گسترش ترکی در ایران

گرهارد دورفر ۱۹۲۰-۲۰۰۳

میتوانید خلاصه ای از گسترش زبان ترکی  در ایران بدهید؟

گرهارد دورفر یکی از تورکولوگ‌های معدود غربی است که روی ترکی آذری کار کرده است. دورفر جریان غلبۀ سلجوقیان بر ایران و سپس روم و کوچ و استقامت ترک‌های اوغوز در سده یازدهم را این طور خلاصه می‌کند: «توران بر ایران پیروز شد» (۴). البته دورفر بهتر از همه میداند که این توصیفی مبتنی بر اساطیر است. خود توران طبق همین افسانه‌ها سرزمین فرزندان تور و افراسیاب بود، یعنی ایرانیانی که برخلاف فرزندان ایرج در آن سوی رودخانه آمو (جیحون، در آسیای میانه) به زندگی کوچندگی خود ادامه می‌دادند، ولی آنها همه به هرحال نوادگان جمشید بودند که سر سازگاری با همدیگر نداشتند.

به عالم واقعی برگردیم. دورفر در جای دیگری می‌گوید در قرن یازدهم اوغوزها که پرجمعیت ترین گروه ترک‌ها بودند، ابتدا خراسان، از آنجا بقیه ایران و بالاخره آناتولی را گرفتند و آن را پایگاه فتوحات گسترده و جدید خود نمودند.

خیلی ها تعجب میکنند. چطور شد که به غیر از آذربایجان، در خراسان ترکی خراسانی داریم، ترکمنی داریم، در مرکز ایران خلجی و در جنوب قشقائی داریم؟ ریشۀ این پراکندگی از کجاست؟

این کوچ ها و جابجائی ها را باید در یک روند دراز مدت، یعنی یک جریان پر پیچ و خم حدودا پانصد سالهٔ تاریخی تصور کرد. اگر چنین نکنیم، نمیتوانیم بفهمیم که این پراکندگی زبان ها و لهجه های ترکی چگونه بوجود آمده است. از نظر کلی شما ۱۶۰۰ تا هزار سال پیش را جلوی چشمتان بیاورید: یک جریان بزرگ کوچ قبایل پروتو ترکی یعنی ترکی آغازین از شرق به غرب، یعنی از شمال چین، از مغولستان و سیبری جنوبی به سوی شمال دریای خزر، از آنجا به شمال دریای سیاه و اروپای شرقی. در این امواج کوچ و قبایلی که مرتبا هم با همدیگر و هم با قبایل و اقوام دیگر جنگ و در عین حال آمیزش میکنند، یعنی مثلا خزر ها و یا بلغار های اوراسیا را تجسم کنید. حالا نه اینکه اینها به معنای امروزی «ترک» بودند. احتمالا همان قدر که ارامنه و اوستین های سواحل دریای سیاه «ایرانی» بودند، خزرها و بلغار های آسیایی میانه هم «ترک» و یا با تعبیر علمی اش «ترکیک» بودند.

آنها در عرض ۵۰۰-۶۰۰ سالی که به سمت غرب کوچ کردند، هم در سرراه و هم در نقاط نهائی کوچ هایشان یکجا نشین شدند، با مردم بومی و محلی استقامتشان آمیزش یافتند و بااخره دین و زبان و فرهنگشان هم متحول شد. خزر ها از بین رفتند، یعنی با دیگران آمیزش یافتند، بلغار ها هم در سواحل دریای سیاه، یعنی حدودا بلغارستان کنونی رحل اقامت افکندند، با مردم محلی که اسلاو و بخشی هم یونانی بودند، اختلاط یافتند، کاملا اسلاوی شدند و زبانشان هم اسلاوی شد که امروزه به آن زبان بلغاری میگوئیم.

آن موج کوچ ها ۳۰۰-۴۰۰ سال پس از اسلام آرام گرفت و تمام شد.

