«دوران طلایی ماوراءالنهر»

آمودریا و سیردریا (نقشه اصلی از ویکی پدیا)

(در بخش گذشته از شورش های ضد خلافت عربی امویان در خراسان و ماوراءالنهر، فروپاشی رژیم اموی و قدرت گیری دودمان عباسیان گفتیم. در این فصل از این روزگار نو در ماوراءالنهر سخن خواهیم گفت که همزمان با برآمدن دودمان سامانیان است.)

عباس جوادی – گذار از دولت اُموی به عباسی در هر منطقه و ولایت فرق می کرد. مثلا بخش بزرگی از ایران ساسانی یکصد سال بود که به تسخیر عرب ها در آمده و اشراف و ماموران محلی سابقا ساسانی به اسلام گرویده بودند.

اما ماوراءالنهر در این دوره یکصد ساله پیوسته ناآرام بود. چه مردم و چه پادشاهان و حکمرانان محلی و ایرانی زبان منطقه هرگاه فرصتی می یافتند، یا خود بر ضد عرب ها مقاومت می نمودند و یا دسته های مسلح قبایل ترک را برای دفاع از خود دعوت می نمودند.

با سرنگونی امویان باز امید استقلال میان اشراف، دهقانان و حکمرانان بومی ماوراءالنهر تقویت یافت و همزمان، همه جریان های سیاسی، دینی و قومیِ ناراضی نیز فعال تر شدند.

برخی جریان های سیاسی و مذهبی شورش نمودند. مهم ترین آنها عبارت از جریان «سپید جامگان» تحت رهبری هاشم بن حکیم ملقب به « ابن مُقنّع» (یعنی «نقاب پوش»)  از اهالی بلخ بود که در نهایت سرکوب گردید. هواداران این جنبش اساسا از ماوراءالنهر و مخصوصا  سُغد بودند.

اما دیگر اوضاع تغییر یافته بود.  نیروی ترک ها به عنوان دولتی ایلی اما سازمان یافته و مسلح از بین رفته بود. چینی ها هم که در جنگ تالاس شکست خورده بودند، دیگرمنبع امیدی برای دهقانان و حاکمان محلی منطقه نبودند. از سوی دیگر هرگونه شورش و سرکشی از سوی حکومت عربی و اسلامی با سرکوب شدید، مالیات و خراج بیشتر بر مردم و محرومیت از امتیازهای اجتماعی روبرو می شد. «رفته رفته ایرانیان بیشتر و بیشتر درک کردند که تنها راه پیشرفت، همکاری با فاتحان عرب  است و این هم بیشک روند پذیرش اسلام را بخصوص میان دهقانان (اشراف زمیندار) تشویق نمود، اگرچه این پذیرش اسلام اکثرا دلایل سیاسی داشت» (فرای 1988، 276).  تنها راهی که باقی مانده بود «مصالحه با دودمان جدید عباسی و اطاعت از آنان بود» (بولشاکوف 39).

این، برای خراسان و ماوراءالنهر که دیگر به بخشی از امپراتوری اسلامی تبدیل شده بودند، آغاز دوران آرامش و پیشرفت تجاری و اقتصادی به شمار می رفت.

همزمان، عباسیان در مقایسه با پیش کسوتان اموی خود، نسبت به کسانی که عرب نبودند و بخصوص نسبت به ایرانیان تعامل و تسامح بیشتری داشتند. این سیاست کلی خلفای عباسی به ویژه با خلافت مامون مستحکم تر شد. مامون در زمان خلافت برادرش امین مدتی طولانی در خراسان زندگی و ولایتداری کرده بود.  پدر مامون، خلیفه معروف عباسی هارون الرشید و مادرش یک کنیز ایرانی بود.

به نظر بارتولد فرق اصلی عباسیان با امویان در هدف های سیاسی آنان بود. «امویان در درجه نخست و بیش از هر چیز دیگر نمایندگان ملت عرب بودند درحالیکه عباسیان می خواستند دولتی ایجاد کنند که هردو ایالتش که اهالی یکی عبارت از عرب ها و دیگری عبارت از ایرانیان بود، حقوق برابر داشته باشند» (بارتولد 197).

