سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

آذربایجان یا «آزربایجان»؟

نقشه معروف محمود کاشغری از قرن یاردهم، منبع ویکی پدیا

نقشه معروف محمود کاشغری از قرن یاردهم، منبع ویکی پدیا

س – چرا بعضی ها نام «آذربایجان» را با «ز» یعنی به شکل «آزربایجان» مینویسند؟

دلیل این را البته باید از کسانی پرسید که این کار را میکنند. اولا این چیز جدیدی است که ظاهرا مربوط به همین ۴۰-۳۰ سال اخیر است وگرنه هیچ کس، هیچ جا چنین املائی را بکار نبرده است، مگر اینکه از روی ناآگاهی از املای فارسی باشد. من در ابتدا فکر میکردم این، فقط از روی همین ناآگاهی است. ولى ظاهرا دو سه انگيزه دیگرهم هست.

یک عده میگویند نام «آذربایجان» از ترکیب واژه های ترکی آز، ار، بای و جان تشکیل شده است که البته در آن میان «جان» ترکی نیست. ولی اصولا این گونه ادعا ها محصول خیالبافی است و پیش از همه در نظر نمیگیرد که چنین فرضیه ها را نمیتوان صرفا با قدرت تخیل توجیه کرد بلکه باید گواه های تاریخی آورد و نشان داد که این یا آن نام و واژه کجا و از سوی کی و در چه تاریخی و در کدام روند تحول واژگانی، دستوری، املائی و آوائی تبدیل به شکل کنونی خود شده و کی به چه ضورت استفاده شده است.

یک عده هم میگویند که مثلا میخواهند به رابطه نام آذربایجان با آتروپاتن «اعتراض» کنند و یا در مقابل ریشه نام آرزبایجان و یا املای فارسی و تاریخی این نام «نافرمانی مدنی» نشان دهند، که در آن صورت هم این به اصطلاح «اعتراض» و یا «نافرمانی» هم کودکانه و مبتنی بر بیسوادی است.

بنظر میرسد یک انگیزه این است که ربط نام آذربایجان با واژه پهلوی «آدار»، «آدَر» یعنی «آذر» امروزی گم شود و فراموش شود که این نام، ترکیبی از دو و حتی سه  وند «آدار»، «آدر» (به فتح  د) (آذر، بمعنی آتش)، «پات» (باد، بمعنی سرشار، نگهدارنده، حافظ) و«کان» و یا «گان» (به معنی جا و مکان) است، همچنانکه در نمونه های «آذربُد»، «آذردخت» و یا «آذرخش» داریم و یا «آذرباد» و یا «گلباد» و همچنین «کان» و یا «گان» (به معنی نسبت، جمع و مکان مانند «گلپایگان» و «پادگان»).

احتمالا این کوششی برای پرده پوشی از این واقعیت جاافتاده تاریخی است که این نام از زمان آتروپاتن یعنی ساتراپ و حاکم آذربایجان و کردستان کنونی، یعنی از دوره اواخر هخامنشیان باقی مانده است. این سرزمین را  از آن دوره به بعد با نام حاکم و ساتراپ مادی آن یعنی آتروپات «آتروپاتن» و «آتروپاتکان» نامیده اند. قبل از آتروپات این سرزمین چنین نامی نداشته است. با این ترتیب نام آذربایجان کنونی که در یونانی آتروپاتن شده به فارسی میانه یعنی پهلوی عبارت بوده از «آدر» (به فتح د) و یا «آدار» (در اوستائی و مادی «آتر/آتور» و یا «آتور/آدور») و «پاتاکان» یعنی «محل نگهداری آتش». این نام در فارسی میانه «آتورپاتاکان» و بعد ها «آدورباداگان» و بعد از اسلام بتدریج آذربایگان و آذربایجان شده، چیزی شبیه تبدیل تدریجی نام «کنستانتینوپل» و معرب آن «قسطنطنیه» (از نام کنستانتین قیصر بیزانس) به «استانبول» که ترکی شده آن نام یونانی است.

