وضع کنونی زبان در آذربایجان

و بالاخره در بارهٔ وضع کنونی زبان در آذربایجان صحبت بکنیم …

در آغاز صحبت هم گفتیم. آذربایجان هرگز یک زبان نداشته، امروزه هم تنها یک زبان ندارد. در این صحبت ها ما از حدود ۲۷۰۰ سال پیش شروع کرده تا قرن بیستم آمدیم، چرا که تاریخ مکتوب این منطقه حدودا همین قدر و یا حد اکثر سه هزار سال قدمت دارد.

وضعی که امروزه در زمینهٔ زبان آذربایجان با آن مواجه هستیم، چیست؟ پیش از همه، تشخیص یک نکته مهم است و آن اینکه وضع زبان در آذربایجان در این یکی دو هزار سال گذشته در کلیّت خود چندان فرقی نکرده است. اگر به تحول زبان در طول تاریخ دقت نکنیم، در بررسی وضع امروز نیز اشتباه خواهیم کرد.

قبلا هم ایران و ایرانی بود. قبلا هم فارسی، زبان مشترک و کتبی بود و مردم در سطح محلی و شفاهی لهجه های محلی خودشان را صحبت میکردند. هزار و بیشتر سال است که فارسی همان فارسی است که معاصر و مدرن شده، اما به جای آن زبان محلی که مادی و بعد فارسی میانه و لهجه های مختلف و رنگارنگ آن بود، ترکی نشسته که آن هم امروزه درست مانند پهلوی و یا فهلوی و یا آذری سابق لهجه ها و گویش های مختلف دارد.

اکثریت مردم بصورت شفاهی، یعنی در سطح شخصی و خصوصی، چه در خانواده و بین دوستان و چه در کوچه و بازار و حتی بانک ها و مدارس و ادارات ترکی صحبت میکنند، یک ترکی مخصوص به آذربایجان ایران. اما اکثر آنها فارسی هم صحبت میکنند، البته نه بصورت زبان گروه منسجمی از مردم بومی و محلی که در شهر ها و روستاهای آذربایجان مستقر شده باشند و زندگی کنند، و نه بعنوان زبان مادری و یا نخستشان، بلکه بعنوان زبان مشترک، رسمی و کتبی همهٔ ایرانیان. از این نگاه، در چشم انداز تاریخی، چیز زیادی تغییر نکرده است.

مثل همهٔ مناطق ایران، در آذربایجان هم فارسی زبان کتبی، رسمی و دولتی است، یعنی زبان حکومت، مجلس، زبان کتبی و رسمی ادارات دولتی، اسناد رسمی، بخش رسمی و مدارک دادگاه ها، مدارس و دانشگاه ها، اکثر رسانه ها، موسسه های رسمی و حتی غیر دولتی و غیره. از طرف دیگر، بخصوص در آذربایجان غربی، کردی و گورانی زبان ها هم هستند، در شرق آذربایجان تاتی و تالشی و حتی گیلکی زبان ها هم هستند. در گذشته ارامنه و آسوری ها هم بودند. اما تعداد آنها در این صد سال گذشته خیلی کمتر شده، چونکه اکثر گویشوران این زبان ها به مناطق دیگر کوچیده اند. یعنی اگر مردم را از نگاه زبان نخست و مادری و یا پدری شان به گروه های متمایز تقسیم کنیم، هر گروه یک زبان نخست دارد. در خانواده های مخلوط دو زبان نخست هست. در کنار آن یک زبان مشترک هم هست که فارسی است.

بگذارید در چهارچوب صحبت کنونی اساسا در باره ترکی و فارسی صحبت کنیم. من متاسفانه در مورد زبان های دیگر آذربایجان مانند کردی یا تاتی و تالشی تخصصی ندارم.

اولا در بارهٔ فارسی: طوری که قبلا هم گفتیم، قرن های طولانی هست که اکثریت بزرگ مردم ایران و از جمله آذربایجان دوزبانه بوده اند و هنوز هم دو زبانه هستند. اما در این رابطه باید به یکی دو پديدۀ نو اشاره کرد.

