فارسی باستان، میانه، معاصر

تعاریف کلی

بگذارید ابتدا تعابیر کلی این مبحث را تعریف کنیم.  

پارسیان و مادها  در ابتدا خط و الفبا نداشتند. ادبیات آنها شفاهی و مذهبی-اساطیری بود. در دوره هخامنشیان زبان های خویشاوند ماد ها (مادی) و پارسی ها (پارسی) در هم آمیخت. این زبان «پارسی باستان» نامیده می شود که از آن تنها سنگ نوشته های دوره هخامنشی باقی مانده است و به گروه زبان های ایرانی جنوبی و غربی تعلق دارد. فارسی باستان تا پایان دودمان هخامنشیان (سیصد سال پیش از میلاد) به عنوان زبان دربار و مردم رایج بود. در کنار پارسی باستان زبان دیگری بنام «زبان اوستایی» را داریم که ریشه اش در شمال شرق ایران باستان یعنی خراسان، افغانستان، ترکمنستان و سیستان است. خط و الفبای زبان اوستایی در دوره ساسانیان و بر پایه الفبای پهلوی آرامی و با استفاده از الفبا های دیگر ایجاد شده است. آثار موجود در این زبان و الفبای آن اساسا متون مذهبی هستند و در دوره ساسانیان و اوایل اسلام نوشته شده اند. دو زبان پارسی باستان و اوستایی مجموعا «زبان های ایرانی باستان» نامیده می شوند.

پارسی میانه که از سیصد سال پیش از میلاد تا میانه های قرن دهم (۹۵۰ م.) رایج بود، سه گونه داشت: یکم: پارسی میانه سنگ نوشته ها، دوم: پهلوی یا پهلوی کتابی (دبیره پهلوی) و سوم: فارسی میانه متون مانوی. هر سه گونه پارسی میانه، «زبان» یا بخاطر نزدیکی آنان به یکدیگر، «لهجه» هم نامیده شده است.

پارسی میانه جزو زبان های جنوبی و غربی ایرانی است. در شمال شرقی و شمال غربی ایران باستان زبان یا لهجه پارتی وجود داشت که بخاطر دولت اشکانیان (247 پ.م. تا 224 م.) «زبان اشکانی» هم نامیده شده  و شکل نوشتاری آن در سکه ها، سنگ نوشته ها و متون مانوی ثبت شده است. فارسی میانه جنوب و غرب ایران و پارتی شمال و شرق ایران به یکدیگر نزدیک و برای طرفین مکالمه قابل فهم بودند و در نهایت در دوره ساسانیان در یکدیگر ادغام گردیده اند. ترکیب این دو که تبدیل به زبان رسمی ساسانیان شده، «پهلوی» نام دارد. ریشه واژه پهلوی از دوره پارت ها و اشکانیان است. اما بعد از غلبه اردشیر بر اشکانیان و تاسیس دولت ساسانی در سال 224 این دو لهجه که حتی در آن موقع هم به یکدیگر نزدیک بودند، در یکدیگر ادغام شدند، تا جایی که «پهلوی» نام زبان واحد دولت ساسانی شد. از نظر خط و فرق های مختصر لهجه ای که هنوز باقی بود، خط و لهجه پهلوی در جنوب-غربی «پارسیک» یا «پهلوی ساسانی» نامیده میشد، در حالی که خط و لهجه پهلوی شمال-شرقی و غربی «پهلویک» نام داشت، اگر چه این دو مشابه یکدیگر بودند. اما مشخصات زبانی این گروه با زبان های ایرانی شرقی خوارزمی، سُغدی و سکایی کاملا فرق داشت و درک متقابل میان گویشوران این دو گروه سخت بود. ویژگی های زبان های ایرانی بلخی باستان که از بین رفته و اوسِتی (از گروه سکایی-سارماتی) هنوز روشن نشده است.

