سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

تُرک ها – نژاد یا زبان؟

Roux_Turcs«… از جنگل های سیبری آمدند. جسور، پراکنده، باهنر و هنوز در آغاز راهشان بودند. ابتدا به فلات ها، آنگاه به داخل چین و بالاخره مثل سیلی بی انتها به غرب روی نهادند و در همه جا پهن شدند…»

ژان پل رو: تاریخ ترکان

غزنویان غلامان ترک بودند… سلجوقیان که آناتولی را هم گرفتند – آنها هم ترک بودند… آق قویونلو و قراقویونلو ها حتی اسمشان هم ترکی است… قبایل ترک در قدرت یابی صفویان و شاه اسماعیل نقشی اساسی داشتند… خود شاه اسماعیل هم ترک زبان بود، اگر چه اجدادش گویا فارسی زبان بودند. پس نادر شاه وطایفه «قیرخلو»ی او از قبیله افشار؟ البته قاجار ها هم ترک بودند – و یا درست ترش: ترک زبان. مظفرالدین شاه، عباس میرزا، محمد علی شاه، بعدا ستارخان، ملکه تاج الملوک آیرملو همسر رضاشاه، ارانی، ثقه الاسلام، کسروی، ایرج میرزا، محمد علی خان تربیت، معجز، ملکه فرح دیبا همسر محمد رضا شاه، پیشه وری، آیت الله شریعتمداری، شهريار، غلامحسین ساعدی و صمد بهرنگی…

آذربایجانی های ایران ترک هستند؟

آتاترک و اردوغان هم ترک هستند. سلطان سلیمان محتشم، سلطان سلیم که با شاه اسماعیل جنگ کرد هم ترک بود – نبود؟

پس ترکمن ها؟

اوزبک ها و قزاق ها چطور؟

پس اویغور های چین؟

ترک های سلانیک یونان؟

«اویغور های زرد» چین که بیشترشان بودائی هستند چطور؟

چوواش های شامانیست سیبری؟

خزرهای هزار تا دو هزار سال پیش را که دین یهود را پذیرفتند واقعا میتوان ترک حساب کرد؟

پس قاقاوزهای مولدووا چطور که اصلیتشان ترک است اما دین شان مسیحی ارتدکس و زبان کنونی اکثریتشان روسی؟

آیا همه اینها را در مجموع میتوان «ترک» نامید؟

نقاط مشترک ترک ها چیست؟ نژاد؟ ظاهر فیزیکی؟ زبان و درجه ارتباط و تفاهم زبانی؟ دین؟ مذهب؟ سرزمین مشترک؟ تاریخ مشترک؟ عادات و رسوم؟ غذا های ملی؟ موسیقی؟ شعر و ادبیات؟

اسم و یا صفت «ترک» و «ترکی» میتواند آدم را به سادگی دچار اشتباه کند.

یعنی چه «ترک»؟

در ایران به شهروندان ترکیه «ترک» میگویند.

به آذربایجانیان ترک زبان هم «ترک» میگویند.

یعنی همه شهروند های امپراتوری عثمانی و جمهوری ترکیه  از نظر نژادی «ترک» بودند و یا هستند؟ یعنی آذربایجانیان ترک زبان هم از نظر قومیت و نژاد «ترک» هستند؟ یعنی منشاء ژنتیک و شجره آنها به قبایل ترک زبان آسیای میانه و منطقه آلتای و مغولستان برمیگردد؟ یعنی مثلا اردوغان و یا ناظم حکمت و یا ستارخان و شاه اسماعیل از نوادگان اوغوزخان و آلپ ارسلان سلجوقی هستند؟

در اینجا ظاهرا بیشتر شهروندی و یا زبان رسمی امپراتوری عثمانی و بعد ها جمهوری ترکیه  و ایران و زبان مادری این افراد است که در نظر گرفته میشود و نه قومیت و نژاد. اردوغان را نمیدانم، اما بعید است که آتاترک و ناظم حکمت چشم آبی و مو بور از نظر تباری با ترک زبانان تاریخی آسیای میانه مانند طغرل بیگ و سلطان آلپ ارسلان سلجوقی یکی باشد. هم آتاترک و هم ناظم حکمت متولد سلانیک در یونان امروزه بودند. مثلا مادر ناظم حکت بقولی مخلوط چرکزی، صربی، آلمانی، فرانسوی و لهستانی بود.

