اولين آریائی ها، اولین ترک ها

استپ های اوراسیا، از آلتای و مغولستان تا شمال دریای سیاه و اوکرائین

استپ های اوراسیا، از آلتای و مغولستان تا شمال دریای سیاه و اوکرائین

اجداد باستانی ايرانيان و ترك ها اقلا  سه تا چهار هزار سال پيش، كم و بيش از يك منطقه: اوراسياى غربى، يعنى منطقه اى از كوهستان هاى آلتاى در سيبرى جنوبى و مغولستان كنونى تا شمال شرق و شمال درياى خزر آمده اند. آنها هر دو در ابتدا همانند اجداد باستانى تقريبا همه ملل كنونى اروپا و آسيا قبايلى كوچنده بودند كه مدتها در مجاورت با همديگر زندگى ميكردند و بمدت قرن ها و به طرق گوناگون، از مراودت و بده و بستان گرفته تا حمله و جنگ و يا فرهنگ، دين و زبان، روياروئى و آميزش، بهمديگر تاثير گذاشته اند.

بطور دقيق نميتوان گفت كه موطن اصلى و اوليه اقوام آريائى (هند و ايرانى) از يك سو و اقوام آلتائى كه ترك ها شاخه غربى آنها را تشكيل ميدادند، كجا بود و اين اقوام در كدام دوره هاى تاريخى براى اولين بار عرض اندام كرده اند. اما برپايه پيگيرى نام ها، واژگان  و متون در منابع اصلى و يا ثانوى، تحليل بازمانده اجساد انسان ها و يا آلات و اشياى مورد استفاده مردم در مناطق گوناگون و تحليل و مقايسه آنها، دانشمندان رشته هاى زبانشناسى تاريخى، مردم شناسى، باستانشناسى و ژنتيك به نتايجى رسيده اند كه در اين زمينه هاى علمى امروزه مورد قبول اكثر متخصصين است.

ظاهرا موطن اصلى و اوليه اقوام آريائى يعنى گويشوران باستانى زبان مفروض و مشترك (پروتو) هند و ايرانى در غرب آسياى ميانه تا حوزه شمال شرقى و شمالى درياى خزر بوده است. احتمالا در اوايل هزاره دوم پيش از ميلاد، يعنی حدودا چهار هزار سال پيش كه دو شاخه زبانى هندى و ايرانى تا حد معينى از همديگر فاصله گرفته بود، دو گروه از «جامعه پروتو هندى» آن منطقه جدا شده يك دسته به غرب، به شمال بين النهرين و به مناطق بعدى حُرّى ها و ميتانى ها و گروهى ديگر به سوى هندوستان كنونى كوچيدند. مدتى بعد، احتمالا 1500 سال پیش از میلاد، قبايل ايرانى نيز شروع به كوچ نمودند. آنها هم رو بسوى غرب نهادند و احتمالا در اواسط قرن نهم پيش از ميلاد يعنى چيزى كمتر از سه هزار سال پيش به غرب و مراكز ايران كنونى رسيدند. در همين دوره است كه منابع آشورى (آسورى) براى اولين بار از اين اقوام سخن ميگويند. بعد از قرن نهم قبل از ميلاد، منابع بين النهرين به واژگانى ايرانى مانند ماد ها (ماتائى)، پارس ها (پارسواش) و بويژه خدايگان اصلى ايرانيان اهورامزدا (آسارامزاش، آسورامزاش و بعد ها اهورامزدا) اشاره ميكنند (سیمس ویلیامس، 2006، ص 125-126.)

«جامعه» اقوام آلتائی زبان که ترک ها بعد ها همچون گروهی مشخص از درون آن بیرون آمدند احتمالا سه تا چهار هزار سال پیش از میلاد در منطقه ای بین شمال چین و غرب مغولستان تشکل یافت. نشانه های ترکی باستان حدودا 3000 تا 500 سال قبل از میلاد از بطن این «جامعه» بیرون آمد. برپایه وام واژه های اورالی و هند و اروپائی در زبان مفروض (پروتو) ترکی باستان دانشمندان حدس میزنند که گروه قبایل ترک زبان غربی ترین گروه زبانی «خانواده» زبانهای آلتائی بود در حالیکه گروه تونقوزی شرقی ترین گروه بود و مغولی در مرکز این منطقه قرار داشت. از سوی دیگر مورخین با اشاره به اینکه قبایل هند و اروپائی ظاهرا پیشگام پرورش اسب در فرهنگ قبیله ای هزاره چهارم و سوم در اوراسیا بودند، چنین گمان میبرند که اجداد قبایل ترک زبان احتمالا در مجاورت این قبایل هند و اروپائی به فنون پرورش و بهره گیری از اسب پی برده اند (گولدن2006، ص 16). بر پایه این داده ها، احتمال میرود که موطن اصلی اجداد ترک ها ابتدا بین رودخانه «ینی سئی» و اقیانوس آرام در شمال چین، منطقه جنگلزار وشمالی استپ ها در سیبری جنوبی و بخصوص حوزه آلتای و یا ماوراء بایکال تا حوزه ماوراء خزر بوده است. در هزاره نخست قبل از میلاد ظاهرا اجداد باستانی قبایل پروتو ترک زبان به مناطق مرکزی و غربی مغولستان کنونی کوچ کرده اند که بیشتر موطن قبایل هند و اروپائی – هند و ایرانی بوده است.

