نام و حدود ایران، ثبت یکهزار و یکصد سال پیش

از«مقدمه شاهنامه ابومنصوری» (۳۴۶ هجری، ۹۵۷ م.، دوره سامانیان)  – توضیحات داخل کمانک و یا پرانتز از «چشم انداز» است.

«.. اكنون یاد كنیم از كار شاهان و داستان ایشان از آغاز كار، آغاز داستان، هر كجا آرامگاه مردمان بود به چهار سوی جهان از كران تا كران این زمین را ببخشیدند و به هفت بهر (بخش) كردند و هر بهری را یكی كشور خواندند نخستین را ارزه خواندند، دوم را شبه خواندند سوم را فرددفش خواندند چهارم را ویدرفش خواندند پنجم را ووربرست خواندند ششم را وورجرست خواندند هفتم را كه میان جهانست خنرس‌بامی‌خواندند و خنرس بامی اینست كه ما بدو اندریم و شاهان او را ایرانشهر خواندندی و گوشه را امست خوانند و آن چین و ماچین است و هندوستان و بربر روم و خزر وروس و سقلاب و سمندر و برطاس و آنكه بیرون ازوست سكه خواندند و آفتاب برآمدن را باختر (شرق، برعکس معنای امروز) خواندند و فرو شدن را خاور(غرب، برعکس معنای امروز) خواندند و شام و یمن را مازندران خواندند و عراق و كوهستان را شورستان خواندند و ایران شهر از رود آمویست تا رود مصر و این كشورهای دیگر پیرامون اویند و ازین هفت كشور ایران شهر بزرگوارتر است به هر هنری و آنكه از سوی باخترست چینیان دارند و آنكه از سوی راست اوست هندوان دارند و آنكه از سوی چپ اوست تركان دارند و دیگر خزریان دارند و آنكه از راستر (راست تر، مستقیم تر) بربریان دارند و از چپ روم خاوریان و مازندرانیان دارند و مصر گویند از مازندرانست و این دیگر همه ایران زمین است از بهرآنكه ایران بیشتر اینست كه یاد كردیم…»

علی بن حسین مسعودی (حدود ۲۸۳ هجری / ۸۹۶ میلادی–۳۴۶ هجری /۹۵۷ میلادی): التنبیه و الإشراف، چاپ قاهره، ۱۳۷۵، ص. ۶۷.

فالفرس أمة حد بلادھا الجبال من الماھات وغیرھا وآذربیجان الى ما يلي بلاد أرمینیة وأرّان والبیلقان الى دربند وھو الباب والأبواب والری وطبرستان والمسقط والشابران وجرجان وابرشھر، وھي نیسابور، وھراة ومرو وغیر ذلك من بلاد خراسان وسجستان وكرمان وفارس والأھواز، وما اتصل بذلك من أرض الأعاجم. في ھذا الوقت وكل ھذه البلاد كانت مملكة واحدة ملكھا ملك واحد ولسانھا واحد، الا انھم كانوا يتباينون في شيء يسیر من اللغات وذلك أن اللغة انما تكون واحدة بأن تكون حروفھا التي تكتب واحدة وتألیف حروفھا تألیف واحد، وان اختلفت بعد ذلك في سائر الأشیاء الأخر كالفھلوية والدرية والآذرية وغیرھا من لغات الفرس.

ترجمه:

پارسیان (ایرانیان) امّتی هستند که حدود سرزمین‌ آن‌ها کوه‌های ماهات و جز آن و آذربایجان تا سرزمین ارمنیه و ارّان، و بیلقان را تا دربند – و آن باب‌الأبواب است – و ری و طبرستان و مسقط و شابران و جرجان و ابرشهر – و آن نیشابور است – و هرات و مرو و غیر آن از سرزمین خراسان و سجستان و کرمان و اهواز و آنچه از سرزمین‌های اعاجم (عجم ها، غیر عرب، ایرانیان) که در این زمان متصل به آن بود را در برمی‌گیرد، و همه‌ی این سرزمین‌ها مملکت واحدی بودند و پادشاه واحدی داشتند و زبان واحدی داشتند، جز این‌که در مورد زبان‌ با هم فرق داشتند، و آن این‌که زبان واحد است به سبب این‌که حروفش واحد است و نگارش حروف آن نگارشی واحد است، هر چند، گذشته از این، زبان‌های مزبور در سایر چیزهای دیگر با هم اختلاف دارند، مانند: فَهلوی و دَری و آذری که (همه) از زبان های پارسی هستند.



دسته‌ها:نام و حدود ایران, رنگارنگ