از نگاه دستگاه دولتی و مالی، خلیفه های عباسی نظام اداری ساسانیان  را مُدل دلخواه و ایده آلی برای خود می شمردند. مورخ عرب جاحظ البصری در آن دوره در رساله خود موسوم به «مناقب الاتراک» نوشته بود که «ایرانیان ساسانی در دولتداری برتر از دیگر ملت ها هستند، همچنانکه چینی ها در صناعت، یونانیان در علم و ترک ها در هنر جنگ برتر از دیگرانند» (بارتولد 197).   نمونه های اداره دولتی ساسانی را مثلا می توان در رابطه با تقسیمات اداری امپراتوری عباسیان مشاهده کرد. شاید با همین انگیزه هم بود که از همان ابتدا، از دوره خلیفه دوم، منصور، مقام و منصب وزارت در دستگاه عباسیان جاری گردید و این مقام به دودمان ایرانی برمکیان بلخی سپرده شد که خود را از نوادگان دولتمردان نیمه افسانه ای «بزرگمهر» از دوره ساسانیان می شمردند. مهم ترین شاخه دولت یعنی «دیوان الخراج» که مسئول امور مالیات و خراج (مالیات براملاک) بود، تحت مدیریت برمکیان قرار داشت.

از نگاه علمی، فلسفی و دینی نیزعباسیان تا دوره مامون و حتی معتصم  ازعلوم یونانی و مکتب اسلامی «معتزله» پشتیبانی می کردند. طرفداران این مکتب در مقابل پیروی بی چون و چرا از متن قران و حدیث ها و روایت های باقیمانده از پیامبر اسلام، روشی متناسب با عقل و خرد، شک، پرسش و پژوهش را جایز می دانستند و حتی به آن برتری می دادند. از این جهت عباسیان و حکومت های محلی وابسته به آنان، پژوهش های آزاد علمی و فلسفی و همچنین ترجمه آثار لاتین، یونانی و پارسی میانه به عربی را تشویق می نمودند.

در دوره دویست ساله شکوفایی تمدن، درکنار بغداد که پایتخت امپراتوری بود، بخصوص خراسان و ماوراءالنهرمقام ویژه ای داشتند. این ولایت ها در این دوره تبدیل به مرکز مهم علم، صنعت، شعر و ادبیات، ریاضیات، نجوم و فلسفه شده بودند. این، همان دوره محمد خوارزمی، ابو نصر محمد فارابى، ابوالفضل بلعمی، ابوعبدالله رودکی، ابوعلی سینا، ابوریحان بیرونی و ده ها دانشمند، شاعر، فیلسوف، فقیه و حکیم دیگر است. در رخشندگی این دوره ماوراءالنهر و خراسان، دودمان سامانیان نقشی اساسی بازی کرده است.

استقلال تدریجی از عرب ها

دوره عباسیان، مرحله کاهش در اداره مرکزی و دولتی ولایات امپراتوری بود. شرایط عینی نیز خلفای بغداد را ناچار می کرد که مرکزیت اداری و سیاسی را به نفع ولایت ها و اقوام غیر عرب نرم تر کنند. چاره دیگری هم نبود.

نمونه مشخص این روند آن بود که تعیین حاکمان عرب به ولایت ها از سوی خلیفه در برخی ولایت ها مثلا خراسان و یا مصر لغو گردید. خلیفه ها پذیرفتند که به جای انتصاب موقتی سرداران عرب برای چند سال و سپس تغییر آنها، اشخاص با نفوذ و قدرتمند بومی و محلی فرماندار و یا حاکم ولایت ها شوند و حتی این افراد حکومت خود را به صورت موروثی مستحکم کنند، یعنی امارت و حکومت مانند خود خلافت دولت مرکزی، از پدر به پسر بگذرد و حتی اگر این حاکمان محلی خواستند، فرزندان و نزدیکان خود را به حکومت های محلی سرزمین خود تعیین کنند.

اما در ظاهر پادشاهان محلی همچنان نماینده خلیفه در ولایت خود بودند. از این جهت آنان خطبه به نام «امیرالمومنین» یعنی خلیفه می خواندند و هر سال بخشی از مالیات و خراج جمع آوری شده خود را همراه با هدایای دیگر به خلیفه می فرستادند.

با این ترتیب بار و مسئولیت خلیفه و دولت مرکزی در بغداد کمتر می شد و اداره ولایت ها برای بغداد آسان ترمی گشت. البته  در عین حال از سویی درآمد بغداد از مالیات و خراج ولایت ها کاهش می یافت و از سوی دیگر ریسک سرکشی و استقلال طلبی امیران و پادشاهان محلی در برابر دولت مرکزی و خود خلیفه افزایش می یافت. همچنین، به خاطر ارثی بودن حکومت های محلی، در صورت بی لیاقتی و یا فساد فرزندان و دیگر نزدیکان امیران و پادشاهان محلی، تغییر دولت محلی تنها با جنگ داخلی میسر می شد. در عین زمان، چون در این شرایط پشتوانه نظامی دولت مرکزی ضعیف می شد، احتمال نفوذ،  دست اندازی و حمله از سرزمین های همسایه و در نتیجه تغییرات زودرس این دولت ها افزایش می یافت.

