کتاب «ریگ آمو» منتشر شد

کتاب «ریگ آمو – ایرانیان و ترکان ماوراءالنهر از اسلام تا حمله مغول» به قلم عباس جوادی (263 ص) از سوی «نشر مهری» منتشر شد. جزئیات پخش و فروش این کتاب را از تارنمای «نشر مهری» (این لینک) می توان به دست آورد. در زیر ابتدا فهرست مطالب کتاب و سپس پیشگفتاری را خواهید دید که دوست دانشمند من، مورخ، پژوهشگر، نویسنده و مترجم معروف تاریخ و ادبیات ایران ویلم فلور برای این کتاب نوشته است.

پیشگفتار ویلم فلور


موضوع مورد توجه اصلی این کتاب، دوره تعیین کننده میان شکست ایران ساسانی در سال 650 م. و سقوط پایتخت خلافت عباسی یعنی بغداد در سال 1258 است. مولف کتاب به درستی این دوره را «بنیادین» یا «کلیدی» می نامد، زیرا تحولاتی که در این دوره رخ داد، تاثیری دراز مدت بر زبان، دین و دولت داری در سرتاسر این منطقه از ماوراءالنهر تا «لوانت» در سواحل دریای مدیترانه به جای گذاشت. یک دلیل این مدعا در آن است که سقوط امپراتوری ساسانی نه فقط تغییر حاکمان، بلکه پایان یک دوره تاریخی به معنای واقعی کلمه بود. پیروزی اعراب بر ایران ساسانی تنها یک تغییر ساده رژیم به شمار نمی رفت، بلکه در نتیجه آن، وضع سیاسی، دینی، قومی، زبانی، فرهنگی و کشاورزی این سرزمین ها متحول شد. به طور خلاصه، فتوحات عرب نقطه عطفی بود که از نظر تحولات سده های بعدِ ماوراءالنهر، ایران و اسلام پیامد های گسترده و دراز مدتی در این زمینه ها داشت. جالب اینکه خاستگاه  اصلی عوامل و نیروهایی که باعث اینهمه تغییرات گردیدند، نه چندان مرکز امپراتوری ساسانی، بلکه بخصوص خراسان بزرگ یعنی ماوراءالنهر، شمال شرقی ایران و شمال غربی افغانستان بود.

عباس جوادی با هدف آشنا نمودن خواننده کتاب با عناصر اصلی مورد بحث این اثر، ابتدا به توضیح و تعریف جغرافیا، زبان ها و مردمان امپراتوری ایران در پایان دوره ساسانیان می پردازد، تا خوانندگان با چهارچوب تحولات بعد از سال 650 آشنا شوند. در اینجا به ولایات و مردم شهری و یکجانشین ماوراءالنهر (سُغد، خوارزم و بلخ) توجه ویژه ای شده است، زیرا در شمال این سرزمین ها دشت هایی قرار داشتند که از آنجا نخست قبایل «ایرانیک» (ایرانی) و بعدها قبایل «تُرکیک» (ترک) به سوی جنوب سرازیر شدند. در واقع خراسان بزرگ برای مدت قابل توجهی تحت فشار تهاجم چینی ها و ترکان قرار داشت. خطر نفوذ چینی ها پس از شکست آنان در نبرد تالاس در سال 751 پایان یافت.

