سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

تغییر زبان آذربایجان در ده پرسش

همگونی و ناهمگونی هاپپلوگروه های کروموزوم ایگرگ در 14 استان ایران، منبع: Grugni V, Battaglia V, Hooshiar Kashani B, Parolo S, Al-Zahery N, Achilli A, et al. (2012)

همگونی و ناهمگونی هاپپلوگروه های کروموزوم ایگرگ در 14 استان ایران، منبع: Grugni V, Battaglia V, Hooshiar Kashani B, Parolo S, Al-Zahery N, Achilli A, et al. (2012)

«زبان آذربایجان» یعنی کدام زبان و یا زبان ها؟

اولا مشخص کنیم که منظور ما از «آذربایجان» در اینجا استان های اردبیل و آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی و استان زنجان است. و اما تعبیر «زبان آذربایجان» و یا تنها «زبان آذربایجانی» که مثلا در جمهوری آذربایجان جا اقتاده و بمعنی «ترکی آذربایجان» بکار میرود، اصولا تعبیردرستی نیست چونکه فقط یک زبان آذربایجان وجود ندارد. چندین زبان در آذربایجان هست که همه شان هم خودی و بومی این سرزمین هستند. این مثل آن است که بگوئید «زبان عراقی» که آن هم غلط است چونکه در عراق هم مردم به چندین زبان حرف میزنند اگرچه زبان اکثریت، عربی است. در جمهوری آذربایجان هم امروزه به غلط «زبان آذربایجان» میگویند، در حالیکه در آنجا تنها یک زبان نیست. اقلا چهار پنج زبان هست. و اما در آذربایجان خودمان هم همچنین، فقط یک زبان نیست. ترکی آذری هست، کُردی هست، تالشی و تاتی و گیلکی هست، کمی ارمنی و آسوری هم هست، گورانی هم هست، طبیعتا فارسی معاصر و استاندارد ایران هم هست.

زبان اکثریت مردم آذربایجان کی و چند بار در مقیاس بزرگ عوض شده؟

دو بار. بار نخست حدود ۳۵۰۰-۳۰۰۰ سال پیش وقتی ماد های ایرانی زبان از شمال به فلات ایران کنونی آمدند و زبان بومیان پیشا ایرانی ماد و از جمله آذربایجان را مادی و ایرانی کردند. تا آن وقت آذربایجان ایرانی زبان نبود. قبایل بومی آذربایجان زبان های گوناگونی مانند لولوبو و گوتی داشتند که همگی از بین رفت. آثاری از آن زبان ها نمانده و دقیقا معلوم هم نیست این زبان ها چه واژگانی داشتند و ساختار دستوری شان چگونه بود. بار دوم زبان آذربایجان بعد از سقوط ساسانیان به دست اعراب و بخصوص حملات، کوچ، اقامت و حکومت قبایل ترک زبان به ایران و روم شرقی یعنی ترکیه امروز در عرض چند قرن از پهلوی به ترکی تبدیل شد.

آذربایجان هیچوقت و در هیچ دوره تاریخی اش فقط یک زبان نداشته است، نه امروز و نه سه هزار سال پیش. سه هزار و اندی سال پیش یعنی زمانی که آذربایجان هنوز اصلا ایرانی نبود هم دستکم چهار پنج زبان در این سرزمین بین مردم بومی رایج بود، از گوتی و لولوبی تا هرّیتی و کادوسی و کاسپی و اورارتوئی، حتما هم یک مقدار آشوری. و نوشتار بومی هم نبود. اگر هم بود، به آرامی بود. بعد که حدودا هزار سال پیش از میلاد ماد های ایرانی آمدند زبان این آذربایجان و کردستان کنونی و کمی بعد تر گیلان و طبرستان و اصفهان و کرمانشاهان و همدان و لرستان در مجموع با وجود فرق های لهجه ای و منطقه ای، مجموعا «ایرانی» شد، درست ترش یک گونه شمال غربی ایرانی که بعد با ایرانی پارس ها و پارت های شرق و سُغدیان و خوارزمیان آمیخت و تبدیل به زبان «فارسی میانه» و یا پهلوی شد که آن هم بعد از اسلام تبدیل گشت به یک زبان تا حدی استاندارد تر شده و یاصطلاح ادبی فارسی که آن را فارسی دری و یا معاصر میخوانند.

