زبان و سرزمین مادها

در ابتدا تکرار چکیده کوتاهی از آنچه که می دانیم، دور از فایده نیست. زبان های باستانی ایران که تا سیصد، چهار صد سال پیش از میلاد به کار می رفتند، به دو گروه تقسیم می شوند. گروه نخست عبارت از زبان اوستایی آثار زرتشتی و زبان پارسی باستان دوره هخامنشیان است که از هر دو آثار نوشتاری وجود دارد . گروه دوم شامل زبان مادها (مادی) و زبان سکا ها (سکایی) می شود که از شمال خزر در روسیه جنوبی تا اوکراین به صورت قبایل غالبا کوچ نشین می زیستند. از گروه دوم، چه ماد ها و چه سکاها، آثار نوشتاری باقی نمانده و یا وجود نداشته است. تنها واژه ها و نام هایی در آثار ثانوی پارسی باستان و اوستایی و همچنین زبان های دیگر، بخصوص یونانی به یادگار مانده که برپایه بررسی و تحلیل زبان شناسان و مورخین بایستی به این دو زبان یعنی مادی و سکایی تعلق داشته باشند.

از میان این زبان ها تنها پارسی باستان است که پس از هخامنشیان تا ظهور اسلام به صورت «فارسی میانه» و بعد از اسلام به صورت فارسی معاصر یا «دری» ادامه یافته است، تحولی که به گفته زبان شناسان تاریخی به طور قابل اثباتی نشان دهنده روند تاریخی یک زبان اساسا واحد است.[1] این در حالی است که زبان اوستایی با همه لهجه ها و گونه های تاریخی به عنوان زبان کاربردی از میان رفته، اما آثاری از آن هنوز در میان موبدان زرتشتی قابل مشاهده است. از سوی دیگر زبان ماد ها در زبان پارسی مستحیل شده و خود از بین رفته و زبان سکایی نیز از بین رفته و احتمالا زبان های بعدی سُغدی (یغنابی کنونی در تاجیکستان) و آلانی (اوسِتی کنونی در شمال قفقاز) از باقیمانده های تحول یافته برخی شاخه های زبان و دقیق تر بگوییم: زبان های باستانی سکایی هستند.

در این فصل می خواهیم اساسا در باره ماد ها صحبت کنیم.

زبان

نخستین آثار تاریخی که به طور واضح از پارسی ها و مادها صحبت می کنند، سنگ نوشته های آشوری حدودا مربوط به سال های 850 پ.م. است. در آنجا از میان این دو گروه توجه بیشتری به مادها شده که دلیل آن احتمالا نزدیک تر بودن جغرافیایی مادها (در مقایسه با پارسی ها) به سرزمین آشوری ها بوده است. به نظر اغلب دانشمندان، این نیز نشان می دهد که ماد ها (و تا حدودی پارسی ها) کم و بیش در این دوره در غرب ایران کنونی و در همسایگی آشور یعنی در عراق و آناتولی کنونی پیدا شده اند و ثانیا این اقوام و زبان های مادی و پارسی قبل از آمدن این مردمان ایرانی زبان، یعنی حدودا سه هزار سال پیش، در غرب ایران کنونی موجود نبودند[2]. به هر تقدیر آنچه که روشن است این است که «مادی یک زبان شمال غربی ایرانی است»[3].

استرابو، مورخ یونانی (63 پ.م. – 23 م.)،  لهجه ایرانی گورانی را نزدیک به زبان مادی خوانده است[4]. مورخین و زبان شناسان معاصر مانند مینورسکی این لهجه ایرانی را که از کُردی معاصر فرق می کند، زبان قوم اصلی ساکن در کوهستان های شمال جاده بغداد-کرمانشاه و اورامانات شمرده اند.[5]   برخی زبان شناسان دیگر مانند هِنینگ و ویندفور در گویش های سواحل دریای خزر ، تاتی و تالشی شمال غرب ایران و همچنین هرزنی و گلین قیه ای که تا مدت کوتاهی پیش هنوز در برخی نواحی دور افتاده آذربایجان رایج بودند، ادامه همان ویژگی های زبان شناختی مادی باستان را تشخیص داده اند که در زازا و گورانی هم یافت می شوند.[6] حتی به نظر گئورگ مورگنستیرنه، زبان شناس نروژی، گویش سیوَندی را که در شمال شیراز (شهرستان مرودشت) رایج است، می توان بازمانده ای از یک لهجه از زبان های مادی به حساب آورد.

