سرگذشت خط و الفباء

تحول خط میخی سومری، منبع: پلی گلوت

تحول خط میخی سومری، منبع: آمنی گلوت

آغاز: اندیشه نگار و خط میخی

انسان ها احتمالا از 200 هزار سال پیش یعنی از ابتدای شکل گیری «انسان خردمند» (هومو ساپینس) شروع به مکالمه نموده اند. اما گذشته نوشتار و خط بیش از چند هزار سال نیست.

میتوان حدس زد که هرچه شرایط و محیط زندگی و روابط بین افراد و گروه ها پبچیده تر شده، نیاز به ثبت  و «نوشتن» یک رشته اطلاعات و اندیشه ها مانند مالکیت بر اشیاء و یا دیگر قواعد سازماندهی زندگی گروهی بوجود آمده است.

صرفنظر از نقاشی هائی که بر دیوارغارها و یا روی سنگ ها و دیگر اشیاء عهد حجر (عصر سنگ) و بعد از آن پیدا شده، اولین آثار ثبت شده «نوشتاری» بشریت ابتدا «خط تصویری» (پیکتوگرام) است که در آن مثلا برای بیان مفهوم «آفتاب» شکل آقتاب را میکشیدند.البته این خط تصویری «نقاشی» با مقصد نقاشی نبود بلکه بیشتر جنبه نمادین («سمبولیک») داشت. مثلا برای نشان دادن آفتاب دایره ای شبیه آفتاب میکشیدند.

این نوع نوشتار بتدریج تبدیل به «اندیشه نگاری» (ایدئوگرام) شد که مثلا با تصویر آفتاب کوشش کردند مفاهیم «روز» و یا «گرم» را نقش کنند. این خط  بتدریج ساده تر و مجرد تر شده و  در میانرودان یعنی بین النهرین در عراق کنونی تبدیل به «خط میخی» گشت که ابتدا مربوط به تمدن سومری (شش تا چهار هزار سال پیش در میانرودان ) بوده و از آنجا با تغییرات معینی از سوی تمدن های همسایه از قبیل مصر (پنج تا دو هزار سال پیش)، آکاد (اکد)  و بابل (3800 سال پیش درمیانرودان)،  ایلام (عیلام در جنوب غربی ایران امروز، 4700 سال پیش) و همچنین هیتیت (آناتولی کنونی3100 سال پیش)  هم مورد استفاده قرار گرفته است.

با این ترتیب باستانی ترین خطی که در سرزمین کنونی ایران بکار برده شده، خط میخی ایلام است که خود شکل های مختلف داشته است.

خط ها و نوشتار های مختلفی که از ابتدا در میانرودان و دیگر مناطق اصلی تمدن بشری همانند مصر و یا چین بوجود آمده، هم به همدیگر و هم به خط ونوشتار اقوام و ملل همسایه تاثیر گذاشته، تکامل یافته، صورت دیگری گرفته و یا از بین رفته اند. احتمالا سرچشمه همه نظام های نوشتاری دنیا همین نوشتار های باستانی بوده اند.

خط های مختلف میخی ایلام که در طول سه هزار و اندی سال پیش از میلاد یعنی بیش از پنج  هزار سال پیش پیدا شدند مانند اکثر نوشتار های میخی میانرودان بتدریج شکل «هجائی» بخود گرفته یودند، یعنی بجای اندیشه ها و یا آوا ها، هجا ها را «حجی» کرده به لوحه های سنگی و گِلی حک میکردند و میخواندند و با این ترتیب با گذاشتن علامات هجا ها درکنار همدیگر،  یک واژه را بطور نوشتار بیان مینمودند. این نشانه ها که شمارشان بین 80 تا صد ها عدد فرق میکرد، در طول تاریخ تغییر یافته و هر زبان و قوم منطقه آن را برحسب زبان و نیاز خود اصلاح نموده اند. در طول تاریخ، همچنین در کنار علامات هجا ها، علاماتی برای فقط آواهای «تک حرفی» (مثلا «ک») ایجاد شده است.

