سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

درس های ماد و آتروپاتن

notebookSQ

من تقریبا در هفت ماه گذشته بطور متمرکز درباره دولت ماد ها و ادامه آن که ماد آتروپاتن (و یا «ماد کوچک») باشد، مطالعه کردم. آن روز یکی از دوستان نزدیک ایران تلفن کرد که فلانی، خوب که چی؟ این داستان سه هزار تا دو هزار و یا ۱۵۰۰ سال پیش است. به زندگی امروز ما چه ربطی دارد؟

گفتم اولا این مربوط به علاقه شخصی هر کس است و اینکه نسبت به چه موضوعی علاقه دارید بخوانید و تحقیق کنید و شاید حتی بنویسید. لازم نیست حتما به درد کسی بخورد. من در ترکیه دوستی دارم که تخصص اش فقط زبان اویغوری باستان است که تا تقریبا ۵۰۰-۶۰۰ سال پیش در آسیای میانه بین قبایل ترک زبان (تورکیک) رواج داشت. یک دوست دیگر آلمانی من در باره تاریخ شستشو و نظافت بدن در جوامع بشری تحقیق میکند و اینکه مثلا هزار سال پیش در آسیا و یا اروپا مردم خودشان را چطور تمیز میکردند؟ خوب، این ها امروز به درد چه کسی میخورد؟ یعضی مطالب آکادمیک و تحقیقاتی مستقیما به درد زندگی امروز انسان ها میخورد. شما انواع سم های گیاهی و یا حیوانی را بررسی میکنید و یا علل شیمیائی تشدید آلزهایمر را جستجو میکنید و این ممکن است زندگی هزاران و میلیون ها نفر از مردم جهان را سالمتر و بهتر کند. بعضی مطالب اما شاید در نهایت فایده غیر مستقیمی برای دانش بشری و زندگی اجتماعی انسان ها داشته باشد، شاید هم اصلا فایده ای نداشته باشد، اما اساسا و در درجه نخست برای کنجکاوی علمی بررسی شود.

اولا تاریخ ماد بخودی خود جالب است بهمان صورت که دانستن مثلا تاریخ آشور و یا عیلام و چین هم جالب است. ما بهر حال همه عضو یک جامعه واحد و مشترک بشری هستیم. اینکه یک عده علاقه داشته باشند در باره اجداد هزار، دو و یا سه هزار سال خود بدانند، چیز عجیبی نیست. دانش است.

و اما بنظر شخصی من حتی کسب معلومات در باره زبان و قومیت دولت ماد بزرگ (پیش از هخامنشیان) که مربوط به ۲۷۰۰-۲۵۰۰ سال پیش میشود و اینکه این دولت پس از هخامنشیان چطور کوچکتر شد و بصورت دولت و یا ایالت «آتروپاتن» یعنی همان آذربایجان بعدی در آمد که از آذربایجان، کردستان، زنجان و بخشی از گیلان امروز عبارت بود، و بخصوص اینکه زبان و قومیت مردم این سرزمین ها چه بود و چگونه شد، به دید امروزی ما کمک میکند و برخی ناروشنی ها را روشنتر کرده و شک و تردید ها را از بین میبرد. خود این، از نگاه روشن بینی و درک مسائل اجتماعی و اندبشه، رفتار و منشی متناسب در جامعه کنونی میتواند عامل موثر و کمک کننده ای باشد. این میتواند جلوی تعصب ها را بگیرد، به پرورش اندیشه و رفتاری همراه با تفاهم و صلح بین انسان های امروز یاری رساند و از دشمنی و نفرت بکاهد.

این، از ابتدای آن مطالعات، حداقل امید من بود.

