سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

از زبان مادی باستان تا آذری، تاتى، گیلکی و کُردی

qa6آیا زبان مادی باستان ریشه زبان های کنونی ایرانی شمالغربی مثلا تاتی-آذری، تالشی، گیلکی و یا کردی، زازا و یا گورانی است؟

– این سوالی بسیار تخصصی است اما زبانشناسان برجسته معاصر مانند گرنوت ویندفور و دیگران (۱) به این پرسش جواب های کافی داده اند. دو نکته را میتوان با اطمینان گفت. یکم اینکه زبان های ایرانی شمالغربی امروز بیشک و حتی بگفته ویندفور «بدون نیاز به نشان دادن دلیل و شاهدی از دوران پیشا مدرن» (۲) باقیمانده و ادامه دهنده زبان و یا زبان های مادی باستان هستند و دوم: این زبان ها طبیعتا در طول این حدودا سه هزار سال تغییر و تحولات بسیاری هم یافته اند و اگرچه هرکدام «به راه خود رفته اند» و فرق های بارزی بین آنها و همچنین بین آنها و زبان های دیگر ایرانی از جمله خود فارسی ایجاد شده، اما نزدیکی و شباهت های واژگانی، ساختاری، دستوری و آوائی بین آنها همچنان چشمگیر است.

برای درک بهتر موضوع باید گروه زبان های ایرانی را در دو بُعد عمودی (تاریخی) و افقی (همزمان) در نظر گرفت. از نظر تاریخی زبان های ایرانی به سه دوره باستان (اوستائی، پارسی باستان، مادی)، میانه ( میانه غربی یعنی پهلوی، پارتی و یا اشکانی-مادی و میانه شرقی یعنی از جمله بلخی، سُغدی، خوارزمی، خُتنی، سکائی) و بالاخره ایرانی معاصر (معاصرغربی مانند فارسی، تاتی-آذری-تالشی، گیلکی، مازندرانی، کردی، لری، بلوچی، و معاصرشرقی مانند پشتو، پامیری، ایشقاشمی وغیره) تقسیم میکنیم (۳). در بُعد تاریخی میتوان این گونه ها را با همدیگر مقایسه کرده کوشش به درک تحول آنهانمود. این کار بسیار مشکل است. در بُعد همزمان میتوان زبان های کنونی را با همدیگر مقایسه نمود تا نزدیکی و دوری آنها و همچنین تغییرات و تحولات آنها را از یک منطقه تا منطقه دیگر بهتر فهمید. این کار هم آسان نیست.

وقتی «زبان های ایرانی شمالغربی» آن هم در دوره معاصر میگوئیم منظور عمدتا این زبان ها هستند: تاتی (شمالی یعنی قفقاز، و جنوبی یعنی ایرانی) تالشی (به همان ترتیب شمالی و جنوبی)، گیلکی، مازندرانی، باقیمانده های سمنانی، طارمی و غیره، کردی، زازا و گورانی. اکثر پژوهشگران معاصر، آذری باستان ایران را که گاه پهلوی (فهلوی) و گاه آذری هم نامیده میشود جزو طبقه بندی تاتی-تالشی میشمارند. البته وابسته به اینکه تا چه حد میخواهیم همه گونه ها و گویش ها را به این لیست اضافه کنیم، میتوان این فهرست را طولانی تر و یا کوتاه تر کرد.

و در نهایت در مقام جواب به پرسش بالا باید گفت که ماد ها اقوام گوناگون اما نزدیک بهمدیگر بودند ولی از زبان و یا زبان های آنها اثری نوشته باقی نمانده و فقط از متون پارسی باستان و بخصوص اوستا و منابع غیر ایرانی (آشوری، یونانی) میتوان به واژه ها و نام های مادی پی بردکه همگی تائید میکنند که مادی شاخه غربی زبان های ایرانی بود که پس از هخامنشیان با پارسی و اشکانی (پارتی) آمیزش یافت و بعنوان زبان مادی از بین رفت اما در گویش های منطقه ای شمالغرب ایران مانند آذربایجان، گیلان و کردستان امروز به حیات خود ادامه داد – چه از نظر واژگان و چه ساختار زبانشناختی و دستگاه آوائی.

