سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

زبان پهلوی، عربی، ترکی

qa7چرا بعد از اسلام زبان پهلوى آذربايجان توانست در برابر عربى دوام بياورد، اما اين اتفاق در مورد تركى نيفتاد؟ ظاهرا در ابتداى دوره ى اسلامى، عربی زبانان نیز به آذربايجان مهاجرت كرده اند كه مى تواند با مهاجرت تركی زبانان در سده هاى بعدى قابل مقایسه باشد.

كار تحقيقى چندانى در این زمینه نمی شناسم كه آمدن طابفه هاى عرب به ايران و بخصوص آذربايجان را که بعد از اسلام صورت گرفت و برای حدودا دویست سال ادامه داشت با كوچ و استقرار قبايل ترك که بطور متمرکز در زمان سلجوقیان یعنی حدودا چهارصد سال بعد از اسلام شروع شد، مقايسه كند. اما چند نكته در نگاه نخست مهم جلوه ميكند:

تعداد هم اعراب و هم ترك ها در مقايسه با مردم بومى كمتر بوده (اما نميدانيم دقيقا چند نفر). كوچ اعراب به ايران هم از نظر مدت زمان كمتر بوده و هم از نظر تعداد. حدود ۲۰۰ سال بعد از اسلام حتی حکومت خود خلفا یعنی عباسیان عملا در دست ایرانیان بوده و بعد بویژه لشکر به دست جنگجویان ترک و بخصوص سلجوقیان افتاده است. در آن شرایط خلفای عرب حتی در خود بغداد  در واقع حاکمیتی صوری داشتند. تا قرن سیزدهم عملا خلیفه تابع اراده سلجوقیان ترک میشود و در سال ۱۲۵۸ کلا خلافت عباسی بدست هلاکو خان نوه چنگیز مغول ساقط میگردد در حالیکه از غزنویان تا اقلا صفویان یعنی برای ۵۰۰ سال قبایل ترکی زبان در ایران زندگی وحکمرانی میکنند و بعد از صفویان هم نوادگان ایرانی شده آنان مانند افشار و قاجار به نفوذ و حاکمیت خود ادامه میدهند. علاوه بر این اعراب براى مديريت لشکری و رياست و آموزش «دین جدید» و سیادتشان به ایران آمدند ولى ترك ها با زن و بچه و احشامشان به ایران کوچ کردند تا در بسیاری از سطوح جامعه زندگى و كار كنند (دامدارى، كشاورزى، كارهاى لشكرى و نظامى، حتى حكومت)، میتوان حدس زد که در مقایسه با همدیگر، تعداد قبایل کوچنده ترک به مراتب بیشتر از اعراب بوده است.

هدف نهائى بسيارى از قبايل ترك، بیزانس یعنی امپراتوری مسیحی و اصولا یونانی روم شرقی یعنی آناتولى و ترکیه کنونی بود. در نهايت ترک ها هم آناتولی را كه اصولا يونانى زبان و مسيحى مذهب بود طى چند قرن هم مسلمان كردند و هم تركی زبان. بنابراين تمركز روى آذربايجان در درجه نخست بخاطر آناتولى بود و بعد شرایط طبیعی آذربایجان بود که برای دامپروری و گله داری قبایل ترک مناسب تر از جنوب ایران و یا مناطق کوهستانی کردستان و لرستان بود.

ترك ها حدود ۵۰۰ سال كوچ و حكومت كردند در حالیکه هنوز اصولا زندگی ایلاتی داشتند و حتى بعد از صفويان در ايران به نفوذ خود در حكومت ادامه دادند، اعراب چنين وضعى نداشتند، بعد از خلافت عباسيان در ايران، دور، دور ترك هاى سلجوقى و مغول ها و ايلخانان و ترك هاى ديگر مانند آق قویونلو و قراقویونلو بود و نه اعراب،

بعد از عباسيان، حاكميت اعراب حتى بر جامعه عرب هم تمام شد در حاليكه حاكميت ترك ها تازه شروع شده بود، ترک ها از شام و عراق و حجاز گرفته تا مصر و شمال آفریقا حاکمیت را بدست خود گرفتند. اسلام زبان بسیاری مناطق از قبیل مصر را عربی کرد، ترک ها هم در ۷۰۰-۸۰۰ سال بعد زبان بیزانس را ترکی کردند، اما می بینیم که ترک ها اگرچه مثلا بر شام و فلسطین و عراق حکمرانی میکردند اما نتوانستند زبان این مناطق را برگردانده ترکی کنند، چرا که در آن سرزمین های حاشیه، حاکمیتی تمثیلی داشتند و نه مانند آنچه که در عثمانی می بینیم بالفعل و با حضور فیزیکی همه طبقه حاکمه. شاید نقش ترک های عثمانی مثلا در مصر و شام مانند حاکمیت اعراب بلافاصله پس از اسلام در ایران بود چرا که اعراب هم نتوانستند زبان مردم ایران را عربی کنند اگرچه همزمان با اسلام، نفوذ مردم عربی زبان و نتیجتا زبان عربی در جنوب ایران نسبت به پیش بیشتر شد.

برچسب‌ها: , ,