«ماد کوچک» یا آتروپاتن

«ماد کوچک» یا آتروپاتن

«ماد» نام یک گروه از اقوام ایرانی و سپس یک پادشاهی در شمال غرب ایران است. اقوام ماد همراه با پارسی ها در اواخر هزاره دوم تا اوایل هزاره یکم پیش از میلاد یعنی حدود سه هزار و اندی سال قبل، احتمالا از فرارود (ماوراءالنهر) و شمال دریای خزر به مناطق مرکزی، شمالی و غربی ایران کنونی کوچیده و در این مناطق مسکون شدند. آنها با اقوام محلی آن زمان این مناطق آمیزش یافته و به دنبال دولت عیلامیان (ایلامیان) در جنوب، دولت جدیدی در شمال- غرب ایران ایجاد نمودند (٧٨۶ پ.م.) این دولت در همسایگی دولت های قدرتمند و پیشرفته میانرودان (بین النهرین) مانند آشور قدرت جدیدی را بوجود آورد که بزودی با گسترش خود تبدیل به وزنه مهمی در منطقه گردید.

باید درنظر داشت که سرحدات و وسعت دولت ماد چیز ثابت و منسجمی نبوده و بخصوص در اوایل این دولتداری بخاطر قبیله ای بودن این پادشاهی، پیوسته در حال تغییر بوده، اما به تدریج گسترش یافته است.

مرکز دولتداری مادها احتمالا ابتدا در آذربایجان و کردستان، همدان و کرمانشاهان کنونی ایران و مناطق مرزی این سرزمین ها بود اما این دولت بزودی در مرکز و جنوب ایران کنونی تا اصفهان و شیراز، در غرب و شمال تا عراق، آناتولی و قفقاز کنونی توسعه یافت و بالاخره با اتحاد با پادشاهی های دیگر منطقه از جمله بابل، باقیمانده امپراتوری آشور را حدود ششصد سال پیش از میلاد شکست داد.

پادشاهی ماد بزرگ بعد از حکمرانی تقریبا 130 ساله، بالاخره در سال 550 پ.م. مغلوب کوروش هخامنشی شد و با دولتداری هخامنشی درآمیخت. در امپراتوری پهناور هخامنشی، ماد، استان و یا به پارسی باستان «ساتراپی» بزرگ و مهمی بود.

ماد ها، هم از نظر قومی و زبانی و هم از نگاه اداره امپراطوری با دیگر عناصر تشکیل دهنده دولت هخامنشیان مانند پارس ها، پارتی ها، عیلامی ها و همچنین اقوام غیر ایرانی مانند ارامنه، آرامی ها، آشور و بابل و بعد ها یونانی و روم آمیزش یافتند.

دیاکونوف (١) میگوید دولت ماد در قرن سوم پیش از میلاد یعنی زمان اشکانیان به دو قسمت ماد سفلی و ماد آتروپاتن تقسیم شده است.

در زمان ماد ها و هخامنشیان اداره محلی هر استان و یا ایالت به یک استاندار، حاکم و یا پادشاه محلی سپرده میشد که به آن «ساتراپ» میگفتند. ساتراپ واژه ای است از زبان مفروض مادی و در عین حال پارسی باستان که به شاهان یا حکمرانان منطقه و استان های امپراتوری های ایرانی ماد و هخامنشی داده شده بود.

آنها در عین اینکه تابع «شاه شاهان» و یا شاهنشاه بودند، در محل خود مانند پادشاهان محلی عمل می کردند. در اکثر موارد حاکمیت این «ساتراپی» ها موروثی بود مگر اینکه «شاه شاهان» در این روند مداخله ای کند. این تقسیم قدرت بعد ها در دوره ساسانیان و حتی پس از اسلام نیز ادامه داشت. در دوره ساسانیان وظیفه ساتراپ ها را «مرزبان» ها اجرا مي كردند.

این توضیح نام «آتروپاتن» و «آتروپاتکان» و توصیف حدود جغرافیایی آن در تاریخ برای اولین بار توسط مورخ یونانی استرابو (متولد سال ٣۶ پیش از میلاد) در کتاب معروفش بنام «جغرافیا» داده شده که حدود «آتروپاتن« یا «ماد کوچک« را چنین تعریف کرده است:

«ماد به دو بخش تقسیم می شود که یکی از آنها ماد بزرگ است و پایتختش اکباتان (همدان) است که شهری بزرگ و مقر پادشاهی ماد است. این کاخ هنوز هم مورد استفاده پارتی ها (اشکانیان) است (…) بخش دیگر که بخشی از ماد بزرگ است، آتروپاتن است که نامش را از راهبرش آتروپات گرفته است که این مملکت را از حاکمیت مقدونیان باز نگهداشت. هنگامی که او پادشاه (ماد آتروپاتن) شد، استقلال این مملکت را برپا نمود و جانشینان او همچنان تا به امروز (به حکومت) ادامه می دهند و در زمان های گوناگون با (خانواده های) پادشاهان ارمنستان، سوریه (آشور) و پارتی (اشکانی) وصلت نموده اند. (…) آتروپاتن با ارمنستان در غرب و مادربزرگ در شرق هم مرز است و در شمال با هر دو و در جنوب با دریای گرگان و سرزمین مردم ماد (بزرگ) هم مرز است. (…) ارمنیان و پارتی ها همسایگان قدرتمند آتروپاتنی ها هستند که آنان (آتروپاتنیان) را پیوسته غارت کنند اما ایستادگی نمایند چنانکه سیمباس (پسر بارداس) را از دست ارمنیان باز پس گرفتند و رومیان آنها را (ارمنیان را) شکست دادند و آنها (ارمنیان) هم دوستان سزار شدند و آنها همزمان پارتیان را نیز خرسند نگهدارند.» (٢)

با وجود اضمحلال دولت بزرگ تر ماد و برآمدن هخامنشیان، نام «ماد» همچنان در منابع میانرودان و غرب، بخصوص آثار یونانی و لاتینی برای اشاره به سرزمین های شمال غربی وغربی ایران هخامنشی بکار برده میشد.