با اینهمه مردم زبان ها و لهجه های خودشان را هم داشتند و کم و بیش اینها را با تغییرات مستمر ادامه میدادند، البته فارسی هم در این میان استانداردتر شد و دیگر زبان ها و لهجه ها را تحت تاثیر خود قرار داد. در همین دوره ۱۲۰۰ و بیشتر ساله، فارسی معاصر و همچنین زبان ها و لهجه های محلی هم بتدریج شکل مشخص ترکنونی مانند کردی و گیلکی و تاتی و بلوچی و لری و پشتو و غیره را گرفتند، بعضی ها مانند خوارزمی ایرانی کلا از صفحه روزگار پاک شد، دیگران مانند سُغدی تقریبا از بین رفتند و از آنها تنها آثار ناتوانی مانند یغنابی باقی ماند، زبان ایرانی و فارسی بسیاری از مردم آذربایجان از ایرانی و پهلوی که بعضی ها آذری ویا تاتی و فهلوی مینامند، به ترکی عوض شد اگرچه اینجا و آنجا هنوز مردم بعضی روستا ها به آن زبان شبیه به تاتی و یا تالشی آذری صحبت میکردند و هنوز میکنند. بنا براین تصویری که از زبان های رایج بین مردم در آذربایجان پیش چشمانمان هست تصویر رنگارنگی هست. که این هم چیز جدیدی نیست. همه جای ایران، همه جای ترکیه و عراق و روسیه و افغانستان و اکثر کشور های دیگر هم همین طور است.

آذربایجان و ترکیه کِی و چگونه ترک زبان شدند؟

در این مورد تاریخ روشن است و جای بحثی نیست. تا آخر ساسانیان و آمدن اعراب یعنی حدودا تا ۱۴۰۰ سال پیش آذربایجان (آتورپاتكان ساسانی) مانند دیگر مرزبانی های آن امپراتوری مجموعا ایرانی زبان بود. آذربایجان ایران، جمهوری آذربایجان و روم شرقی یعنی بیزانس که همان ترکیه کنونی باشد ترک زبان نبودند. بعد از سلجوقیان و کوچ های مستمر و چند صد ساله قبایل ترک از آسیای ميانه و خراسان به ایران و ترکیه کنونی هم ترکیه ترک زبان شد، هم آذربایجان ایران و هم بخش شرقی قفقاز که امروزه جمهوری آذربایجان است. طبیعتا بخصوص در حاشیه های همجوار با ملت ها و اقوام دیگر زبان های دیگر مانند آسوری و ارمنی در غرب و عربی در جنوب و ترکی در خوارزم و حتی سُغد بود. اما اینها زبان های حاکم بر بخش قابل توجهی از مردم نبودند.

وقتی «زبان های ایرانی» میگوئیم، منظور ما فارسی نیست. فارسی یک گونه جنوب غربی زبان های ایرانی است که از زمان هخامنشیان به بعد به تدریج و با آمیزش با لهجه های محلی دیگر مانند مادی و بعدا اشکانی (پارتی) تبدیل به زبان استاندارد و مشترک ایران شد و بتدریج موقعیت اجتماعی خود را تحکیم کرد. تعبیر «زبان های ایرانی» شامل همه گونه های منطقه ای و محلی ایرانی میشود، مانند فارسی مشترک ساسانی که ازنظر تاریخی در مرحله «فارسی میانه» بود و به آن «زبان پهلوی» میگفتند، و یا سُغدی و بلخی و یا پامیری و بعد ها پشتو در شرق، و یا لهجه های غربی و شمالغربی که بعدا حتی بصورت گیلکی و آذری و تاتی و کردی و لری و بلوچی در آمدند.

ثانیا ما از ایران در چهارچوب مرزهای کنونی صحبت نمیکنیم، بلکه منظورمان دولت ساسانی است که اگرچه از هخامنشی کوچکتر بود اما از ایران امروز بمراتب بزرگتر بود و سرزمین های بیشتری را در بر میگرفت که امروزه کشور های دیگری هستند. این را برخلاف ایرادی که بعضی ها ممکن است بگیرند، نه بعنوان «خود بزرگ بینی ایرانی» بلکه بعنوان یک واقعیت تاریخی ۱۵۰۰-۲۵۰۰ سال پیش باید ذکر کرد، چراکه ترکیبات قومی و زبانی و دینی آن دوره بنا به حجم گسترده تر کشور با امروز اساسا فرق میکرد اگرچه جمعیت کل آن دوره احتمالا بیشتر از هفت یا هشت میلیون نفر نبود.