در ضمن این ادعا های تخیلی و پوچ مطرح شده اند که گویا اصلا این نام «آذربایجان» از ترکیب واژه های ترکی آز، ار، بای و جان تشکیل شده است که البته در آن میان «جان» ترکی نیست. ولی اصولا این گونه ادعا ها محصول خیالبافی است و پیش از همه در نظر نمیگیرد که چنین فرضیه ها را نمیتوان صرفا با قدرت تخیل توجیه کرد بلکه باید گواه ها و نشانه های تاریخی آورد و نشان داد که این یا آن نام و واژه  کجا و از سوی کی و در چه تاریخی و در کدام روند تحول واژگانی، دستوری،  املائی و آوائی تبدیل به شکل کنونی خود شده است.

استرابو مورخ یونانی متولد سال 63 و یا 64 در آماصیه (امروزه در ترکیه)

استرابو مورخ یونانی متولد سال 63 و یا 64 در آماصیه (امروزه در ترکیه)

حتی منابع یونان باستان نیز این را تائید میکنند. مورخ یونانی استرابو (متولد سال 63 قبل از میلاد) در باره آتروپاتن  (ماد آتروپاتن) مینویسد:

«ماد به دو بخش تقسیم میشود که یکی از آنها ماد بزرگ است و پایتختش اکباتان (همدان) است که شهری بزرگ و مقر پادشاهی ماد است. این کاخ هنوز هم مورد استفاده پارتی ها (اشکانیان) است (…) بخش دیگر که بخشی از ماد بزرگ است، آتروپاتن است که نامش را از راهبرش آتروپاتن گرفته است که این مملکت را از حاکمیت مقدونیان باز نگهداشت. هنگامیکه او پادشاه (ماد آتروپاتن) شد، استقلال این مملکت را برپا نمود وجانشینان او همچنان تا به امروز (به حکومت) ادامه میدهند و در زمان های گوناگون با (خانواده های) پادشاهان ارمنستان، سوریه (آشور) و پارت (اشکانی) وصلت نموده اند. (…)  آتروپاتن با ارمنستان درغرب و ماد بزرگ در شرق هم مرز است و در شمال با هر دو و در جنوب با دریای گرگان و سرزمین مردم ماد (بزرگ) هم مرز است. (…) ارمنیان و پارتی ها همسایگان قدرتمند آتروپاتنی ها هستند که آنان (آتروپاتنیان) را پیوسته غارت کنند اما ایستادگی نمایند چنانکه سیمباس (پسر بارداس) را از دست ارمنیان باز پس گرفتند و رومیان آنها را (ارمنیان را)  شکست دادند و آنها (ارمنیان) هم دوستان سزار شدند و آنها همزمان پارتیان را نیز خرسند نگهدارند ( متن کامل این شرح دولت ماد و آتروپاتن در: استرابو، جغرفیا، 11.13 بند یک تا چهار).

یک عده هم که «آذربایجان» را با «ز» می نویسند، میگویند که مثلا میخواهند به رابطه نام آذربایجان با آتروپاتن اعتراض کنند، که در آن صورت هم این به اصطلاح «اعتراض» مبتنی بر بیسوادی معترضین است.

حالا ورای این انگیزه ها و یک تاریخ شکافی و زبانشناسی من درآوردی، چرا در املاى «آذربايجان» به خط عربی و فارسی «ذ» درست است و نه «ز»: از همان ابتدا که نوشتار عربی (همراه با حروف فارسی نگار مانند پ، ژ، چ، گ) جای خط و الفبای آرامی پهلوی را گرفت، واژه آذربایجان را نهایتا با «ذ» نوشتند و نه «ز» چرا که «ذ» بعلت تلفظ عربی اش به تلفظ پهلوی نام آدرپاتکان-آذربادگان (د و یا ت با آوائی بین ت-د -ض) نزدیک تر بوده است.