یکم اینکه در این صد سال اخیر خواندن و نوشتن گسترده تر شده است. صد سال پیش مدرسه، موسسه ای رایج و عادی نبود که همهٔ کودکان به آن بروند و درس بخوانند. امروزه تقریبا کودکی نمانده که به مدرسه نرود. صد سال پیش دولتی نبود که همه جا حضور داشته باشد و از ماکو تا مشهد همه در مدرسه همان درس ها را با همان کتاب ها بخوانند و مردم طبق یک قانون محاکمه بشوند و یا به ارتش بروند. حالا هست. صد سال پیش یک سازمان متشکل و سرتاسری با نام دولت به صورت کنونی نبود که شاخه های سیاسی و اجرائی و قانونگزاری اش هم سرتاسری و فراگیر باشد. امروز اینها همه هستند. صد سال پیش این قدر رسانه و تبادل اطلاعات و تحصیل و مسافرت و کوچ و اشتغال در مناطق غیر بومی و ازدواج بین طایفه ها و اقوام و حتی ملت های مختلف نبود. امروز هست و هر سال هم بیشتر میشود.

صد سال پیش بیش از نود درصد مردم بیسواد بودند، یعنی خواندن و نوشتن بلد نبودند. امروز بیش از نود درصد مردم با سوادند. البته وقتی «باسواد» و یا «دوزبانه» میگوئیم، منظور آن نیست که همهٔ این مردم با فصاحت و غنای لغوی و صحت دستور زبانی به هر دو زبان بنویسند و بخوانند. نه، اکثریت احتمالا نه در گفتگو و نه در نوشتن نه به آن درجه ماهر هستند و نه به آن درجه باسواد. اما بیسواد هم نیستند، یعنی خوب یا بد، میتوانند بخوانند و بنویسند. تحصیل و سواد خوب و همه جانبه و تخصصی، کار هرکسی نیست. باسواد بودن و یا فارسی زبان و ترکی زبان بودن هم در این موضوع تاثیری ندارد.

این روند کلی که در بالا شرح دادیم، در ایران مصادف با قرن بیستم است. این روند مهم اجتماعی را بطور شرطی «مدرنیزاسیون» یعنی مدرن شدن زندگی اجتماعی بنامیم که در اروپا و آمریکا خیلی زود تر و در ایران با مشروطه و بخصوص با استقرار دولت پهلوی شروع شد.

یک جنبهٔ دیگر این روند مدرن آن بود که زبان ها و لهجه های کوچک و محلی تحت فشار روزافزون زبان های ملی، بزرگ و حتی بین المللی قرار گرفتند و بسیاری از آنها از گردونهٔ کاربرد خارج شدند. در واقع این روند قرن ها پیش شروع شده بود و ادامه می یافت، اما با رشد سریع توسعه و بین المللی شدن که در قرن بیستم آغاز شد، آن روند قدرتمند تر شدن زبان های بزرگ و زوال زبان ها و لهجه های کوچکتر سرعت بیشتری گرفت. در خود ایران هم ما در قرن گذشته شاهد از گردونه خارج شدن بسیاری گویش های محلی فارسی (مانند مازنی)، ترکی (مانند خلجی)، کردی (مانند اورامانی) و غیره شده ایم. نمونه های بارز این روند کلا در منطقه و جهان هم مشاهده میشود. البته، در مقابل، در موارد گوناگون شاهد برخی واکنش ها و روند های سیاسی نیز شده ایم که موضوع زبان و یا لهجه های معینی را در سرلوحهٔ فعالیت سیاسی خود قرار داده اند.

