سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

یونس امره – شاعر انسان گرا

yunus_emre
حاصل عمرم سه سخن بیش نیست
خام بُدم پخته شدم سوختم

خيلى ها ميگويند اين تك بيتى معروف مولانا جلال الدين منبع الهام شعری از شاعر مردمى و متصوف ترك يونس امره شده كه با این چند بیت خاتمه می یابد:

(…)
İndik Rum’u kışladık çok hayr ü şer işledik
Uç bahar geldi geri göçtük elhamdülillah
Dirildik pınar olduk ırıldık ırmak olduk
Aktık denize daldık taştık elhamdülillah
Taptuğun tapusunda kul olduk kapusunda
Yunus miskin çiğ idik piştik elhamdülilh

(…)
زمستان را در روم به سر آوردیم، خیر و شر زیادی انجام دادیم
سه بهار آمد و گذشت، کوچیدیم الحمدلله
زنده شدیم همچون چشمه آب، خروشیدیم همچون رودخانه
دیگر به دریا پیوستیم، جوشیدیم الحمد لله
در خدمت «بابا تاپدوق»، غلام درگاهش شدیم
یونس مسکین بود و خام، پخته شدیم الحمد لله

توضیح اینکه اشاره های این شعر به کوچ و سکنی در روم مربوط به چند قرنی است که قبایل ترک از طریق ایران و عراق هنوز بیزانس  مسیحی را مورد تهاجم قرارداده در آن سرزمین ها مسکون میشدند. در ضمن منظور شاعراز تعبیر «بابا تاپدوق»  یکی از متصوفین معروف ترک در بلاد روم بنام «تاپدوق امره» است.

یونس امره که ادبیات شناس معروف ترک استاد طلعت حلمان (حالمان) او را «مهم ترین شاعر بشر دوست ادبیات ترک» مینامد، تقريبا همزمان با مولانا (١٣٤٠-١٣٢٠) زندگى كرده است.

جالب است: روایت است که هنگامیکه یونس متولد شده، مولانا 33 ساله بوده و هنگام مرگ مولانا هم يونس ٣٣ ساله بوده است. بسيارى از مورخين ادبيات، مولانا را معلم و يا اقلا الهام بخش اصلى يونس امره ميشمارند. يونس امره ساكن شهر «اسكى شهر» (شهر باستانى دورليون از دوره فريگ ها) بوده و مدتی در شهر قونيه (سابقا ايكونيا) تحصيل كرده كه موطن بعدی و دراز مدت مولانا هم بوده است. دقیقا روشن نیست اما روایت است که یونس به درگاه مولانا هم رفته و از او درس هم گرفته است.

قونيه در آن دوره بدنبال كوچ سلجوقيان و سپس هجوم مغول به يكى از مراكز فرهنگى و دينى-اسلامى بلاد روم تبديل شده بود. اگرچه بنظر برخی يونس امره تحصیل از جمله فلسفه، فقه و ریاضیات نموده، اما اغلب مورخين او را فاقد تحصيلات جدى و سنتى ميشمارند.

مورخین متفق القول هستند كه در زمينه انديشه فلسفى، مولانا همه شعراى نخست بيزانس را که در آن دوره بتازگی (200-300) سال تحت تصرف سلجوقیان ترک در آمده و دین رسمی اش اسلام شده بود، تحت تاثير قرار داده است. یونس یکی از آنها بود.

از نظر زبان، ميدانيم كه مولانا فارسى سروده و يونس امره تركى، آن هم به یک زبان ترکی که «مردمى» و خوشایند انسان های کوچنده و روستائی محسوب میشود در حالیکه مولانا هم فارسی گو بوده و هم زبانش بیشتر متعلق به قشر متصوف، عالم و تحصیلکرده بوده است. از نظر ساختار شعری، یک خصوصیت اشعار یونس امره این بود که اکثر اشعار او برپایه نظام «قوشما» (وزن هجائی مبتنی بر چندین دوبیتی با ترتیب الف-الف-الف ب، جیم-جیم-جیم-ب و غیره) است که نظم مورد پسند شاعران فولکلور و دوره گرد (آشیق) ترکیه و آذربایجان است و ظاهرا (بر خلاف نظم عروضی ادبیات کلاسیک فارسی) از نظر وزن و آهنگ و بخصوص طول مصوت ها در ترکی مناسب تر است. و در نهایت فرق ديگر بين مولانا و یونس اين بوده كه مولانا شاعر طبقات بالا، شهرى، و اهل علم و تحصيل بوده و يونس امره شاعر مردم عادى، روستائى و ايلى، شاعر طبقات پائين تر كه ساده تر سخن ميگفتند. با اينهمه، مانند بسيارى اشعار ديگر يونس امره، اين شعر او نيز اگرچه زبانش بسيار ساده است ولى برخلاف بعضى شاعران اقشار روستائى و ايلى، عمق و غناى تصوفى بسيارى دارد و بنظر بعضی ها از نظرغنا و وسعت شعر و انديشه، از  مولانا چندان عقب تر هم جلوه نميكند – با اين فرق كه مولانا ميگويد كه ابتدا خام بوده و بتدريج با عشق الهى پخته شده و سوخته و يونس امره با احتياط فقط ميگويد «يونس در آغاز فردى مسكين و خام بود – اكنون الحمد لله پخته شديم»!