طاهریان در خراسان و سامانیان در ماوراءالنهر دو نمونه اینگونه حکومت های محلی بودند که در قرن نهم در آغاز روند زوال خلافت عباسیان، اما زیر چتر آنان برسرکار آمدند و به تدریج در عمل استقلال بیشتری یافتند. طاهریان کمتر، اما سامانیان بیش از یک قرن بر ماوراءالنهر حکومت کردند. در سرزمین های دیگر ایران کنونی )مثلا صفاریان و آل بویه)، خاورمیانه و مصر نیز از این حکومت های محلی ایجاد شد. از میان آنها مخصوصا دودمان بوییان و یا آل بویه که بر ولایت های مرکزی و غربی ایران حکم می راند، بسیار قوی شد و حتی دیرتر خلیفه عباسی را ازکارهای سیاسی برکنار نمود. مدتی بعد، ترکان سلجوقی آل بویه را از قدرت دورکردند و با حمله به بغداد قدرت اصلی سیاسی و نظامی خلافت را به دست خود گرفتند. یعنی در واقع در یکی دو صد سال پایانی عباسیان، خلافت دیگرموسسه ای دینی و یا حتی نمادین و ظاهری شده بود.

و اما باز به دوره سامانیان، یعنی قرن های نهم و دهم در دودمان عباسیان برگردیم.

قیام های ضد عباسی بابک خرمدین در آذربایجان و مازیار در طبرستان و همچنین شورش های جدید خوارج در سیستان در همین دوره، دقیق ترش در قرن نهم میلادی یعنی حدودا دویست سال پس از اسلام سرکوب گردید.

به گفته بارتولد، بنیانگذار دودمان سامانیان «سامان خُدات» حاکم روستای سامان در نزدیکی بلخ بود که از تبار بهرام چوبین از سرداران شورشگر ساسانی شمرده می شد و در سال 591م به قبایل ترک پناه برده بود (بارتولد 209). سامان خدات مورد حمایت حاکم عرب خراسان اسد بن عبدالله بود. او تحت تاثیر اسد به اسلام گروید و به احترام حاکم عرب، نام فرزندش را «اسد» گذاشت.  چهار فرزند اسد در زمان مامون در سرکوب دشمنان او شرکت کردند و با خواست مامون هر چهار فرزند اسد سامانی به حکومت یکی از شهرهای ماوراءالنهر (سمرقند، فرغانه، چاچ یعنی تاشکند و هرات) رسیدند.

در دوره سامانیان حاکمیت کامل اسلامی بر ماوراءالنهر حاصل شد و اکثرمردم  به اسلام گرویدند. در عین حال در همین دوره هم بود که افشینِ اوشروسنه (استروشن کنونی در تاجیکستان) از سرداران خلیفه معتصم پس از سرکوب قیام بابک در آذربایجان، خود به اتهام پیروی پنهانی از آیین پدری خود یعنی زرتشتی، ختنه نبودن و تحریک دیگر سرداران ایرانی برضد خلیفه  به قتل رسید (ابن اثیر 4046-48).

نام اصلی افشین هارون بود. در آن دوره هنوز شاهزادگان محلی اوشروسنه «افشین» نامیده می شدند. در دوره سامانیان عنوان های سغدی شاهزادگان و حاکمین شهرهای ماوراءالنهر مانند خُدات، اَخشید و افشین برچیده شد. این کوششی برای تحکیم یک دولت مرکزی و متحد در ماوراءالنهر بود. اما ماوراء النهر چنین سنت دولتداری مرکزی نداشت و در عمل، سامانیان دولتی متمرکز بر بخارا و سمرقند بود و حکمش به سختی در خوارزم و یا چاچ (تاشکند کنونی) و یا بلخ می گذشت (باسورث 1381، 16). حتی در خود دربار سامانی سرباز ها تقریبا همه ترک و تحت فرماندهی ترکان بودند (اورتایلی 125). با اینهمه، طوری که دیدیم، در زمان سامانیان علم و دین و تجارت پیشرفت کرد و آثار معماری بی مانندی ساخته شد. اما طبیعتا اینها به تنهایی برای حفظ یک دولت کافی نبود.