از اینطرف، یعنی ایران، ستارخان را نمیدانم. اما در اینکه خاندان شیخ صفی اصالتا کرد بوده اند که پیشتر به آذربایجان و گیلان کوچیده اند خیلی ها نوشته اند. ديگران به اشعار فارسى شيخ صفى با لهجه آذرى اشاره ميكنند. علاوه بر این مادر شاه اسماعیل مارتای مسیحی دختر سلطان اوزون حسن است و مادر مارتا یعنی زن اوزون حسن هم تئودورا دسپینا خاتون دختر پادشاه مسیحی طرابوزان است که یونانی زبان بود. با اين ترتيب شاه طهماسب فرزند متعصب  شاه اسماعيل هم مثل پدرش، مرشد بزرگ و اولى الامر صوفيان و سايه خدا، نيمه  يونانى الاصل بوده است. اما شاه اسماعیل اگرچه دو زبانه یعنی فارسی زبان و ترکی زبان بود ظاهرا زبان نخست اش ترکی بود و هم به فارسی و هم به ترکی شعر میگفت.

همچنین به جز دو سه نفر، همه سلاطین عثمانی مادر و همسر مسیحی داشتند  كه  اصلشان از سرزمین های غیر ترك مانند صربستان، یونان، و حتی اوکرائین بود. آنها قبل از آنكه به حرم سلطان عثمانى آورده شوند به اسلام میگرویدند و نامشان را عوض میکردند.

امروز وقتی در خیابان های استانبول و یا آنکارا پرسه میزنید، ظاهر فیزیکی اکثریت مردمی که می بینید هیچ هم یاد آور خیابان های بیشکک، آلماتی و یا حتی تاشکند در قرقیزستان، قزاقستان و یا اوزبکستان نیست.

کند و کاو شجره ها در تواریخ و تذكره ها چندان نتیجه ای نمیدهد و اکثرا با احساسات و پیشداوری های سیاسی مخلوط میشود.

احتمالا هر گونه بررسی میتواند مورد تردید قرار گیرد و باعث مباحثات بی نتیجه ملت گرایانه و یا قوم پرستانه  شود. تنها استثنائى که نتیجه ای قطعی بدست میدهد بررسی هاپلوگروه ها با هدف تشخیص کُد «دی ان ای» انسان هاست که اغلب از آب دهان و یا هر کوچکترین نمونه بدن، يعنى مثلا خون، پوست، استخوان و يا موی آنها بدست میاید.  تنها چیزقابل تامل در این تست ها این سوال است که آیااين تست ها در مورد چند هزار و یا صد هزار نفر و در کدام مناطق جغرافیائی یک کشور و یا منطقه انجام گرفته و آیا نتایج این تست ها را میتوان به تمامی و یا اکثریت آن قوم و یا ملت تعمیم داد یا نه. از این جهت است که بررسی چند تحلیل مختلف برای درک وضعیت واقعی سودمند تر از تکیه فقط به یک تحلیل است.  البته اعتبار و تجربه علمی موسسه ای که این تحلیل را انجام میدهد هم نقشی کلیدی بازی میکند.

حوض هاپلوگروپ های مردم آناتولی بنا به جیننی اوغلو 2004: 94.1% اوروپا، مدیترانه و خاورمیانه، 3.4% آسیای میانه، 2% بقیه

حوض هاپلوگروه های مردم آناتولی بنا به جیننی اوغلو 2004: 94.1% اوروپا، مدیترانه و خاورمیانه، 3.4% آسیای میانه و 2.5% بقیه

تقریبا همه تست های ژنتیکی «دی ان ای» که هرکدام با چند هزار نفر از چهار گوشه ترکیه انجام گرفته، نشان میدهند که سهم مشخصات ژنتیک منطقه آسیای میانه در حوض ژنتیک اکثریت مردم ترکیه  کم است: حدود 3-5 درصد، در حالیکه 70-80 و به گفته بعضی منابع 94 درصد کُد ژنتیک مردم آناتولی مربوط به خاورمیانه، اروپا و حوزه دریای مدیترانه میشود (جیننی اوغلو و دیگران، 2004 و هودوغلوگیل و دیگران، 2012).