موج دوم کوچ ها مربوط به یک شاخهٔ ترک های جنوبی بنام اوغوزها بود که پس از شکست ساسانیان و پیوستن ایران باستان به خلافت اسلامی شروع شد. آغاز این کوچ و اقامت ها از آسیای میانه و خراسان بود و اوج آن ۹۰۰-۱۱۰۰ سال پیش با غزنویان و بخصوص سلجوقیان شروع شد. بعد این کوچ همهٔ ایران را فرا گرفت و سپس به قفقاز، آسیای صغیر و یا ترکیۀ امروز، شمال عراق و سوریه هم گسترش یافت. در نتیجهٔ همین کوچ، اقامت و حکومت ترک زبانان بود که در تمام این سرزمین ها حکومت، و در برخی سرزمین ها زبان و حتی دین این سرزمین ها دگرگون گردید.

در همین ۵۰۰-۶۰۰ سال است که زبان اکثر مردم آذربایجان، بخشی از خراسان و مناطق معین و کوچکی از ایران مرکزی و جنوبی ترکی شده است. ترکی های اینها هم کم و یا بیش با همدیگر فرق دارند.

از آن انبوه قبایل اوغوز و سلجوقی که در قرن یازدهم میلادی ابتدا نیشابور و کل خراسان را فتح کردند، یک گروه کوچکتر وقتی به خراسان رسید، همانجا ماند و کوچ را ادامه نداد. بنظر دورفر (۵)، ریشهٔ «ترکی خراسانی» که امروزه  گمان میرود تعداد گویشورانش یکی دو میلیون نفر باشد، از همان تاریخ است. گروه دیگری از این اوغوز ها که در خراسان مانده بودند، بعد از فتح خراسان به سوی شرق دریای خزر رفتند و آنجا را هم تسخیر کردند. اینها با مردم محلی جوش خورده، همان ترکمن های کنونی را چه در ایران و چه در جمهوری ترکمنستان بوجود آوردند. این را هم بگوئیم که ترکی خراسانی و ترکمنی برخلاف بعضی تبلیغات سیاسی که میشود، یکی نیست. از نگاه دستوری، یعنی مثلا صرف افعال، ثابت شده است که اینها دو گونۀ متفاوت ترکی هستند.

گروه بزرگ تر اوغوز ها به هوای تسخیر ممالک غیر مسلمان، یعنی ارمنستان و بیزانس مسیحی، به غرب کوچ نمودند. زبان آذربایجان و شرق قفقاز، صفحاتی از شمال عراق و سوریه و همچنین زبان و دین ترکیهٔ کنونی در همان جریان چند قرن کوچ و اقامت عوض شد. از این اوغوز ها یک عده دراوایل صفویان از آناتولی به آذربایجان باز گشتند.

عدهٔ دیگری از آذربایجان و مرکز ایران به سوی جنوب رفتند و زبان اوغوز جنوبی (قشقائی، ایناللو) را بوجود آوردند و عدهٔ از آن کوچکتری هم بطرف شرق بازگشتند که ریشهٔ گونه های ترکی کنونی در گلوگاه و خراسان شمالی از همان دوره است.

یک لهجهٔ فوق العاده کوچک اما از نگاه زبانشناسی مهم زبانی هم «خلجی» است که گویشوران آن بین قم و اراک پراکنده بودند ولی امروزه یا از بین رفته اند و یا حدود هزار نفر گویشور آن باقی مانده است. گفته میشود این زبان مشخصاتی متفاوت از زبان و لهجه های اوغوزی دارد. خلجی در قرن بیستم از سوی تورکولوگ های آلمانی و بویژه گرهارد دورفر کشف شده و ویژگی های زبانی آن به ثبت رسیده است. گفته میشود خلجی زبان طایفه ای از اوغوز های شرقی بوده که احتمالا در قرن سیزدهم در اثر فشار و حملات مغول به ایران مرکزی کوچ کرده اند.


منابع

(4) Doerfer, Gerhard: Azerbaijan viii. Azeri Turkish, in Encyclopaedia Iranica Online, retrieved on Sep. 22, 2016

(5) Doerfer, G.: Turkic Languages of Iran, in: Johanson, L. and Castao, E.: The Turkic Languages, New York, 1998, pp. 276-277



دسته‌ها:رنگارنگ