اقوام آتروپاتن تا دوره ماد ها کدامند؟

بهگفته مورخین صاحب نظر، تاریخ چیزی است که مطالعه آن را باید از وسط آغاز کرد چرا که ابتدای تاریخ به ما معلوم نیست. اگر تاریخ مکتوب و ثبت شده را با نوشته های میان رودان (بین النهرین) و بویژه شومر (سومر) و یا مصر باستان شروع کنیم، نمی توانیم بیش از شش یا هفت هزار سال به عقب برویم. بعد از آن، هر چه درباره ابتدای اقوام و زبان ها بیندیشیم، باید گمانه زنی کنیم و راه استنتاج را در پیش بگیریم.

بررسی موضوع اقوام و زبان ها در دولت ماد و یخش شمال غربی آن (یعنی اساسا آذربایجان و کردستان) از یک جهت بسیار سخت و از سوی دیگر ساده تر از بررسی همین موضوع در مناطق دیگر است. ماد ها و از جمله مردم باستانی آتروپاتن از خود اثر و نوشته ای بجا نگذاشته اند. این وضع بررسی سوال ما را بسیار مشکل میکند. اما آنچه به دانشمندان در این زمینه کمک میکند این است که در همسایگی دور و نزدیک ماد ها و از جمله مردم آتروپاتن، تمدن های باستانی تر و در آن دوره ها پیشرفته تر (مانند شومر یا سومر، اکد، آشور، عیلام، یونان) موجود بودند که اشاره هایی به ماد ها نموده اند که سرنخ های مهمی به دانشمندان معاصر میدهند. علاوه بر این، آثار بعدی فارسی باستان که «خویشاوند نزدیک» زبان مفروض «مادی» است و حتی بعضی مطالب اوستا و تورات نیز اشاره هایی به واژه ها و یا نام های مادی دارند (1).  اما در همین زمینه هم مشکلات بسیار موجودند، از جمله بخش بزرگی از این منابع به خط میخی هستند و برخی از این زبان ها و آثار باستانی یا اصلا و یا کاملا رمزگشایی نشده اند. در نهایت این را هم نمیتوان ناگفته گذاشت که تعداد زبانشناسان باستانی و مردم شناسان که به اقلا چند زبان و خط باستانی واقف بوده و بتوانند متون این زبان ها را در بستر تاریخی و زبانشناختی تحلیل و با داده های دیگر مقایسه کنند، انگشت شمار است (2).

به نوشته ایگور دیاکونوف، پژوهشگر برجسته تاریخ ماد، منابع شومری و اکدی قدیم تا اندازه ای به سبب فتوحات برخی قبایل که از سرزمین بعدی مادی ها برخاسته بودند،» قدیم ترین اطلاعات را درباره سرزمینی که بعد ها کشور مادی ها نامیده شد، بدست میدهند.» (3)  دیاکونوف میگوید سه هزار سال پیش از میلاد در سرزمینی که بعد ها ماد غربی و آتروپاتن نامیده شد، قبایل هورّیان، لولوبیان، کوتیان و چندین قبیله کوچک و بزرگ دیگر میزیستند. از برخی از این قبایل که به تمدن های پیشرفته تر میانرودان و از جمله آشور و عیلام نزدیک تر بودند، اطلاعاتی در دست است.  آنها اکثرا نه به صورت شهرنشینی، بلکه قبیله ای زندگی میکردند. از میان آنها هورّیان زندگی اجتماعی پیشرفته تری داشتند، زبانشان با اورارتویی که بعدا در این منطقه گسترش یافت، خویشاوند بود. هورّیان برای نوشتن زبان خود از خط اکدی استفاده می نمودند. قبایلی که به زبان هوریانی سخن می گفتند، اساسا در شمال میانرودان (امروزه کردستان عراق) زندگی میکردند، اگرچه برخی منابع میگویند که آنها بطرف آتروپاتن بعدی نیز رسوخ کرده بودند. زبان هوریان (4) با اورارتویی خویشاوندی داشت (5).

روشن است که همزمان با مجاورت با آشور از غرب، از جنوب، قبایل و تمدن عیلامی نیز به مناطق کرمانشاهان، کردستان و آذربایجان کنونی تاثیر کرده بود.

دو قبیله اصلی دیگر که بومی آذربایجان و کردستان ایران بودند لولوبیان و کوتیان نام داشتند. از آن میان قبایل لولوبی از دره دیاله در شمال عراق تا نواحی دریاچه ارومیه در اکثر کوهپایه ها مسکون بودند. گروه دوم اقوام باستانی آتروپاتن بعدی کوتّیان بودند که ظاهرا بیشتر در آذربایجان و کردستان ایران می زیستند (6). در منابع آشوری و عیلامی برخی اطلاعات درباره نام، لباس و شرح جنگ ها و کشاکش ها و یا مناسبات و آمیزش با این اقوام قید شده است، اما درباره زبان و تبار این اقوام نمیتوان به یقین چیزی گفت، اگرچه بعضی مورخین درباره ارتباط آنها با عیلامیان و دیگر تاریخ نویسان به احتمال ارتباط آنان با مردم بومی کاسپی (سواحل دریای خزر) اشاره کرده اند. اطلاعات منفردی که درباره این اقوام موجود است، نشان میدهد که آنها اگر چیزی می نوشتند، به زبان اکدی می نوشتند . اکدی زبانی سامی بود و بین آشوریان و بابلیان میانرودان باستان رایج بود.

