سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

نامه استالین به پیشه وری

یوزف و. استالین

ژوزف و. استالین

آنچه كه خواهید خواند اولین و تنها ترجمه كامل و فارسى نامه تاريخى ژوزف استالين رهبر حزب كمونيست شوروى به سید جعفر پيشه ورى رئيس فرقه دمكرات آذربايجان (ايران) است. پیشه وری براى مدت يك سال نخست وزير حكومت اين فرقه در تبريز بود كه چهار سال بعد از اشغال شمال ايران توسط ارتش سرخ، در ٢١ آذر سال ١٣٢٤ تاسيس و درست پس از يك سال با عقب نشینی قوای شوروی و بازگشت ارتش ایران به آذربایجان متلاشى شد.

میدانیم که خروج نیروهای شوروی از ایران بدنبال مذاکراتی بغرنج و طولانی بین تهران و مسکو طبق یک قرارداد دوچانبه بین نخست وزیر قوام و سفیر شوروی در ایران سادچیکوف به امضاء رسید. مسکو و شخص استالین و وزیر خارجه او مولوتوف مدت ها از قبول خروج قشون شوروی طفره میرفت تا اینکه آن را زیر فشار دولت های بزرگ خارجی و بویژه آمریکا و بریتانیا قبول نمود به شرط آنکه تهران نیز اجازه استخراج نفت شمال ایران را به شوروی بدهد. حکومت قوام این را بطور مشروط یعنی به شرط تصویب مجلس شورای ملی قبول نمود اما نظر به اینکه مجلس پانزدهم هنوز انتخاب نشده بود تصویب مجلس موکول به بعد از انتخابات به مجلس پانزدهم شد، در حالیکه در شرایط حضور نیروهای خارجی در ایران قانونا امکان برگزار کردن انتخابات نبود. با این تزتیب ایران و شوروی قبول کردند که ابتدا نیروهای شوروی در ماه مه-ژوئن 1945 از ایران خارج شوند و آنگاه انتخابات برگزار شود و مجلس شورای ملی در اولین جلسه خود موضوع امتیاز نفت به شوروی را بررسی کند.

این قرارداد در رهبری فرقه دمکرات آذربایجان تشویش و نگرانی عمیقی به بار آورد. پیشه وری بر آن بود که قوام «حیله گر» است و هرگز به وعده هایش عمل نخواهد کرد در حالیکه خروج نیروهای شوروی پایه های حکومت او را در تبریز متزلزل خواهد نمود.

تاريخ نامه استالین به پیشه وری هشتم ماه مه ۱۹۴۶ (۱۳۲۵) يعنى یک روز قبل از خروج کامل قوای شوروی از ایران است.

در اين نامه، استالين علل خروج نيروهاى شوروى از ايران را به پيشه ورى توضيح ميدهد. باور عمومى بر آنست كه فرقه دمكرات زير سايه ارتش اشغالگر شوروى بر سر كار آمده بود و با خروج آنها از ايران قدرت ايستادگى را ازدست داده متلاشى شده است. این نامه مُهر تائید استالین یعنی بالاترین مرجع مطلع در باره این گمانه زنی عمومی بشمار میرود.

در اين نامه، استالين علل خروج نيروهاى شوروى از ايران را به پيشه ورى توضيح ميدهد. باور عمومى بر آنست كه فرقه دمكرات زير سايه ارتش اشغالگر شوروى بر سر كار آمده بود و با خروج آنها از ايران قدرت ايستادگى را ازدست داده متلاشى شده است. این نامه مُهر تائید استالین یعنی بالاترین مرجع مطلع در باره این گمانه زنی عمومی بشمار میرود. خود نگرانی پیشه وری که چند ماه بعد، چند روز قبل از سقوط کامل حکومت فرقه دمکرات در «نامه پیشه وری به رهبری شوروی» به روشنی بزبان آورده شده بود، تائیدیه ای برای این گمان عمومی بود.

