سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

ایران باستان و ایران معاصر

Hülya Afshar

Hülya Afşar

در جواب به ایمیل خصوصی یک خواننده «چشم انداز»:

آنچه از آن هراس دارم بحث خون و نژاد است. بحث نژاد آریا و یا نژاد ترک در مفهومی که رایج است هم جاهلانه و هم خنده دار است.

البته در گذشته حدود 3500 سال قبل و یا پیشتر گروه هائی با مشخصات تباری که هند و اروپائی و یا آریائی مینامند بودند که ظاهرا از شمال به جلگه ایران مهاجرت کرده و در این مناطق ساکن شده اند. در این هم که اقوام و گروه های تباری دیگری هم با نام کلی «ترک» حدود هزار سال قبل و یا پیشتر به ایران آمده اند شکی نیست. اما امروزه بعد از هزاران سال اختلاط و آمیزش همه با همه، پارس و ماد و اشکانی، یونانی و عرب و ارمنی، ترک و مغول و دیگران نتیجه این است که ما در ایران و یا ترکیه و یا قفقاز و آسیای میانه و عراق و سوریه می بینیم.

آیا اکثریت مردم این کشور ها نماینده آن نژاد های هزاران سال قبل هستند؟ شما شباهتی بین ترک های آسیای میانه و اکثریت مردم ترکیه کنونی و یا جمهوری آذربایجان می بینید؟ یا بین اعراب عربستان و سوریه و عراق؟ که البته اگر ببینید هم مهم نیست. منظورم این است که ما نتیجه اختلاط و آمیزش هزاران سال و ده هزاران سال هستیم. آزمایش های دی ان ای و ژنو گرافیک ایران و ترکیه هم این را نشان میدهد. اکثریت مردم این کشور ها جدول ژنتیک کاملا مخلوطی دارند. در این مورد در چند مقاله دیگر (مثلا این لینک) توضیحات دقیق تری داده ام.

اما امروزه مفهوم «ایران»، صرفنظر از اينكه اين اسم از كجا آمده، ورای نژاد است و «ایران» محدود به دهقان و ترک و تازی نمیشود. ایران همه اینهاست. البته آذربایجان هم ایران است. بنده اصلم از مغان یعنی قره داغ (ارسباران کنونی) است. شجره دارم. 250 سال پیش از مغان به تبریز آمده اند. گویا طرف پدری ام از آسیای مرکزی است (شاید هزار سال پیش و یا حتی پیشتر) و (باز گویا) طرف مادری ام از قفقاز، احتمالا حوالی گرجستان است. من هم ظاهرا محصول همه این اختلاط ها هستم و در این چیز بدی نمی بینم. ترک زبانم و در این معنا ترکم (نه در معنای خون و نژاد)، تبریزی ام، آذربایجانی ام، ایرانی ام. حالا هم بطور خانوادگی با مردم اروپا، آمریکا  و ترکیه «بُر خورده ایم» و از این اختلاط و رنگارنگی هم بسیار خوشحالم.

نباید به «پرس» و یا «پرشیا» که در کتاب ها و نقشه های غربی تاریخ برای نشان دادن «ایران» دیده میشود حساسیت نشان داد. بعضی ها عاشق این تعبیراند و بعضی هم از آن نفرت دارند. این عشق و نفرت هر دو بیجاست.  پرشیا و ایران یک کشور و سرزمین است. در همه این موارد منظور سرزمینی است که ما «ایران» مینامیم. مثل خیلی کشور ها، در مورد «پرشیا» هم نام یک قوم یک سرزمین در غرب و اروپا، بخصوص در گذشته  تعمیم یافته و نام تمام آن سرزمین شده است. مثل نام های آلمان، فرانسه و یا انگلستان که هرکدام اشاره ای به یک قوم این کشور هاست. و یا مثل روسیه و هندوستان. در روسیه و یا هندوستان هرکدام بیش از صد قوم و گروه زندگی میکنند که اصلیتشان مربوط به روس ها و یا هندو ها نیست اما نام این کشور ها هنوز هم روسیه و یا هندوستان است و این چیز عجایبی نیست. نام کشور ترکیه هم همین طور. اسم این مملکت ترکیه است ولی البته اصلیت و تباربسیاری از مردم آنجا «ترک» یعنی از آسیای مرکزی هم نیست، اما آنها را «ترک» مینامند چونکه شهروند ترکیه هستند و ترکی حرف میزنند. «پرشیا» هم همینطور است. یعنی همین طور بود. حالا کمتر از این نام استفاده میشود و «ایران» کاربرد بمراتب بیشتری دارد. اما غربی ها هنوز هم بعضا «پرشیا» میگویند و این کلمه را در بعضی تعابیر مانند «فرش ایرانی» و یا «گربه ایرانی» در زبان های اروپائی میبینیم (پرشن کارپت، پرشت کت). ما و دیگر مردمان شرق مسلمان بویژه بعد از صفویه  «ایران» میگوئیم و این فراگیر تر و درست تر است.

