تاریخ مختصر آتروپاتن

منبع: آنسیکلوپدی تاریخ جهان، ج… 2، مسکو 1956، به نقل از ویکی پدیا

در نوشتن تاریخ مختصر آتروپاتن مشکلات بسیاری وجود دارد که نمیتوان و نباید نادیده گرفت. مشکل یکم آن است که در این مورد منبع اصلی اطلاعات کنونی ما تنها چند مورخ یونانی است. دوم: مدتی پس از مرگ اسکندر و تقسیم امپراتوری وی (و از جمله ماد و ماد کوچک یعنی آتروپاتن) ظاهرا منابع یونانی هم به ادامه شرح تاریخ آتروپاتن یعنی گوشه شمال غربی ماد بزرگ اهمیت چندانی نشان نداده اند. تنها پس از قدرت گرفتن امپراتوری روم و عملیات آن بر ضد سرزمین های سلوکیان (از جمله آناتولی، ایران و قفقاز) روایات تاریخی در مورد آتروپاتن نیز افزایش یافته اند. بدین ترتیب اگرچه از جانشینان آتروپاتن نام و فعالیت چند نفر تا حدی روشن است، نام چندین نفر در تسلسل این دودمان مجهول باقی مانده، تا جایی که به یقین نمی توان گفت کدام شخص با کدام مشخصات و در چه تاریخی جانشین کدام شاه شده و آیا آنها از یک دودمان بوده اند، یا نه. طوری که می دانیم، مجهول بودن نام برخی پادشاهان در مورد سلسله اشکانیان پارتی نیز صادق است. حال با در نظر گرفتن روابط نزدیک و حتی خانوادگی اشکانیان با دودمان آتروپاتن و همچنین هر دو دودمان متوالی ارمنستان (اروندیان و آرتاشسیان و اشکانیان ارمنی) تشخیص گاهشمار حکومت آتروپاتیان نیز هنوز کاملا روشن نیست. با اینهمه، سعی خواهیم کرد بر پایه همان اطلاعات کم و اغلب ناکامل، نظری به آغاز تا پایان دولت محلی و نیمه مستقل آتروپاتن بیندازیم که آذربایجان و بخش قابل توجهی از کردستان ایران را در بر گرفته بود.

گفتیم که پس از مرگ اسکندر در سال 323 پ.م.، امپراتوری وسیع او در بابل بین فرماندهانش تقسیم شد. از ساتراپی های سابق هخامنشی در شمال غرب ایران، حکومت ساتراپ های محلی آتروپات (آتورپات) و دودمان او و همچنین ارمنستان (یرواند یا اروند دوم) و دودمان او که هر دو احتمالا قرابتی خانوادگی با هخامنشیان داشتند، (28) در حکومت خود ابقاء شدند. مابقی سرزمین ماد («ماد بزرگ») و دیگر متصرفات ایران هخامنشی نصیب یکی از فرماندهان اسکندر به نام سلوکوس گردید. سلوکیان حدود 240 سال حکومت راندند، اما حیطه قدرت آنان به تدریج کاهش یافت، تا اینکه حدود شصت سال پیش از میلاد باقیمانده پادشاهی سلوکیان توسط نیروی تازه نفس روم شکست خورد و از بین رفت. امپراتوری روم به سرعت تبدیل به پهناور ترین و نیرومندترین قدرت جهانی می شد.

زوال سلوکیان از ایران شروع شده بود. اشکانی های پارتی که اصالتا از شرق ایران (خراسان و ترکمنستان کنونی) برخاسته و در لشکرکشی های خود رو به سوی غرب ایران تاریخی گذاشته بودند، حاکمیت سلوکیان یونانی-مقدونی را در سرزمین های ایرانی درهم شکستند تا به گفته گیرشمن به دوره رواج و پیشرفت اقتصادی و آمیزش ایران و یونان پایان دهند و ایران را به «ایرانیت» دوره هخامنشی بازگردانند. (29)

یک لحظه زنجیره تحولات تاریخی در شمال غرب ایران را از حمله اسکندر مقدونی به ایران هخامنشی (331 پ.م.) تا حدود 550 سال بعد یعنی تاسیس دودمان ساسانیان در نظر بگیریم. این دوره از نگاه تاریخ آتروپاتن مهم است، زیرا دولت محلی آتروپاتن در آغاز این دوره تاسیس شده، در مرحله ای از دودمان اشکانیان (احتمالا در دوره مهرداد یکم اشکانی 171-139 پ.م.) استقلال محلی خود را از دست داده و به صورت بخشی از دولت اشکانی در آمده و همزمان با ساسانیان رسما به صورت یک ساتراپی و اگر دقیق تر بگوییم: «مرزبانی» یا استان امپراتوری ساسانی در آمده است.  سرخط تحولات مهم این دوره چنین است:

سقوط تدریجی جانشینان سلوکی اسکندر در ایران، تاسیس و تحکیم دولت اشکانیان (حدود 250 پ.م.)، کاهش نفوذ سلوکیان و افزایش نفوذ اشکانیان بر آتروپاتن، سقوط کامل سلوکیان در شرق آناتولی و خاورمیانه، عملا تبدیل آتروپاتن به ایالتی تابع ایران اشکانی (حدود 150 پ.م.)، اوج قدرت اشکانیان و برآمدن امپراتوری جدید روم  در همسایگی ایران اشکانی (حدود 60 پ.م.)، زوال اشکانیان و بر آمدن دودمان جدید ساسانیان در سال 224 میلادی و در نهایت تبدیل رسمی آتروپاتن (به پهلوی ساسانی: آدوربادگان و آذربایگان) به یک ساتراپی (مرزبانی) همانند دیگر ساتراپی های ساسانی.

به دنبال فروپاشی دولت هخامنشیان، کم و بیش همان حوادثی رخ داد که در پی فروپاشی امپراتوری های دیگر هم رخ داده است: رونق یافتن استقلال طلبی، بخصوص در سرزمین های حاشیه. آتروپاتن و ارمنستان دو نمونه بارز این روند بودند. خود اسکندر هرگز پا به آتروپاتن و ارمنستان نگذاشت. آتروپاتن به خاطر همکاری آتروپات با اسکندر تحت اشغال لشکریان مقدونی-یونانی در نیامد و در واقع «به حال خود رها شد،» اگرچه آتروپات و جانشینان او مراعات برتری دولت قدرتمند سلوکیان را می نمودند. به نظر برخی از مورخین معاصر علت اصلی این بی توجهی به شمال غربی ایران می تواند در آن بوده باشد که از نگاه اسکندر و سلوکیان، این منطقه از نظر «استراتژیک» مثلا در مقایسه با بین النهرین یا خراسان (که بر سر راه تجارت با چین بود) اهمیت چندانی نداشت.

از سوی دیگر برخی از فرماندهان سلوکی کوشش به فتح ارمنستان کردند، اما موفق نشدند، تا اینکه در آنجا نیز دودمان یرواندونیان (اروندیان) که از دوره هخامنشیان ساتراپی ارمنستان را برعهده داشتند، در مقام خود ابقاء گردیدند. 

شاهان آتروپاتن و ارمنستان هر دو خواهان استقلال بودند، اما به تمام معنا «مستقل» نبودند چرا که به عنوان دو دولت نسبتا کوچک و همسایه در میان قدرت های بزرگ و رقیب به یکدیگر (ابتدا هخامنشی و در پی آن اسکندر، سپس سلوکیان، اشکانیان و در نهایت رومیان و ساسانیان) ناچار به در پیش گرفتن آمیزه ای از مقاومت، گردنکشی و در عین حال مماشات و عقب نشینی با همه آنها شدند. همزمان، این دوره مملو از جزر و مد های متناوب سیاسی و نظامی میان خود این دو همسایه یعنی آتروپاتن و ارمنستان بود.

مورخ یونانی استرابو مینویسد که پس از چند سال آتروپات از فرمانبرداری سرکردگان یونانی سلوکی سرپیچی نموده، پادشاهی و سرزمین خود را مستقلا اداره نمود.(30) پادشاهان ارمنستان هم اگرچه در ابتدا ظاهرا اطاعت خود را نسبت به سلوکیان ابراز می داشتند، اما مدت کوتاهی بعد اروند دوم به گردنکشی فزاینده ای علیه حکمرانان سلوکی آغاز نمود و از جمله به حمایت شاهزادگان و اشراف محلی آناتولی بر علیه سلوکیان پرداخت. 

