دکتر شربت مجازی شهادت نوشیدید:)))

Abbas Djavadi در حاليكه نه از شهادت خوشم ميايد و نه از ادا هاى قهرمانى، نه نوع فيزيكى اش و نه مجازى اش!

EF:
فارسی یازیم استکبار جهانی ده اوخوسون:
به طور حتم مسکو نیز در صدد استفاده از شرایط موجود ایران و بخصوص آذربایجان به نفع خود و جهت دهی آن به نفع خود بوده ولی تا زمانی که سندی دال بر اطاعت سران حکومت ملی از دستورات مسکو و باکو موجود نباشد ادعاهای نظیر ادعای شما تهمتی غیرمستند است. موضع گیری ای که بی شباهت به نظر ژورنالیستهایی مانند شریعتمداریها نیست.

Abbas Djavadi ببخشيد…. سند؟ سندى از اين گنده تر؟ دفتر سياسى حزب كمونيست شوروى؟ امضاى استالين؟ باقراوف؟ جزئيات دستورات آنهاتا لوله كشى و تاسيس بيمارستان و دانشگاه و حتى نوع كاغذ روزنامه وطن يولى؟
————————————–

صفحه ویژه 21 آذر

21 Azar Cat

برچسب‌ها: , , , ,

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s