YunusEmreFA

بسیار افسوس که در ایران این شاعر گرانقدر ترکی را چندان نمی شناسند. اگر اشتباه نكنم خواهر زاده بنده، مرحوم وحيد امامى اولين كسى بود كه گزيده اى از اشعار تصوفى يونس امره را قبل از انقلاب براى اولين بار ترجمه كرد و در تهران به نشر سپرد. در واقع این کتاب اثری بود از استاد طلعت حلمان با معرفی یونس امره و مقام او در تاریخ ادبیات ترکی عثمانی و ترکیه و ارائه ترجمه چند شعر او. نام کامل این کتاب «یونس امره – شاعر انسان گرای ترک» بود که در سال 1355 شمسی در تهران منتشر شد

آقای جواد زنجانلی، یکی از دوستان مجازی «فیس بوک»، مینویسد:

یونس حداقل دو بار در دیوانش یادی از مولانا و همصحبتی با وی دارد :

مولانا صحبتینده ، ساز ایله عشرت اولدو/عارف معنایا دالدی چون بؤیله دیر فرشته .

و در جای دیگر میگوید :

مولانا خداوندگار بیزه بظر قیلالی / اونون گؤرکلو نظری ، گؤنللوموز آیناسی دیر.

یونس به روایت ولایت نامه حاجی بکتاش ، ابتدا به محضر حاجی بکتاش ولی مشرف شده سپس به توصیه نامبرده به درگاه تاپدوق امره آمده و چهل سال در محضر وی ریاضت کشیده با دختر وی ازدواج کرده و بعد از سالها به توصیه و تشویق مرشدش زبان دلش باز شده و به سرودن الهی پرداخته است. بنده از چندین سال پیش که ادبیات آذربایجان را مطالعه میکردم با اشعار بسیار ساده و دلنشین و عرفانی یونس آشنا شده از آن روز سخت شیفته این عارف شده و به مطالعه آثارش پرداخته ام. کمبود منابع در ایران هر چند آزار دهنده بود ولی نزدیکی ترکیه به ما و دوران تکنولوژی از سختی کار کاسته و در برنامه بلند مدت خود «یونس امره پژوهی » را قرار داده ام. در ایران چندین کتاب مختصر درباره وی موجود است : کتاب «با یونس امره در راهها» نوشته بانو آنه ماری شیمل با ترجمه خانم مقصودی موجود است. نیز کتاب برگزیده 50 شعر عرفانی با ترجمه بسیار ناقص و پر اشتباه دکتر گلکاریان به دلیل داشتن متن اصلی اشعار قابل استفاده است. جدیدا کتاب » یونس شاعر» که مقدمه ای استاد دکتر مصطفی تاتجی به دیوان یونس می باشد توسط آیدین فرنگی منتشرشده است. در کتاب «ابعاد عرفانی اسلام» خانم آنه ماری شیمل محقق آلمانی به وی پرداخته است . در کتاب پیشگامان ادبیات عرفانی ترک و مولویه بعد از مولانا که هر دو با ترجمه توفیق سبحانی منتشر شده ، فصولی به این شاعر مردمی اختصاص داده شده است.

در پایان بخش هائی از دو شعر یونس را با ترجمه خواهرزاده عزیزم مرحوم وحید امامی تقدیم میکنم:

Bana Seni Gerek, Seni

Aşkın aldı benden beni
Bana seni gerek seni
Ben yanarım dün ü günü
Bana seni gerek seni

Ne varlığa sevinirim
Ne yokluğa yerinirim
Aşkın ile avunurum
Bana seni gerek seni

Aşkın aşıklar oldurur
Aşk denizine daldırır
Tecelli ile doldurur
Bana seni gerek seni

Aşkın şarabından içem
Mecnun olup dağa düşem
Sensin dünü gün endişem
Bana seni gerek seni

Sufilere sohbet gerek
Ahilere ahret gerek
Mecnunlara Leyla gerek
Bana seni gerek seni

(…)

EshgheToFA2

Hak cihâna doludur

Hak cihâna doludur
Kimseler Hakk’ı bilmez
Onu sen senden iste
Ol senden ayrı olmaz

Alıret yavlak ırakdır
Doğruluk key yarakdır
Ayrılık sarp firakdır
Hiç giden geri gelmez

Gelin tanış olalım
İşi kolay kılalım
Sevelim sevilelim
Dünya kimseye kalmaz

Yûnus sözün anlarsan
Mânâsını dinlersen
Sana iyi dirlik gerek
Bunda kimseye kalmaz.

(…)

HayatFA2


نشر نخست: مارس 2014

برچسب‌ها: , , , , , , ,

دسته‌بندی شده در: چشم انداز آذربایجان و ایران, ادبیات, ترکیه، جمهوری آذربایجان و آسیای میانه

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s