متن نامه استالین به پیشه وری که جزو اسناد «فوق‌العاده محرمانه» حزب کمونیست بود پس از فروپاشی اتحاد شوروی در دسترس عموم قرار گرفت، اما ظاهرا کسی جز «آرشیو سیاست خارجی فدراسیون روسیه» اصل و فتوکپی اصل این نامه را ندارد. متن نسخه برداری شده این نامه که اصلش به روسی است ابتدا در مجله دانشگاهی «انستیتوی تاریخ معاصر» آکادمی علوم فدراسیون روسیه درج گردید. در عین حال همین نسخه متن اصلی (نه فتوکپی اصل آن) در اختیار مرکز «مطالعات جنگ سرد» مؤسسه «وودرو ویلسون» واشنگتن قرار گرفت. همین متن از سوی ولادیسلاو م. زوبوک به انگلیسی ترجمه شد (1).

این متن آنگاه با کسب اجازه از همین مرکز از سوی عباس جوادی به فارسی ترجمه شد که در سال ۲۰۱۱ در تارنمای «چشم انداز» منتشر شد. مشخصات اصل روسی سند درآرشیو سیاست خارجی فدراسیون روسیه این است:

Archive of Foreign Policy of the Russian Federation

(AVP RF) AVP RF, f. 06, op. 7, p. 34, d. 544, ll. 8-9

با این همه، مترجم این نامه به فارسی، عباس جوادی، برای کسب اطمینان کامل، بررسی کوتاهی در آرشیوهای فدراسیون روسیه انجام داد. ظاهرا به راستی کسی فتوکپی اصل نامه استالین به پیشه وری را ندارد. به گفته چندین منبع، اصل نامه هنوز در «آرشیو سیاست خارجی فدراسیون روسیه» در مسکو است اما ظاهرا اجازه فتو کپی برداشتن از آن را به هر کسی نمیدهند. یک دلیل وجود این نامه آن است که متن آن را برای اولین بار ناتالیا ایگورووا، دکتر علم تاریخ و عضو انستیتوی تاریخ عمومی آکادمی علوم روسیه خود در آرشیو دیده، عینا رونویسی کرده و برای اولین بار متن کامل این نامه را در سال ۱۹۹۴ در مجله همین انستیتو
Novaya I Noveishaya Istoriya, Nr. 3, May-June 1994
جزو مقاله ای با تیتر «بحران ایران ۱۹۴۵-۱۹۴۶» بچاپ رسانیده است:

نامه استالین به پیشه وری در مجله نوایا ای نویشنیا ایستوریا متعلق به انستیتوی تاریخ معاصر روسیه، شماره 3، مه-ژوئن 1994، ص 1

نامه استالین به پیشه وری در مجله نوایا ای نویشنیا ایستوریا متعلق به انستیتوی تاریخ معاصر روسیه، شماره 3، مه-ژوئن 1994، ص 1

نامه استالین به پیشه وری در مجله نوایا ای نویشنیا ایستوریا متعلق به انستیتوی تاریخ معاصر روسیه، شماره 3، مه-ژوئن 1994، ص 2

نامه استالین به پیشه وری در مجله نوایا ای نویشنیا ایستوریا متعلق به انستیتوی تاریخ معاصر روسیه، شماره 3، مه-ژوئن 1994، ص 2

نامه استالین به پیشه وری در مجله نوایا ای نویشنیا ایستوریا متعلق به انستیتوی تاریخ معاصر روسیه، شماره 3، مه-ژوئن 1994، ص 3

نامه استالین به پیشه وری در مجله نوایا ای نویشنیا ایستوریا متعلق به انستیتوی تاریخ معاصر روسیه، شماره 3، مه-ژوئن 1994، ص 3

و اما متن کامل نامه استالین به پیشه وری از تاریخ هشتم ماه مه 1946:

به رفيق پيشه ورى

بنظر ميرسد شما دربررسى وضع داخلى ايران و همچنين بُعد بين المللى مسئله دچار اشتباه شده ايد.