مولف کتاب به شرح فتوحات عرب بخصوص در خراسان بزرگ می پردازد که سرگذشت مفصل آن را می دانیم. او سپس مقاومت حاکمان ایرانیک بومی این سرزمین و متفقین «تورگش» آنان را توصیف می کند. ورود ترکیک زبانان به سرزمین های ایرانی ماوراءالنهر تصادفا و یک شبه انجام نپذیرفت. این، روندی طولانی، پر پیچ و تاب و همراه با اختلاط نژادی و قومی بود. در واقع در قرن ششم که ترکان شمال در این منطقه به قدرت رسیدند، سغدیان ایرانیک با آنها درآمیختند. زبان های ترکیک در آن دوره دیگر بر آسیای مرکزی حاکم شده بودند. این هم نشان می دهد که چرا فدراسیون تورگش که باقیمانده ای از ترکان غربی بود، به طور فزاینده ای قیام های حاکمان ایرانیک خراسان بزرگ بر ضد اشغالگران عرب اموی را حمایت می نمود. سرکوب بیرحمانه این مقاومت از سوی امویان به پیروزی عباسیان انجامید که مورد پشتیبانی سپاهیان ایرانیک خراسانی بودند. بدین ترتیب در سال 750 عباسیان با فتح خلافت، جایگزین امویان شدند و پایتخت را از دمشق به بغداد منتقل نمودند. قبول نظام دولت داری، علوم و فرهنگ ایرانی از طرف عباسیان و همچنین ترجمه آثار یونانی، پهلوی و سانسکریت سرآغاز دوران طلایی دانش در اسلام گردید. عباسیان در رفتار خود با حاکمان بومی ایرانیک، تعامل و تساهل بیشتری از خود نشان دادند. حاکمان بومی و بخصوص سامانیان به جمع آوری غلامان از میان قبایل ترکیک پرداختند و این غلامان نیز به نوبه خود برای خدمت نظامی وارد صفوف سپاهیان خلیفه شدند. هر دوی این تحولات یعنی برقراری حکومت عباسیان و آمدن ترکان باعث تسریع قبول اسلام شد که اسلامی ماوراءالنهری  و تحت تاثیر باورها و آداب و رسوم ایرانی بود. برای نمونه، ترکیک زبانان بجای کاربرد تعابیر مذهبی عربی (مانند الصلاة، الصوم و الرسول)، معادل های فارسی آن (نماز، روزه، پیغمبر) را به کار گرفتند.

تا سال 900 حاکمیت عباسیان بر سرزمین های ایرانی تضعیف شد و بدین ترتیب حاکمان مستقل بومی و ایرانی (طاهریان، سامانیان، آل بویه و غیره) بر سر کار آمدند. پس از سال 1000 دودمان های ترکیک جایگزین سلسله های ایرانیک شدند و این وضع منتج به تحولات بزرگ زبانی، فرهنگی و سیاسی گردید. غزنویان و قراخانیان که از هر نظر نخستین سلسله های ایرانی-ترکیک بودند، فرهنگ و زبان فارسی و همچنین ترکیک را تشویق نمودند. این، دوره شکوفایی زبان، شعر و ادبیات دری یا فارسی معاصر بود.

اما عباس جوادی به شرح این تحولات بسنده نمی کند، بلکه موضوعات مختلفی را که در رابطه با این تحولات و اهمیت و معنای آنان مطرح شده اند به بحث می گذارد. مثلا دوره شکوفایی علم و ادب در زمان خلافت مامون و جانشینان او را چگونه باید نامید: دوره طلایی اعراب یا دوره طلایی زبان عربی؟ در اینجا موضوع بر سر آن است که اگرچه اکثر دانشمندان برجسته اسلامی اصالتا ایرانی (و غالبا از خراسان بزرگ) بودند و اغلب آثار خود را به عربی نوشته اند، اما این آثار در نهایت به نوعی منتج به پایان حاکمیت اعراب شده است. بعد ها شاهد چند دانشمند ترکیک هم می شویم که شاید هم محصول اختلاط قدیمی خانواده های تورگش و سغدی بودند. برخی از آنها آثاری به ترکیک نوشته اند. مولف این کتاب به نقش این گروه از دانشمندان ترکیک بی توجهی نمی کند، اما در عین حال به نقاط ضعف نویسندگان معاصری هم اشاره می نماید که در باره نقش این گروه از دانشمندان ترکیک مبالغه می کنند.  
نویسنده کتاب حاضر همچنین از این تشخیص خود می گوید که از سال 800 تا 1000 حاکمان دنیوی و بوروکرات ها رشته امور سرزمین های ایرانی را در دست خود داشتند، اما از سال 1000 به بعد غالبا علمای مذهبی نقش رهبری افکار عمومی جامعه را بر عهده گرفتند و این تحولات، پیامدهایی جدی برای جامعه، فرهنگ و علم در ایران به دنبال داشت.