پس در بارۀ وضع زبان ترکی در شرایط کنونی چه میتوان گفت؟

خوب، شما وضع زبان و يا زبان ها و لهجه ها را در اين دو هزار سال، يك هزار سال و بعد هم در اين صد سال گذشته پيش چشم خود مجسم كنيد. طبيعتا هر زبان در چهار چوب شرايط تاريخى، ملى و فرهنگى خاص  خود و محيطى كه در آن رشد ميكند، تحول مى يابد.  در تاريخ، حوادث غير چشمداشت و استثنائى هم اتفاق مى افتند. اما بنظر من در رابطه با زبان آذربايجان و مناسبت آن با زبان مشترك و كتبى ايران يعنى فارسى از يك سو و زبان هاى ديگر آذربايجان از سوى ديگر، اتفاق و تحول غير منتظره و حيرت انگيزى رخ نداده است. نميشود نمونه هاى عينا مشابهى داد. اما در كشور هائى با تاريخ و فرهنگ و محيطى كم و بيش مشابه هم شاهد تحولات زبانى مشابهى هستيم. شايد تا حدى بتوان وضع تركى در آذربايجان ايران را با زبان اسكاتى  در شمال بريتانيا و يا تاتارى در مركز و جنوب روسيه مقايسه كرد.  در آذربايجان ايران، تاكيد ميكنم، نه قفقاز، بلكه در آذربايجان ايران هم در اين صد سال همان تحولاتى انجام يافته و هنوز در جريان است كه قاعدتا مى بايست ميشد.

معمولا میگویند که از زبان های ترکی، دو تای آنها یعنی اوزبکی و ترکی آذری بیشتر از دیگر گونه های ترکی تحت تاثیر مستقیم و شدید فارسی قرار گرفته اند. حتی بنظر برخی، تاثیر فارسی بر اوزبکی بیشتر از تاثیر فارسی بر ترکی آذری است (۶). شاید تا پنجاه یا صد سال پیش این تشخیص درست تر بود. اما امروزه میتوان به یقین گفت که تاثیر پذیری ترکی آذری ایران از فارسی اگر بیشتر از اوزبکی نباشد، از آن کمتر هم نیست. علل این فرق و تحول گوناگون را باید در نوشتهٔ جداگانه ای بررسى کرد.

نشانه های این تاثیر فارسی بر ترکی آذری ایران را میتوان هم از نگاه واژگان، هم جمله سازی (صرف و نحو، جمله های مرکب و غیره)، هم واجشناختی (فونولوژیکی) و هم آوا شناختی (فونتیک) آشکارا مشاهده کرد.

البته تاثیر روزافزون فارسی بر ترکی آذری شفاهی و بخصوص کتبی، چیز جدیدی نیست و از همان ابتدای راه یابی اقوام ترک به خراسان و سپس تمام ایران در دورهٔ حاکمیت سلجوقیان و بعد از آنها موجود بود. نگاه مختصری به آثار ترکی ۶۰۰-۷۰۰ سال گذشته که در ایران تولید شده، گواه این مدعا هستند.اما آنچه که در این صد سال گذشته تغییر یافته، این است که این تاثیر در قرن بیستم بخصوص بخاطر تاسیس نظام آموزشی و دولتی متمرکز و رسانه ها در ایران و تقویت و تحکیم اجتماعی زبان فارسی، خیلی بیشتر از پیش هم بوده است. بنظر تورکولوگ معروف آلمانی لارس یوهانسون «فارسی زبان حاکم در حوزهٔ فرهنگی بوده، نقش شاهراه تحول زبان های ترکی را بازی کرده است. برای آذربایجان جنوبی (ایران) که زبان ترکی آن فاقد استاندارد زبانشناختی و دارای دوزبانگی فراگیر و طولانی مدتی است، زبان فارسی هنوز همان نقش زبان حاکم فرهنگی و شاهراه تحول زبانی را بازی میکند» (۶).

بررسی های زبانشناختی در بارهٔ گونه های ترکی کم نیستند. اما در حوزهٔ بررسی علمی همزمان یعنی مقایسهٔ زبان ترکی آذری ایران و لهجه های محلی آن و مقایسهٔ زبانشناختی آن با دیگر گونه های ترکی کار دقیق و فراگیر چندانی انجام نگرفته است.

