سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

ماد آتروپاتن: جمع بندی

 

نقشه گروهی و زبانی غرب ایران کنونی هزار سال پیش از میلاد به نقل از دیاکونوف ۱۳۴۵

نقشه گروهی و زبانی غرب ایران کنونی هزار سال پیش از میلاد به نقل از دیاکونوف ۱۳۴۵

در هشت نوشته گذشته کوشش کردیم در بستر تاریخ عمومی ایران به تاریخ ماد و بویژه آتروپاتن (یعنی آذربايجان و کردستان کنونی بعلاوه زنجان و تا حدی گیلان) از دو زاویه (۱) قومیت و (۲) زبان نگاه کنیم.

بگذارید ابتدا آنچه را که گفتیم خلاصه کنیم تا روشن  شود  که  امروزه بعد از گذشت بیش از ۲۷۰۰-۳۰۰۰ سال، موضوع ماد ها، کوچ آنها، دولت آنها، زبان آنها و نقش آنها در تاثیر گذاری و تاثیر پذیری تاریخی، اجتماعی، سیاسی و زبانی- فرهنگی ایران و همسایگان آن از چه نگاه جالب و آموزنده است.

۱- حدودا ۱۵۰۰ پیش از میلاد یعنی سه هزار و پانصد تا سه هزار سال پیش قبایل ایرانی از شمال (آسیای میانه، استپ های اوراسیا، شمال دریای خزر) به فلات ایران کنونی مهاجرت کردند. تا آن وقت ایران کنونی هنوز «ایرانی» نبود. قبایل مختلف و رنگارنگی در این مناطق زندگی میکردند.

۲- قبایل ایرانی که به فلات ایران آمدند از شاخه «ایرانی» قبایل «هند و ایرانی» («آریائی») یعنی شاخه شرقی قبایل «هند و اروپائی» زبان اوراسیا بودند.

۳- این، احتمالا بزرگترین و مهم ترین کوچ و سکونت به فلات ایران است. مهمترین کوچ و سکونت بعدی حدودا دو هزار سال بعد، یعنی بعد از اسلام، توسط قبایل ترک و به نسبت بمراتب کمتری اعراب انجام گرفت.

۴- اسناد و روایات تاریخی حکایت از دو گروه این اقوام ایرانی دارند: یکم پارس ها در غرب و جنوب و دوم ماد ها درغرب و شمال غرب فلات ایران. در این دوره اسناد و شواهد مستقیم و یا ثانوی از چهار زبان باستان ایرانی موجود است: اوستائی، پارسی باستان، مادی و سکائی. سکا ها آن دسته از ایرانیان بودند که به فلات ایران کوچ نکردند بلکه در استپ های شمال ایران کنونی به کوچ های خود ادامه دادند.

۵- سرزمین پارسیان عبارت بود از فارس و عیلام، اکباتان (همدان کنونی)، تا حدی کرمانشاه و حتی استان های مرکزی. سرزمین ماد عبارت بود از آذربایجان و کردستان کنونی، اکباتان و کرمانشاه، گیلان، مازندران، ری، طبرستان و اصفهان.

۶- قبایلی که به فلات ایران کنونی مهاجرت کرده، در این مناطق سکنی گزیدند بتدریج با مردم محلی و بومی این مناطق آمیختند. هیچگونه روایت و سندی مبنی بر قتل عام های جدی و بزرگ قومی و یا رانده شدن اجباری قومی از سوی قوم دیگر در ماد و پارس و بطور کلی ایران کنونی موجود نیست.

۷- اقوام بومی پیشا ایرانی در منطقه آذربایجان، گیلان، کردستان و کرمانشاه، همدان و شمال عراق کنونی عبارت بودند از گوتیان (در آذربایجان و کردستان کنونی)، لولوبیان (کردستان، آذربایجان و شمال عراق کنونی)، تا حدی حورّیان و اورارتوئیان (پراکنده و از جمله در مناطق حواشی غربی آتروپاتن بعدی)، کاسیان (لرستان کنونی) و قبایل کادوسی و کاسپی (میان کوه های البرز و دریای خزر یعنی استان اردبیل و گیلان کنونی). از هیچکدام از این اقوام اثری نوشتاری بجا نمانده است. طبق استنادهائی که در منابع ثانوی (مثلا آشوری، بابلی و یا یونانی) به این قبایل شده نظر زبانشناسان و باستانشناسان در باره قومیت و زبان آنها قطعی و روشن نیست. در اوایل هزاره یکم میلادی یعنی حدودا دو هزار سال پیش منابع تاریخی دیگر اشاره ای به این اقوام نمیکنند. ظاهرا در مدت هزار سال پیش از میلاد این قبایل با ماد ها و دیگر  قبایل منطقه (از جمله اورارتو) آمیزش یافته و زبان جدید مادی را پذیرفته اند.

