ریشه های زبان ترکی

کمربند استپ های اوراسیا (رنگ سرخ)

کمربند استپ های اوراسیا (رنگ سرخ)

قبل از اینکه به نفوذ و گسترش ترکی در آذربایجان بپردازیم، میتوانید در باره ریشه های ترکی توضیحاتی بدهید؟

ریشه های زبان ترکی باستان درست مثل ریشه های زبان های هند و ایرانی در استپ های اوراسیاست. در نقشه، از جنوب سیبری، غرب مغولستان و کاشغر چین بیائید تا شمال شرق و بعد شمال غرب دریای خزر تا شمال دریای سیاه. همه این استپ ها، از ۴۵۰۰ و یا بیشترسال پیش تا ۱۵۰۰ سال پیش مسیر کوچ های پر تلاطم قبایل مختلف بوده. در این روند، جنگ ها، سکونت ها، آمیزش های قومی گوناگون رخ داده، زبان ها، اقوام و ملت های رنگارنگ تشکیل یافته و از بین رفته اند. بعضی ها به سوی شرق، یعنی طرف چین و سیبری شرقی کوچ کرده اند، بیشتر آنها به غرب، یعنی به سوی اروپا، دیگران به جنوب، چین و هندوستان، دیگران به جنوب غربی، یعنی ایران و آناتولی…

بعضی از این اقوام و قبایل زود تر از دیگران وارد این امواج کوچ شده اند، دیگران دیر ترتشکل یافته و عرض اندام کرده اند، بعضی ها پس از مدتی از بین رفته اند، دیگران دولت و ملت های خود را تاسیس کرده اند، بعضی ها با اقوام دیگر آمیخته اند و باز دیگران در اواسط و اواخر این امواج بعنوان اقوام و زبان هائی مشخص و متمایز عرض اندام کرده اند.

مثلا کوچ های هند و ایرانی زبانان ۴۵۰۰ سال پیش و یا پیشتر شروع شده (۱)، یک گروه از آنان به جنوب، یعنی طرف سغد، بلخ و هندوستان، دیگران به جنوب غربی، ابتدا آناتولی و شمال عراق (هیتیت ها) و سپس موجی بزرگتر به فلات ایران کوچ کرده بعنوان اقوامی نورسیده بنام ماد ها، پارس ها و پارتی ها بتدریج دولت ها و ملت های جدیدی با زبان های متمایز خود ایجاد کرده اند.

حدود ۲۳۰۰ سال قبل در مناطق شرقی این استپ ها، یعنی در شمال چین، اتحادیه مخلوطی از قبایل ایجاد شده بود که منابع چینی از آن بعنوان «هسیونگ-نو» نام می برند. از آنها جز چند نام چیزی باقی نمانده است. سیصد سال بعد یعنی در قرن نخست میلادی اتحادیه دیگری از درون این گروه بزرگ بنام «هون ها» بیرون میاید که بسوی غرب رو می نهد. از هون ها وزبان آنها نیز اطلاع دقیقی در دست نیست، اگر چه بعضی مورخین هون ها را ریشه اصلی ترک زبانان باستان نامیده اند.

صرفنظر از هون ها که زبان ها و قومیت هایشان مورد توافق دانشمندان نیست، اولین اثرنوشته شده ای که میتوان آن را با اطمینان «ترکی باستان» نامید، سنگ نوشته های ترکی باستان از ۱۲۰۰ سال پیش یعنی قرن هشتم میلادی است. این آثار به «سنگ نوشته های اورخون و ینی سئی» معروف هستند که در مغولستان امروز یافت شده اند. بسیاری از دانشمنان و از جمله زبانشناس و تورکولوگ معروف لارس یوهانسن بر آنند که کوشش ربط دادن «هسیونگ-نو» ها و هون های بعدی با ترک های چند قرن بعد نتیجه ای نداده است (۲).