در منابع باستانی غربی مانند استرابو و پلوتارک (٣)، دو مورخ معروف یونانی، به دولت بزرگتر و کوتاه عمر تر ماد، «ماد بزرگ» و به حکومت کوچکتر و شمالی این دولت که به عنوان دولتی محلی و تا حدی خودمختار چند قرن دیگر به حیات خود ادامه داد، «ماد آتروپاتن» و یا فقط «آتروپاتن» و گاه

«ماد کوچک» نام داده شده است.

در فارسی میانه (پهلوی) این نام در ابتدا «آتورپاتکان» و دیر تر «آدورباداگان» و در فارسی

«آذربادگان» و یا «آذربایگان» بود که معرّب آن در فارسی معاصر ابتدا «آذربیجان» بوده و سپس به

«آذربایجان» تبدیل شده است. «آتور» و یا «آدور/آتور» مادی/پارسی باستان همان «آذور» و یا «آذر» فارسی است که تعبیری اوستایی است و معنی «نگهبان آتش»  یا «نگهداری شده از طرف آتش» میدهد (۴).

در زمان هخامنشیان بخشی از سرزمین تاریخی ماد که در واقع سرزمین آغازین این امپراتوری بود زیر حاکمیت یک ساتراپ بنام آتروپات (به یونانی «آتروپاتس») قرار داشت که خود مادی بود و سلسله محلی خود را در زمان هخامنشیان تاسیس کرده بود. داریوش سوم هخامنشی نیز حاکمیت محلی آتروپات را بر این خطه ماد که احتمالا عبارت از آذربایجان، کردستان و بخشی از همدان-کرمانشاهان امروز ایران بود، تایید نمود. زمانی که بعد از ٢٢٠ سال، امپراتوری وسیع هخامنشیان در اثر حمله اسکندر مقدونی سقوط کرد، آتروپات که در آغاز در صفوف داریوش سوم جنگیده بود، با شکست هخامنشیان از طرفداران اسکندر شد.

او ساتراپ «آتروپاتن» و یا آذربایجان باقی ماند و برای تحکیم این اتحاد دخترش را به همسری یکی از سرداران یونانی اسکندر داد.

پادشاهی محلی آتروپات و جانشینان این سلسله در مناسبات با همسایگان و دیگر حکومت های متعاقب هخامنشیان مانند ارمنستان، اشکانیان، روم و در نهایت بیزانس یعنی روم شرقی، گاه مستقل عمل می کرد، گاه در صلح و آمیزش قومی و خانوادگی بسر میبرد و گاه جنگ می نمود، تا اینکه پس از مدتی این حکومت محلی ابتدا تابع دولت اشکانیان شد و آنگاه در اثر برآمدن ساسانیان جزو این امپراتوری جدید ایران گردید.

در دوره ساسانیان نیز آتروپاتن یا آتورپاتاکان و یا آذربایگان یکی از استان های رسمی ساسانی بود که به نمایندگی از سوی شاهنشاه ساسانی از سوی یک «مرزبان« (بجای ساتراپ پیشین) اداره میشد.

نام پایتخت دولت ماد، طوری که در سنگ نبشته بیستون متعلق به داریوش یکم (قرن ششم پ.م.) نوشته شده، به پارسی باستان «همگمتانا»، به عیلامی «آگمادانا»، به بابلی «آگامتانو» ذکر شده است که همان

«همدان» به فارسی معاصر است.

برخی منابع نام مرکز آتروپاتن و یا آذربایجان در زمان اشکانیان را پرسه (به فتح پ) در نزدیکی تخت سلیمان کنونی ذکر کرده اند (۵). پیش از آن، نام پایتخت و یا مرکز اقامت و حکومت ساتراپِ آتروپات «گنزک» (به فتح «گ» و «ز»، مادی «گزن» و فارسی «گنز» به معنی گنج، خزینه) در جنوب دریاچه ارومیه بوده است (۶). به گفته مینورسکی (٧) خرابه های گنزک هنوز در نزدیکی لیلان-میاندوآب موجود است. گفته میشود آتشکده مقدس ماد ها بر فراز یکی از تپه های گنزک قرار داشته، اما دیرتر به جای دیگری منتقل شده است.

منابع

دیاکونوف، ای. م.: تاریخ ماد (ترجمه فارسی)، تهران ۴۵١٣، ص ۶٨

Strabo: Geography, 1, 13, 11

Shipman, K.: Azerbaijan iii. Pres-Islamic History, originally published 1987.

Encyclopedia Iranica online as viewed in Sep. 2016

(۴) عفیفی، ر.: اساطیر و فرهنگ ایرانی در نوشته های پهلوی، چاپ دوم، تهران ١٣٨٣، ص ١١۴-١٢۴

(۵) عفیفی، همانجا

(6) Boyce, M.: Ganzak, originally published 2000. Encyclopedia Iranica online as viewed in Sep. 2016

(7):Minorsky, V.: Roman and Byzantine Campaigns in Atropatene,

BSO(A)|S , 11/2, 1944, pp. 243-65, quoted in: Boyce, M Gaznak, in:

Encyclopaedia Iranica online, as viewed in Sep. 2016



دسته‌ها:ماد و آتروپاتن, رنگارنگ