در اینجا بگذارید به منظور تحلیل زبانشناختی، چندین نمونهٔ معاصر از زبان ترکی آذری ایران بیاوریم که به طور تصادفی جمع آوری کرده ایم. این نقل ها قول صرفا محدود به آذربایجان ایران هستند (و نه ترکیه و یا جمهوری آذربایجان). ترجمهٔ نقل قول ها را نخواهیم داد، اما در ادامهٔ این مقاله به نمونه هائی از این نقل قول ها اشاره خواهیم کرد.

نثر:

(یک) دوستلارا و تانیشلارا و حضار محترمه بنده نین بیر دنه شاد خبری وار، او دا بودی کی بنده صلاحیتیمی آلمیشام اگر اجازه وئرسه ز نئچه بیر سوابق کاریمدان اشاره ائلییه جیم خدمتیزه…
(شفاهی/کتبی، شهری، داوطلب وظیفهٔ رسمی، احتمالا میانسال از اردبیل)

(دو) آقا، نم دئییللر گونده ۳ لیوان سوت ایچین، نم معمولی چای عوضینه چای سبز ایچین، عمروز چوخالسین زات، هاممیسی موز شعر دی
(از چت های انیترنت، کتبی/شفاهی، مشخصات نا معلوم)

(سه) حرمتلی باغدارلارینان اکینچی لره و دامدارلارا الله دان برکتلی ایللر آرزی ائلییروخ، انشالله کی بو گونلرده چکدیخلاری زحمتلردن یاخچی نتیجه لر آلالار، بو برنامه ده بیر آفتدن دانیشاجییوخ …
(شفاهی/کتبی، برنامهٔ رادیو تبریز)

(چهار)-کتده نه لر توخییاردیله؟ پنجه شالا توخییاردی؟
-شال،چوخا…
-چوخا نه یه دییه رسوز؟
-چوخا؟ کُتا… کُت دییه ردیلر..او وخ شال ایدی، الان دا کُت وار، چوخا توخییه ردی، چوخا، شالوار…بلی، اریم توخییه ردی،
-ارین توخییاردی؟ الان قالئی؟
-یوخ بابا…
-الله روحون شاد ائله سین، خوب، یئرده نه توخییاردوز؟
-پالاز..اوردا پالاذ توخییردیخ
-نئچه متر اولاردی؟
-ائله بئله ده…اون ایکی کیلو..
-اون ایکی کیلو ندی؟ الان سیزده، پنجاه من پلازو وی
-نه دیل دئدی من باشا دوشمه دیم؟
-(خانم دوم) من.. (می خندد) تاتی دی
-(خانم اول) هن.. تاتی دیلی ایدی.
(رادیو اردبیل، مصاحبه با دو خانم مسن در یک روستای اردبیل، شفاهی)

(پنج) من واقعا تشکر ائرم بوردن کی همیشه گلیپ سالونی دولدوروللا و بیلیرم کی اوشاخدا بؤوک ده هاممی ایستیر کی اورمیه ن والیبالی یوخاری یئرده اولا و مطمئن اولسوننا کی من ده ئوزوم گؤولوم بو ایستیر و ایستیرم کی انشالله ئوز شهریمده اوینیام…
(شفاهی، سعید معروف، در مصاحبه)

(شش) حدین‌دن آرتیق ایستی‌لیک‌دن ان چوخ تأثیرلنن‌لر باشیندا آنا نامیزدلری گلیر. حامیله‌لیک دؤورونده آرتان مادده‌لر موبادیله‌سی سرعتی‌نین بدن ایستی‌لیگینی یوکسلتدیگینی، بونا بیر ده هاوا ایستی‌لیگی علاوه حامیله‌لرین یاخشیجا چتین‌لیک چکدیگینی ایفاده ائدن اؤزل حیات خسته‌خاناسی قادین خسته‌لیک‌لری و دوغوم متخصصی دوکتور …، حامیله‌لیکده سیجاق‌لارلا باشا چیخمانین یول‌لارینی آچیقلادی.
(کتبی/شفاهی، یک سایت)