عباس جوادی کتاب حاضر را به سبکی ساده نوشته است تا خوانندگان غیرحرفه ای نیز با این موضوع آشنا شوند که دین، فرهنگ، زبان و آداب و رسوم ایرانیان بعد از سال 650 چرا و چگونه تغییر یافت و به صورتی درآمد که امروزه شاهد آن هستیم. اما او در این رهگذر موضوعات جدی مورد بحث کتاب را به سطحی ابتدایی  تقلیل نمی دهد. در پایان کتاب حاضر فهرستی از منابع اصلی مورد استفاده مولف آورده شده است که می تواند برای کسانی که به تفصیلات بیشتر علمی علاقمند هستند، مفید باشد. اما با تالیف و نشر این اثر جالب، علاقمندان می توانند حتی بدون مطالعه همه آن آثار علمی و گاه پیچیده به چند و چون تحولات این دوره مهم تاریخی پی ببرند.  یقین دارم که کتاب حاضر خوانندگان خود را به آموزش بیشتر این و دیگر موضوعات مهم تاریخی تشویق خواهد نمود.

ویلم فلور بلکه در نتیجه آن، وضع سیاسی، دینی، قومی، زبانی، فرهنگی و کشاورزی این سرزمین ها متحول شد. به طور خلاصه، فتوحات عرب نقطه عطفی بود که از نظر تحولات سده های بعدِ ماوراءالنهر، ایران و اسلام پیامد های گسترده و دراز مدتی در این زمینه ها داشت. جالب اینکه خاستگاه  اصلی عوامل و نیروهایی که باعث اینهمه تغییرات گردیدند، نه چندان مرکز امپراتوری ساسانی، بلکه بخصوص خراسان بزرگ یعنی ماوراءالنهر، شمال شرقی ایران و شمال غربی افغانستان بود.

عباس جوادی با هدف آشنا نمودن خواننده کتاب با عناصر اصلی مورد بحث این اثر، ابتدا به توضیح و تعریف جغرافیا، زبان ها و مردمان امپراتوری ایران در پایان دوره ساسانیان می پردازد، تا خوانندگان با چهارچوب تحولات بعد از سال 650 آشنا شوند. در اینجا به ولایات و مردم شهری و یکجانشین ماوراءالنهر (سُغد، خوارزم و بلخ) توجه ویژه ای شده است، زیرا در شمال این سرزمین ها دشت هایی قرار داشتند که از آنجا نخست قبایل «ایرانیک» (ایرانی) و بعدها قبایل «تُرکیک» (ترک) به سوی جنوب سرازیر شدند. در واقع خراسان بزرگ برای مدت قابل توجهی تحت فشار تهاجم چینی ها و ترکان قرار داشت. خطر نفوذ چینی ها پس از شکست آنان در نبرد تالاس در سال 751 پایان یافت.

مولف کتاب به شرح فتوحات عرب بخصوص در خراسان بزرگ می پردازد که سرگذشت مفصل آن را می دانیم. او سپس مقاومت حاکمان ایرانیک بومی این سرزمین و متفقین «تورگش» آنان را توصیف می کند. ورود ترکیک زبانان به سرزمین های ایرانی ماوراءالنهر تصادفا و یک شبه انجام نپذیرفت. این، روندی طولانی، پر پیچ و تاب و همراه با اختلاط نژادی و قومی بود. در واقع در قرن ششم که ترکان شمال در این منطقه به قدرت رسیدند، سغدیان ایرانیک با آنها درآمیختند. زبان های ترکیک در آن دوره دیگر بر آسیای مرکزی حاکم شده بودند. این هم نشان می دهد که چرا فدراسیون تورگش که باقیمانده ای از ترکان غربی بود، به طور فزاینده ای قیام های حاکمان ایرانیک خراسان بزرگ بر ضد اشغالگران عرب اموی را حمایت می نمود. سرکوب بیرحمانه این مقاومت از سوی امویان به پیروزی عباسیان انجامید که مورد پشتیبانی سپاهیان ایرانیک خراسانی بودند. بدین ترتیب در سال 750 عباسیان با فتح خلافت، جایگزین امویان شدند و پایتخت را از دمشق به بغداد منتقل نمودند. قبول نظام دولت داری، علوم و فرهنگ ایرانی از طرف عباسیان و همچنین ترجمه آثار یونانی، پهلوی و سانسکریت سرآغاز دوران طلایی دانش در اسلام گردید. عباسیان در رفتار خود با حاکمان بومی ایرانیک، تعامل و تساهل بیشتری از خود نشان دادند. حاکمان بومی و بخصوص سامانیان به جمع آوری غلامان از میان قبایل ترکیک پرداختند و این غلامان نیز به نوبه خود برای خدمت نظامی وارد صفوف سپاهیان خلیفه شدند. هر دوی این تحولات یعنی برقراری حکومت عباسیان و آمدن ترکان باعث تسریع قبول اسلام شد که اسلامی ماوراءالنهری  و تحت تاثیر باورها و آداب و رسوم ایرانی بود. برای نمونه، ترکیک زبانان بجای کاربرد تعابیر مذهبی عربی (مانند الصلاة، الصوم و الرسول)، معادل های فارسی آن (نماز، روزه، پیغمبر) را به کار گرفتند.