نمونه های نوشتاری که از این گونه های محلی و منطقه ای معاصر مانند تاتی-آذری و یا گیلکی، کردی و لری داریم بسیار محدود هستند و یا اصلا موجود نیستند، چرا که در دوره فارسی معاصر یعنی پس از اسلام است که آثار نوشتاری بیشتر شده و در همین دوره اکثریت قریب به اتفاق آثار ایرانیان به فارسی معاصر نوشته شده است و نه لهچه ها و گونه های محلی. آنچه که میتوان امروزه مثلا بعنوان «اولین نوشته کردی» نامید در قرن هفدهم میلادی چا پ شده و یا اولین آثار نوشتاری گیلکی و تاتی متعلق به قرن بیستم است، اگر چه تاریخ تحول و شکل گیری این زبان ها و یا لهجه ها صدها سال و حتی بیشتر طول کشیده است.

در این میان آنچه که به یاری دانشمندان و پژوهشگران میاید «فهلویات» است که چند قرن پس از اسلام بتدریج در آثار فارسی پیدا شد و حتی تا قرن نوزدهم ادامه یافت. لفظ «فهلوی» معرّب «پهلوی» بمعنی فارسی میانه است و «فهلویّه» معمولا عبارت از دوبیتی ها و یا حتی آثار نثری است که شعرا و نویسندگان در داخل آثار خود بطور پراکنده وارد کرده و یا اشخاصِ گاه بینام با زبانی ساده به زبان محلی خود نوشته اند تا جائیکه این نشانه ها میتوانند مشکل گشای بسیاری از پرسش های مربوط به زبان ها و لهجه های ایرانی محلی باشند که از فارسی ادبی و معیار ایران فرق میکنند.

از جمله «فهلویات» میتوان به دوبیتی های ایرانی-تاتی و یا آذری شیخ صفی اردبیلی در کتاب «صفوه الصفا» اثر ابن بزاز اردبیلی (قرن سیزدهم میلادی) اشاره نمود. این قبیل نمونه ها بسیارند. بخش مهمی از این نمونه ها بعنوان تاتی و یا «زبان آذری باستان» در نظر گرفته میشود که بعد از سلجوقیان و کوچ و استقرار و بخصوص حاکمیت قبایل ترک در آذربایجان از بین رفته، جای خود را به زبان ترکی سپرد. حتی در قرن بیستم آثاری از سوی پژوهشگران معاصر از قبیل احمد کسروی و یا عبدالعلی کارنگ چاپ شده که مجموعه ای از واژگان هنوز رایج آذری (و یا تاتی) را جمع آوری نموده اند (۴).

بخصوص از سال های ۱۹۳۰ به بعد که پژوهش های میدانی همراه با ضبط گویش ها از گویشوران فعال این زبان ها و لهجه ها افزایش یافت، کار های علمی دقیق تری در مورد زبان ها و لهجه های تاتی-تالشی-آذری، کردی، گورانی، زازا-دیمیلی، و بعد ها آشتیانی، وفسی، لهجه های کردی شمال عراق، لهجه اورومانی گورانی، و یا سنگساری انجام گرفت تا جائیکه امروزه بسیاری آثار دانشگاهی به زبان های اروپائی در باره این حوزه ویژه زبانشناسی ایرانی وجود دارد.

——————-
(1) Windfuhr, G.: The Iranian Languages, Routledge (UK,) 2009
(۲) ویندفور، گ: همانجا، ص ۱۵
(3) اطلاعات بیشتر به فارسی در این لینک
(۴) مثلا نگاه کنید به نمونه ای از واژگان تاتی و هرزنی (در اینجا) به کوشش مرحوم عبدالعلی کارنگ

دسته‌بندی شده در: رنگارنگ, زبان آذربایجان در گذر زمان, زبان آذربایجانیان در ۱۰۰ پرسش