اولا: شما ميخواهيد تمام خواست هاى انقلابى خلق آذربايجان فورا برآورده شوند. و ليكن شرايط فعلى، تحقق اين برنامه را غير ممكن ميسازد. لنين خواست هاى انقلابى را بصورت خواست هاى عملى – تكرار ميكنم: بصورت خواست هاى عملى مطرح ميكرد و اين كار را زمانى انجام ميداد كه كشور در حال گذار از تجربه يك بحران انقلابى در اثر جنگى ناموفق با دشمنى خارجى باشد. اين وضع در سال ١٩٠٥ هنگام جنگ ناموفق با ژاپن و در سال ١٩١٧ هنگام جنگ ناموفق با آلمان موجود بود. اينجا شما ميخواهيد از لنين پيروى كنيد. اين، چيزى بسيار خوب و قابل تحسين است.

اما وضع كنونى ايران كاملا فرق ميكند. در ايران هيچ وضع عميقا انقلابى موجود نيست. در ايران تعداد كارگران كم است و آنها سازماندهى خوبى ندارند. دهقانان ايران هنوز فعاليت جدى از خود نشان نميدهند. ايران در حال جنگى بر عليه دشمن خارجى نيست كه باعث تضعيف دايره هاى انقلابى (حكومتى؟ -مترجم) از طريق يك شكست نظامى شود. نتيجتا در ايران شرايطى كه كارآمد بودن تاكتيك هاى سال هاى ١٩٠٥ و ١٩١٧ را تائيد كند موجود نيست.

ثانيا: مطمئنا اگر قواى شوروى در ايران باقى ميماندند شما ميتوانستيد روى موفقيت در امر خواست هاى انقلابى خلق آذربايجان حساب كنيد. اما ما ديگر نميتوانستيم نيروهاى شوروى رادر ايران نگهداريم و آن هم در وهله نخست بدين سبب كه ادامه حضور آنها در ايران بنياد سياست هاى آزادسازانه ما در اروپا و آسيا را مختل ميكرد. بريتانيائى ها و آمريكائى ها به ما گفتند اگر نيروهاى شوروى ميتوانند در ايران بمانند در آنصورت چرا نيروهاى بريتانيا در مصر، سوريه، اندونزى، يونان و بهمين ترتيب نيرو هاى آمريكا در چين، ايسلند و دانمارك نتوانند بمانند. از اين جهت ما تصميم گرفتيم نيروهارا از ايران و چين بيرون ببريم تا اينكه اين بهانه را از دست بريتانيائى ها و آمريكائيها بگيريم، جنبش آزاديبخش در مستعمرات را دامن بزنيم و بدين ترتيب سياست آزاد سازى خود را حق بجانب تر و موثر تر نمائيم.

ثالثا: با اين تفاسير در رابطه با وضع ايران ميتوان چنين نتيجه گيرى كرد: در ايران بحران عميق انقلابى وجود ندارد. در ايران اوضاع جنگى با دشمنان خارجى موجود نيست كه در نتيجه يك شكست نظامى ارتجاع تضعيف شود و باعث بحران گردد. تا مدتى كه قواى شوروى در ايران بودند شما فرصت دامن زدن به مبارزه در آذربايجان و سازماندهى يك نهضت گسترده دمكراتيك با خواست هاى همه جانبه را دارا بوديد. اما نيروهاى ما ميبايست ايران را ترك ميكردند و چنين هم كردند. آنچه در ايران ميبينيم چيست؟ ما در اينجا شاهد نزاعى بين حكومت قوام و دواير طرفدار انگليس ايران هستيم كه نماينده ارتجاعى ترين عناصر ايران هستند. قوام در گذشته هر قدر هم كه ارتجاعى بوده باشد، بايد امروزه براى حفظ خود و حكومتش بعضى اصلاحات دمكراتيك را انجام داده و حمايت نيروهاى دمكراتيك ايران را جلب كند. تاكتيك ما در چنين شرايطى چه بايد باشد؟ بنظر من ما بايد از اين نزاع استفاده كنيم تا اينكه از قوام امتياز بگيريم، از او حمايت كنيم تا نيروهاى طرفدار انگليس را منزوى نمائيم و زمينه اى براى ادامه دمكراتيزه كردن ايران را مهيا كنيم. تمام توصيه هاى ما به شما مبتنى بر اين تشخيص است. البته در پيش گرفتن تاكتيك ديگرى هم ممكن بود: تف كردن به همه چيز، قطع رابطه با قوام و با اين ترتيب تضمين پيروزى مرتجعين طرفدار انگليس. اما اين ديگر نه يك تاكتيك بلكه حماقت ميبود. اين درواقع خيانت به امر خلق آذربايجان و دمكراسى ايرانى ميبود.