هومر و ديگر آثار يونانى را هم بخوانيد «پرس ها» ميگويند كه ما هميشه «ايرانيها» ترجمه ميكنيم. آنها وقتى «پرس» میگفتند و یا هنوز گاه ميگويند منظورشان ايرانى بود و هست اما فرقى بين ماد و پارس و اشکانی و غیره نميگذاشتند و نمیگذارند. اما يقين اينست كه در گذشته یعنی تا اسلام وقتی در منابع غربی «پرشیا» گفته میشد منظورشان عرب و يا ترك نبود، اقوام ایرانی آن موقع بود. و لیکن بعد از اسلام اقوام دیگر و از جمله ترک ها نیز با ایرانیان مخلوط شدند همچنانکه «ایرانی» باستان خودش هم اختلاط اقوام باستانی بود.

«ایرانی» معاصر چنین اختلاطی است.

اينكه ترك ها بعدا به ايران و آناطولى كوچ کرده و بخش لاينفك اين جغرافيا و مردم ايرانى آن شده اند هم بهمان درجه طبيعى و آشكار است. در نتیجه همین اختلاط ها و آمیزش های قومی و فرهنگی هزارسال گذشته است که ما امروز وقتی «ایرانی» میگوئیم منظورمان همه این اقوام است، صرفنظر از زبان و رنگ پوست و دین و مذهب و عادات و رسوم آنها.

یعنی به نظر بنده تعبیر «ايرانی» قبل از اسلام و قبل از مهاجرت و اسكان ترك ها به ايران شامل ترك ها نبود ولى از غزنویان و سلجوقیان تا دوره صفويه و بعد از آن وقتي «ايرانى» ميگوئيم فارسى زبان و ترك زبان و كُرد زبان همه داخل آن مفهومند. شاه عباس و نادرشاه و عباس میرزا و ستار خان ايرانى بودند، حتی تعصب شدید ایرانیت هم داشتند ولى ترك زبان هم بودند و بين اينها تضادى نبود و نيست. رمز اندیشه ایران هم در این است.

از اين جهت اگر از بنده بپرسيد، «پارسى» و يا «پرس» همانند «ماد» و «پارت» عنصر باستانى و قديمى ايران است، «ترك» ابتدا چنين نقشى نداشته  اما بعدا به هويت ايرانى علاوه شده. فاما آذربايجانى هاى ترك زبان بنظر بنده از نظر زبان ترك هستند ( نه از نظر قومى و نژادى بلكه زبانى) ولى بهمان درجه و حد اقل باندازه فارسى زبانها و كُرد ها ايرانى هم هستند. نكته ديگرى كه اغلب فراموش ميشود اينكه هر آذربايجانى هم ترك نيست مثل اينكه هر ايرانى هم فارسى زبان نيست. پيشنهاد ميكنم به سخنرانى تلويزيونى پروفسور خليل اينالجيك در مورد ايران و نقش ايران در تاريخ تركيه و منطقه هم مراجعه كنيد. ایشان هم وقتی از ایران باستان و حتی بعد تر صحبت میکنند «ایرانی» میگویند، «پرس» هم میگویند  و مکررا به «نقش برجسته» فرهنگ، ادب و دولت داری «ایرانی – یونانی» در خود ایران و بعد از کوچ و حاکمیت اقوام ترک زبان، به تاثیر بزرگ این ادب، فرهنگ، زبان و سنت دولت داری برعثمانی و دنیای اسلام و تاثیر آن بر تمدن اروپا اشاره میکنند. تماشا کنید، فوق العاده جالب است» (این لینک)

آمیزش قومی افشار های ترکیه را که پرسیده بودید دقیق نمیدانم ولی خوانده ام که د ر آذربایجان غربی  بخشی از طایفه قاسملوی افشار ها کُرد شده اند. حتی من نسبت به اصلیت مرحوم دکتر قاسملو رهبرسابق حزب دمکرات کردستان علاقمند شدم. ایشان هم در قاسملوی ارومیه متولد و بزرگ شده اند. طایفه دیگر افشار ها یعنی قرخلو (قیرخلو) که نادر شاه هم از آنان بود زمان صفوی به فرمان شاه اسماعیل برای حفظ مرز های شرقی از دست اندازی های اوزبکان به خراسان کوچ کرد. آنها هم خیلی هایشان فارسی زبان شده اند. بعضی کرد ها هم ترک زبان شده اند. زمان صفویه بعضی کرد های شیعه از آناطولی به آذربایجان مهاجرت کردند و ترک زبان شدند و همه میدانیم که حتی قبل از آن هم میگویند شیخ صفی اردبیلی اصلش کُرد یعنی از طایفه ای بوده که از آناطولی و یا غرب ایران به اردبیل مهاجرت کرده. شدادیان و روادیان هم که میگویند اصلشان عرب بوده بعدا کرد زبان شده اند. آمیزش های قومی همچنانکه بخصوص بین مردم شهری چیزی طبیعی است در قبایل و عشایر هم که ظاهرا زندگی بسته و بین خود دارند  چیزی طبیعی است. این را مخصوصا در مناطق حاشیه ای و مرزی میتوان دید و جای تعجب ندارد.