حوض دی ان ای مردم آناتولی (استانبول، قیصری، آیدین) بنا به هودوغلوگیل، 2012: سبز: خاورمیانه، آبی: مدیترانه و اروپا، آبی تند: آسیای جنوب غربی، سرخ: آسیای میانه

حوض دی ان ای مردم آناتولی (استانبول، قیصری، آیدین) بنا به هودوغلوگیل و دیگران، 2012: سبز: خاورمیانه، آبی: مدیترانه و اروپا، آبی تند: آسیای جنوب غربی، سرخ: آسیای میانه

در ضمن: حوض ژنتیک اکثریت ایرانیان هم بی شباهت به مشخصات ترکیه نیست: 84 درصد متعلق به حوزه مدیترانه و آسیای جنوب غربی (ایران و خاورمیانه) هشت در صد اروپای شمالی و تنها پنج درصد آسیای شمال شرقی (و آسیای میانه.)

ترکیب هاپلوگروپ های اکثریت ایرانیان بنا به موسسه جنو گرافیک،

ترکیب هاپلوگروپ های اکثریت ایرانیان بنا به موسسه جنو گرافیک، موسسه نشنل جئوگرافیک

برای مقایسه نگاهی هم به ترکیب هاپلوگروه های مردم «آلتائی» بیاندازیم که شامل سیبری جنوبی و غربی، مغولستان، چین شمالی، قزاقستان و قرقیزستان میشود که منشاء نخستین قبایل ترک زبان است:

ترکیب هاپلوگروپ های اکثریت گروه آلتائی بنا به موسسه جنو گرافیک، موسسه نشنل جئوگرافیک

ترکیب هاپلوگروه های اکثریت گروه آلتائی بنا به موسسه جنو گرافیک، موسسه نشنل جئوگرافیک

هیچ تاریخ و یا مورخی جدی که با تاریخ هزار سال پیش منطقه  آشناست، شکی نمیکند که قبل از تصرفات و حاکمیت تدریجی ترکان  و پیدایش اسلام در بیزانس یعنی حدودا ترکیه کنونی (از قرن یازدهم تا فتح استانبول در سال 1453)، اکثریت قومی این امپراتوری قدرتمند، از یونانی و ارمنی و ایرانی و آسوری، به هر حال هر چه بود ترکی نبود و دین اکثریت هم اسلام نبود.

در ایران هم کوچ قبایل ترک از قرن دهم و یازدهم به بعد بطور مستمر وجود داشته و آنها از غزنویان و سلجوقیان به بعد حاکمیت ایران را دراکثر دوره های حکومت های قبیله ای یعنی تا صفویان دردست خود داشتند و بخاطر تمرکز بیشتر در آذربایجان حتی زبان اکثر مردم این ولایت هم ترکی شده اما کُد ژنتیک مردم بومی در اساس و جوهر خود چندان تغییر نیافته است. این هم دلیل دیگری است که اکثر دانشمندان که در این مورد خاص تحقیق کرده اند میگویند تعداد کوچندگان از مردم بومی و یکجا نشین کمتر بوده است.

اگر به ترکیه برگردیم، مردم قبلى بيزانس قتل عا م نشده و به صورت سرتاسرى به كشور ديگرى مهاجرت نكرده اند. تركان مهاجر هم اگرچه اقلا پنج قرن بطور منظم بصورت قبايل چند صد نفره و يا چند هزار نفره اكثرا از راه آذربايجان ايران و شمال عراق به بيزانس ميرفتند اما در مجموع تعدادشان كمتر از مردم محلى بود. آنچه كه باعث تغيير زبان و حتى دين اكثريت مردم آناتولى و استانبول شد چيز ديگرى جز حكومتدارى تركان نميتواند باشد. بسيارى از «يورگو» ها و «ماريا» ها طولى نكشيد كه «محمد» و «خديجه» نام گرفتند. ترکی در عمل زبان رسمی و مشترک امپراتوری عثمانی شد. اما در مقابل، طولى نكشيد كه حكام ترك اصول دولتدارى، كشاورزى، عادات خورد و خوراك و يا جمع آورى ماليات بوميان غير مسلمان را قبول نمودند.