رابعا: طورى كه شنيده ام شما ميگوئيد كه ما شما را ابتدا به عرش اعلا برديم و سپس به قعر ادنى پرت كرده به شما بى احترامى نموديم. اگر اين شنيده هايم درست باشد، براى ما جاى تعجب است. واقعا چه اتفاقى افتاده است؟ در اينجا ما تكنيكى را بكار برده ايم كه هر انقلابى با آن آشناست. در هر شرايطى كه شبيه شرايط امروز ايران باشد، اگر كسى بخواهد حد اقل معينى از طلب هائى را از حكومت بدست آورد، در آنصورت جنبش بايد به راه خود ادامه دهد، از خواست هاى حد اقل فراتر رود و خطرى (فشارى، -مترجم) براى حكومت ايجاد كند تا اينكه دادن امتياز از سوى حكومت تامين گردد. اگر شما خيلى پيش نميرفتيد در شرايط كنونى ايران نميتوانستيد به اهدافى (امتيازاتى، -مترجم) نائل شويد كه حكومت قوام امروزه ناچار به تامين آن است. قانون جنبش انقلابى همين است. بى حرمتى به شما اصلا و ابدا مطرح نيست. بسيار عجيب است كه شما تصور ميكنيد ما شما را آلوده به لكه ننگ و بى احترامى كرده ايم. بر عكس، اگر شما عاقلانه رفتار كنيد و با حمايت معنوى ما خواهان قانونى شدن وضع واقعى و فعلى در آذربايجان شويد در آنصورت هم آذرى ها و هم ايران به شما بعنوان پيشاهنگ جنبش مترقى و دمكراتيك در خاورميانه احترام خواهد گذاشت.

ى. استالين

نامه بالا نكات مهم زير را براى اولين بار از زبان خود استالين رسما تائيد ميكند:

يكم: استالین در عین حال که میگوید باقی ماندن نیروهای شوروی میتوانست بقای حکومت فرقه را تامین کند، اضافه میکند که نيروهاى شوروى از ايران بيرون رفتند زيرا غرب تهديد كرده بود كه در غير آن صورت آنها هم ميتوانند در كشور هائى نظير مصر و اندونزى بمانند. عنصر فشار غرب بر استالین برای بیرون بردن نیرو هایش از ایران بار ها تحلیل و مطرح شده اما  تا جائیکه اطلاع داریم از سوی مقامات بلند پایه شوروی هرگز تائید نشده بود.

دوم: استالین مکررا تاکید میکند که که حکومت قوام را باید بهرحال در مقابل «دایره های طرفدار انگلیس» در ایران حمایت کرد تا امتیازات و «اصلاحاتی» که قرار است قوام انجام دهد واقعا عملی شود.

سوم: استالین تائید میکند که پیشه وری از رفتار رهبری حزب کمونیست شوروی ناراضی و شاکی بوده و  بنظرش روسها او را ابتدا«به عرش اعلا برده بعد به قعر ادنی پرتاب کرده اند». اما ضمن بیجا شمردن این نگرانی پیشه وری، استالین میگوید برعکس، کوشش های پیشه وری و فرقه از این جهت نتیجه داده که در سایه این فعالیت های فرقه و پیشه وری، الان میتوان از حکومت قوام خواست اهداف و امتیازاتی را که قول داده است عملی کند. مدت ها ناظرین و تاریخنویسان گوناگون گفته بودند که یک انگیزه مهم روس ها در رها کردن پیشه وری و حکومت فرقه، وعده امتیاز استخراج نفت در شمال ایران از سوی قوام السلطنه بود اما این نکته هم پیوسته از طرف روس ها تکذیب میشد اگرچه روس ها بلافاصله بعد از اشغال شمال ایران و چند سال قبل از حکومت پیشه وری سیصد کارشناس نفتی خود را بدون اطلاع حکومت ایران به شمال ایران فرستاده بودند. در عین حال این نامه استالین و همچنین نامه قبلی خود پیشه وری رسما تائید میکند که مسکو به حکومت فرقه بعنوان وسیله ای برای گرفتن امتیازات و رسیدن به اهداف خود مینگریسته است.

