سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

ترکی، ترکی عجمی، ترکی قزلباشی، ترکی آذری

farhangnasiriزبان ترکی آذربایجان از ابتدا چگونه نامیده میشد؟

در ایران، هم در دوره صفوی و هم بعد از آن تا حتی اوایل قرن بیستم زبان ترکی را که پس از سلجوقیان در عرض پانصد تا ۷۰۰-۸۰۰ سال در آذربایجان رایج شد، پیوسته «ترکی» نامیده اند، هم خود ایرانیان، چه فارسی زبانان و چه ترکی زبانان، و هم خارجیان. باید در نظر گرفت که وقتی قبایل ترک زبان در خراسان، بعد تمام ایران و بعد در روم شرقی پخش شدند، زبان تقریبا همه آنها کم و بیش شبیه هم بود، چونکه اکثریت بزرگ این قبایل از ایلات اوغوز بودند که در مجموع زبان جنوب غربی ترکی را تکلم میکردند. با اینهمه، میتوان گفت که حتی هر قبیله و طایفه لهجه کمی متفاوتی داشت.

تنها در یکی دو مورد این ترکی ما را در ابتدا «ترکی قزلباشی» و یا «ترکی عجمی» نامیده اند و ترکی آناتولی را «ترکی رومی». در یکی دو مورد نیز اروپائی ها ترکی ایران را «ترکمانی» نامیده اند.این نوع تمایز ها هم زمانی میشده که میخواستند حتما فرق بین این لهجه ها را معین کنند. مثلا محمد رضا و عبدالجمیل نصیری، پدر و پسر تبریزی که از منشی های دربار سلطان سلیمان صفوی بودند، در اوایل سال های ۱۷۰۰ یک فرهنگ لغات نوشتند که اخیرا هم در تهران چاپ شد. نام این اثر «فرهنگ نصیری، ترکی جغتائی، رومی، روسی و قلماقی به فارسی» است که فوق العاده جالب است و فرق واژه ها و حتی گاه تلفظ آنها را بین هم نشان میدهد. اینجا آنها ناچار بودند معین کنند که وقتی فلان واژه را مینویسند، منظورشان کدام ترکی است. در غیر این صورت در ایران هر ترک زبان به زبان خودش ترکی (تورکی) میگوید و در عثمانی هم به زبان خودشان ابتدا «عثمانى» و بعد ها  «ترکی» گفتند  و اگر لازم شد در مقام مقایسه تاکید کنند که کدام ترکی، آنوقت میگفتند ترکی رومی و یا عثمانی. یعنی وقتی لازم شد این دو ترکی و یا ترکی های دیگر را ازهمدیگر تفکیک کنیم، صفت کشور، منطقه، شهر و یا قوم گویشور آن لهجه و زبان را به آن داده ایم مانند ترکی استانبول، ترکی تبریز و غیره. این سبک نامگذاری به زبان ها در همه اقوام و ملل بوده و چیزی طبیعی هست.

بعد از جدائی قفقاز مسلمان از ایران در سال های ۱۸۰۰ و حتی قبل از آن منابع روسی به زبان ترکی مسلمانان شمال ارس «تاتاری» میگفتند. بعد آن را «ترکی» نامیدند. حتی بعد از انقلاب اکتبر و تاسیس حکومت شوروی زبان ترکی شمال ارس را «ترکی» مینامیدند. اما احتمالا برای پرهیز سیاسی از تاکید بر نزدیکی زبان ترکیه و آذربایجان شوروی، شروع کردند این زبان را «آذربایجانی» و یا «زبان آذربایجان» بنامند. من در چند مقاله استدلال کرده ام که این تعبیر غلطی است و آذربایجان فقط یک زبان ندارد. اقلا درست ترش آن است که بگویند «ترکی آذربایجانی» و یا بطور ساده تر: «ترکی آذری» تا معلوم شود منظور کدام ترکی است. ما در ایران همچنان زبان ترکی خودمان را ترکی («تورکی») مینامیم و این هم خودش وجه تمایز زبان ترکی ما با ترکی ترکیه و یا جمهوری آذربایجان و یا مثلا اوزبکی و غیره است.

و اما در آسیای میانه، اوزبک ها و اویغورها و دیگر مللی که زبان هایشان مجموعا از خانواده زبان های ترکی (تورکیک) است، زبان خودشان را ترکی نمی نامند. اوزبک زبان خودش را اوزبکی مینامد، قزاق، قزاقی و ترکمن، ترکمنی. اما همه آنها میدانند که این زبان ها از نظر تاریخی و ساختاری مربوط به یک خانواده بودند و هستند. این مانند زبان های ژرمنی است که فقط آلمانی امروزه نیست، بلکه شامل انگلیسی، سوئدی، داچ، نروژی و غیره هم میشود. امروزه یک انگلیسی نمیگوید «زبان من ژرمنی است،» میگوید «انگلیسی» است اما البته میداند که از نگاه تاریخی و ساختاری، انگلیسی هم مانند آلمانی یک زبان ژرمنی است.