انها اكثرا «ترك» شده بودند. در حقيقت اين هم درست نبود. آنها عثمانى شده بودند – تبعه عثمانی، زبان نخست اکثریتشان ترکی و دین تعداد روز افزونی از آنان تبدیل به اسلام شده بود ولى همه شان عثمانی بودند.

لفظ «تركيه» هم در ابتدا نا روشن بود. در واقع اسم ترکیه را ابتدا غربی ها ایجاد کرده اند. اصلش به لاتین و ایتالیائی
Turcia
(تورکیا) بوده که آن هم به معانی مختلف مورد استفاده قرار گرفته است. مثلا مارکو پولو از سرزمین های آسیای میانه در حیطه دولت چین که مسکن قبایل ترک زبان بوده همچون «تورکیای بزرگ» و از آسیای صغیر یعنی آناتولی که در زمان او هدف کوچ و اسکان قبایل ترک قرار گرفته بود بعنوان «تورکمنستان» (ترکمنستان) نام میبرد. ابن بطوطه آناتولی را گاه «التورکیه» و گاه «کشور رومیان» (یعنی یونانیان) مینامید که تحت نظارت «ترکمن ها» قرار دارد. مورخین و جغرافیادانان عرب نیز تا سال 1917  از مصر و سوریه همچون ««دولت الترکیه» و «دولت الاتراک» سخن گفته اند اگر چه اقلا در این تصرفات عثمانی تعداد ترکان اندک بوده است (رو، 27-35).

به سوال نخستینمان برگردیم: تعریف واژه «ترک» چیست؟ عنصر مشترک همه کسانی که «ترک» نامیده میشوند چیست؟

طوری که دیدیم نژاد و باصطلاح «خون» نیست که شخصی را همچون «ترک» تعریف میکند و یا نمیکند. دین و مذهب هم نیست چرا که «ترک» های یهودی، مسیحی، بودائی شامانی هم اگرچه ديگر زیاد نیستند، اما هستند. حتما موسیقی و افسانه ها و غذاهای و لباس های ملی هم برای ترک بودن کافی نیست.

اکثر دانشمندان و بخصوص مردم شناسان و زبانشناسان، عامل زبان را تنها عنصر مشترک «ترک ها» از سیبری تا بالکان میدانند که در طی دو هزار سال گذشته از نقطه ای به نقطه دیگری از اوراسیا شتافته و در این نقاط رحل اقامت افکنده اند. هندریک بوشوتن در کتاب مهم مرجع با تیتر «زبان های ترکی» (2006، ص 1) میگوید: «مثلا برعکس فرق های چشمگیری که بین زیر گروه های مختلف خانواده وسیع زبان های هند و اروپائی دیده میشود، این فرق های بزرگ بین اعضای گروه زبان های ترکی دیده نمیشود» (اما) بغیر از گذشته مشترک زبانی عامل دومی نیست که اعضای گروه (زبانی) ترکی را بهم پیوند دهد» (همانجا)  و تورکولوگ معروف فرانسوی ژان پل رو در کتاب «تاریخ ترکان» که به ترکی هم ترجمه شده مینویسد: «تنها تعریفی که میتوان در مورد ترک ها قبول نمود، عامل زبانشناختی است. ترک کسی است که ترکی سخن میگوید. هر تعریف دیگری نقص خواهد داشت» (رو، ص 28.)