————————–

زیرنویس ها
(1)  برای مطالعه اصل روسی مضمون این سند و ترجمه انگلیسی آن این لینک را کلیک کنید
——————————————————

(نشر همزمان این سلسله گفتار در تارنمای «رادیو فردا»)

Advertisements

دسته‌بندی شده در: از ۲۱ آذر تا ۲۱ آذر, رنگارنگ

7 پاسخ »

  1. آقای جوادی عزیز با سلام و سپاس از زحماتی که کشیده اید. قبل از هر چیز به نکته ای اشاره می کنم و سپس به مسئله نامه می پردازم. من تا کنون در مکاتبه با شما از احساس یا سود شخصی شما درباره تلاشهایتان سخنی نگفته ام. شما یکی دوبار اشاراتی اینچنینی داشتید و من بارها در این خصوص نوشتم و قبل از ارسال پاک کردم. با خود گفتم قبل از آنکه مسئله را شخصی کنیم به اصل موضوع بپردازیم. این بار هم از این موضوع می گذرم.
    و اما در مورد اسناد: شما سندی را منتشر کرده اید در اثبات فرمان استالین برای تجزیه مناطق شمالی ایران. سپس سند دیگری – باز بامضای استالین- درباره عدول از آن نظر و اکتفا به خودمختاری بجای تجزیه. تاریخ هر دو سند قبل از تشکیل حکومت ملی آذربایجان به رهبری پیشه وری است. اولی 6 ژوئن 1945 و دومی سپتامبر 1945. یعنی قبل از تشکیل این حکومت عزم رهبری شوروی خودمختاری آذربایجان بود و ته تجزیه. بنابرین خود شما اساس نوشته هایتان را رد کردید، بی آنکه یافتن «سند» دوم – خودمختاری بجای تجزیه- شما را به تجدید نطر وادارد. این مثل – به قول قدما- بدان ماند که : ناظم مدرسه به دانش آموزی گفت چرا دیروز شیشه پنجره را شکسته ای؟ دانش آموز گفت: من دیروز اصلا مدرسه نیامده بودم و حضرت ناظم فرمود: خوب! پس گناهت دو تا شد. هم مدرسه نیامدی و هم پنجره کلاس را شکسته ای. الان داستان ما شده است. نوشته اید استالین فرمان تجزیه داد. بعد نوشته اید فرمان خودمختاری آذربایجان در داخل ایران را داد. آخرین فرمان 2 ماه قبل از قضایای 21 آذر است. بنابرین استالین تجزیه آذربایجان را نمی خواست.ولی شما هم اولی را تجزیه طلبی گرفتید و هم دومی را. خب! از این پافشاری بیشتر می توان بوی «احساس» و … استشمام کرد. . اگر حتی این باصطلاح اسناد را و باصطلاح ترجمه ها را درست بدانیم، باز نوشته های شما – با عرض پوزش- پافشاری بر همان دشمنی 70 ساله با دموکراتهای آذربایجان است. اگر ختی اشتباهی هم باشد، نوعا تعمدی در خود دارد.