این، آغاز زوال حاکمیت مرکزی سلوکیان بود. در این دوره، حکومت های محلی از بابل تا اصفهان و پارس که تحت حکومت سلوکیان بودند، بیرق «استقلال» برافراشتند. این جنبش ها در نهایت به اضمحلال دولت یونانی سلوکیان و تاسیس دولت اشکانیان منجر شد که از شرق ایران آغاز شده، تا غرب یعنی آذربایجان و هگمتانه (همدان) گسترش یافت. تیسفون و همدان مهمترین پایتخت های اشکانیان بودند.

در دوره تزلزل و خلائی  که میان زوال سلوکیان تا قدرت گرفتن اشکانیان (حدود 250-200 پ.م.) به وجود آمده بود، جانشینان آتروپات توانستند احتمالا تا اوایل قرن دوم پ.م. نفوذ خود را در مناطق همسایه این دولت نسبتا تحکیم کنند. این، مدت کوتاهی قبل از برآمدن آنتیوخوس سوم، آخرین پادشاه بزرگ سلوکی (241-187 پ.م.) بود که می خواست روند زوال دودمان سلوکیان را متوقف کند. او به دنبال سرکوب ساتراپ مقدونی ماد بزرگ به نام «مولون» رو به سوی آتروپاتن گذاشت تا یکی از جانشینان آتروپات را نیز که منابع یونانی او را  «آرته بازان» نامیده اند، به اصطلاح «سر جای خود بنشاند.» اگر درستی گزارش های مورخین  یونانی مانند پولیبیوس را قبول کنیم که آرته بازان را «حاکم آتروپاتن و ارمنستان» نامیده بود، در آن دوره آتروپاتنی ها بر سرزمین های شمال ارس مانند آلبانیای قفقاز و حتی منطقه زیست کادوسی ها و همچنین سکاها در دامنه های کوه های قفقاز و سواحل دریای خزر نیز حکمفرما شده بودند. اما آرته بازان که به گفته منابع یونانی در دوره حمله آنتیوخوس بسیار پیر شده بود، به پادشاه سلوکی تسلیم گشته و در مقابل، حکومت آتروپاتن را حفظ نمود. 

ظاهرا آنتیوخوس سلوکی باید از پیروزی های موقتی خود در پارس و آتروپاتن بسیار غرّه شده و فراموش کرده باشد که او به هر حال پادشاه دودمانی در حال زوال و شکست است، در حالی که در غرب، ایتالیا و یونان، امپراتوری جدیدی شکل گرفته که در حال توسعه در چهار سوی دریای مدیترانه است: امپراتوری روم (یا «رُم»). 

شکست بزرگ آنتیوخوس در نبرد «ماگنسیا» یا مانیسای کنونی در آناتولی (190 پ.م.) راه را برای گسترش نفوذ روم در آناتولی و ارمنستان باز کرد. پس از شکست سلوکیان، پادشاهان آرتاشسی ارمنستان بر سر کار آمدند. آنها از دولت سلوکی جدا شده، تحت حمایت روم قرار گرفتند. حتی آرتاشس یکم  ابتدا با تکیه بر لشکریان روم بسیاری از سرزمین های آتروپاتن را تصرف نمود. اما از طرف دیگر مهرداد یکم اشکانی، معروف به مهرداد بزرگ (171-139/38) نیز این شکست آنتیوخوس سلوکی را فرصت مناسبی شمرده و به دنبال تحکیم قدرت دولت اشکانی در بلخ، آتروپاتن را نیز کاملا تحت تسلط و حاکمیت اشکانیان در آورد و به اشغال ولایات آتروپاتن از سوی ارامنه پایان بخشید. در دوره مهرداد یکم، ارمنستان و ایبریا (غرب گرجستان کنونی) و احتمالا آلبانیای قفقاز یعنی جمهوری آذربایجان کنونی نیز تبدیل به اقمار دولت اشکانی ایران شدند. 

تاریخ دقیق تحکیم قدرت اشکانیان در آتروپاتن و مستقیما وابسته شدن  حکومت محلی آن به دولت اشکانی معلوم نیست. با اینهمه می توان تخمین زد که این حادثه احتمالا در جریان عملیات جنگی مهرداد یکم برای فتح ماد از دست سلوکیان (و سپس نخستین پادشاهان آرتاشسی ارمنستان) و به هر تقدیر  «پس از سال 148 پ.م.» اتفاق افتاده است.

چنین به نظر می رسید که در این دوره با وجود تحکیم حاکمیت پارتی-اشکانی در این منطقه، دولت کوچک آتروپاتن هنوز از مقدار معینی خودمختاری برخوردار بوده است. از آن دوره به بعد حاکمان آتروپاتن با خانواده پادشاهی اشکانی اختلاط و وصلت بیشتری کرده اند. 