از این جهت است که در تاریخ وقتی زبان یک گروه اجتماعی عوض شده مثلا ترکی میشود از «ترک شدن» و یا «ترکی شدن»
Turkification
آن گروه سخن میرود، چیزی که مثلا در آناتولی و یا آذربایجان شاهدش بوده ایم. مثلا مورخ معروف ترک فاروق سومر در قرن چهاردهم از «ترک شدن مغول ها» در ایران سخن میگوید که منظورش «ترک زبان شدن» آنهاست (نگاه کنید به این مقاله). بهمین ترتیب وقتی مثلا «بلغار» های باستان اوراسیا که ابتدا زبانی آلتائی و نزدیک به ترکی باستان صحبت میکردند به بالکان کوچ کرده مسکون شدند و در آمیزش با اسلاو های محلی زبان اسلاوی «بلغاری» را پذیرفتند، از «اسلاوی شدن» آنها سخن میرود در حالیکه هویت نژادی بلغار های امروزه اساسا آسیای میانه ای و یا ترکی – مغولی نیست.

اما در پایان به سه نکته هم باید اشاره کرد که هر سه به یک درجه حائز اهمیت اند.

یکم: «ترک بودن» در ابتدای تشکل و پیدایش ترک ها بعنوان یک یا چند قوم با زبان و لهجه های رنگارنگ البته احتمالا جنبه ای نژادی و قبیله ای (یعنی ژنتیک) مخصوص خود را هم داشته است. از نظر تاریخی این دوره مربوط به مثلا حوالی سده های پنجم و ششم قبل از میلاد تا هزار سال بعد از آن میشود یعنی زمانیکه ترک ها هنوز جزو اتحادیه بزرگ قبیله ای هون ها و دیگر گروه ها بودند  اگرچه در آن دوره هم ترک ها نیز مانند  قبایل آلتائی دیگر و یا هند  و اروپائی پیوسته  در حال آمیزش با دیگر قبایل بودند. اما قبایل ترک هرچه کوچ مبکردند و با مردم و قبایل دیگر می آمیختند هویت نژادی و ژنتیک مخلوط تری پیدا مینمودند. در نمونه ایران و آناتولی و خاورمیانه هم ما از برآمدن غزنویان و کوچ سلجوقیان تا آمدن صفویان می بینیم که هر وقت کتاب های تاریخ و ادبیات و تذکره ها از «ترک» و «ترک ها» سخن میگویند اغلب منظورشان قبایل ترک است که اکثرا بصورتی بارز و مشخص، یعنی جدا از توده مردم بومی زندگی میکرده اند. اما در عرض چند قرن این قبایل با مردم بومی «بُر میخورند» و میامیزند.  در این مرحله، احتمالا حدودا از صفویان به بعد است که اگرچه هنوز بعضی قبایل، طوایف و ایلات ترک زبان به زندگی چادرنشینی خود ادامه میدهند، زندگی اکثر آنها رو به یکجا نشینی و شهری شدن میاورد. در این مرحله دیگر نه مشخصات نژادی و ظاهر فیزیکی بلکه فقط زبان است که آنها را از مردم دیگر محیط خودشان مشخص میکند. در این دوره است که «ترک» در ایران و بخصوص آذربایجان دیگر نه بمعنای قبیله و تبار بلکه فقط گویشور زبان ترکی است. ترک بمعنی ترک زبان. مشابه این روند را در آناتولی هم شاهد هشتیم (نگاه کنید به این مقاله).

دوم: وقتی از تعبیر کلی «زبان» بعنوان عنصر مشترک بین «ترک ها» سخن میگوئیم و علاوه میکنیم «ترک کسی است که ترکی سخن میگوید،» باید کمی احتیاط کنیم. کدام «ترکی»؟ آیا مثلا قزاقی و یا اویغوری و یا قاقاوزی و چوواشی هم – اگر چه  آنها هم مربوط به  خانواده زبانهای آلتائی میشوند، همه یک زبان و آن هم ترکی هستند؟ همان ترکی که ما ترکی امروزه ترکیه و یا آذربایجان را مینامیم؟ در آن صورت آیا انگلیسی ها و یا سوئدی ها هم که زبانشان از زیر گروه «ژرمنی» خانواده زبان های هند و اروپائی است میتوانند امروزه بعد از گذشت 1500-2000 سال از آغاز تفکیک این زبانها، زبان خود را بجای انگلیسی و سوئدی فقط بطور کلی «ژرمنی» بنامند؟ واقعیت این است که تعبیر «ترکی» فقط به زبانهای ترکی رایج در ترکیه و آذربایجان ایران گفته میشود. حتی در جمهوری آذربایجان دولت و اکثر مردم به زبان ترکی خود «آذربایجانی» میگویند (اگرچه بنظر من این تعبیر نادرست است). در قزاقستان و یا اوزبکستان و ترکمنستان هم اگر از مردم، حتی از تحصیلکردگان بپرسید آنها هم زبان خود را نه ترکی بلکه مثلا قزاقی، اوزبکی و یا ترکمنی مینامند اگر چه همه میدانند که زبان آنها هم جزو زیر گروه زبان های ترکی (تورکیک) در خانواده زبانهای آلتائی است.