فارسی معاصر محصول تلفیق و امتزاج فارسی میانه (ترکیبی از مادی، پارسی و دیرتر پارتی) با زبان عربی و جذب عناصر گوناگونی از دیگر زبان ها و لهجه های ایرانی است. طبق گروه بندی گرنوت ویندفور  که تقریبا همه زبان ها و لهجه های ایرانی کنونی را تقسیم بندی کرده، فارسی معاصر گروهی در داخل «زبان های ایرانی جنوب غربی» است. زبان های دیگری مانند کردی، زازاکی، تاتی-آذری باستان، تالشی، بلوچی، کردی، گیلکی، مازندرانی، سمنانی، یغنابی و پامیری همه جزو زبان های ایرانی هستند، اما شامل گروه فارسی معاصر نیستند. شیوه گروه بندی زبان های معاصر ایرانی و تحول تاریخی آنان می تواند طبق تشخیص هر دانشمند زبانشناس و ایرانشناس کمی فرق کند. اما این گروه بندی ها کم و بیش مشابه همدیگر هستند. گرنوت ویندفور از معروفترین ایران شناسان معاصر، زبان های ایرانی باستان، میانه و معاصر را چنین تقسیم بندی کرده است (2):

ایرانی باستان

جنوب غربی: پارسی باستانمرکزی: اوستائی

شمال غربی: مادی (اونوماستیک)

شمال شرقی: سکائی (اونوماستیک)

ایرانی میانه

ایرانی میانه غربی

جنوب غربی: پارسی میانه (یا پارسی پهلوی)

شمال غربی: اشکانی (پارتی و یا پهلوی اشکانی-مادی)

ایرانی میانه شرقی

بلخی (باکتریائی)

سُغدی

خوارزمی

خُتنی و تومُشگی

سکائی و سارماتی میانه

ایرانی معاصر

ایرانی غربی

ایرانی شمال غربی، دسته نخست

گروه زاگرس علیا و فلات مرکزی

-زازاکی، دیمیلی

-کردی

= شمالی (کرمانجی)

=کردی مرکزی (سورانی)

=کردی جنوبی و جنوب غربی

-گورانی

-گروه اورامان (هاورامان)، حوزه کرمانشاه

-بجلانی، حوزه موصل (عراق)

ایرانی شمال غربی،دسته دوم

گروه تاتی (یا آذری)

گروه تاتی شمالی

– هرزنی، امروزه در گلین قیه، میان مرند و جلفا

– لهجه های دیزمار:اساسا روستای کرینگان و حسنو، اهر

گروه تالشی

-تالشی شمالی، آستارا و سواحل جمهوری آذربایجان

-تالشی مرکزی: اسالم هشتپر و سواحل خزر در شمال غرب ایران

– تالشی جنوبی: شاندرمن، ماسال، ماسوله

لهجه های خلخال،آذربایجان شرقی

– شاهرود: شال، کلور، لرد

– خورش رستم

– کئجل

لهجه های طارمی

– لهجه های طارم علیا، زنجان: هزاررود، سیاوند

– لهجه های رودبار، گیلان

لهجه های خوئین و زنجان

تاتی جنوبی

– لهجه های رامند قزوین، تاکستان

– لهجه اشتهاردی، کرج

لهجه های شمال و شمال شرق قزوین

– منطقه کوهپایه

– رودبار الموت

– لهجه های الموت

لهجه های الویر و ویدر،نزدیکی ساوه

لهجه های وفس،نزدیکی اراک

لهجه های دره سفیدرود، رودبار (گذار به زبانهای خزر)

ایرانی جنوب غربی

فارسی و گونه های آن

-فارسی

-فارسی تاتی و یا تاتی قفقاز (جنوب شرقی قفقاز)

-فارسی خراسانی

-گونه های دو سوی مرز ایران و افغانستان

-گونه های افغانی (شامل دری و کابلی)

-تاجیکی

گروه های فارسی زاگرس جنوبی و فارس

-لهجه های فارس

-شوشتری و دزفولی

-گونه های لُری

-سیوندی

-دوانی

گروه های دورتر از فارسی، لارستان و خلیج فارس

گروه خلیج

-بندری

-مینابی

-بشکردی

-کُمزاری (دو سوی تنگه هرمز)

ایرانی جنوب شرقی

لهجه های خوری با مشخصات کُردی در حوزه کویر

لهجه های بلوچی

لهجه های حوزه دریای خزر

-گالشی (گویش دامداران کوهستانی البرز)

-گیلکی

–طالقانی، تنکابنی

-مازندرانی (سابقا طبری)

-گرگانی (در قرن شانزدهم از بین رفته)

حوزه سمنان

-سنگسری، جزیره زبانی

-سمنانی، جزیره زبانی

-سُرخه ئی و لاسگردی و افتری، جزیره زبانی

ایرانی شرقی

گونه های پشتو

-پشتو

-پشتوی وانتسی، در جنوب شرقی

حوزه پامیر

پامیرشمالی

-یزغلامی و ونجی

-گروه شُغنانی-روشانی شامل شغنانی و بجووی، بروازی، روشانی، خوفی، برتنگی، روشوروی در منطقه پامیر تاجیکستان، افغانستان و پاکستان