یعنی اگر هون ها را حساب نکنیم بین عرض اندام کردن تاریخی  ایرانیان  و ترکان چند قرن فرق هست؟

این طور بگوئیم: بین دولت ماد یعنی اولین دولت ایرانی (حدودا ۷۵۰ پ.م.) و اولین دولت ترک یعنی گوک تورک ها (حدودا ۵۰۰ میلادی) حدودا ۱۲۵۰ سال فرق هست…برای این گمانه زنی دلایل دیگری هم هست. مثلا قبل از کوچ بزرگ هون ها شاهد کوچ سکا ها در همان استپ ها بسوی غرب هستیم و رد آنها را در شمال قفقاز و شمال دریای سیاه میگیریم. سکاها که ایرانی زبانانی بودند که هنوز یکجا نشین نشده بودند، به روایتی زیر فشار هون ها به غرب رو گذاشته اند. وقتی سکا ها به شمال ایران میرسند، ماد ها چندین قرن بود که در ایران کنونی مستقر شده بودند. سکا ها حتی در زمان ماد ها به ایران هم دست اندازی میکنند. خزر ها را هم میگویند که گویا شاخه ای از هون ها بوده اند که در شمال و غرب دریای خزر حکومتی قبیله ای ایجاد نموده بودند. خزر ها هم تا مدتی دوام آوردند. آنها در همدستی با روم شرقی از طریق قفقاز به ایران ساسانی حمله میکردند.

خزر ها ترک زبان بودند؟

بعضی ها این را ادعا میکنند، اما دلیل مشخصی نیست. این مورد هم درست مانند هون هاست چرا که از خزر ها هم چیزی باقی نمانده است. طبق برخی گمانه زنی ها ترکان اوغوز و سلجوقی هم شاخه ای از خزر ها بودند که به طرف خوارزم و سمرقند کوچیدند و مسلمان شدند. اما البته برای این سناریو هم دلایل مشخص و داده های زبانی روشنی نیست. بنظرم درست تر آن است که به گفته یوهانسن شروع زبان مکتوب ترکی را از قرن هشتم بگیریم و آن را آغاز زبان نوشتاری ترکی، یعنی ترکی باستان بنامیم. اما بیشک ریشه تباری اولین قبایل ترک بمراتب قدیمی تر از آن است، چرا که قبایل ترک که طبیعتا یکباره عرض اندام نکرده و شروع به صحبت کردن به ترکی ننموده اند. میتوان به راحتی استنتاج کرد که آنها خود محصول آمیزش های گوناگون قومی و زبانیبسیار قدیمی تری بودند. از طرف دیگر ترکی مانند بسیاری از زبان های دیگر قبل از دوره کتابت، سنتی غنی و طولانی در ادبیات شفاهی داشته است که البته ما امروزه نمیتوانیم در آن مورد قضاوت کنیم چرا که در آن مورد سندی نداریم. اما اقلا داستان های حماسی «ماناس» قرقیزها و یا «دده قورقود» ترکمن ها که چند قرن بعد به رشته تحریر در آمدند، نشان از ادبیاتی شفاهی میدهند که هنوز بصورت نوشتار در نیامده بود.

آن ترکی باستان که مبنای سنگ نوشته های اورخون و ینی سئی بودند با کدام زبان های کنونی ترکی قرابت دارد؟

این، زبان تا حد زیادی رایج در امپراتوری «گوک تورک» است که در همان منطقه در شمال و شمال غرب چین رواج داشت. از نظر زمانی، این امپراتوری صد سال پیش از اسلام تا صد و پنجاه سال بعد از اسلام برقرار بود، یعنی اواخر ساسانیان و اوایل خلافت اسلامی در آسیای میانه و شرق ایران ساسانی. شاید نزدیک ترین شاخه ترکی معاصر به آن زبان، اویغوری و یا حتی جغتائی و یا ازبکی قدیم است.

این درست زمانی است که اولین تماس ها و اولین نفوذ ها بین ایرانیان و قبایل ترک انجام میگیرد…

بله، درست همان دوره. زمان ساسانیان در شرق تماس ها خیلی مسالمت آمیز تر است، تجارت و رفت و آمد هست، آمیزش و وصلت ها هست، دست اندازی هم طبیعتا هست. ولی به هرحال نفوذ زبان ترکی باستان و سپس یعنی اویغوری قدیم به خوارزم و سغد باستانی ایران را شاهد هستیم. در غرب طوری که گفتیم خزر ها از قفقاز دست اندازی میکنند. البته نمیدانیم این ها را میتوان واقعا «ترک» حساب کرد یا نه.

ولی بعضی منابع ایرانی، از آن جمله جواد هیئت خزر ها را ترک حساب میکنند.

این موضوع اثبات نشده که زبان خزر ها چه بود. اصلا از زبان آنها چیزی جز چند نام نمانده که زبانشناسان قضاوتی حتی محتاطانه بکنند. اما بله، بسیاری از مورخین ترکی و در ایران هم بعضی ها از جمله مرحوم دکتر هیئت خزر ها را ترک حساب مینمود و حتی میگفت مداخلات و گاه استقرار خزرها در شمال ارس نخستین زمینه ساز نفوذ زبان ترکی در قفقاز شرقی یعنی جمهوری آذربایجان کنونی شده است. اما برای این نظریه دلیلی کافی در دست نیست.