حساب آسیای میانه جداست. مثلا نام اوزبکی میانه در زمان تیمور، بابر و شیبک خان «ترکی» نبود، «جغتائی» بود، بعد از شوروی هم نامش را گذاشتند «اوزبکی». حالا هم نمیگویند «ترکی،» بلکه میگویند «اوزبکی.» اما تحول زبان های اوغوزی در ایران و آناتولی طوری بوده که هم ما و هم ترک های ترکیه به زبان خودشان «ترکی» گفته ایم، بنا براین اگر بپرسند کدام ترکی؟ باید مشخص کنیم ترکی آذری و یا ترکی ترکیه و غیره.

نمونه نثر از نامه شاه اسماعیل صفوی مورخه ۲۲ مه ۱۵۱۲ به رئیس ایل دوغورت در آناتولی

نمونه نثر از نامه شاه اسماعیل صفوی مورخه ۲۲ مه ۱۵۱۲ به رئیس ایل دوغورت در آناتولی

اوزبکی و ترکمنی و غیره بحث دیگری است. اما خیلی ها میگویند فرق چندانی بین ترکی آذربایجان و ترکیه نیست.

بیشک در دوره سلجوقیان تا حتی اواخر صفوی فرق چندانی بین این دو گونه ترکی نبود. یعنی هم بود و هم نبود. اما حالا هست. حالا حتی بنظر من بین ترکی جمهوری آذربایجان و آذربایجان ما هم فرق هست. البته نه به درجه فرقی که با ترکی ترکیه هست. و طبیعتا نه مانند فرق بین ترکی آذربایجان ایران و مثلا قزاقی و قرقیزی که فهمیدنش برای یک تبریزی و اردبیلی و حتی باکوئی بسیار مشکل است.

آیا این چیز عجیبی است؟ نه. چونکه ما تحول تاریخی، اجتماعی و زبانشناختی در این هزار سال اخیر را در نظر نمیگیریم و فکر میکنیم همان شباهت و قرابتی که زمان طغرل و تیمور بین این ترکی ها بود، حالا هم هست.

وقتی گویشوران یک زبان بصورت قبیله و ایل زندگی کنند، زبان نمیتواند قوام پیدا کتد و منسجم شود. دو هزار سال قبل از ترک ها، ماد ها هم وقتی به فلات ایران آمدند وضع مشابهی داشتند. مخصوصا ترک ها هم که در رابطه با فتوحات خود به همه جا پخش میشدند و دولتداری شان هم مبتنی بر زبان و فرهنگ خودشان نبود، طبیعتا و الزاما دوچیز اتفاق افتاد: اولا گوناگونی ها و شباهت ها بین لهجه های آنها ناهمگون بود، یعنی متناسب با روندهای اجتماعی و سیاسی نبود. می دیدید که هم در فلان گوشه خراسان یک عده افشار «ترکی افشاری» صحبت میکند و هم در فلان جای آناتولی، یعنی ترکیه امروز. به همین صورت لهجه های دیگر. یعنی در ابتدا انسجام جغرافیائی و سیاسی در این تحول زبانشناختی نبود. ثانیا از آنجا که کوچ ها ۵۰۰-۶۰۰ سال ادامه داشت، می دیدید که مثلا لهجه افشار ها با ذوالقدر فرق میکرد. حتی بین افشار های ایران و روم و یا ذوالقدر های آناتولی و شیراز فرق هائی بود، یا اینکه یکی مانند صادقی افشار (۱۵۳۳-۱۶۱۰) در تبریز متولد میشود، شعر میگوید، آن هم با لهجه ای که بیشتر شبیه فضولی و ترکی آذری است، لقبش هم افشار است، اما زبان مادری اش جغتائی است، یعنی لهجه شرقی ترکی، چیزی نزدیک به اویغوری کاشغر و اوزبکی امروزی.

اتفاقا فرق مهمی که میگویند بین ترکی ترکیه و آذربایجان هست آن است که در ترکی آذربایجان و بخصوص لهجه های تبریز، اردبیل و باکو عنصر قپچاقی که یک شاخه شرقی زبان های ترکی است، بسیار نمایان است در حالیکه این را نمیتوان در باره ترکی ترکیه ادعا نمود. طبق بعضی نظریات، علت اینکه مثلا در ترکی آذری ایران و بخصوص تبریز قانون «هماهنگی مصوت ها» زیاد رعایت نمیشود و مثلا ما در تبریز به جای «گئده جک» (خواهد رفت) میگوئیم «گئده جاخ» میگوئیم، همین تاثیر عنصر قپچاقی است که برخی از نویسندگان آن را مربوط به حضور قوی تر اوزبک ها و اویغور ها در آذربایجان می بینند که در زمان ایلخانان و تیموریان به آذربایجان آمده بودند. جواد هیئت به سه دلیل پیدایش دو لهجه ترکی آذری و عثمانی اشاره میکند: «یکم: در تشکیل ترکی آذربایجانی غیر از لهجه اوغوز، لهجه های قبچاق و اویغور و تا حدی مغولی، و لهجه های بومی (آذری) بمراتب بیشتر از آناطولی دخالت داشته است. دوم: نفوذ زبان و ادبیات ایران و تاثیر آن در ترکی آذری، مخصوصا در زبان ادبی. و سوم: اختلاف مذهب شیعه و سنی.» (۴)