مثلا هنرمند معروف «شو بیزینس» ترکیه خانم خولیا (حولیا) افشار نمونه تیپیک یک شهروند مخلوط ترکیه است: پدرش جلال کُرد بوده اما اصلش از قبایل ترکمنی (ترکمان) است که قرن ها پیش به آناتولی آمده اند. مادرش ترک است. خودش میگوید: «ما اهل آناطولی هستیم. در ریشه مادری من منسوبیتی به جزیره کرتای (یونان) و قبایل یؤروک (ترکمن) هست. طرف پدرم چندین قرن پیش از یک طایفه ترکمنی بوده که از روستای پینار باشی قیصریه (قایصری) مهاجرت کرده اند. خانواده پدری بعد از مهاجرت، با کُرد ها قاطی شده بعدا هم کاملا کُرد شده.» و ادامه میدهد: «یعنی ما، طوری که میبینید یک خانواده قاطی پاطی هستیم، یعنی یک فرد تمام عیار آناتولی! من هم از این وضع خیلی خوشم میاید (1).

اگر خلاصه کنم بنظرم چيزى بنام فارس و آرياى خالص بعنوان نژاد همان قدر ناياب است كه ترك و يا آلمانى. همه مخلوط شده اند. هر كسى كمى از اين دارد و كمى بيشتر از آن يكى. جدول هاى دى ان اى هم همين را نشان ميدهند.

ترکیب ژنتیک همه مردم دنیا مخلوط است و اگر چه همه، همه مردم دنیا اصالتا از آفریقا میایند، ریشه شان یکی است اما هر کس ترکیب مخصوص خودش را دارد و هیچ کس از هیچ نژاد باصطلاح «پاک» نیست. البته نژاد هست. تبار هست. هنوز هست. ظاهر فیزیکی یک آفریقائی سیاه و یک سوئدی بلوند فرق میکند. اما حتی آنها هم مخلوط هستند با درجه های مختلف از منطقه های گوناگون ژنتیکی. این اختلاط هم مرتبا بیشتر میشود.

شما نمیتوانید ترکیب و باصطلاح «حوض ژنتیک» خودتان را تعیین کنید و یا عوض نمائید و یا دی ان ای خود را تغییر دهید. دی ان ای شما در طول تاریخ و در عرض هزاران سال «بُر میخورد» و عوض میشود. اما میتوانید عقیده تان، مذهبتان، تعلق خاطر قومی و فرهنگی تان، شهروندی تان و یا زبانی را که در خانه حرف میزنید عوض کنید.

یعنی هویت فارس و ترك و ارمنى و عرب و یا مسلمان و مسیحی و یهودی و بیدین چیزی اختیاری بر اساس زبان، دین، فرهنگ و ترجيح سياسى و اجتماعی انسانهاست و نه نژاد و دى ان اى. فارس و ترک موضوع زبان است، نه نژاد. و اما تعبير «ایرانی» موضوع شهروندی است. همه شهروندان ایران از زن و مرد، ترک و قارس، مسلمان و مسیحی، گبر و ترسا، شاه و گدا، رند و زاهد همه ایرانی هستند اما با زبانهای مادری، دین، مذهب و علایق، عادات و سنن دیگر…

————————————–

(1) Biz Anadolu’yuz: «Anne tarafımda Giritlilik var, Yörüklük var. Baba tarafım çok asırlar önce Kayseri Pınarbaşı’ndan göçen bir Türkmen aşireti…” Babasının ailesi göç ettikleri yerde Kürtlerle karışmış sonunda da iyice Kürtleşmişler. Avşar, “Yani böyle karman çorman bir aileyiz biz.?Daha doğrusu tam bir Anadolu’yuz. Ve bu da benim çok hoşuma gidiyor” diyor (Milliyet Gazetesi).

—————————————-

در ضمن بخوانید: یعنی چه «ایران»؟

برچسب‌ها:

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s