(هفت) تهران کیتاب سرگیسینده، تورک ناشیرلر و آذربایجان موضوعسوندا و یا تورکجه کیتاب نشر ائدن باشقا ناشیرلرین بیر لیست ائدیب، بیر یئره توپلاماسی، سرگیدن گؤروش ائدنلره یاردیم اولا بیلر دئیه بو لیستی حاضیرلاییب قوللوغونوزا سونوروق. بو لیستدن اونودولان و یا دقیق غرفه‌سینی بیلمه‌دیییمیز ناشیرلر ده اولا بیلر.
(کتبی، یک سایت)

(هشت) دیلیمیز آذربایجاندا شدتلی تضییق آلتیندا اوزون قارانلیق گئجه کچیرمیشدیر… بو تضییق، برته ران راسه لین ددیگی کیمی هم «چیریل چیلپاق زوربالیق» و هم ده «اؤرتولوء زورلاما شکیللرینده» یوردوموزدا دیلیمیزه و خلقیمیزه قارشی اعمال اولموشدور… «آچیق آشکار خشونته مثال، دیلیمیزده یازیلان کیتاب، مجموعه و غازئتلرین چاپ و توزیع امکانلاریندان رسما و علنا محروم قالماسیدیر.
(کتبی، مجلهٔ وارلیق، ش ۱، ص ۱۶، اردی بهشت ۱۳۵۸)

(نه) استاد شیدانین “ادبیات اوجاغی” نی ادبیاتیمیزین اینسکلوپئدییاسی آدلاندیریرامسا، گؤره ک کؤورک دویغولارین ترنمچوسی, اونودولماز شاعریمیز حبیب ساهر حاقیندا اونداهانسی معلوماتا راست گلمک اولار؟
(کتبی، یک سایت)

(ده) سیته میزده دیلچی‌لیکله باغلی بیر چوخ کیتاب، سؤزلوک، یازی‌لار الده ائدیب اوخویابیلرسینیز. اوموروق کی بو سیته، سیز دیرلی، سایین اوخوجولار یاردیمییلا، دیلچی‌لیک قول‌لاری‌نین گلیشمه‌سی، یوکسلیشی یولوندا بیر آددیم گؤتوربیلسین.
(کتبی، یک سایت)

شعر:

(یازده) دولوب محببتون ای شوخ دلستان دیلیم
آلیب قراریمی الدن وئریب توان دیلیمه
کمان قاشون، گؤزون، اوخ کیپریگون، ساچین گؤزه لیم
آتیر کمند، چکیر یای گئدیر نشان دیلیمه
(کریمی مراغه ای)

(دوازده) سن اللشدین سنه اصلان دئسین لر
قوچ اوغلان یا ایگیت طرلان دئسین لر
عزیزم جهد ائله بونلاردان آرتیق
سنه انسان فقط انسان دئسین لر
(مفتون امینی)

(سیزده) بینهایت بو گؤیون آلتیندا
بیزه بیر قبّهٔ فیروزه ده یوخ!
یانار افلاکده مینلرجه چیراق،
بیزه بیر شمع، بیر آویزه ده یوخ!
(حبیب ساهر)

(چهارده) ائی چکیب شاخی-صنوبر تک قدو بالا، ییگیت،
عاریضون فیردووس باغیندا گولی رعنا، ییگیت.
گولشه‌نی-جنّتده بیتکن ناز ایله نازیک نیهال،
حوسن بورجونده دوغوب ماهی-فلکسیما، ییگیت
(اسماعیل جمیلی)

اینها نمونه هائی از نثر و نظم ترکی آذری ایران است که مربوط به سی-چهل سال گذشته میشود. بر پایهٔ همین نمونه ها و صد ها مثال دیگر میتوان به چندین تشخیص وضع کنونی زبان ترکی آذری ایران (نه خارج از ایران) رسید:

یکم: تولیدات کتبی به ترکی آذری ایران در گذشته اصولا عبارت از شعر و بخش بمراتب کوچکتری از آن نثر بود. از بیست-سی سال پیش به این سو همزمان با رشد روز افزون اینترنت و شبکه های اجتماعی در ایران، مقدار زیادی نثر به ترکی تولید میشود، اما بخش مهم تولیدات نثری اینترنتی کنونی که عبارت از کامنت ها و چت و حتی مطالب بلاگ ها و تارنما هاست، «جدی» شمرده نمیشوند، اگرچه به هرحال منعکس کنندهٔ وضع کنونی زبان هستند (نمونهٔ دو). حتی این گونه نمونه های نثر را میتوان چیزی بین زبان کتبی و شفاهی شمرد، چرا که در آنجا قواعد زبان کتبی معمولا زیاد رعایت نمیشود.

دوم: تولیدات کتبی به زبان ترکی ما با وجود گسترش اینترنت و شبکه های اجتماعی محدود است. به جرات میتوان گفت که اکثریت بزرگ آذربایجانی های ترکی زبان ایران هنگام نوشتن نامه، یادداشت، پیام، مقاله، بلاگ و شرکت در بحث ها، فوروم و چت های اینترنتی، اصولا از زبان فارسی کار میگیرند.

سوم: در سطح شفاهی و همزمان، یعنی از نگاه لهجه های گوناگون ترکی آذری ایران نیز اشاره به یک نکته لازم است. بسیاری از زبانشناسان و تورکولوگ ها، ترکی آذری ایران را از نگاه لهجه های آن به چهار گروه اردبیلی، تبریزی، ارومیه ای و زنجانی تقسیم میکنند (۷) . تقریبا همۀ نمونه های نثر بالا و همچنین مطالعات دیگری که در این زمینه انجام شده، نشان میدهند که تفاهم بین این لهجه ها کار مشکلی نیست و برخلاف گونۀ ترکی ترکیه، در اینجا بین لهجه های ترکی آذربایجان ایران تفاهم گسترده ای ممکن است که البته تا حدی در مورد لهجه های آذربایجان قفقاز هم میتوان همین را ادعا نمود.

چهارم: یک گروه در نمونه های نثر اکثرا به شدت تحت تاثیر واژگان و جمله سازی فارسی محاوره ای هستند (سه، شش). این نمونه ها مربوط به افراد و منابع «عادی» یعنی بدون دیدگاه و یا دلشورهٔ سیاسی و زبانشناختی هستند که از منابع ترکیه و یا جمهوری آذربایجان تاثیر چندانی نگرفته اند. اینها در زمینهٔ نوشتن نثر ترکی، اکثریت را تشکیل می دهند. نثر ترکی آنها اغلب مانند ترجمهٔ ترکی جمله های فارسی است، اما بصورت شکسته و آمیخته با ترکی. اگر با معیار ها و استاندارد های ترکی ترکیه و یا باکو بگیریم، این نو ع جمله سازی ها «غیر ترکی» و «غلط» شمرده میشوند، طوری که باید از آن دوری جست و «درست» نوشت و صحبت کرد. اما برای گوش و جشم یک ایرانی آذربایجانی و ترکی زبان، این، سبکی «غریبه» و غیر قابل قبول جلوه نمی کند، چرا که پس از صد ها سال آمیزش زبانی و فرهنگی همراه با دوزبانگی، این، مخلوطی طبیعی بین فارسی و ترکی است.

گروه دیگر نثر ترکی آذری ایران عبارت از افراد و یا منابعی است که «نثر درست» ترکی را در ترکی استاندارد ترکیه و یا جمهوری آذربایجان می بینند. این، در مورد دستور زبان و جمله سازی ترکی باصطلاح «اصیل» تا حدی هم درست است. نثری که آنها بکار می برند، یا کاملا و یا بخش قابل توجهی از واژگان، تعابیر و جمله سازی های آن «ترکی استانبولی» و یا «ترکی باکو» است و به همین جهت برای آذری های ایران یا سخت فهم و خسته کننده است و یا قابل فهم نیست (نمونه های یک، شش، هفت، هشت، نه).