این مقدمه لازم بود تا اینکه درک کنیم آغاز و روند تشکل و انسجام ترکی امروزی ترکیه و ترکی آذری ایران، ترکی خراسان و یا ترکی شمال عراق و شمال سوریه چه و چگونه بوده، حتی فرق مثلا بین لهجه های شمال رود ارس و جنوب آن در کجا بوده.

در عرض این هزار سال ده ها تغییر در ساختار، واژگان، و حتی نظام آوائی زبان های ترکی اوغوزی شده که معمولا گفته میشود عبارت از سه زبان اصلی ترکی ترکیه، ترکی آذری و ترکمنی است. دورفر (۵) میگوید امروزه میتوان روی این تقسیم بندی زبانی و یا لهجه ای «زبان های اوغوزی» توافق کرد: (یکم) ترکی ترکیه (شامل عثمانی کریمه و لهجه های بالکان از جمله قاقائوز)، (دوم) آذری، (سوم) «لهجه های افشاری» در شرق و غرب استان های آذربایجان، (چهارم) لهجه های میانه بین آذری و افشاری در خط قزوین و «خلجستان» و جنوب خط همدان- قم شامل قشقائی و افشاری ایناللو و همچنین افشاری کابل، (پنجم) ترکی خراسانی (در شمال شرق ایران، ترکمنستان و افغانستان شمال غربی) و (ششم) ترکمنی (در ترکمنستان، شمال افغانستان و سواحل جنوب شرقی خزر). تورخان گنجه ای (۶) و دورفر کوشش کرده اند از نگاه ساختار، صرف و واژگان، فرق های این گونه های مختلف زبان های اوغوزی را تا حدی تعریف و معین کنند، اما باید گفت در این زمینه کار علمی زیادی انجام نشده است.

در مورد دو شاخه شدن ترکی اوغوزی بین آذربایجان و ترکیه، طوری که قبلا هم گفتیم، در ابتدا فرق بین این دو بسیار ناچیز بود. دورفر حتی متون آغازین به زبان ترکی آذری (مانند عزالدین اسفرائینی) را «بخشی از ادبیات قدیم عثمانی» میشمارد (۷) اگرچه خود اسفرائینی از خراسان شمالی بود.

در مجموع سه نام بزرگ ادبیات ترکی آذری یعنی نسیمی، شاه اسماعیل ختائی و محمد فضولی اگر چه زبانی نزدیک به ترکی آغازین ادبی در آناتولی داشتند، اما ویژگی های زبان آنها به ترکی بعدی آذری نزدیک تر است تا به گونه ای از ترکی که بعد ها به «عثمانی» معروف شد. از این جهت هیچ هم بیجا نیست که اشعار ترکی شعرائی مانند نظامی قونیوی از آناتولی را (که نباید با نظامی گنجوی اشتباه گرفت) از نگاه لهجه شناسی جزو ترکی نخستین آذری محسوب نمود.

ادبیات ترکی آذری در قرون هفدهم تا بیستم رشد قابل توجهی نمود. البته فارسی کلاسیک و ادبی تاثیر بزرگی به زبان و بیان ادبی ترکی آذری در این دوره گذاشته است. این تاثیر را به همان درجه میتوان در آثار شعرای عثمانی نیز دید. در مقابل، طبیعتا واژگان و اصطلاحات ترکی نیز تا حدی به زبان و ادبیات فارسی تاثیر رسانده است که تا اواخر سلسله قاجار به ویژه در حوزه های ارتش، جنگ، عناوین و مدیریت کشور نمایان بود. دورفر میگوید در این مدت حدود ۱۲۰۰ واژه ترکی وارد فارسی و واژگان بیشتری وارد زبان کردی شده است (۸).

(ادامه دارد)


منابع:

(۴) هیئت، ج.: سیری در تاریخ زبان و لهجه های ترکی، تهران 1380، ص 171-172
(5) Doerfer, G.: Azerbaijan, viii. Azeri Turkish, in: Encyclopaedia Iranica Online, as viewed in February 2017
(6) Gandjei, T.: «Turcica Agemica», in: Wiener Zeitschrift fuer die Kunde des Morgenlandes, Wien 1986
(7) Doerfer, ibid
(8) Doerfer, ibid

دسته‌بندی شده در: رنگارنگ, زبان آذربایجانیان در ۱۰۰ پرسش