تا مدتی بعد منابع تاریخی اشاره ای به آتروپاتن نمی کنند. نخستین اشاره بعدی به آتروپاتن پس از مرگ مهرداد دوم اشکانی (88 یا 87 پ.م.) یعنی در دوره تیگران دوم، معروف به تیگران بزرگ، پادشاه کشور گشای  ارمنستان است. از جمله استرابو و پلوتارک نوشته اند که در این دوره لشکریان ارمنی دوباره وارد آتروپاتن شده و اکثر ولایات آن را که پیش تر اشکانیان گرفته بودند، تصرف نمودند. 

گزارش های تاریخی این دوره در باره آتروپاتن کم و در عین حال نا روشن است. مثلا دقیقا معلوم نمی شود که آتروپاتن در کدام تاریخ و چگونه از تصرف شاهان آرتاشسی ارمنستان خارج شده است. اما در این اطلاعات جسته و گریخته از کسی به نام «مهرداد، شاه آتروپاتن و داماد تیگران، شاه ارمنستان»، نام برده شده است که با فرزند ارشد تیگران متحد شده و ابتدا بر ضد لشکریان رومی در آناتولی جنگیده و دیرتر به جای پدرش فرهاد سوم اشکانی بر تخت پادشاهی اشکانی نشسته است. در صورت صحت این روایت، باید فرض را بر آن گذاشت که این مهرداد، همان مهرداد سوم اشکانی بوده است. در این میان روایاتی درباره پادشاهی کسانی با نام های داریوش، آرتاوازد و آریو بارزان به عنوان «شاهان ماد آتروپاتن» (یا فقط ماد) در منابع یونانی-رومی نوشته شده است.  در این روایات تاریخی همچنین از قلعه ای به نام «فراته» (فراآت، فراته، فراسپه، مشتق از «فراآت» به معنی فرهاد) به عنوان مرکز یا پایتخت ماد آتروپاتن (احتمالا در جنوب دریاچه ارومیه) سخن رفته است. 

مدتی بعد، در سال 65 پ.م. برخی منابع از حمله لشکریان روم به کسی به نام «داریوش، شاه ماد» (به گفته برخی منابع بعدی «شاه آتروپاتن») سخن گفته اند. مورخین یونانی و رومی توجه بیشتری به حمله رومیان (سال 36 پ.م.) تحت فرماندهی «مارکوس آنتونیوس» به دولت اشکانی نموده اند. در این حمله، رومیان مورد پشتیبانی آرتاوازد دوم، شاه ارمنستان، بودند. طبق همین منابع، در این نبرد «شاه آتروپاتن، آرتاوزد» هم  که تصادفا همنام شاه ارمنستان بوده، طرفدار اشکانیان بوده و در نتیجه رومسان از اشکانیان شکست خورده و از آتروپاتن عقب نشینی نموده اند. 

پس از شکست و عقب نشینی رومیان، دوره ای از رقابت های آشکار و پنهان، نزدیکی و خصومت، اتحاد و رویارویی های متغیر و نسبتا کوچک بین حاکمان اشکانی، آتروپاتن، ارمنستان و روم روایت شده و از پادشاهان آتروپاتن با نام های آرتاوازد، فرزند او آریون بارزان دوم و فرزند او آرتاوازد دوم سخن رفته است. معلوم نیست که آیا می توان همه حاکمان آتروپاتن را از دودمان آتروپات به شمار بیاوریم یا نه، زیرا سلسله دودمانی و نام و نسب شاهان آتروپاتن دقیقا معلوم نیست. اما اگر همه شاهان محلی آتروپاتن را از فرزندان و نوادگان آتروپات، ساتراپ ماد کوچک در دوره هخامنشیان و اسکندر بشماریم (که این، البته یک فرض است و نه یقین)، باید بگوییم که با کشته شدن آرتاوازد دوم، آخرین شاه آتروپاتن، حدود 20 سال پیش از میلاد، دودمان آتروپات که در اواخر هخامنشیان در آتروپاتن بر سر کار آمده بود، پس از حدود 330 سال کاملا منحل شده و شاهزادگان اشکانی به جای آنها شروع به حکومت بر آتروپاتن نموده اند. 