۸- مادها که خود دولت بزرگی تاسیس کرده (۶۷۸ پ.م.) آشور و اورارتوی همسایه را شکست دادند، از نظر سیاسی، قومی و زبانی بخصوص پس ازشکست دولت ماد و تاسیس دولت هخامنشی (۵۵۰ پ.م) با پارس ها آمیزش یافتند. تحول زبان پارسی باستان به پارسی میانه (پهلوی) که بدنبال شکست هخامنشیان بدست اسکندر مقدونی انجام گرفت، احتمالا همزمان با استحاله مادی در پارسی نو بوده است. با گسترش بعدی دولت اشکانی و زبان پارتی – اشکانی آنان به سرتاسر دولت ایران، گویش شرقی (پارتی) پارسی نیز به این آمیزش زبانی ایران علاوه میشود تا جائیکه میتوان گفت زبان معاصر فارسی یعنی پارسی پس از اسلام، محصول آمیزش سه گونه پارسی، مادی و اشکانی (پارتی) ایرانی است – گونه ای که اساسا مبتنی بر گویش پارسی بوده اما از دو گویش مهم دیگر در غرب و شرق ایران تاثیر فراوان پذیرفته است.

۹- زبان های معاصر گیلکی، تالشی، تاتی (آذری)، کردی، زازا و یا گورانی تا چند قرن گذشته اثری نوشتاری نداشته اند. لیکن امروزه با مراجعه به تحولات تاریخی و بررسی و مقایسه زبانشناختی میتوان استنتاج کرد که این زبان ها گونه های باقیمانده زبان های باستانی ایرانی این منطقه هستند که احتمالا اگر هم تنها از زبان مادی باستان ریشه نگرفته باشند، میتوان آنها را مشتقاتی از زبان و یا زبان های مادی گذشته شمرد که با دیگر زبان های ایرانی (پارسی، پارتی و حتی سکائی) اختلاط یافته و بصورت معاصر تر دوره میانه و معاصر (کنونی) زبان های ایرانی در آمده اند. بیشک زبان ها و اقوام همسایه از جمله اورارتو، حوری و حتی یونانی و ارمنی نیز در تحول قومی و زبانی منطقه، از جمله گیلان، آذربایجان و کردستان نیز بی تاثیر نبوده اند. از پایان مرحله فارسی میانه (پهلوی) به بعد یعنی پس از اسلام است که عناصر تازه وارد عربی و ترکی نیز به مخلوط قومی و فرهنگی – زبانی مردم علاوه میشوند.

۱۰ – با این ترتیب میتوان با اطمینان گفت که دو عنصر قومی و زبانی عربی و ترکی تا ظهور اسلام در ایران تاریخی (و ایران کنونی) تاثیر چندانی نداشته اند. بعد از شکست امپراتوری ساسانی از اعراب مسلمان (۶۵۱ م.) است که مرزهای ایران گشوده میشوند، ایران به بخشی از امپراتوری خلفای اسلامی تبدیل میگردد و در حالیکه برخی قبایل اعراب با ایران مهاجرت کرده در اینجا مسکون میشوند، قبایل تازه مسلمان ترک تا حدی از قفقاز اما عمدتا از ناحیه آسیای میانه (سُغد، سمرقند، بخارا و خوارزم) به شرق ایران باستان و خراسان میایند و مسکون میشوند. کوچ و سکونت ترک ها در تمام ایران از دوره سلجوقیان به بعد تشدید میشود و آنها بخصوص در راه فتح سرزمین های مسیحی قفقاز و بویژه بیزانس در آذربایجان ایران متمرکز میشوند. زبان اکثر آذربایجانیان و مردم بیزانس در همین دوره کوچ ها و حاکمیت قبایل و سلسله های ترک زبان است که تغییر یافته بتدریج در طی چند صد سال ترکی میشود. روند اصلی ترکی شدن زبان اکثر آذربایجانیان و مردم کنونی ترکیه از این تاریخ یعنی اواسط قرن یازدهم به بعد

بهتر است این جمع بندی از مقاله های گذشته در باره تاریخ باستان ماد و آتروپاتن را با این نقل قول از معروفترین مورخ ماد یعنی دیاکونوف خاتمه دهیم: «همه می دانند که تقریبا هیچ یک از اقوام خاور نزدیک و دیگر نواحی اکنون به زبانی که اسلاف بلافصلشان چندین هزار سال پیش بدان متکلم بودند، سخن نمی گویند. در مصر زبان باستان مصری جای خود را به قبطی و سپس به یونانی و سرانجام به عربی داد، حال آنکه ساکنان آن سامان نه نابود گشتند و نه از میهن خویش رانده شدند و بلاتغییر باقی ماندند. هم چنین در عراق نیز زبان های سومری و هوریتی به ترتیب جای خود را به آشوری – بابلی (اکدی) و آرامی و عربی سپردند. در آسیای میانه زبان های ایرانی خوارزمی و سغدی و باکتریایی و پارتی به السنه ترکی ازبکان و قره قلپاقیان و ترکمنان تبدیل شد. تعویض متشابهی در زبان های سرزمین ماد نیز صورت وقوع یافت. ولى تعويض زبان بهيچ وجه بمعنى طرد ساكنان اصلى اين سرزمين ها نبوده است و بدين سبب اقوام كنونى – با اينكه زمانى به زبانهاى ديگرى سخن ميگفتند – بطور كلى اخلاف مستقيم ساكنان باستانى اين كشورها ميباشند، ساكنانى كه ميراث فرهنگى و تاريخى و نژادى ئى را كه به اقوام كنونى رسيده، ايجاد كرده اند.» (۶۴).

(ادامه دارد)

————————————————-

(۶۴) دیاکونوف، ایگور: تاریخ ماد، ترجمه کریم کشاورز، تهران ۱۳۴۵، ص ۹۳

Advertisements

دسته‌بندی شده در: ماد و آتروپاتن, رنگارنگ