ادامه آن دوره «گوک تورک» در تحول زبان ترکی چیست؟

دویست سال پس از انشعاب و اضمحلال دولت گوک تورک، در همان منطقه آسیای میانه خانیگری قراخانیان ایجاد شد که آن هم تا سال های ۱۲۰۰ م. ادامه یافت. قراخانیان از آن جهت نقطه عطفی در زندگی و تاریخ ترکان بود که دولتداری ترکی از حالت صرفا و یا اساسا ترکی، آن هم ترکی شرقی برآمده همراه با قبول اسلام، تحت تاثیر فرهنگ و دولتداری ایرانی قرار گرفت. ترکی آنها هم وارد دایره نفوذ فرهنگ اسلامی، ربان فارسی و طبیعتا عربی قرار گرفت. مهم ترین مراکز این دولت کاشغر، بلاساغون و سمرقند بودند. در این دوره می بینیم که باپیشروی به سمرقند و فراتر، یعنی جنوب تر از آن به سوی خراسان، ، ترک ها در حال حرکت به سوی غرب و جنوب و از جمله ایران هستند. این پیشروی با افزایش قبول اسلام هم مرتبط است.

آن ترکی دوره گوک تورک را برخی دانشمندان «ترکی باستان» و این ترکی دوره قراخانیان را «ترکی میانه» نامیده اند. اولین آثار ادبی ترکی، «دیوان لغات الترک» و «قوتادقو بیلیگ» متعلق به همین دوره ترکی میانه یعنی دولت قراخانیان هستند. «دیوان لغات الترک» بقلم محمود کاشغری به عربی نوشته شده و از نظر بررسی زبانشناختی و معلومات آنسیکلوپدیک در باره زبان ها و اقوام ترکی آن دوره بسیار مهم است. «قوتادقو بیلیگ» و یا «دانش سعادت بخش» اثر یوسف خاص حاجب نصیحت نامه ای برای شاهزاده قراخانی است.

تاریخ تالیف هر دو اثر کم و بیش همزمان با شاهنامه فردوسی است.

رسیدیم به هزار سال پیش، یعنی ۴۰۰ سال بعد از اسلام. این تحولات در آسیای میانه در این مرحله به آذربایجان تاثیری کرده اند؟

نه هنوز. پیشتر هم گفتیم. سقوط ساسانی و غلبه خلافت اسلامی در و پیکر ایران را به روی اعراب در غرب و ترک ها در شرق باز کرد. از نظر سیاسی اتفاقا ترک ها شاید در ایران وسیله موازنه ای در برابر حکام عرب هم شده اند. به هر تقدیر ترک ها که جنگجویان ماهری بودند، کمک کردند که قدرت سیاسی ایرانیان تحکیم شود، حتی اگر از طریق سلطنت ترکان غزنوی و سپس سلجوقی و غیره هم شد، شد.

حتی قبل از اسلام هم روایت است که مثلا در دوره انوشیروان یک عده از قبایل ترک «گوک تورک» که از ساسانیان شکست خورده بودند در آذربایجان و دیگر نقاط ایران اسکان داده شدند. در زمان حمله اعراب نیز دسته هائی از ترکان به آذربایجان آمده اند (۳). اما اینها نمونه های منفرد هستند و در ترکیب قومی و زبانی آذربایجان و یا دیگر نقاط ایران، تغییر مهمی نداده اند. این تاثیر بزرگ ترکی با غزنویان در خراسان شروع شد و از نقطه نظر آذربایجان و زبان آن، دوره سلجوقیان نقطه عطفی در نفوذ و گسترش زبان ترکی در آذربایجان و از طریق آذربایجان در روم شرقی و یا بیزانس بود.

(ادامه دارد)


منابع

(1) Windfuhr, G.: Dialectology and Topics, in: Windfuhr, G.: The Iranian Languages, Routledge (UK,) 2009, pp. 5-42
(2) Johanson, Lars: The History of Turkic, in: Johandon, L. and Csato, Eva A.: The Turkic Languages, New York 2006, p. 81
(۳) هیئت، جواد: سیری در تاریخ زبان و لهجه های ترکی، چاپ سوم، تهران ۱۳۸۰، ص ۱۷۰-۱۷۱، نسخه پی دی اف

 



دسته‌ها:رنگارنگ

برچسب‌ها:,