از حدود 1500 سال پیش از میلاد تا مدتی پس از تاسیس دولت ماد ها، شاهد تشکیل دولت های محلی کوچکی مانند ماننا در جنوب دریاچه ارومیه و دولت اورارتو در غرب و شمال غربی این دریاچه هستیم. از قبایل دولت ماننا که دامداری در میانشان رواج داشت و به عنوان اتحادیه کوچکی از قبایل در سطح محلی صاحب قدرت معینی شده بودند اطلاعات دقیقی در دست نیست. ظاهرا از لحاظ تبار و زبان مردم ماننا مرکب از کوتیان و لولوبی ها بودند.

طبق کشفیات کلایس از سال های 1960 اقوام اورارتویی مدتی تا بعد از شکل گیری دولت ماد ها در غرب دریاچه ارومیه از جمله در روستای بسطام (نزدیک خوی) و تکاب (جنوب غرب دریاچه ارومیه) ساکن بوده اند، تا اینکه ماد ها دولت اورارتو را شکست دادند (7).

برخی منابع گفته اند که زبان ارمنی و گرجی باستان با زبان اورارتویی خویشاوند است، اما بسیاری از زبان شناسان از جمله ویندفور (8) بر آنند که اورارتویی-هوریانی از نظر خویشاوندی، زبانی منفرد («ایزوله») است یعنی با زبان دیگری خویشاوندی ندارد.  بعضی منابع آشوری و یونانی از قبایلی موسوم به کادوسیان و کاسپی ها هم سخن میگویند که در گیلان کنونی، شرق آذربایجان و آلبانیای باستان یعنی شمال ارس میزیستند. برخی از این منابع این اقوام را ایرانی و برخی دیگر «غیر ماد» و یا «غیر آریایی» توصیف کرده اند، اما اطلاعات مشخصی درباره قومیت و زبان آنها موجود نیست.

ظاهرا هزاره سوم و دوم پیش از میلاد در آذربایجان و کردستان کنونی بدون تحولات بزرگ قومی و زبانی گذشته است و اقوام این منطقه و سرزمین های آنان برای تمدن های میانرودان از جمله آشور و عیلام و در تاریخ نویسی یونانی «حاشیه» بشمار می رفتند.

طوری که می بینیم، در هزاره سوم پ.م. و حتی تا اواخر هزاره دوم پ.م. در این منطقه و یا دیگر مناطق ایران کنونی خبری از ماد ها و یا دیگر اقوام ایرانی مانند پارسی ها و پارتی ها نیست.

از اواخر هزاره دوم پ.م. است که قبایل ایرانی از مناطق شمالی دریای خزر و احتمالا از غرب آسیای میانه به تدریج به فلات ایران کنونی مهاجرت کرده در این سرزمین های نو مسکون میشوند (9).

ظاهرا ریشه دواندن مادها در مرکز وغرب ایران کنونی و از جمله آتروپاتن بعدی بتدریج اما بطور منظم و فزاینده انجام گرفته، چرا که اگر کوچ آنها به فلات ایران را اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره نخست فرض کنیم، دولت ماد ها تحت پادشاه نخست ماد دیاکو حدودا 300-400 سال بعد یعنی ٧٠٠ سال پیش از میلاد تاسیس شده و گسترش یافته است. زبان و فرهنگ ایرانی مادی نیز بهمین صورت بر سرزمین های جدید مرکز و غرب ایران کنونی حاکم گشته است. از همین سال ها به بعد است که منابع آشوری و همچنین اورارتویی و یونانی نمونه هایی از واژه ها و نام های مادی ظاهرا رایج در ماد غربی را بدست میدهند. دیاکونوف میگوید سیر کوچ اقوام ایرانی ماد از شرق و مرکز ایران کنونی به غرب بوده است و این سیر مهاجرت و پیشرفت عنصر زبانی ایرانی را میتوان از قرن نهم تا هفتم قبل از میلاد از روی اصطلاحات جغرافیایی و یا اسامی خاص مشاهده نمود. به نظر او در این دوره در سرزمین بعدی ماد بزرگ نشانه ای از قتل عام های قومی و یا کوچ های اجباری دیده نشده و بنظر میرسد اقوام مختلف ماد با آمیزش با مردم محلی و حتی جذب برخی عناصر زبانی مردم بومی به آنچه که بعد ها شاخه غربی زبان های ایرانی و یا «زبان مادی» نامیده میشود تبدیل شده است. او میگوید حتی اولین دولت های مادی بر پایه دولت نسبتا قدرتمند محلی ماننا تشکیل یافت که در مناطق جنوبی دریاچه ارومیه و شمال عراق بر پایه عناصر بومی کوتی و لولوبی تاسیس شده (10) و حتی از دولت عیلام تاثیر پذیرفته بود.

منابع

(۷) دیاکونوف، ای. م.: تاریخ ماد، تهران ۱۳۴۵ (بعد از این: دیاکونوف الف) ۱۳-۱۸
(8) Frye, R. N.: The History of Ancient Iran, München 1983, 65-69
(۹) دیاکونوف الف، ص ۱۳-۱۸
(۱۰) دیاکونوف، الف، همانجا، ص ۱۳۱
(11) Windfuhr, G. (A): Iran vii, Non-Iranian Languages (4) Urartian, in: Encyclopaedia Iranica Online, as viewed in Sep. 2016
(۱۲) دیاکونوف، الف، همانجا، ص ۱۳۸
(13) Schippmann: ibid
(14) Windfuhr, G. (A): ibid
(15) Windfuhr, G.: The Iranian Languages, London and New York, 2009, pp. 5-6
(۱۶) دیاکونوف، الف، همانجا، ص ۸۵-۱۹۲



دسته‌ها:ماد و آتروپاتن, اقوام و قبایل, رنگارنگ