آذربایجان یا «آزربایجان»؟

استرابو مورخ یونانی متولد سال 63 و یا 64 در آماصیه (امروزه در ترکیه)

چرا بعضی‌ها «آزربایجان» می‌نویسند؟

دلیل این را البته باید از کسانی پرسید که این کار را می‌کنند. البته در گذشته، مثلا در کتاب‌های عثمانی از جمله در «سیاحتنامه» اولیاء چلبی آذربایجان را اکثرا به درستی «آذربایجان» و گاه هم در همان کتاب به غلط با «ز» نوشته‌اند که این نشانه بی اطلاعی و بی سوادی ناشران و شاید هم نسخه بردارها بوده است. اما دانسته، عمدا و با مقاصد سیاسی به غلط با «ز» نوشتن نام آذربایجان چیز جدیدی است که ظاهرا مربوط به همین ۴۰-۳۰ سال اخیر است وگرنه هیچ کس، هیچ جا چنین املائی را بکار نبرده است، مگر اینکه از روی ناآگاهی از املای فارسی باشد.

من هم در ابتدا فکر می‌کردم این غلط نویسی فقط از روی همین ناآگاهی است. ولی ظاهرا یکی دو انگیزهٔ سیاسی و قوم گرایانه هم در این چند سال به دلایل این غلط نویسی علاوه شده است.

یک عده می‌گویند نام «آذربایجان» از ترکیب واژه‌های ترکی آز، ار، بای و جان تشکیل شده است که البته در آن میان «جان» ترکی نیست؛ ولی اصولاً این گونه ادعاها محصول خیالبافی است و پیش از همه در نظر نمی‌گیرد که چنین فرضیه‌ها را نمی‌توان صرفاً با قدرت تخیل توجیه کرد بلکه باید گواه‌های تاریخی آورد و نشان داد که این یا آن نام و واژه کجا و از سوی کی و در چه تاریخی و در کدام روند تحول واژگانی، دستوری، املائی و آوائی تبدیل به شکل کنونی خود شده و کی به چه صورت استفاده شده است.

یک عده هم می‌گویند که مثلاً می‌خواهند به رابطه نام آذربایجان با آتروپاتن «اعتراض» کنند و یا در مقابل ریشه نام آذربایجان و یا املای فارسی و تاریخی این نام «نافرمانی مدنی» نشان دهند، که در آن صورت هم این به اصطلاح «اعتراض» و یا «نافرمانی» هم واقعا خنده آور است.

حالا ورای این انگیزه‌ها، چرا در املای «آذربایجان» به خط عربی و فارسی «ذ» درست است و نه «ز»: از همان ابتدا که نوشتار عربی (همراه با حروف فارسی نگار مانند پ، ژ، چ، گ) جای خط و الفبای آرامی پهلوی را گرفت، واژه آذربایجان را نهایتاً با «ذ» نوشتند و نه «ز» چرا که «ذ» بعلت تلفظ عربی اش به تلفظ پهلوی نام آدرپاتکان-آذربادگان («د» و یا «ت» با آوائی بین «ت-د -ض») نزدیک تر بوده است.

از سوی دیگر طوری که گفته شد، نخستین اشاره‌ها به «آتورپاتاکان» و «آتروپاتن» در همان دوره سلوکیان و اشکانیان در منابع یونانی است که مشخصا می‌رسانند که منظور از «آتروپاتن» و یا «ماد کوچک» همان آذربایجان است. یک دلیل دیگر و روشن هم این است که پیش از آتروپاتن، منطقه‌ای و سرزمینی بنام آذربایجان موجود نبود.

در اولین منابع تاریخی دور اسلامی مانند «المسالک والممالک» ابن خردادبه (قرن سوم ق) و یا اولین کتاب ترکی یعنی «دیوان لغات الترک» اثر محمود کاشغری از قرن چهارم هجری نیز نام آذربایجان به همین صورت با «ذ» و حتی «ک» (بجای ج) یعنی به صورت «آذربادکان» نوشته شده، یعنی ظاهراً در آن دوره اقلاً در آسیای میانه املای «گ» فارسی هنوز رایج نبوده و «ج» عربی نیز جا نیافتاده بود.

یک عده دیگر هم می‌گویند این املای عمداً غلط این عده را زیاد هم جدی نگیرید چونکه از روی «مهر و محبت» به زبان مادری یعنی ترکی این کار را می‌کنند. حالا اگر این کار ها واقعا با انگیزه مهر و محبت به زبان ترکی آذری و دلشوره حفظ و حراست آن باشد که در ذات خود چیز بسیار نیکوئی است، اما چه نیازی به این افسانه پردازی‌های بی اساس است که هرکسی را که تا اندازه‌ای تاریخ و زبانشناسی میداند، به خنده‌ای استهزا آمیز وادار می‌کند؟ زبان ترکی که زبان اکثریت مردم آذربایجان است به این نوع «مهر و محبت ها» نیازی ندارد که آذربایجانی‌ها را در مقابل همگان و بویژه اهل علم شرمنده هم می‌کند.

چه عیبی دارد که نام آذربایجان از ریشه‌ای فارسی است و زبانش که تا هزار سال پیش پهلوی بود امروزه ترکی است؟ زبان عراق و مصر و آمریکا هم عوض شده است. نام ترکیه را هم ابتدا اروپائیان و شاید هم مارکو پولوی ایتالیائی گذاشته و آن را «تورکیا» یعنی سرزمین ترکان نامیده، در حالیکه در گذشته نام آن سرزمین بیزانس بوده، با زبانی یونانی و آرامی و تا حدی ارمنی و پهلوی و دینی اغلب مسیحی. چه چیزِ این واقعیت تاریخی است که برخی می‌خواهند پنهان کنند و چگونه؟

واقعیت تاریخی و موقعیت زبان ترکی در آذربایجان به این گونه خوش خدمتی‌ها نیاز ندارد و با «آزربایجان» نویسی‌های این و آن که بیشتر از علم دنبال تفرقه افکنی و قومگرائی هستند دگرگون نخواهد شد. تنها کوشش علمی و اجتماعی خود روشنفکران و نویسندگان آذری خود ایران است که می‌تواند به حفظ و تقویت زبان ترکی آذری ایران که یکی از ثروت‌های اجتماعی و فرهنگی ایران است، یاری رساند و گرنه مهر و محبت به زبان ترکی از راه خیالبافی و افسانه پردازی نه تنها مؤثر نیست، بلکه تأثیر معکوس خواهد کرد، عِرض مدعیان را خواهد برد و زحمت اهل علم را خواهد داشت.



دسته‌ها:زبان، هویت و ملیت