    من – که بقول شما «احساسا» به اسناد جعلی و ترجمه های جعلی و مقالات مغرضانه اعتراض می کنم، کشف حقیقت را هدف قرار داده ام. اگر غیر از این بود «نامه رهبران نهضت آذربایجان به رهبران شوروی» را (که شما هم در سایتتان منتشر کرده اید)، ینهان می کردم و زحمت ترجمه و نشر آن و بجان خریدن دشنامهای تندروان آذربایجانی را بجان نمی خریدم.. بخاطر همین نامه ملیت پرستان تورکیست ما، مرا متهم به دشمنی با جنبش 21 آذر کردند، ولی من از این اتهامات نهراسیدم. غرض کشف خقیقت هاست. اینها را گفتم تا آن داستان «احساسی» روشن شود. در مورد تعلق احساسی و … شما در دشمنی با نهضت آذربایجان فعلا حرفی نمی زنم. اما داستان نامه استالین
    شما قول داده بودید برای یافتن این نامه در آرشیو سیاست خارجی روسیه تلاش کنید. با علم بر امکانات و روابط شما امیدوار بودم موفق شوید. اکنون می نویسید که با چند دوست متن منتشر شده روسی و انگلیسی را بازخوانی کرده اید. یعنی اصل آن پیدا نشده. بلی. من از آقای آتام اوغلان ممدلی که بنوشته نشریه آراز – 1996- برای اولین بار این نامه را منتشر کرده است خواهش کردم، کپی نامه را برایم بفرستد. متاسفانه ایشان هم «موفق» نشدند.
    موضوع روشن است : نامه ای منتسب به استالین خطاب به پیشه وری منتشر شده. شما آنرا به نقل از موسسه جنگ سرد بهمراه توضیحاتی در سایتتان نشر داده اید. من از شما پرسیده ام: چه شده که این نامه در برخی منابع طور دیگر است؟ شما می نویسید، مضمون همانی است که در واریانت دیگر وجود دارد. بنده عرض می کنم با سند نمی توان چنین رفتار کرد. مجموعه آثار استالین را نپذیرفتید. ولی در منبع دیگر هم نامه طور دیگری است. به صفحه 19 کتاب
    Сергей Лавренов, Игорь Попов
    Советский Союз в локальных войнах и конфликтах
    مراجعه فرمائید. چه شده که آنجا نیز بخش 4 نامه طور دیگری است؟ همه هم که به یک آدرس آرشیوی استناد می کنند.
    آقای جوادی عزیز! نوشته اید در حال نوشتن مطلبی هستید که نمی دانید خوشحالم کرد یانه؟ شما هم تبریزی هستید و من نیز. معنی این «آتماجا» ها را هر دو می دانیم. من پاسخ این نوع آتماجا ها را فعلا نمی دهم ولی این نکته را عرض کنم که من از حقیقت ها خوشحال خواهم شد. ولی راستش را بخواهید، با سرسختی ای که در دشمنی با نهضت دموکراتیک آذربایجان نشان می دهید و با تعلق خاطری که به اسناد موسسه جنگ سرد دارید، زیاد امیدوار نیستم که این نوشته شما خوشحال کننده باشد.
    با پوزش از مزاحمت. منتظر نوشته جدید شما خواهم بود. متاسفم من امکان زیاد نوشتن را ندارم. ولی خواهم کوشید پس از انتشار نوشته شما، مطلبی بنویسم. مهلتی بایست تا خون شیر شد.
    با احترام
    سیروس مددی