در دوره ساسانیان، آتروپاتن با نام پهلوی آتروپاتکان (و دیر تر آذربایگان) به عنوان یک ساتراپی یا «مرزبانی» ساسانی در آمد که به نام دولت شاهنشاه ساسانی  از طرف یک «مرزبان» یا ساتراپ اداره می شد. شاپور یکم ساسانی در سنگ نوشته کعبه زرتشت «آتورپاتکان» را در کنار پارت، پارس، ارمنستان، آسورستان و دیگر سرزمین های دور و نزدیک، جزو شهر های «ایرانشهر» شمرده است.

مرزهای آتروپاتن

آتروپاتن به غیر از موانع طبیعی مانند  رود ارس در شمال، رشته کوه های زاگرس در غرب و رشته کوه های البرز در شرق، مرزهای دقیق و ثابتی نداشت. حتی این موانع طبیعی نیز می توانست با تاثیر عوامل نظامی و سیاسی تغییر یابد. مرزهای حکومت های آتروپاتن وابسته به ضعف خود این حکومت ها و طبعا دولت های مجاور (سلوکیان، ارمنستان، اشکانیان و روم) متغیر بود، اما بنظر می رسد که تا برچیده شدن کامل خودمختاری آتروپاتن و تبدیل آن به یک ساتراپی «معمولی» اشکانی و سپس ساسانی، آذربایجان و کردستان ایران پیوسته شامل آتروپاتن بوده اند. 

به احتمال قوی گسترش نسبی آتروپاتن از اواخر هخامنشیان و بخصوص دوره حکومت آتروپات تا اوایل قرن دوم پ.م. ادامه داشته و به دنبال تسلیم آرته بازان که از جانشینان آتروپات بود، شروع به پسرفت نموده است. تا جایی که در این دوره زوال، برای نمونه، دریاچه ارومیه دیگر کاملا تحت کنترل آتروپاتن نبوده، بلکه در «مرز میان آتروپاتن و ارمنستان» قرار داشته است. همچنین به نظر می رسد در این دوره مناطق شمال رود ارس و سواحل جنوب شرقی دریای خزر یعنی گیلان کنونی نیز از کنترل دولت آتروپاتن خارج شده بود، در حالی که آتروپاتن همچنان تنها آذربایجان و بخش مهمی از کردستان ایران را شامل می شد.

اصولا دو سوی آتروپاتن در شرق و غرب با رشته کوه های زاگرس در غرب و البرز در شرق محاط شده بود. صرفنظر از برخی دوره های گسترش نظامی و سیاسی، رود ارس خط مرزی شمال آتروپاتن محسوب می شد. اما در جنوب تعیین خط مرزی روشنی برای دولت های آتروپاتن بسیار مشکل است. با این همه، بسیاری از دانشمندان و مورخان و از جمله کرول و شوتکی برآنند که می توان رود قزل اوزن کنونی یا سفیدرود را که سرچشمه اش در کوه های زاگرس (کوه چهل چشمه دیواندره در استان کردستان ایران) است، به عنوان مرز جنوبی آتروپاتن قبول نمود. اشتفان کرول، ایران شناس دوره باستان که حتی اقدام به کشیدن نقشه متغیر آتروپاتن کرده است، حدود و مرزهای «اصلی» آتروپاتن را چنین توصیف کرده است: «در اصل، ماد آتروپاتن بخش شمالی ماد بزرگ بود. مرزهای آتروپاتن در شمال توسط رود ارس از ارمنستان جدا می شد و در شرق تا رشته کوه هایی که به موازات دریای خزر سر بلند کرده اند، ادامه داشت. در غرب، دریاچه ارومیه («ماتیان لیمنه» عهد باستان) و کوه های کردستان کنونی و در جنوب احتمالا رود «آماردوس» (سفید رود، -م.) مرزهای آتروپاتن را تشکیل می دادند.» 

زیرنویس ها:

(28)  Schotky: Media Atropatene und Gross-Armenien, S. 233

(29)  گیرشمن: تاریخ ایران تا اسلام، ص. 287-288

(30)  Strabo: Geography, 1, 13, 11

(31)  Schipmann: Azerbaijan, Pre-Islamic History, in: EIr, reviewed on 25 Sep. 2017

(32)  Schotky, ibid., pp. 8-9

(33) Schotky: Ibid., pp. 12-13. Kroll: Map 90 Media Atropatene, reviewed on 22 Sep. 2017

(34)  Kroll: Ibid



دسته‌ها:ماد و آتروپاتن, رنگارنگ