نمونه خط «هجائی» ایلامی باستان (چهار هزار سال پیش)

نمونه خط «هجائی» ایلامی باستان (چهار هزار سال پیش)

نخستین اثر ایلامی «پروتوتیپ» مربوط به 3100 سال پیش از میلاد (5000 سال پیش) است که در شوش خوزستان یافت شده است.

خط ایلامی هم مانند اکدی، بابلی و هیتیتی ملهم از خط میخی سومری بوده است. سومر ها که قومی سامی نبودند و احتمالا از کوهستان های آسیای غربی آمده بودند، در جنوب میانرودان (عراق کنونی) میزیستند. نوشتار سومری به تشخیص بیشتر دانشمنان، باستانی ترین شکل نوشتاری بشریت است که تاریخی حدودا شش هزار ساله دارد.

سومری و اکدی که دو فرهنگ وزبان نزدیک میانرودان بودند دیر تر تا حد زیادی در یک زبان مشترک بابلی مستحیل شدند.

به غیر از سومری، اکدی و بابلی که زبان های سامی بودند، ایلامی زبانی مستقل بود که بنظر برخی دانشمندان احتمالا با زبانهای دراویدی هند باستان خویشاوند بوده است. هیتیتی از زبان های هند و اروپائی آناتولی بشمار میرود.

در دوره هخامنشیان، ایرانیان اساسا برای ثبت فتوحات پادشاهان خود در کتیبه ها از خطی میخی استفاده مینمودند که ملهم از سومری، بابلی و دیر تر آرامی بود.

سنگ نوشته سه زبانه خشایارشاه در نردیکی شهر وان، ترکیه کنونی، قرن پنجم ق م

سنگ نوشته سه زبانه خشایارشاه در نردیکی شهر وان، ترکیه کنونی به زبان های پارسی باستان، اکدی و ایلامی، قرن پنجم ق م، منبع: ویکی مدیا

خط میخی یک طبقه بزرگ نظام های نوشتاری این منطقه بود.

کم و بیش بصورت همزمان، شاهد تحولی مشابه در مصر باستان هستیم. در آنجا هم ایدئو گرام ها و پیکتوگرام های تصویری بتدریج جای خود را به «هیرو گلیف» ها («نوشته های مقدس حک شده») و انواع دیر تر نوشتار داده اند که به مرور زمان، هم یک اندیشه (ایدئوگرام) و هم تدریجا یک نوع آوا و یا ترکیب آوائی (فونوگرام)  را نشان داده اند.

نمئونه هیروگلیف های مصر باستان، منبع: پلی گلوت

نمئونه هیروگلیف های مصر باستان، منبع: پلی گلوت

همچنین، حدودا 3400 سال پیش (1400 قبل از میلاد)، خطی برپایه تصویر (ایدئو گرام ها) در چین رایج شده است.

کتیبه برنز چینی باستان، 800 سال پیش از میلاد، منبع: ویکی مدیا

کتیبه برنز چینی باستان، 800 سال پیش از میلاد، منبع: ویکی مدیا

نوشتار های ابجد خاورمیانه

اما حدودا صد سال بعد یعنی  3500 سال پیش (سال 1500 قبل از میلاد) در یک آبادی ساحلی سوریه کنونی بنام «اوگاریت» تحولی انقلابی سر زده و بنیاد «الفبا» بمعنی امروزی آن گذاشته شده است. این شکل ابتدائی (پروتوتیپ) الفباهای سامی است که بسیاری از رسم الخط های زبانهای سامی منطقه را یکجا جمع کرده است. این الفبا ها  که «ابجد» نیز خوانده میشوند احتمالا ابتدا در میان فنیقی های سوریه سابق رواج یافته و آنگاه اشکال دیگر آرامی، عبری و نبطی و ئیر تر عربی را گرفته است.