مثلا آنچه که امروزه جمهوری آذربایجان است همراه با بخش های قابل توجهی از ارمنستان و گرجستان امروزی هم یا جزو ساسانی بود و یا جزو بیزانس همسایه. زبان آنها هم در غرب و شمالغرب (یعنی مثلا در شرق آناتولی، ارمنستان و جمهوری آذربایجان و گرجستان کنونی) یا پهلوی بود، یا ارمنی، یا گرجی و یا دیگر زبان های کوچکتر قفقازی. زبان یونانی هم بود، چرا که یونانی زبان اصلی دولت بیزانس بود و دین حاکم در آنجا هم مسیحیت بود.

اصولا اکثر این مناطق حاشیه از نظر سیاسی مخصوصا در اواخر ساسانیان که دوره فرسودگی امپراتوری بود دست بدست میگشتند – گاه به طرف ایران میگذشتند و گاه به سوی بیزانس. طبیعتا پادشاهی های کوچک هم در این مناطق حاشیه بودند که هرکدام لهجه ها و یا زبان های خودشان را هم داشتند.

یعنی تا اسلام زبان ترکی در آذربایجان و ترکیه موجود نبود؟

بود، مثلا در قفقاز و بخصوص مناطق شمالی قفقاز و فرارود و یا ماوراالنهر در شمال خراسان و آسیای میانه بود. اما زبان ترکی در این دوره رواجی در ایران نداشت. دلیلش هم روشن است. این اساسا تاثیر همسایگی بود و گرنه ترکی زبان هیچ بخش منسجم مردم در دولت ساسانی یا قبل از آن نبود. مثلا در شمال و شمالغرب خزر «اقوام خزر» بودند که گفته میشود شاخه ای از اقوام هون بودند و احتمالا (اگرچه به قطع نمیتوان گفت و اثری از آنها نمانده) زبانشان نوعی از زبان های پروتو ترکی یعنی زبان مفروض باستانی و ریشه ترکی بوده که احتمالا برای ترکی زبان های امروز قابل فهم نمیبود. این خزر ها در قفقاز و مناطق کنونی جمهوری آذربایجان که تحت حاکمیت ساسانیان بود، دست اندازی میکردند و گاه حتی با حمایت بیزانس که رقیب ایران بود، تا رود ارس می آمدند. و یا در شرق، طرف شمال شرق ساسانی یعنی در کاشغر و قزاقستان و قرقیزستان کنونی دولتی بود بنام «گوک تورک» که گفته میشود اولین دولت ترک در تاریخ است. این دولت اتفاقا روابط انسانی و تجاری زیادی با ساسانی داشت و رفت و آمد شان هم زیاد بود. طبیعتا اینها تاثیر زبانی هم داشتند و احتمالا عده ای هم در طرف ایران میزیستند. تاثیر پراکنده قبایل کوچنده ترک که در آن قرن ها از چین تا شمال خزر و دریای سیاه به سوی غرب در حرکت بودند، طبیعتا در بیزانس و یا ترکیه کنونی هم محسوس بود. اما بهیچ وجه اینطور نبود که مثلا زبان ترکیه کنونی و یا آذربایجان ترکی باشد.

بنظر پژوهشگر معروف تاریخ ترکان و بیزانس کلود کاهن (۱) هیچ شکی نیست که قبل از این اولین موج کوچ هم، بعضی عناصر ترک به این منطقه نفوذ کرده بودند اما یقینا مرحله تعیین کننده «ترک شدن» منطقه با همین کوچ دوره سلجوقیان شروع شده است.

قبل از اسلام دلیل و شاهدی بر رواج زبان ترکی بین عامه مردم ایران و یا بیزانس موجود نیست.

ترکی شدن زبان بعضی صفحات خراسان و اکثر آذربایجان از قرن دهم و یازدهم میلادی یعنی بعد از غزنویان و بخصوص سلجوقیان شروع شده است. اول خراسان، بعد آذربایجان و قفقار و بعد، شاید هم بگوئیم تقریبا بصورت همزمان ترکیه کنونی و بعضی صفحات شمالی عراق و سوریه کنونی. این همه با کوچ، استقرار و بخصوص حاکمیت سلجوقیان و متعاقبین آنها عملی شده است.

قبایل ترک زمانی که هنوز در آسیای میانه بودند اساسا با تبلیغ و تشویق ایرانیان مسلمان شدند. یعنی وقتی این ترک ها به ایران آمدند، ایران مسلمان بود. ولی اعراب نتوانسته بودند بیزانس را فتح و مسلمان بکنند. این کار را سلجوقیان بعد از فتح ایران انجام دادند. اول سلجوقیان و سپس نوادگان عثمانی آنها.