نتیجه گیری شخصی من از این مطالعات چند ماهه در باره دولت ماد ها و سپس ماد آتروپاتن هم همین بود. مثلا با این مطالعات در یافتم که زبان ماد ها چیزی است که بعدا وارد این سرزمین شده است. قبلا در این سرزمین زبان ایرانی و قومیت ایرانی نبود. همه این داستان سه هزار سال پیش شروع شد. ثانیا زبان های پیشا ایرانی ماد کوچک و یا عیلام از بین رفتند و زبان های ایرانی جای آنها را گرفتند. بله، زبان عوض شد. گوتی و لولوبی رفت و جایش را زبان مادی و سپس پهلوی گرفت. حتی دو هزار سال بعد از ماد زبان بخش مهمی از مردم آذربایجان باز عوض شد. آن پهلوی و یا فارسی میانه بتدریج از بین رفت و ترکی آذری جایگزین آن شد. اما در این میان، در این سه هزار سال نسل کشی نشد، قومی دچار قتل عامی کلان نگشت، از بین نرفت و یا بزور از موطن خود رانده نشد. از آذربایجان و کردستان، گیلان و ری و طبرستان تا اصفهان و فارس و خوزستان و خراسان، هر کسی که امروزه در این سرزمین زندگی میکند در این سرزمین بوده و مانده، از ماد به پارس رفته و از پارت به ماد آمده، و اینها همه نوادگان مشترک آنها هستند که قهر هم كردند، آشتی هم، سرافرازی هم داشتند، سرافکندگی هم، ولی بهر حال با همديگر زيستند و آمیختند. زبان ها آمدند و رفتند اما همه اقوام و تبار ها ماندند، مخلوط شدند و هر بار رنگین تر گشتند و چیزی را بوجود آوردند که ما امروزه و همگی آن هستیم – نوادگان همان ها که سه هزار سال پیش بودند و آنها که بعد تر آمدند و بعد تر اضافه شدند و این خانه را ساختند – همه آنان، با همه گناه ها و ثواب هایشان.

در آغاز چندان مطمئن نبودم این نتیجه را خواهم گرفت اما از رسیدن به چنین نتیجه گیری احساس رضایت کردم و از اینکه این بررسی را کرده و یافته های خود را بقلم آورده ام شاد شدم.

در ابتدای سلسله مقالات «ماد آتروپاتن» هم نوشته بودم. من باستانشناس نیستم، زبانشناسی تاریخی هم نخوانده ام. برای صاحب نظر بودن در باره ماد و هخامنشی و آشور و شومر و عیلام باید اولا این زبان ها را همراه با یونانی دانست ودر هیئتی آکادمیک بطور مستمر و گروهی بررسی دسته جمعی کرد. من این زبان های باستانی و خط میخی را نمیدانم. من در این مدت فقط ده ها و ده ها مقاله و کتاب از منابع درجه اول بین المللی مانند ایگور دیاکونوف، ولادیمیر مینورسکی و دیوید نیل مک کنزی و یا دانشمندان معاصر تر مانند گرنوت ویندفور که شخصیت های برجسته تاریخ باستان و زبانشناسی تاریخی مخصوصا در حوزه خاورمیانه و قفقاز باستان و ایرانشناسی هستند خواندم و با دوستان صاحبنظر به بحث گذاشتم تا هم خودم موضوع را بهتر بفهمم و از کسب این دانش لذت ببرم و هم شاید ره آوردی، درسی از این مطالعات بگیرم و با دیگران تقسیم کنم.

امیدوارم توانسته باشم به نکاتی که حدس میزنم امروزه در رابطه با دوره ماد و ماد آتروپاتن در ذهن برخی از ایرانیان شک و سوال ایجاد میکند و یا بی اطلاعی در آن مورد باعث گمراهی برخی دیگر میشود در حد توان و دانش محدودم روشنی بیاندازم – و یا اقلا خوانندگان را به شک و طرح پرسش های بیشتر و دنباله گیری مطالعات خودشان تشویق کنم.

دسته‌بندی شده در: ماد و آتروپاتن, زبان آذربایجان در گذر زمان, زبان آذربایجانیان در ۱۰۰ پرسش