تا سال 900 حاکمیت عباسیان بر سرزمین های ایرانی تضعیف شد و بدین ترتیب حاکمان مستقل بومی و ایرانی (طاهریان، سامانیان، آل بویه و غیره) بر سر کار آمدند. پس از سال 1000 دودمان های ترکیک جایگزین سلسله های ایرانیک شدند و این وضع منتج به تحولات بزرگ زبانی، فرهنگی و سیاسی گردید. غزنویان و قراخانیان که از هر نظر نخستین سلسله های ایرانی-ترکیک بودند، فرهنگ و زبان فارسی و همچنین ترکیک را تشویق نمودند. این، دوره شکوفایی زبان، شعر و ادبیات دری یا فارسی معاصر بود.

اما عباس جوادی به شرح این تحولات بسنده نمی کند، بلکه موضوعات مختلفی را که در رابطه با این تحولات و اهمیت و معنای آنان مطرح شده اند به بحث می گذارد. مثلا دوره شکوفایی علم و ادب در زمان خلافت مامون و جانشینان او را چگونه باید نامید: دوره طلایی اعراب یا دوره طلایی زبان عربی؟ در اینجا موضوع بر سر آن است که اگرچه اکثر دانشمندان برجسته اسلامی اصالتا ایرانی (و غالبا از خراسان بزرگ) بودند و اغلب آثار خود را به عربی نوشته اند، اما این آثار در نهایت به نوعی منتج به پایان حاکمیت اعراب شده است. بعد ها شاهد چند دانشمند ترکیک هم می شویم که شاید هم محصول اختلاط قدیمی خانواده های تورگش و سغدی بودند. برخی از آنها آثاری به ترکیک نوشته اند. مولف این کتاب به نقش این گروه از دانشمندان ترکیک بی توجهی نمی کند، اما در عین حال به نقاط ضعف نویسندگان معاصری هم اشاره می نماید که در باره نقش این گروه از دانشمندان ترکیک مبالغه می کنند.  
نویسنده کتاب حاضر همچنین از این تشخیص خود می گوید که از سال 800 تا 1000 حاکمان دنیوی و بوروکرات ها رشته امور سرزمین های ایرانی را در دست خود داشتند، اما از سال 1000 به بعد غالبا علمای مذهبی نقش رهبری افکار عمومی جامعه را بر عهده گرفتند و این تحولات، پیامدهایی جدی برای جامعه، فرهنگ و علم در ایران به دنبال داشت.

عباس جوادی کتاب حاضر را به سبکی ساده نوشته است تا خوانندگان غیرحرفه ای نیز با این موضوع آشنا شوند که دین، فرهنگ، زبان و آداب و رسوم ایرانیان بعد از سال 650 چرا و چگونه تغییر یافت و به صورتی درآمد که امروزه شاهد آن هستیم. اما او در این رهگذر موضوعات جدی مورد بحث کتاب را به سطحی ابتدایی  تقلیل نمی دهد. در پایان کتاب حاضر فهرستی از منابع اصلی مورد استفاده مولف آورده شده است که می تواند برای کسانی که به تفصیلات بیشتر علمی علاقمند هستند، مفید باشد. اما با تالیف و نشر این اثر جالب، علاقمندان می توانند حتی بدون مطالعه همه آن آثار علمی و گاه پیچیده به چند و چون تحولات این دوره مهم تاریخی پی ببرند.  یقین دارم که کتاب حاضر خوانندگان خود را به آموزش بیشتر این و دیگر موضوعات مهم تاریخی تشویق خواهد نمود.
 
ویلم فلور






دسته‌ها:ماوراءالنهر و اسلام, رنگارنگ