بین تاجگذاری طغرل بیگ یعنی بنیانگذار سلسله سلجوقی در نیشابور خراسان (۱۰۴۰) و اولین جنگ پیروزمند آنها درملازگرت (مالازگیرت) آناتولی شرقی (۱۰۷۱) فقط ۳۱ سال فاصله هست.

و بالاخره تغییر زبان آذربایجان و بیزانس (و همچنین تغییر دین بیزانس از مسیحی به اسلام) یک روند طولانی تاریخی-زبانشناختی بود که دستکم ۷۰۰-۸۰۰ طول کشید. حتی تا این اواخر چه در ترکیه و چه در آذربایجان ایران روستاها و جوامعی بودند که به زبان های قدیمی و پیشا ترکی این مناطق حرف میزدند، مانند زبان ها و لهجه های تاتی و هرزنی در آذربایجان شرقی.

اگر خلاصه کنیم: هم در آذربایجان و هم در آناتولی قبل از اسلام هم شاهد نمونه های پراکنده و جزئی زبان ترکی بودیم که اکثرا مربوط به مناطق حاشیه ای کشور میشد. ولی هنوز ترکی در این مناطق به زبان عامه تبدیل نشده بود. این کار را قبایل ترک با کوچ، اقامت و بخصوص حکومت خود در ایران و بعدا کشور عثمانی انجام دادند که آن هم صد ها سال طول کشید.

بعد از فتح ایران و سپس آناتولی از طرف سلجوقیان توسعه زبان ترکی چگونه عملی شد؟

بعد از آن به مدت پانصد سال و حتی بیشتر، طوایف و قبایل کوچک و بزرگ ترک از آسیای مرکزی رو بسوی ایران (بخصوص آذربایجان) و آناتولی گذاشتند. تعداد ترکانی که در آناتولی ساکن شدند خیلی بیشتر از آذربایجان بود. یک عامل مهم تمرکز بر آناتولی این بوده است که بغیر از وسیعتر بودن سرزمین آناتولی از آذربایجان، ایران این دوره دیگر مسلمان شده بود در حالیکه تاراج، فتح، حکومت و گرفتن مالیات و خراج در بیزانس مسیحی و مرفه، هم «جهاد» بشمار میرفت و اعتبار ترکان را در جهان اسلام بلند میکرد و هم به آنها حکومت، ثروت وقدرت بخش مینمود. آذربایجان هم از این نظر «دروازه» آناتولی (و قفقاز) بشمار میرفت. هم این عامل و هم طبیعت آذربایجان و آناتولی که برای دامداری که کار اصلی قبایل ترک بود ظاهرا انگیزه های اصلی جلب اقوام و ایلات ترک بوده است.

بعد از فتح خراسان بعضی قبایل ترک رو بسوی کرمان، سیستان، خوزستان و دیگر نواحی ایران هم گذاشتند. از طرف دیگر سلطان سلجوقی ودیگر سرکردگان ترک غالبا افراد قبیله خود را بعنوان حاکم و امیر به ولایات مختلف ایران فرستادند و آنها هم با طایفه های خود به آن ولایات رفته مقیم آنجا میگشتند. همزمان، به قبایل و طوایف قطعات زیاد زمین بعنوان اقطاع و یا صرفا اجازه اسکان داده شد که زمینه ساز دیگری برای کوچ و سکنای اقوام ترک زبان در اکثر مناطق ایران شد. اما با اینهمه، تعداد آنها در مقایسه با قبایلی که به آذربایجان و مهتر از آن: به آناتولی میرفتند قابل مقایسه نبود. آذربایجان و آناتولی پیوسته یک هدف اصلی قبایل ترک بشمار میرفت و در این رهگذر به آذربایجان در ابتدا غالبا بعنوان «پُلی» بر سرراه به آناتولی نگریسته میشد اگرچه بعد ها در موج معکوس کوچ این قبایل، تعداد کثیری از آنان که حدود ۴۰۰ سال بعد از نظر مذهبی با پادشاه صفوی هم آوا تر از سلطان عثمانی شده بودند از آناتولی به آذربایجان بازگشتند. از سوی دیگر، علاوه بر عنصر مسلمان نبودن آناتولی، بنظر میرسد طبیعت و شرایط مناسب دامداری که برای قبایل ترک درجه اول اهمیت را داشت دلیل دیگری بود که اکثریت آنها به ایران مرکزی و جنوبی و یا کشور های عربی مهاجرت نکنند.