  2. اقاى مددى عزيز، سلام، جالب است كه اينهمه مدت روى اين اسناد كار كرده ايد. من ابتدا دقت نكرده بودم. اول تصور كردم اين «جلد ١٦ اثار استالين» كه شما نسخه پى دى افش را اساس قرار ميدهيد نسخه چاپى زمان استالين و حد اقل بعد از او است. بعد ديدم اين را يك عده از طرفداران استالين (و انور خوجه!) همين چند سال پيش در سال ٢٠١١ در مسكو منتشر كرده اند. با اين ترتيب نميدانم سنديت اين منبع واقعا چقدر است. اما همين كه اين نامه با وجود ناروشنى كامل محتوايش اينجا هم چاپ شده نشان ميدهد كه چنين نامه اى وجود دارد. حالا ببينيم نسخه اصل نامه چه ميگويد كه ديگر اميدوارم نقطه پايان به اين بحث ها بگذارد. فكر كنم تا يكى دو هفته اين نسخه را به بنده بفرستند. با احترام، عباس

  3. آقای جوادی عزیز با درود مجدد. من در مسئله اسناد تاریخی بی اندازه، تا حد افراط وسواس دارم. قصد من یافتن حقیقت است. من دهها سال است که روی این موضوعات کار کرده ام. نکاتی وجود دارد که باید روشن شوند. چه بسود دیدگاههای من باشند و چه به زیانش. اولین بار این «نامه» در سال 1996 علنی شده است. با همان آدرس آرشیوی. از طرف شخصی بنام آتام اوغلی ممدلی. بعد ها جمیل حسنلی به آن پرداخت. اگر اشتباه نکنم قبل از همه همامی ترجمه اش را منتشر کرد. و من – از شما چه ینهان از همان ابتدا به صحت کامل آن مشکوک بودم و . در این سالها هرچه در باره 21 آذر نوشته ام، سخنی از این نامه نبرده ام. علت همان شبهه بود. اکنون در 18 مین سال این تردید هستم. و برخلاف شما من فکر دیگری درباره علت ناهمخوانی متن روسی و … دارم. زیرا قبل از انتشار در مجموعه آثار استالین، جای دیگری منتشر شده است، که ناشر سودی در تطهیر پیشه وری و … نداشت. به هر حال فعلا قضاوت نمی کنم و منتظر تلاشهای شما خواهم ماند . امیدوارم متن آرشیوی پیدا شود و راحت شویم. ضمنا این سئوال را نیز بعدتر باید پاسخ دهیم: استالین چرا به پیشه وری نامه نوشته؟ آیا پیامی شفاهی یا کتبی از طرف پیشه وری به آدرس استالین فرستاده شده است و این «نامه» پاسخ آن است؟ چه شده که میان آنهمه کار که برای استالین وجود داشت، او خود را ملزم دیده برای پیشه وری نامه ای اینچنینی بنویسد؟ و …
    با درود سیروس مددی

  4. آقاى مددى عزيز، بسيار متشكرم. من كه روسى ام شكسته بسته تر از آنست كه اين متن بند چهارم و ترجمه انگليسى را مقايسه كنم. اما واقعا مشكوك بنظر ميرسد. با عرض معذرت، بر عكس شما، شك من بيشتر به هيئت تحريريه آثار استالين ميرود كه احتمالا بخصوص جائى كه به پيشه ورى ميگويد «شنيدم در باره ما شكايت ميكنيد كه اول به شما عزت و احترام گذاشتيم بعد بيرونتان انداختيم…» و غيره را قيچى كرده اند. طبق تجربه هاى ديگر اگر اينطور باشد هيچ هم تعجب اور نخواهد بود. اما واقعا نميدانم. اول ميخواهم با يكى از دوستان روسى دان خوب بنشينم و ترجمه اين متن آثار و انگليسى ان را مقايسه كنم و بعد ببينم فتوكپى اصل ان چه ميگويد. با تقديم احترام و تشكر دوباره، عباس

    Sent from my iPhone

    >

  5. آقای جوادی با سلام. آدرس جلد شانزده مجموعه آثار استالین را خدمتتان می فرستم. نامه صص 296/ 297 چاپ شده است. و چنانکه عرض کردم «رابعا» بسیار کوتاه است. با آدرس نامه در آرشیو سیاست خارجی روسیه آشنا هستم. متاسفانه نتوانستم از طریق آرشیو مذکور به اصل نامه دست پیدا کنم. امیدوارم شما در این کار موفق شوید و ابهامی مرتفع شود. با احترام سیروس.
    بعد التحربر: چند منبع تاریخی روسی با استناد به همان آرشیو، همانی را نقل کرده اند که در جلد شانزده آورده شده است. ولی لینک:
    http://www.joseph-stalin.net/5_classics_of_marxism/stalin/stalin_books/Stalin_Complete%20works_1-18_Russian/Stalin_Works_Vol_16_1_2011_Russian.pdf

  6. سلام آقاى مددى گرامى، تا جائيكه يادم هست من فتوكپى اصل نامه را ديده ام اما نگاه ميكنم حتما. داستان؟ چه داستانى هست؟ منظور جنابعالى چيست؟

  7. آقای جوادی با سلام! «نامه استالین به پیشه وری» هم که شما ترجمه آنرا در سایتتان منتشر کرده اید، از نظر من خالی از مشکل نیست. در منبع مورد اعتماد شما- یعنی سایت موسسه ویلسون متن اصلی این نامه غایب است. و ترجمه از متن انگلیسی انجام گرفته است. موضوع دقت ترجمه را باید به فرصتی دیگر واگذاشت، ولی چرا اصل آن را منتشر نکرده اند؟ آیا برایتان دستیابی به اسکن اصل نامه امکان پذیر است؟ اینجا نیز داستانی هست.
    با احترام سیروس مددی

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s