«ابجد» عبارت از ترتیب حروف این زبان های سامی است که اکثر آنان نشان دهنده صامت ها (و یا حروف بیصدا) هستند. مصوت ها و یا حروف باصدا در این الفبا ها منعکس نمیشوند و در بهترین حالت تنها به کمک «الف» و اشارات اضافه ویژه (مانند فتحه و کسره) نشان داده میشوند:

الف، ب، ج، د، ه، و، ز، ح، ط، ی، ک، ل، م، ن، س، ع، ف، ص، ق، ر، ش، ت، ث، خ، ذ، ض، ظ، غ

در دوره زبان پارسی میانه (پارسیگ و یا پهلوی ساسانی و اشکانی، 220 تا 650 میلادی) ایرانیان از این خط و الفبای آرامی استفاده میکردند. آنها نیز مانند اکثر اقوام و ملل دیگر منطقه  طبق نیاز های خود به خط آرامی اشارات و علامات ویژه ای علاوه کرده بودند.

الفبای عربی نیز ظاهرا از طریق نبطیان (در سوریه، اردن، اسرائیل، مصر کنونی) به عربی نفوذ کرده و تبدیل به الفبای رایج و کنونی عربی شده که آن هم الفبائی «ابجد» بنیاد است.

الفبای آرامی باستان

الفبای آرامی باستان، منبع: آمنی گلوت

بعد از فتح ایران ساسانی بدست اعراب و رواج اسلام و زبان و خط عربی (نیمه های قرن هفتم)، ایرانیان بجای آرامی، مستقیما خط و الفبای عربی را (که آن هم جزو مشتقات الفبا و خط آرامی بود)  قبول کردند. با این ترتیب الفبای کنونی فارسی از آن خط و الفبای عربی گرفته شده که خود ملهم از خط آرامی و فنیقی است. این بار هم ایرانیان برخی حروف و اشارات مورد نیاز خود (مانند حروف چهارگانه پ، چ، ژ، گ) را به خط عربی اضافه نمودند.

تقریبا دو سه قرن پیش از میلاد، هنگام آغاز دوره پارسی میانه و یا پهلوی در ایران، در منطقه خاورمیانه، آناتولی، میانرودان و مدیترانه شرقی تحولات جالب و از نظر پیشرفت فرهنگی کل بشریت فوق العاده مهمی رخ می‌داد.

در این منطقه که «هلال حاصلخیز» هم نامیده می‌شود، خط و نوشتار به مسیر تکامل و تحولی تاریخی افتاده بود. خط فنیقی‌های دریا نورد و متعاقبین آرامی آن‌ها نسبتا فراگیر و «الفبایی» بود و صامت‌ها را کلا بخوبی منعکس می‌نمود. به هر صورت این خط برخلاف خط میخی، الفبایی بود. بهمین جهت آموزش و کاربرد آن آسان‌تر بشمار می‌رفت. بتدریج مردم میانرودان، ایرانیان و دیگر اقوام خاورمیانه این الفبای آرامی را گرفته هرکدام به شکلی مخصوص بخود از آن استفاده نمودند.

اما در این خط اشاره‌ای برای آواهای باصدا یعنی مصوت مانند «ای» «آ» و «او» وجود نداشت.

در حالیکه بعضی‌ها در مشرق زمین همچنان در بند خط میخی و یا هیروگلیف، اندیشه نگار و لغت نگار (آشوری، بابلی، ایلامی و یا مصری) بودند، اکثر ملل حوزه مدیترانه و شبه جزیره عربستان کنونی به سوی الفبا‌های صامت بنیاد و یا ابجد فنیقی آرامی حرکت کردند. در مقایسه با لغت نگار‌ها و اندیشه نگار‌ها که تعدادشان (درست مانند اشارات نوشتاری زبان ماندارین چین) سر به هزاران می‌زد و لازمه استفاده از آنان آموزش و بخاطر سپردن اقلا چند هزار «نگاره» و تصویر بود، امکان خواندن و نوشتن با تفکیک صامت‌ها مانند

b، d، r، q، p، s، d، f

حتی بدون تفکیک دقیق بین باصدا هایی مانند

a، i، u، o، e

بمراتب آسان‌تر شده بود.