وقتی قبایل ترک به ایران و آناتولی پخش شدند تعداد این قبایل (چه امیران لشکری و چه مردم عادی) چند نفر بود و تعداد مردم بومی ایران و آناتولی چند نفر؟

رقم دقیقی در باره جمعیت آن دوره آناتولی و یا مجموعه سرزمین های «ایران تاریخی» موجود نیست. تخمین اکثر تاریخنویسان در حول و حوش ۴-۵ میلیون نفر برای هرکدام است که البته در مقایسه با امروز ترکیه و ایران ناچیز جلوه میکند. و اما در باره تعداد اقوام ترک زبان هم که بطور لاینقطع به این دو سرزمین می آمده اند اطلاعات دقیقی موجود نیست اگرچه بعضی ارقام علیحده در باره کوچ بعضی اقوام روایت شده است. مثلا میدانیم که در ابتدای سلجوقیان «هزاران نفر» از آنها بصورت دسته های سه تا چهارهزار نفری به سیستان و عده دیگری به خوزستان رفته اند (۲). اما بنظر اکثر تاریخ نویسان این دوره، آنچه که روشن است این است که تعداد بومیان از مجموع افراد قبایل کوچنده بمراتب بیشتر بوده است. کاهن (۳) نسبت ۱۰/۱ را حدس زده است یعنی برای هر ده بومی یک کوچنده. او مینویسد: «منطقی بنظر نمیرسد که مثلا تصور کنیم ده ها هزار و یا صد ها هزار نفر در آن واحد کوچ کرده اند.» (۴) نتیجه اینکه ما دقیقا نمیدانیم که تعداد ترکانی که به ایران و آناتولی کوچ کرده اند چند نفر بودند. گمانه زنی دراین مورد ضمنا از آن جهت مشکل است که در اینجا موضوع بر سر یک موج مهاجرت که ۱۰-۲۰ و یا حتی ۱۰۰ سال ادامه داشته باشد نیست بلکه اگر نقطه شروع این کوچ ها را در اوایل قرن یازدهم م یعنی حدودا سال ۱۰۰۰ حدس بزنیم، این کوچ ها و ادامه آنها در داخل ایران و ترکیه و یا بین ایران و ترکیه تا اواخر دوره شاه طهماسب صفوی و حتی به گفته فاروق سومر (۵) تا قرن نوزدهم هم ادامه یافته است.

و لیکن به قول کلود کاهن اشتباه خواهد بود اگر موضوع مهاجرت و اختلاط قومی و فرهنگی را فقط بر ارقام و تعداد افراد مبتنی کنیم. در این مورد، به گفته کاهن، ده ها عامل نقش بازی میکنند. در یک طرف این واقعیت هست که ترک ها حاکمین جدید و مظفر و بومیان، مغلوبین بودند و این رابطه تا اختلاط کامل همه این مردم که صد ها سال طول کشیده، ادامه یافته است. این اولویت سیاسی احتمالا در رابطه با انتخاب و تغییر دین، تابع شدن غیر مسلمین به خراج و مالیات اضافی، تشویق و حتی «داوطلبی» بومیان به قبول اسلام، تغییر نام افراد و دگرگشت زبان نخست آنان به ترکی نقشی اساسی بازی کرده اند. احتمالا اینها عوامل اساسی بوده اند اما جنگ ها، قتل و کشتارها، فرار و کوچ بعضی از بومیان و بالاخره ازدواج ترکان با بومیان که در آن روند ترکی شدن خانواده های بومی سرعت بیشتری داشته، به این روند کلی و چند صد ساله کمک نموده است.

برپایه پژوهش های ژنتیک سال های اخیر هم میدانیم که در حوض ژنتیک اکثریت بزرگ آذربایجانیان و مردم ترکیه کنونی، سهم دی ان ای آسیای میانه و آسیای شمال شرقی که منشاء جغرافیائی نخستین قبایل ترک زبان است بسیار کم و حتی ناچیز است (۶). این هم نشان میدهد که نظریه اکثر مورخین مانند کاهن درست است که گفته اند در اینجا موضوع نه بر سر جابجائی قومی و نژادی بلکه دگرگشت زبان و در آناتولی ضمنا تغییر دین است. یعنی همان مردم سابق و بومی آذربایجان و آناتولی، همان آذربایجانیان پهلوی زبان طی چندین قرن ترکی زبان شده اند در حالیکه آن مردم یونانی زبان آناتولی هم کم و بیش در همان مدت ترک زبان و در عین حال مسلمان شده اند. «نژاد» و قوم و تبارعوض نشده بلکه تنها یک عنصر کوچک جدید از این اقوام کوچنده آسیای میانه به ترکیب ژنتیک آنها اضافه شده است.