از میان حکمرانان این دودمان، امیر اسماعیل سامانی معروف تر از دیگران است. او در سال 849م در فرغانه به دنیا آمد. در دوره او ماوراءالنهر و خراسان به اوج ثبات و پیشرفت خود رسید. امیراسماعیل رسما زمامدار خلیفه عباسی در خراسان و ماوراءالنهر و عملا مانند سلطان و پادشاه سرزمین خود بود. اما او هرگز خود را بالاتر از «امیر» نشناخت. امیر اسماعیل که «پیوسته خلیفه را طاعت نمودی» (نرشخی 109)، طبق روش رایج میان امیران سامانی هدایایی به خلیفه می فرستاد، اما به نظر می رسد که او از پرداخت منظم مالیات و خراج به بغداد خودداری کرده است (گردیزی 323-325).

بسیاری تاریخنویسان از اسماعیل سامانی به عنوان امیری خوش رفتار با مردم و بردبار با رقیبان خویش نام می برند (اشپولر 217).  شکوفایی علم و تحکیم زبان و ادبیات فارسی معاصر در دوره سامانیان و بخصوص شاه اسماعیل آغاز یافت.

امیر اسماعیل در مرحله های گوناگون سرزمین های دولتش را ضمن جنگ با جنگسالاران خراسان، سیستان و  طبرستان وسعت بخشید.

او مرز های دشت های شمال را تا حدی زیادی محکم کرد تا نفوذ فزاینده و بی حساب قبایل کوچ نشین ترک بیشتر نشود. اما او و فرماندهانش در عین حال به آنسوی سیردریا و یا خوارزم حمله کرده قبایل کوچ نشین ترک را اسیر گرفته به فروش می رسانیدند. مثلا در سال 893م در لشکر کشی امیر اسماعیل به تالاس (در قرقیزستان کنونی) که مرکز ترک های قارلوق بود، «ده هزار نفر کشته، پانزده هزار نفر اسیرگرفته شد» (بارتولد 224) .

بخش قابل توجهی از ثروت سامانیان نیز از همین هجوم ها و فروش بردگان ترک حاصل می گردید. وقتی گروه های جداگانه ترک ها را دردشت های شمال اسیر گرفته برای فروش به ماوراءالنهر می آوردند، برای ورود به سرحدات دولت سامانی از بابت هر برده باجی برابر با هفتاد تا یکصد درهم و همچنین «حق جواز» گرفته می شد (باسورث الف، 197). مَقدیسی نوشته است که «سامانیان باج گیری از بابت فروش اسیران را به دست خود گرفته بودند و خراسان سالانه از بابت عبور 12000 برده از آمودریا درآمد به دست می آورد» (باسورث به نقل از مقدیسی، همانجا).

جالب است که در دوره خود امیر اسماعیل و حتی به درجه بیشتری پس از او، بخش مهمی از سربازان و فرماندهان دولت سامانیان عبارت از ترک ها بودند، زیرا چه دولت های محلی مانند سامانیان و چه دولت مرکزی عباسیان در بغداد برای حفظ قدرت نظامی و دفاعی خود هرچه بیشترغلامان نظامی ترک را استخدام می نمود.

اسیرگرفتن ترکان کوچ نشین دشت های آنسوی سیر دریا و خوارزم تحت عنوان «جهاد» و به اسلام آوردن قبایل شمن باور که «کافر» شمرده می شدند، انجام می گرفت. از این جهت تاریخنویسان عرب مانند یعقوبی و مقدسی، خراسان و  ماوراءالنهر را «خط اول جهاد در مشرق و سپر در مقابل ترکان» (کاپلونی 323) می نامیدند.

از همان آغازِ حکومت عباسیان، حاکمین و امیران خراسان و ماوراءالنهر به طور منظم گروه هایی از غلامان و کنیزان ترک را همچون بخشی از خراج و یا هدیه های خود به بغداد می فرستادند.

خلیفه هارون الرشید سه هزار غلام نظامی و جنگنده ترک را «گارد ویژه» دربار خود نموده بود تا زیر فشار کشاکش های داخل عرب ها و یا مدیران و دبیران ایرانی قرار نگیرد. معتصم، یکی از فرزندان هارون الرشید که پس از مامون به خلافت رسید و مادرش یک کنیز ترک بود، لشکر ویژه ای عبارت از غلامان جنگی ترک ایجاد کرد تا دستگاه خلافت را در برابراختلافات داخلی حفظ کند (عثمان 15-16). اما مدتی بعد غلامان ترک تبدیل به سربازان ماهر و فرماندهان قدرتمند دربارعباسی و دیگرامیران امپراتوری و از جمله سامانیان گشتند. آنها با قدرت تیر و شمشیر می توانستند موازنه قدرت را عوض کنند. و چنین هم کردند.

(در ادامه این گفتار به نقش مذهب و روند مسلمان شدن مردم ماوراءالنهر نگاهی خواهیم کرد.)

More5

منابع اصلی در این لینک



دسته‌ها:اوایل اسلام, رنگارنگ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s