در الفبا‌های صامت – بنیاد و یا ابجد، حروف «بی‌صدا» و یا صامت اغلب کنار هم نوشته می‌شد و به ندرت از اشاراتی استفاده می‌گردید که با صدا‌ها و یا «با صدا‌ها» را منعکس کند. مهم‌ترین زبان‌های زنده این دسته عبری و عربی هستند که هر دو خط و الفبای آرامی را اساس قرار داده‌اند که خود از خط و الفبای فنیقی منشعب شده است. بعد از ظهور اسلام، فارسی هم الفبای عربی را قبول کرد.

از همین جهت است که هنوز امروزه هم در عربی و عبری معاصر صامت‌ها کنار هم نوشته می‌شوند (مانند «قلب»، «مرد») و خواننده اگر خواندن و نوشتن بداند باید بتواند حدس بزند که تلفظ صحیح و دقیق‌تر کلمه چطور است – قُلب یا قَلب، مَرد یا مُرد. تنها کمکی که حروف موجود عربی برای آسان‌تر کردن خواندن مصوت‌ها می‌کردند استفاده از حروفی مانند «الف، و، ی» «و» و یا علامات اضافی مانند همزه و باصطلاح «حرکه» بود.

ایرانیان همانند پیش کسوتان آشوری خود همچنان در مکاتبات خود از خط میخی و بعد از هخامنشیان از خط و حتی زبان آرامی استفاده می‌کردند و نوشتن و خواندن محدود به طبقه ممتازی عبارت از دولتیان و روحانیون بود

لاتین و یونانی – الفبا های «واقعی»

اما در غرب یعنی یونان و همچنین جزایر و ساحل غربی آناتولی که بسرعت یونانی می‌شد، الفباهای «واقعی» بوجود می‌آمد – الفباهایی که هم حروف باصدا‌ها و هم حروف بی‌صدا را مشخص می‌کرد و کار خواندن و نوشتن را بصورتی انقلابی آسان می‌نمود.

این‌ها را «الفبا‌های واقعی» می‌نامند که یونانیان و اتروسک‌ها (لاتین) اولین کاربران آن بوده‌اند.

این الفبا ها هم مانند الفبا های ابجد، متاثر از الفبای آرامی بودند.

حوالى قرن هشتم قبل از میلاد الفبای یونانی برای اولین بار بکار می‌رود – کم و بیش‌‌ همان الفبایی که امروز هم مورد استفاده است.

پیدایش و رواج «الفبا‌های واقعی» تحولی بود که شاید به درجه کشف خود نوشتار در سومر و مصر «انقلابی» بشمار می‌رفت. این الفبا‌ها ابتدای خط و الفبای «لاتین» است که امروزه (در کنار نوشتار چینی) پر استفاده‌ترین خط و الفباست و از یونانی، روسی، انگلیسی و آلمانی، فرانسه و ایتالیایی و اسپانیولی گرفته تا صد‌ها زبان اروپایی، آسیایی و یا آفریقایی از این الفبا استفاده می‌کنند. این الفبا‌های «واقعی» هم خط و الفبای آرامی و اصل آن یعنی فنیقی را اساس قرار دادند.

گروه های اصلی نوشتاری در خاورمیانه و اروپا – سال 415 ق م (نقشه، کار عباس جوادی و ناطق زینالوف)

گروه های اصلی نوشتاری در خاورمیانه و اروپا – سال 415 ق م (نقشه، کار عباس جوادی و ناطق زینالوف)

الفبا‌های «هجا بنیاد» رغبت چندانی ندیدند. در مقابلِ، الفبا‌های «صامت بنیاد» یعنی ابجدی (عربی و عبری) و یا «الفبا‌های واقعی» لاتین، در بین النهرین، خاورمیانه و حتی آسیا، «رقیبان» این الفبا‌های جدید یعنی خط و نوشتار میخی (مانند آشوری، بابلی، ایلامی) و یا هیروگلیف (مانند مصری باستان) مدتی همچنان رایج بود، اما بزودی از رواج افتاد.