چرا در مورد ترک زبان شدن آذربایجان و ترکیه یکجا بحث میشود و نه بصورت جداگانه در باره آذربایجان؟

برای اینکه این هردو دگرگشت و روند اجتماعی، سیاسی، دینی و زبانی یک جا، در یک دوره معین تاریخی و از طرف دولت های مشابه و حتی اقوام هم تبار یعنی قبایل و حکام ترک زبان عملی شده است. سلجوقیان ابتدا ایران را تسخیر کردند و بعد بلافاصله به سراغ آناتولی رفتند. روند ترک زبان شدن در آذربایجان کمی زود تر از آناتولی شروع شد ولی بهمان ترتیب چند قرن طول کشید. آن دو گونه دولتداری که در نهایت در ایران و ترکیه به عمل آمد گوناگون و حتی اغلب مخاصم همدیگر بود، در حالیکه موتور ایجاد این دو دولتداری یعنی اقوام و قبایل ترک در آغاز خویش و تبار همدیگر بودند. روند ترک زبان شدن آذربایجان را از ترک زبان شدن آناتولی نمیتوان جداگانه بررسی کرد و اگر چنین کنیم به خطا میرویم. نمیشود این دوره تاریخی ایران و ترکیه را که اقلا ۵۰۰ سال یعنی از غزنویان و سلجوقیان تا صفویان در ایران و از سلجوقیان روم تا سلطان محمد فاتح در عثمانی را که اقلا ۵۰۰ سال طول کشیده بطور جدا و بیربط به همدیگر بررسی کرد و به نتیجه درستی رسید.

یعنی مردم آذربایجان و یا ترکیه ترک زبان هستند اما از نظر نژادی «ترک» نیستند؟

امروزه کشفیات مدرن علم ژنتیک و تحلیل های دی ان ای امکان میدهد که ترکیب ژنتیک یعنی در واقع تبار و «اصلیت» هر کس بطور دقیق معین شود. به برکت این علم امروزه دیگر احتیاج به گمانه زنی های گاه بی اساس و احساساتی هم نیست. به کمک علم ژنتیک، امروزه حتی میتوان سیر کوچ اقوام و طوایف بشری را از ده ها هزار سال پیش تا کنون پیگیری کرد.

ترکیب ژنتیک هر فرد را از هر نقطه جهان ببینید. همه، تقریبا بلا استثنا همه مخلوط و آمیزه ای رنگارنگ از تبار ها و اصلیت های مختلف هستند. کسی خالص و یکرنگ نیست. امروزه بهتر میفهمیم که چیزی بنام «نژاد پاک» ترک و فارس و عرب و آلمانی و غیره وجود ندارد. طبیعی است که ظاهر یک آلمانی و چینی «معمولی و متوسط» با همدیگر فرق دارد چرا که در حوض ژنتیک آنها سهم این یا آن «تک گروه» (هاپلوگروه) که بیشتر مشخصه این یا آن نیاکان بشری از فلان منطقه دنیاست، بیشتر و یا کمتر است و یا اصلا نیست. اما هیچ کس از نگاه اصلیت و نیاکان خالص و یکرنگ نیست، چرا که همه بشریت، اصلش از آفریقاست و ما همه از طریق کوچ و مهاجرت و جنگ و صلح و بالاخره همزیستی و آمیزش با همدیگر بوجود آمده ایم.

ثانیا قبلا هم گفتیم که این قبایل ترک که به ایران و آناتولی آمدند از مردم بومی این سرزمین ها کمتر بودند، تازه حتی اگر به فرض بیشتر هم بوده باشند، اجداد هزار سال پیش این انسان ها که به این وطن های جدید خود کوچ کرده مقیم و تبعه جدید این کشور ها شدند، طی صد ها سال با مردم بومی آمیختند و خودشان بومی گشتند، در ایران ایرانی و در آناتولی همراه با آن یونانی تبار ها و ارمنی تبار ها و ایرانی تبار های هزار سال پیش «ترک» یعنی ترک زبان شدند و یا کُرد ماندند اما تبعه عثمانی و بعد شهروند ترکیه شدند. این ها که دیگر از نظر تبار و اصلیت و باصطلاح «نژاد»، آن اقوام و قبایل کوچنده نیستند. از آن حوادث هزار سال و اقلا ۷۰۰-۸۰۰ سال گذشته است. حتی آذری ها و کُرد ها هم کاملا همان ماد های دو هزار سال پیش نیستند، بلکه با ده ها قوم و طایف دیگر آمیخته اند.