چادرنشین یا یکجا نشین؟

آیا پارسی ها و ماد ها زمانی که به غرب ایران رسیده و در این سرزمین ها مسکون شدند، هنوز کوچ نشین بودند؟ در اینجا تصویر مختلطی از تاریخ در پیش چشم خود داریم. منابع آشوری از آنان گاه به عنوان «راهزنان سرگردان در دشت ها و کوه ها» و «اعراب صحرایی» و گاه «اعیان شهر ها» سخن گفته اند. چند دانشمند معاصر به این نتیجه رسیده است که «شهرها، روستا ها و قلعه ها ویژگی اصلی طبیعت حوزه کوه های زاگرس و بخصوص ماد بوده است.»[7]   بالاخره، اُسوالد سمرنی، زبان شناس مجاری، بر آن است که اگرچه ماد ها و پارسی ها در اصل کوچ نشین بودند،  اما پس از کوچ از آسیای مرکزی و رسیدن به غرب ایران، یکجا نشین شدند.[8]

سرزمین

حدود جغرافیایی ماد هرگز دقیق و ثابت نبوده و در طول تاریخ پیوسته تغییر یافته است. به نظر ران صادوق از دانشگاه تل آویو، در مکاتبات سلطنتی آشوری (1000 تا 600 پ.م.)  سرزمین مادها به بخش های شمال غربی، غربی، مرکزی و شرقی تقسیم می شد.[9]می توان قبول نمود که آذربایجان، کردستان، لرستان و فلات مرکزی ایران شامل اصفهان تا ری (تهران) و سواحل خزر شامل سرزمین ماد بوده است. بسیاری از جاینام های سرزمین ماد که در منابع آشوری دیده می شود، امروزه قابل شناسایی و گمانه زنی نیست. شاید به همین دلیل هم هست که مرزهای غربی ماد در شمال عراق و شرق آناتولی کنونی چندان روشن نیست، اما بدون شک این مرزها در شرق آشور  بوده است.

منابع بعدی یونانی و حتی پارسی باستان اطلاعات دقیق تری در باره سرزمین های شرقی تر ماد به دست می دهند. پولیبیوس (حدود 200-118 پ.م.)، مورخ عصر هلنیستی یونان، مرزهای شرقی ماد را چنین توصیف کرده است: «بیرون از مرز شرقی ماد، صحرایی هست که بین دو سرزمین پارس و پارت قرار دارد. (ماد، م.) ناظر و حاکم بر به اصطلاح دروازه های کاسپی (دریای خزر، م.) است و تا کوه های تاپیری ادامه دارد که از دریای هیرکانی (خزر، -م.) چندان دور نیستند.»[10]  ایزیدور خاراکسی، جغرافیادان رومی-یونانی اوایل قرن یکم میلادی در اثر خود «منزلگاه های پارتی»، پس از شرح ماد سُفلی (نزد بین النهرین) و ماد عُلیا (با مرکزیت اکباتان تاریخی یا همدان کنونی) به «مدیا راگیانا» یا «ماد ری» روی می آورد و ری را «بزرگ ترین شهر ماد» می خواند.[11] با این ترتیب روشن می شود که چرا تعیین یک شهر یا ولایتی اصلی یا مرکزی مانند اکباتان یا تیسفون که گویا مدتی «پایتخت» امپراتوری ماد نیز بوده، عملا غیر ممکن و نادرست  است.

(ادامه دارد)


زیرنویس ها:

[1] Schmitt, R.: Die iranischen Sprachen der Geschichte und Gegenwart, Wiesbaden 2000, 21-42

Windfuhr, G.: Dialectology and Topics, in Windfuhr, G.: The Iranian Languages, Routledge, 2009, 5-42

[2] از نظر بحث های تاریخی جالب است بدانیم که تا قرن نوزدهم برخی دانشمندان غربی مانند راولینسون و نوریس بر آن بودند که شاید قبل از ایرانی زبانان پارسی و مادی، برخی گروه های سکایی/تورانی زبان در این سرزمین های غربی ایران حضور داشته اند که در متن سکایی/ایلامی بیستون نیز قابل مشاهده است، اما بعدا این گروه ها در اقوام مادی و پارسی استحاله یافته اند (ن. پاتس، 67).

[3] Schmitt: Die Sprache der Meder, 26

[4] Strabo: Geography. 11.14.14

[5] Minorsky, V.: „Guran,“ BSOAS 11 (1943), 75-76. Also: Minorsky, V.: “The tribes of Western Iran,” in: JRAI 75, 1945, 79

[6]  Henning, W. B.: “The ancient language of Azerbaijan, in: TPS, 1954, 157-177. Also: Windfuhr, G.: “Isoglosses: A sketch on Persians and Parthians, Kurds and Medes,” in: Monumentum H. S. Nyberg II, Acta Iranica 5, Brill, Leiden, 1975, 468.:

هر دو دانشمند به مشترکات میان اورامانی و زبان های تالشی، تاتی و گویش های دیگری که تا مدتی پیش مثلا در هرزن و گلین قیه آذربایجان رایج بودند و همچنین گویشوران زازا که ظاهرا از این سرزمین ها به آناتولی در غرب این سرزمین ها نقل مکان کرده اند، اشاره می نمایند.

[7] Lanfranchi, G.B. et al: „Afterward,” in: Continuity of empire (?): Assyria, Media, Persia, 2003, 400

[8] Szemerneyi, O.: Scripta Minora I, 1991,17

[9] Zadok, R.: The ethno-linguistic character of north-western Iran and Kurdistan in the Neo-Assyrian period, 2002, 89-151

[10] Polybius: Histories, 5, 44, 5

[11] Isidore of Charax: Parthian Stations, 7, 7, translated and commented by W. H. Schoff, Philadelphia 1914



دسته‌ها:ماد و آتروپاتن, اقوام و قبایل, تاریخ