از سوی دیگر طوری که گفته شد، نخستین اشاره ها به «آتورپاتاکان» و «آتروپاتن» در همان دوره سلوکیان و اشکانیان در منابع یونانی است که مشخصا میرسانند که منظور از «آتروپاتن» و یا «ماد کوچک» همان آذربایجان است. یک دلیل دیگر و روشن هم این است که چیش از آتروپاتن، منطقه ای و سرزمینی بنام آذربایجان موجود نبود.

از نگاه اشترک در مدخل «آذربایجان» دانشنامه اسلام چاپ لیدن (1) «هیچ شکی نیست که در قرن سوم م. تلفظ دقیق این نام آذورباذاقان بوده، اما در قرن چهارم م. آوای دوم «ذ» در سریانی (آرامی نو) و همچنین یونانی بیزانسی به «ی» تبدیل شده، به صورت آذوربایاگان در آمده است و بعد ها از سوی جغرافی دانان عرب به شکل آذربایجان و گاه حتی آذربیجان نوشته شده است».

در اولین منابع تاریخی دور اسلامی مانند «المسالک والممالک» ابن خردادبه (قرن سوم ق.) و یا اولین کتاب ترکی یعنی «دیوان لغات الترک» اثر محمود کاشغری از قرن چهارم هجری نیز نام آذربایجان به همین صورت با «ذ» و حتی «ک» (بجای ج) یعنی به صورت «آذربادکان» نوشته شده، یعنی ظاهرا در آن دوره اقلا در آسیای میانه املای «گ» فارسی هنوز رایج نبوده و «ج» عربی نیز جا نیافتاده بود.

یک عده دیگر هم میگویند این املای عمدا غلط این عده را زیاد هم جدی نگیرید چونکه از روی «مهر و محبت» به زبان مادری یعنی ترکی این کار را میکنند. هیچ معلوم نیست اگرانگیزه درونی و اصلی این خیال پردازی ها و «زبانشناس بازی» ها براستی مهر و محبت به زبان ترکی آذری و دلشوره حفظ و حراست آن است، که در ذات خود چیز بسیار نیکوئی است، چه نیازی به این افسانه پردازی های بی اساس است که هرکسی را كه تا اندازه ای تاریخ و زبانشناسی میداند، به خنده ای استهزا آمیز وادار میکند؟ زبان ترکی که زبان اکثریت مردم آذربایجان است به این دوستی های «خرسانه» نیازی ندارد که آذربایجانی ها را در مقابل همگان و بویژه اهل علم شرمنده هم میکند.

چه عیبی دارد که نام آذربایجان از ریشه ای فارسی است و زبانش که تا هزار سال پیش پهلوی بود امروزه ترکی است؟ زبان عراق و مصر و آمریکا هم عوض شده. نام ترکیه را هم ابتدا اروپائیان و شاید هم مارکو پولوی ایتالیائی گذاشته و آن را «تورکیا» یعنی سرزمین ترکان نامیده در حالیکه در گذشته نام آن سرزمین بیزانس بوده، با زبانی یونانی و آرامی و تا حدی ارمنی و پهلوی و دینی اغلب مسیحی. چه چیزِ این واقعیت تاریخی است که برخی میخواهند پنهان کنند و چگونه؟

واقعیت تاریخی و موقعیت زبان ترکی در آذربایجان به این گونه خوش خدمتی ها نیاز ندارد و با «آزربایجان» نویسی های این و آن که بیشتر از علم دنبال تفرقه افكنى و قومگرائی هستند دگرگون نخواهد شد. تنها کوشش علمی و اجتماعی خود روشنفکران و نویسندگان آذری خود ایران است که میتواند به حفظ و تقویت زبان ترکی آذری ایران که یکی از ثروت های اجتماعی و فرهنگی ایران است، یاری رساند و گرنه مهر و محبت به زبان ترکی از راه خیالبافی و افسانه پردازی نه تنها موثر نیست، بلکه تاثیر معکوس خواهد کرد، عِرض مدعیان را خواهد برد و زحمت اهل علم را خواهد داشت.

(1)  Streck, M.: Adharbaidjan, in: Encyclopaedia of Islam, First Edition (1913-1936), Consulted online 23. January 2017

Advertisements

برچسب‌ها: ,