این خیالی باطل و کاملا به دور از علم و در عین حال از نگاه اجتماعی و سیاسی فوق العاده خطرناک است که در ایران به هرکسی که زبان مادری و نخست اش فارسی و یا یکی از زبان های ایرانی نیست با نگاه «کوچنده» و «غیر بومی» نگریسته شود و یا آنها خودرا چنین حس کنند. متاسفانه این احساس در سالهای اخیر در ترکیه بین ترکی زبان ها و کردی زبان ها ایجاد شده که نتایجش در مقابل چشم همه است.

یعنی ترکی زبان بودن دال بر نیاکان و تبار و نژاد ترک نیست؟

نیست. در ترکیه اگر حوض ژنتیک  پنج نفر غالبا از آسیای میانه باشد نود و پنج نفر شان مخلوطی از دی ان ای مردم خاورمیانه، مدیترانه و قفقاز و اروپا هستند. تست های دی ان ای از چهار گوشه ترکیه را نگاه کنید، همین ارقام را بدست میدهند. ایران هم عینا همین طور است. هیچ کس از نظر نژادی و تباری و دی ان ای خالص و باصطلاح «پاک» نیست. شاید برای «پاک تبار» بودن، انسان ها می بایست هزار سال فقط در درون خانواده درجه اول خود ازدواج میکردند – که در آن صورت هم از نظر پزشکی همه یا معیوب میشدند و یا می مُردند. من در آذربایجان ده ها نفر را میشناسم که تالش زبان بودند و ترک زبان شده اند. در تونجلی ترکیه اجداد بسیاری از روستائیان ارمنی زبان بودند که حالا ترک زبان و یا کُرد زبان شده اند. روند طبیعی جوامع بخصوص در ایران، ترکیه، قفقاز و ماوراالنهر همین است. این منطقه برای هزاران سال گذرگاه صد ها قوم و ملت بوده وو هنوز هم هست.  اين واقعيت ها را بايد ديد و قبول كرد، منتها نبايد از اين واقعيت ها براى نا آرام كردن زندگى مردم سوءاستفاده كرد و بلواى قومى و مذهبى برانگيخت.

به هر پژوهش علمی، بیطرف و غیر هدفمند ژنتیک که میخواهید نگاه کنید. حوض ژنتیک مردم آناتولی شرقی و جنوبی، شمال عراق، آذربایجان و کردستان ایران و ارمنستان رنگارنگ است اما بسیار شبیه همدیگر است. بخصوص اگر با مردم مناطق دور تر مقایسه کنید، ترکیب ژنتیک ترک های ترکیه، کرد ها، آذری ها و ارمنی ها خیلی شبیه همدیگر هستند، در حالیکه زبان، دین، مذهب و «خود شناسی قومی» آنها فرق میکند.

 زبان و تبار دو چیز جداگانه است. چرا که زبان و دین میتواند در مدتی نسبتا کوتاه تغییر یابد، زبان در چند نسل و قرن، دین معمولا در مدتی طولانی تر. اما تغييرات مهم در آميزه ژنتيك و يا تبار شما هزاران سال طول ميكشد. زبان و دين دچار دگرگشت ميشود اما تركيب ژنتيك شما كم و بيش ثابت ميماند و در طول هزاران سال، آن هم بتدريج عوض ميشود. مشابه این تغییرِ دین و زبان را در مصر و یا عراق و سوریه مگر نمی بینیم؟ خود انگلستان از زمانی انگلیسی زبان شد که اقوام ژرمن از شمال اروپا به مجمع الجزایر بریتانیا هجوم آورده آن را تحت سیادت خود قرار دادند. تغییر زبان چیزی غیر عادی نیست. حالتی استثنائی هم نیست که فقط در آذربایجان و آناتولی و مصر و آمریکا اتفاق افتاده باشد. تازه به فرض حتی اگر نیاکان این یا آن فرد ایرانی از چین و ماچین آمده باشد، چه فرقی میکند؟ امروزه معیار حقوق و وظایف هرکس در چهارچوب یک کشور که تابع آن است نه دین و مذهب است، نه نژاد و تبار و نه زبان نخست و مادری – بلکه شهروندی. هر کشور یک زبان رسمی و مشترک و یا ملی دارد ولی ممکن است شهروندان آن کشور زبان مادری و یا پدری دیگری جز زبان رسمی مملکت داشته باشند.