در این میان بعضی‌ها چند قرن بعد الفبا‌های «واقعی» مخصوص زبان‌های خود را ساختند که آن‌ها هم ملهم از الفبای آرامی بود (مانند ارامنه و گرجی‌ها که در قرن چهارم میلادی الفبای مخصوص زبان خود را بوجود آوردند).

در قرن هفتم میلادی، مردم ترک زبان آسیای میانه ابتدا برای حک سنگ نوشته های خود ابتدا از نوع بخصوصی از الفبای آرامی استفاده کردند که احتمالا از زبان و الفبای سغدی (یکی از زبان های ایرانی اسیای میانه) گرفته بودند. اولین نمونه های کار برد این الفبا به ترکی در مناطق اورخون و ینی سئی (چین، مغولستان و قزاقستان کنونی) یافت شده اند. اقوام ترک زبان بتدریج همراه با قبول اسلام و کوچ های خود به ایران و آناتولی، الفبای عربی را برای نوشتن ترکی پذیرفتند.

الفبای فنیقی و انشعابات آن: لاتین، یونانی، عبری و عربی

الفبای فنیقی (وسط) و چندی از مشتقات آن: عربی(اول از راست)، عبری  (دوم از راست)، یونانی(دوم از چپ)، لاتین(اول از چپ)، منبع: ویکی مدیا

طوری که گفتیم، بعد از اسلام، ایرانیان و اکثریت مسلمانان دیگر مانند ترک‌های آسیای میانه و سپس آناتولی الفبای عربی را قبول کردند. تقریبا هزار سال بعد بعضی‌ها مانند ترک‌های شوروی سابق و یا ترکیه و یا ملل جدید آسیا و آفریقا برای نوشتن زبان‌های خود به لاتین رو آوردند و برخی دیگر (مانند یهودیان، اعراب، ایرانیان) به الفبا‌های صامت – بنیاد و ابجدی عبرى، عربی و یا فارسی خود وفادار ماندند.

با این ترتیب اگر خط چینی و ژاپنی و مشتقات آنها در آسیای دور را درنظر نگیریم، اکثریت خط و نوشتار دنیا امروزه به دو گروه بزرگ لاتینی-یونانی (مانند انگلیسی، فرانسه، روسی) و ابجد و یا صامت بنیاد  (مانندعربی، فارسی و عبری) تفسیم میشوند.

اما طوری که در شرح سرگذشت و تحول خط و الفبا های گوناگون هم دیدیم، همه این خط ها و الفبا ها، به تدریج به همدیگر تاثیر گذاشته اند و تقریبا هیچکدام از آنها مستقل از خط و نوشتار های دیگر جامعه بشری نبوده است. حتی الفباهای «واقعی» از قبیل لاتین و یونانی نیز متاثر از پیش کسوتان خود آرامی و فنیقی و آنها نیز ملهم از خط میخی و اندیشه نگاری و تصویر نگاری بوده اند.

—————————-

منابع:

Cahen, Claude: Pre-Ottoman Turkey: A General Survey of the Material and Spiritual Culture and History, c. 1071-1330
ترجمه ترکی: Cahen, Claude: Osmanlılardan Önce Anadolu, İstanbul 2002

Comrie, Bernard, et al: The Atlas of Languages: The Origin and Development of Languages Throughout the World, London, New York 1996

Frye, Richard N.:History of Persian Language in the East, PDF

Janson, Tore: The History of Languages; Oxford Textbooks in Linguistics, Oxford (UK) 2012

McEvedy, Colin: The New Penguin Atlas of Medieval History; London 1992

Sims-Williams, Nicholas: Iranian Languages; in: Giacalone, Anna and Ramat, Paolo: The Indo-European Languages; New York 1998



دسته‌ها:رنگارنگ, زبان و ادبیات

برچسب‌ها:,

نطری دارید؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s