و بالاخره سوم – و اينجا ديگر نه علم و تاريخ و تست و غيره بلكه سياست وارد ميدان ميشود: صرفنظر از هر بررسى و تحليل علمى، هر شخص ميتواند.خود و گروه زبانى خود  را هر طور كه بخواهد تصور كند و اين براى بعضى ها موضوع دانستن و ندانستن هم نيست – مسئله ايمان و نظر است اگر چه ربطى به واقعيت عينى و يا علمى نداشته باشد. اينكه انسان ها گروه زبانى خود را جدا، مستقل و حتى برتر از ديگران ميدانند يانه و اينكه آنها با وجود شباهت كامل مشخصات ژنتيكى شان، فقط بدليل زبانشان  كه زبان ملى و مشترك يك كشور نيست، خود را قوم و ملت ديگرى ميشمارند يانه، مربوط به تمايلى سياسى و شايد هم گذرا ميشود كه به هزار و يك دليل در ذهن آنها جا افتاده است. در اينجا سياست رايج، اشتباهات دولت، خانواده ها، رسانه ها، گروه هاى سياسى، قدرت و ضعف كشور مربوطه، رفاه و آزادى و يا فقر و عقب ماندگى كشورهاى ديگر و بخصوص همسايه و مناسبات آنها در دوره معينى با كشور و ملت مورد بحث نقش مهمى بازى ميكند. مثلا در حاليكه بعضى گروه هاى اقليت ترك زبان يونان و بلغارستان مدتها بر ضد حكومت هاى خود و به نفع حكومت تركيه فعاليت ميكردند، اين قبيل فعاليت ها بعد از پيوستن يونان و بلغارستان به اتحاديه اروپا كاملا فروكش كرد چرا كه ديگر كسى حتى بخاطر همزبانى با ترك هاى تركيه نميخواست ضديتى با كشور آباء و اجداد خود يعنى يونان و بلغارستان داشته باشد.

—————————

برای مراجعه به منابع و مطالعه بیشتر:

Boeschoten, Hendrik: The Speakers of Turkic Languages; in: Johanson, Lars and Csato, Eva A.: The Turkic Languages, Routledge, New York, 2006

Cinnioğlu, Cengiz, et al: Human Genetics: Excavating Y-chromosome haplotype strata in Anatolia, Volume 114, Issue 2, pp 127-148, January 2004

Hodoğlugil, Uğur and Mahley, Robert W: Turkish Population Structure and Genetic Ancestry Reveal Relatedness among Eurasian Populations, Annals of Human Genetics, 2012

National Geographic: Your Regional Ancestry: Reference Populations

Roux, Jean-Paul: Histoire des Turcs. Deux mille ans du Pacifique a la Mediterranee, Paris 2000
ترجمه ترکی:
Roux, Jean-Paul: Türklerin Tarihi. Pasifik’ten Akdeniz’e 2000 Yıl, İstanbul 2013

عباس جوادی: تعابیر ترک و ترکمن در تاریخ

عباس جوادی:  ترکی ترکیه و «ترکی» های دیگر

عباس جوادی (ترجمه و حواشی): تاریخ ترک زبان شدن آذربایجان از نگاه فاروق سومر

Advertisements

برچسب‌ها:

دسته‌بندی شده در: زبان آذربایجانیان در ۱۰۰ پرسش, زبان، هویت و ملیت

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s