– سریکُلی در ایالت شینجان -اویغور چین

گروه ایشقاشمی

-ایشقاشمی مرکزی

گونه های وَخی

-وخی (جزیره زبانی)

-یدغا و منجی

ایرانی جنوب شرقی

-پراچی

-اورموری

ایرانی شمالی

-یغنابی، شمال غربی تاجیکستان

-اوسِتی، قفقاز مرکزی

دو نکته

برای درک تحول زبان پس از گسترش اسلام در ایران و برآمدن فارسی معاصر از درون زبان پهلوی در دوره اسلامی، نمی توان یکی دو نکته دیگر را ناگفته گذاشت. اولا فارسی یک شاخه از خانواده بزرگ تر «زبان های ایرانی»، آن هم شاخه ای از گروه بزرگ تر «زبان های هند و ایرانی»  و آن هم شاخه ای از خانواده بزرگ «زبان های هند و اروپایی» است. در طبقه بندی های زبان شناختی علمی، گروه  زبان های ایرانی شامل زبان هایی مانند فارسی، پشتو، بلوچی، کردی، لُری، سُغدی یا زبان های قدیمی و از بین رفته ای مانند مادی، خوارزمی، بلخی، آذری و غیره می شود. اما به گفته ویندفور، از میان همه زبان ها و لهجه های کنونی ایرانی، تنها فارسی است که از دوره باستان تا دوره میانه و معاصر، موجودیتی مستمرو قابل ثبوت داشته است (1). نکته بعدی این است که عموما  زبان ها را باید در دو سطح مکانی و زمانی یعنی در مناطق گوناگون (گونه استاندارد، لهجه ها و گویش ها) و دوره های گوناگون (تکامل، تحول، آمیزش یا اضمحلال با گذر زمان) سنجید و بررسی کرد و در عین حال در این بررسی، گونه های مختلف کاربرد آن (شفاهی، کتبی، رسمی-اداری، ادبی، علمی، تجاری، مذهبی) را نیز در نظر داشت. 

بر پایه این قبیل یافته های علمی، تحول زبان فارسی را به سه مرحله تاریخی تقسیم می کنند: (الف) فارسی باستان که خود دو گونه پارسی باستان و اوستایی دارد، آغازش طبعا معلوم نیست و پایانش تقریبا همزمان با حملات اسکندر مقدونی و پایان دولت هخامنشیان (330 م.) است؛ (ب) فارسی میانه یا «پهلوی» که تقریبا از دوره اسکندر و سلوکیان و اشکانیان تا پایان ساسانیان در قرن هفتم میلادی ادامه داشته، و (ج) فارسی معاصر یا «دری» که همزمان با تصرف ایران از سوی اعراب، قبول اسلام و نفوذ همه جانبه زبان، فرهنگ و حتی خط عربی در قرن هفتم شروع می شود. 

این مقدمه کمی طولانی شد، اما بدون در نظر گرفتن این زمینه تاریخی، درک چگونگی برآمدن فارسی معاصر از درون فارسی میانه پس از قبول اسلام و آمیزش فارسی با عربی، امکان پذیر نیست. درباره این موضوع  مقالات بسیاری نوشته شده که اصولا باید ما را از تکرار مکررات بی نیاز می نمود. اما نظر به اینکه موضوع این کتاب شش قرن نخست اسلام در ماوراءالنهر و خراسان است و از طرف دیگر آغاز جدی نُضج و رواج فارسی معاصر در سده های نهم تا دوازدهم در ماوراءالنهر و خراسان بوده و از آنجا به بقیه ایران و حتی هند و آناتولی گسترش یافته، نمی توان از ذکر اشاره هایی کلی به این تحول مهم فرهنگی چشم پوشی نمود. با وجود این، سعی خواهیم کرد توجه اصلی خود را به ماوراءالنهر و همچنین جنبه های نا آشنا تر این تحول تاریخی معطوف کنیم.

زیرنویس ها:

(1) Windfuhr, G.: Dialectology and Topics, in Windfuhr, G.: The Iranian Languages, Routledge (UK,) 2009, pp. 5-42

(2) همانجا

(3) اُنوماستیک در اینجا به معنی زبانی بدون ثبوت نوشتاری و تنها تعریف شده بر پایه اسامی خاص

(ادامه دارد)



دسته‌ها:ماوراءالنهر و اسلام, رنگارنگ