با اين ترتيب احتمالا اولین تماس هاى قومی و زبانی بین اقوام پروتو ترک و ایرانی هزار سال قبل از ميلاد  در مغولستان کنونی بوده است يعنى حدودا 500 سال بعد از آنکه کوچ اولین قبایل آریائی به ایران کنونی شروع شده بود.

اما اين گروه هاى پروتوترك را هنوز نميتوان دقيقا بعنوان «ترك» نامگذارى كرد. آنها بخشى از مجموعه اى از قبايل اوراسيا بودند كه معروف به «هون ها» شده اند و در منابع چينى «هسيونگ-نو» ناميده ميشوند.

اجداد قبایل ترک زبان «بیشک بخشی از اتحادیه قبیله ای هسیونگ-نو و هون های آسیائی بودند که در قرن سوم پیش از میلاد برای مرز های چین درد سر ایجاد کرده بودند» (گولدن، همانجا، ص 17).  مثل اغلب اتحادیه های قبیله ای، این اتحادیه هم از نظر قومی و زبانی مختلط بود. وقتی این اتحادیه در مقابل حملات دولت هان های چین دچار شکست شده پراکنده گشت، عناصر این اتحادیه  بسوى اوراسیای غربی رو گذاشتند. در این جریان اشکال، اتحاد ها و كشاكش هاى جديد قومی بوجود آمد.

زمانيكه در استپ هاى آسياى ميانه و اوراسياى غربى كوچ هاى پر تلاطم قومى به  ملل آسيا و اروپا از روس و بالتيك و آلمانى، انگليس و فرانسوى و ايتاليائى و زبانهاى آنان شكل نيمه نهائى خود را ميداد، در ايران ماد ها دولت خود را ميساختند، هخامنشيان امپراتورى خود را گسترش ميدادند و با يونان ميجنگيدند، بين النهرين هنوز صاحب تمدن هاى باستان خود بود و بتدريج امپراتورى روم ساخته ميشد.

كوچ هاى اقوام رنگارنگ و از آن جمله هون ها، گوت ها، ژرمن ها، اسکیت ها و سکا ها، آلان ها و خزر ها و آوار ها در اوراسيا و اوروپا  سرتاسر اوراسیا و بخصوص «کمر بند استپ های» آن را از نظر قومی و زبانی تبدیل به یک «دیگ آش شله قلمکار» کرده بود.

در مقابل سيل هون هاى آسيائى كه مجموعه اى از اقوام پروتو مغول، پروتو ترك و حتی هند و ایرانی بودند و هون هاى اروپائى كه از نظر قومى و زبانى با آنها كاملا يكى نبودند، ده ها قوم و قبيله از هند و اروپائى و آلتائى تا اورالى و سيبريائى پا به گريز گذاشتند، سركوب شدند، به مناطق غربى و يا جنوبى رو گذاشتند و يا در تركيبات نوين قومى مستحيل گشتند. در نتیجه همین کوچ ها و جنگ ها هم بود که امپراتوری روم سقوط کرد و به امپراتوری روم شرقی یعنی بیزانس تقلیل یافت.

در همین شرايط بود كه اولين بار در قرن ششم ميلادى منابع چينى در رابطه با منازعات بين اقوام همسايه چين در مغولستان، به شكلى روشن از ترك ها سخن ميگويند.

همين قبايل ترك بودند كه در همان دوره يعنى قرن ششم ميلادى (٥٥٢-٧٤٠ م)  دولت مقتدر گوك تورك ها را بين دو دولت چين در شرق و ايران ساسانى در غرب و جنوب بوجود آوردند، دولتى كه به كمك ايرانیان همسایه و بخصوص سغدیان زمينه گذار تركان به اسلام را ايجاد كرد. اولين سنگ نوشته هاى تركى باستان معروف به اورخون به اين دوره مربوط است. مدتی بعد، در زمان دولت ترک قراخانیان (٨٤٠-١٢١٢ م) در شین جان کنونی (چین) اولين آثار مكتوب فرهنگ تركى از جمله «ديوان لغت الترك» محمود كاشغرى را توليد نمود.

ايران از كوچ آريائى ها تا ظهور اسلام تا حدى از تلاطم ها و كوچ هاى قومى در امان مانده بود. بعد از اعراب، كوچ هاى قبايل ترك به خراسان و بقيه ايران شروع شد و تا بيزانس، فلسطين، مصر و بالكان گسترش يافت.

——————————–

منابع و مطالعه بیشتر:

Barthold, Vladimir V.: Zwölf Vorlesungen zur Geschichte der Türken Mittelasiens. Reprinted Hildesheim 1962

ترجمه ترکی:

Barthold, Vladimir V. : Orta Asya Türk Tarihi, 2. Baskı, İstanbul: Divan, 2015

Golden, Peter B.: The Turkic Peoples: A Historical Sketch (pp. 16-29); in: Johnson, L. and Castao, E. A.: The Turkic Languages, New York: Routledge , reprinted 2006

Roux, Jean-Paul: Histoire des Turcs. Deux mille ans du Pacifique a la Mediterranee, Paris 2000

ترجمه ترکی:

Roux, Jean-Paul: Türklerin Tarihi. Pasifikiten Akdeniz’e 2000 Yıl, İstanbul 2013

Sims-Williams, Nicholas: Iranian Languages (pp. 125-153). In: The Indo-European Languages, New York: Routledge , reprinted 1998

Spuler, B.: Die Goldene Horde. Die Mongolen in Russland 1223-1502 (2nd revised edition), Wiesbaden: Harrassowitz, 1965



دسته‌ها:رنگارنگ, سرگذشت زبان ها

نظری دارید؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s