البته این چیزی است که باید باشد و آرزو میشود که باشد و گرنه در عمل نه در همه جا چنین وضعی موجود است و شاید علت اصلی بسیاری از فاجعه های کنونی سیاسی و اجتماعی خاورمیانه هم در این است.

آیا میتوان گفت که بااین ترتیب زبان ترکی زبان اصلی و یا اولیه ایران نیست بلکه زبانی است «وارداتی» متعلق به قبایلی کوچنده که آن را هزار سال پیش به ایران آورده در آذربایجان رایج نموده اند؟

این تصورات و تبلیغات نادرست و دشمنی انگیز است. به همان درجه که فارسی زبان بومی ایران شده و امروز زبان بومی ایران است، ترکی هم زبان بومی ایران شده و زبان بومی ایران است. زبان های دیگر رایج در ایران نیز همین طور. هیچکدام وارداتی نیستند. اگر آن طور بگیرید همه زبان های دنیا در همه کشور ها باصطلاح «وارداتی» است.

نه، هم فارسی و ترکی و کردی و بلوچی و لری و گیلکی و ترکمنی و تالشی و تاتی  و عربی و ارمنی و آسوری در ایران بومی است و هم امروزه ترکی و کردی و ارمنی و غیره در ترکیه بومی است.

تقریبا هیچ زبان دنیا، آنجا که فعلا رایج است از ازل موجود نبوده و تا ابد هم احتمالا موجود نخواهد بود. رواج زبان ها مربوط به کوچ ها و دولت ها و در ضمن دیگر تحولات و شرایط اجتماعی، جمعیتی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و حتی گاه  تصادفات است و این شرایط و تحولات همیشه در دنیا موجود بوده و خواهد بود.

مگر فارسی و یا دیگر زبان های ایرانی همیشه زبان اصلی و ازلی ایران زمین بوده؟ در پاسخ به پرسش های پیشین هم دیدیم که ماد ها و دیگر اقوام ایرانی زبان حدودا ۳۵۰۰ سال پیش از شمال ایران کنونی به فلات ایران آمده در این سرزمین ها مستقر شده اند. قبل از ماد های ایرانی زبان در آذربایجان و کردستان اقوام و قبایلی مانند کوتیان و لولوبیان بودند که نه ایرانی بودند و نه ایرانی زبان. زبان آن قبایل دیگر از بین رفته و شاید از فرهنگ و زبانشان آثاری کمرنگ در زبان و فرهنگ ایرانی و زبان ترکی آذربایجان باقی مانده است که خوب به آن واقف نیستیم. همچنانکه قبایل ترک زبان با سلجوقیان هزار سال پیش به آذربایجان و ترکیه آمدند و زبان های غیر ترکی این دو سرزمین را ترکی کردند، ماد ها و پارس ها هم۳۵۰۰-۳۰۰۰ سال پیش به فلات ایران آمدند و زبان مردم را به تدریج ایرانی و فارسی کردند. نه زمان کوچ و استقرار مادها مردم بومی قتل عام و نسل کشی شد و نه هنگامیکه قبایل ترک به این سرزمین آمدند. هر که آمد با مردم بومی آمیخت و مردم و ملت نوی با آمیزشی جدید و رنگارنگ تر درست کرد. نه آن بد بود و نه این بد است. اینها تحولات طبیعی هستند که در همه جوامع بشری شاهدش هستیم.

—————————————————————————

منابع:

(1) Claude Cohen: Pre-Ottoman Turkey: A General Survey of the Material and Spiritual Culture and History, c. 1071-1330;Turkish: Osmanlılardan Önce Anadolu, İstanbul 2002, p 99-111:’Türkiye’nin Doğuşu
(2) Kamuran Gürün: Türkler ve Türk Devletleri Tarihi, İstanbul, 1984, p 300
(۳) کلود کاهن، همانجا
(۴) کلود کاهن، همانجا
(۵) فاروق سومر: نقش ترکان آناتولی در تشکیل و توسعه دولت صفوی، تهران ۱۳۷۱اصل ترکی:
Faruk Sümer: Safevi Devletinin Kuruluşu ve Gelişmesinde Anadolu Türklerinin Rolü, Ankara 1999
(6) Grugni V., et al.: Ancient Migratory Events in the Middle East: New Clues from the Y-Chromosome Variation of Modern Iranians. PLoS ONE 7(7), 2012: e41252. doi:10.1371/journal.pone.0041252, retrieved on Dec 328, 2016
(این لینک)

Advertisements

دسته‌بندی شده در: رنگارنگ, زبان آذربایجانیان در ۱۰۰ پرسش