جالب است که هرچه جمله سازی آذری های ایران کوتاه تر باشد و با واژگان خودمان ساخته شده باشد، به ترکی آذری ایران نزدیک تر است. برعکس، هرچه جمله های مرکب تر و طولانی تر ساخته شود، در آن صورت یا از نظام جمله سازی فارسی کمک گرفته میشود (که راحت تر، اما اکثرا شکسته و یا «غلط» است) و یا متاثر از جمله سازی های ترکی استانبول و باکو است.

پنجم: در الفبا و خط اصولا هرج و مرج رایج است. استاندارد چندانی نیست که معین کند قواعد املائی ترکی آذری ایران چیست. میدانیم که در ترکیه واز تقریبا سی سال پیش به این سو در جمهوری آذربایجان از الفبای لاتین ترکی استفاده میشود، اما بین این دو الفبای لاتین هم فرق هست.

در ایران تعداد کسانی که ترکی آذری ایران را با الفبای لاتین باکو و یا استانبول  می نویسند، بسیار کم هستند. اکثریت بسیار بزرگ الفبای فارسی را بکار میگیرند. اما هر کس از قواعد املای دیگری پیروی میکند. حتی آن افراد و گروه هائی که زبان ترکی آذری ایرانی آنها بیشتر تقلید باکو و یا استانبول است، گاه واژه ها و جملات را طوری می نویسند که باید چندین بار گمانه زنی کرد که منظور از یک املای بخصوص کدام واژه و تعبیر است (نمونهٔ چهارده). نیت آنها اصولا آن است که نوشتار ترکی آذری را با تلفظ واقعی این زبان همخوان تر کنند. اما متاسفانه در این راه هر کس خودسرانه راه و سلیقۀ شخصی و گروهی خود را در پیش می گیرد و باعث هرج و مرج حتی بیشتر در نوشتن ترکی آذری میشود. (در این مورد در مقالات پایانی کتاب «زبان آذربایجان در گذر زمان» توضیح بیشتر داده شده است.)

نکتهٔ دیگر قابل توجه این است که بسیاری از کسانی که از قالب ها و واژه های ترکی استانبول و یا باکو کمک میگیرند، اغلب خود این دو گونهٔ ترکی را خوب نمیدانند. بدین جهت کم اتفاق نمی افتد که نثرو یا نظمی که آنها به خواننده و یا شنوندهٔ ایرانی آذری ارائه میکنند، یا مخلوط همهٔ این گونه های ترکی است، یا غلط های زیادی دارد، یا مجموعا ترکیب آن نوع واژگان و جمله سازی اصولا معنا نمیدهد و یا اینکه کاملا سخت فهم هست.

(در ادامۀ این فصل در بارهٔ وضع کنونی زبان فارسی در آذربایجان اطلاعات بیشتر خواهیم داد و مرور تاریخی تحول زبان در آذربایجان را با «سه معیار تحول زبان» به پایان خواهیم رسانید.)

منابع

(۱) نگاه کنید به فصل «اشغال شوروی و حکومت پیشه وری» همین کتاب

(2) Berengian, S.: ibid, p. 191

(۳) در بارهٔ افسانهٔ «دده قورقود» نگاه کنید به فصل «نفوذ و گسترش ترکی» در همین کتاب

(4) Berengian, S.: ibid, pp. 209-210

(۵) در بارهٔ زبان و شخصیت سیاسی تقی رفعت نگاه کنید به فصل «از مشروطه تا رضا شاه» همین کتاب

(6) Johanson, L.: Azerbaijan ix. Iranian Elements in Azeri Turkish; in: Encyclopaedia Iranica online, retrieved on February 12, 2017

(7) Johanson, L.: Iran vii. Non-Iranian Languages (7) Turkic Languages; in: Encyclopaedia Iranica online, retrieved on February 12, 2017



دسته‌ها:رنگارنگ