سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

در باره کتاب «انسان باستان»

Ancient_Manمقدمه مترجم

من اصل انگلیسی این کتاب «انسان باستان» نوشته هندریک ویلم وان لون را تصادفا دیدم. بعد فهمیدم که به زبان های زیادی ترجمه نشده، از جمله تا جائیکه میدانم از این کتاب ترجمه فارسی در دست نیست اما دو سال پیش به ترکی ترجمه شده است. با حرص و ولع این کتاب را از اصل انگلیسی اش خواندم. در ترجمه ترکی به کتاب تیتر «تاریخ دنیا برای کودکان – انسان اولیه و آغاز تمدن ها» داده شده. شاید تیتر خوبی هم هست، اگرچه اصل تیتر این نیست.

تاریخ همانند ریاضیات از این جهت مهم است که ابزاری به دست آدمی میدهد تا بکمک ریاضیات منطق و طرز فکر منطقی را یاد بگیرد وبه یاری تاریخ اجزاء مختلف حوادث را بتواند بهم وصل کند و آنچه را که اتفاق افتاده در بُعد زمانی و در گستره مکانی اش بهتر ببیند تا دچار اشتباه نشود.

هندریک ویلم وان لون یک تاریخ نویس هلندی – آمریکائی است که در سال های 1920 یعنی حدود 90 سال پیش در سنین جوانی به آمریکا مهاجرت کرد. از او ده ها اثر تاریخی در باره هلند، آمریکا، اروپا و جهان مانده است. وان لون همیشه سعی کرده تاریخ را به زبان مردم و بطرز ساده فهم بنویسد. داستان «انسان باستان» هم بهمین صورت نوشته شده. وان لون این کتاب را حتی قصدا برای دو پسر خود و دیگر کودکان و نوجوانان نوشته تا دنیا و محیط دور و بر خود را بهتر بشناسند و دچار توهمات و پیشداوری ها نشوند و از طرف دیگر گول دروغ ها و غرض ورزی های جاهلانه را نخورند.

وقتی این کتاب را میخوانید متوجه ميشويد که بعضی از اطلاعات علمی و یا تاریخی آن نسبت به دانش امروزی ما «کهنه شده» محسوب میشوند. اما بنظرم این چندان مهم نیست. اصل داستانی که وان لون در باره انسان باستان و تمدن های اولیه تعریف میکند هنوز درست و شیرین جلوه میکند.

با رشد سن، صبر من برای کار ترجمه کمتر شده. اما فکر کردم که براستی حیف است این کتاب را در زبان فارسی نداشته باشیم. بنا بر این تصمیم گرفتم بدون عجله و آهسته آهسته، فصل به فصل آن را به فارسی ترجمه کنم و ابتدا در «چشم انداز» منتشرش کنم تا بعد اگر نصیب شد بصورت پى دی اف  تمام کتاب را در اختیار همگان قرار دهم.

عباس جوادی، ژوئیه 2014
————————————-

انسان باستان

 – ابتدای تمدن ها –

 نوشته هندریک ویلم وان لون

ترجمه عباس جوادی

تقدیم به: هانزیه و ویلم

پسران عزیزم،

شما دوازده ساله و هشت ساله هستید.  بزودی بزرگ خواهید شد. شما خانه پدری را ترک نموده زندگی خود را شروع خواهید کرد. من مدتهاست در باره آن روز فکر میکردم و از خودم میپرسیدم که چکار از دستم برمیاید تا به شما کمک کنم. بالاخره به این نتیجه رسیدم که بهترین قطب نما نوعی راهنما در مورد رشد و تجارب نوع بشر خواهد بود. چرا نباید تاریخی مخصوص شما بنویسم؟

با این ترتیب قلم صادق «کورونا» یم را همراه با چهار قوطی مرکب و یک دسته بزرگ کاغذ برداشته شروع به نوشتن جلد نخست نمودم. اگر همه چیز خوب پیش برود هشت جلد  دیگر مینویسم تا آنچه را که در باره شش هزار سال گذشته  لازم است، فرا گیرید.

اما قبل از اینکه شروع به خواندن کنید بگذارید بگویم که میخواهم چه کنم. من در اینجا در پی نوشتن یک کتاب درسی برای شما نیستم. در عین حال کتابی عبارت از عکس  وتصویرهم منظور نظر من نیست. این، حتی یک کتاب معمولی تاریخ به معنای رایج کلمه هم نخواهد بود.

من فقط دست شما را گرفته با شما به کشف عصر های اسرار انگیز گذشته خواهم رفت.

به شما رودخانه های اسرارانگیزی را نشان خواهم داد که ظاهرا از هیچ جائی شروع نمیشوند و هدف نهائی هم ندارند.

شما را تا لبه پرتگاه های خطرناکی خواهم برد که قشر ضخیمی از مناظر دلپذیر ولی گمراه کننده آنها را از دیده پنهان کرده است.

گهگاه مسیر خود را ترک کرده به قله های انزوا و تنهائی سر خواهیم زد که بام سرزمین های دور و بر هستند.

اگر بخت زیاد یار و مددکار ما نشود ناگهان خود را در یک مه  ضخیم نادانی گم خواهیم کرد.

اما هر جا هم که برویم بایستی پوشاک گرم محبت و تفاهم انسانی را با خود بهمراه داشته باشیم چرا که سرزمین های پهناور در اثر  توفان های یخِ پیشداوری و آزمندی انسان ها تبدیل به صحراهای مرده خواهند شد واگر خود را بخوبی آماده نکنیم، ایمان خود را به انسانیت از دست خواهیم داد و این، پسران عزیزم، بدترین چیزی است که میتواند به هر کدام از ما رخ دهد.

من تظاهر نخواهم کرد که راهنمای خطا ناپذیری هستم. هر وقت امکانش را داشتید، از رهروانی که قبلا این راه را پیموده اند مصلحت و نظر بجوئید. ملاحظات آنان را با گفته های من مقایسه کنید و اگر این مقایسه شما را به نتیجه گیری های دیگری هدایت کرد، هرگز نسبت به شما خشمگین نخواهم شد.

من در گذشته به شما وعظ و نصیحت نکرده ام.

امروز هم نمیخواهم وعظ و نصیحت کنم.

شما خود میدانید که دنیا از شما چه انتظاری دارد – این که شما سهم خود را از وظیفه همگانی مان بجا آورید و این را با صداقت و شور و شوق انجام دهید.

اگر این کتاب ها در این رهگذر به شما کمکی بکنند، چه بهتر!

و من با تمام عشق و محبتم این کتب تاریخ را به شما و به پسران و دخترانی تقدیم میکنم که در این سفر زندگی، شما را همراهی خواهد کرد.

هندریک ویلم وان لون

خیابان بارو، شهر نیو یورک،

8 مه ؟؟

—————————–

فهرست بخش ها

 

Advertisements

برچسب‌ها:

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s