موضوع زبان در همگرائی ایرانیان و ترکان (1)

در این فصل اساسا به موضوع زبان در مناسبات تاریخی ایرانیان و ترکان اشاره خواهد شد، اما نگارنده کوشش خواهد کرد از بحث های تخصصی زبانشناسی که می تواند برای بخشی از خوانندگان خسته کننده باشد، پرهیز نماید. بگذارید در دو بُعد به این موضوع بپردازیم: یکم: دوره های تاریخی قبل از اسلام و بعد از اسلام، و دوم: حوزه زبان نوشتاری و ادبی و زبان شفاهی و لهجه ها.

در آغاز این کتاب به نخستین تماس ها بین ایرانی زبانان شرقی و کوچ نشین آسیای میانه (در مغولستان و سین کیانگ کنونی) اشاره شده بود. زمان این تماس ها تقریبا دو هزار سال پیش یعنی 200 سال پیش از میلاد تا 200 سال بعد از میلاد است. از ایران کنونی که نگاه کنیم، این میشود نیمه پایانی سلوکیان، یعنی فرماندهان اسکندر مقدونی که هخامنشیان را 330 سال پیش از میلاد شکست داده بودند، و دوره اشکانیان. در این مرحله نخستِ دوره پیش از اسلام که در ایران همزمان با دوره ساسانیان میشود، آثار نوشتاری زیادی نیست که مثلا بدانیم ویژگی های زبان ایرانی سکا ها یا تُخاریان آن روزگاران در مغولستان یا کاشغر کنونی چگونه بوده و یا زبان اجداد ترکان بعدی چه مشخصاتی داشته و سطح و کیفیت مناسبات و تاثیرات زبانی این دو گروه چه بوده است. اصولا با اطمینان چندانی هم نمی توانیم از به اصطلاح «اجداد ترکان بعدی» صحبت کنیم، زیرا در این مورد شاهد و نشانه چندان مشخصی (مانند یک اثر نوشتاری) نداریم که به آن تکیه کنیم. اما از طرفی میدانیم که گروه های ایرانی و هند و اروپائی زبان سکائی (اسکیت) و تخاری در این سرزمین ها می زیستند و حتی بنا به گفته مردم شناسان تاریخی، ظاهرا در بسیاری از این مناطق اکثریت جمعیت کوچ نشین این سرزمین ها را تشکیل می دادند. از طرف دیگر اگرچه در مورد «اجداد ترکان» بعدی اطلاع دقیقی نداریم، اما با دلیل کافی (مثلا سنگ نوشته های اُرخون در مغولستان و سفرنامه های چینی و بیزانسی) میدانیم که ترک های مزبور در سال 552 میلادی اولین دولت ترک ها را در همین سرزمین ها تاسیس نمودند. بنا بر این میتوانیم به راحتی نتیجه بگیریم که بله،  به احتمال قوی اجداد این ترک های بعدی قبل از تاسیس دولت «گوک تورک» در همین سرزمین ها و در همسایگی و تماس با سکا ها و تخارها می زیستند، تا اینکه در میانه هزاره یکم اولین دولت خود را تاسیس نمودند. در باره زبان و لهجه های سکا ها کمی و در باره زبان تخارها کمی کمتر از زبان سکاها معلومات داریم. در مورد باقیمانده این زبان ها، دانش زبانشناسان در باره پارسی باستان، پارسی میانه یا پهلوی و بخصوص زبان سغدی که احتمالا میتواند یکی از گونه های میانه زبان سکاها شمرده شود، به کمک زبانشناسان می آید. دلیل ویژگی تاثیر سغدی بر ترکی میانه آن دوره در آن است که گویشوران سغدی (و همچنین بلخی و خوارزمی باستان) از نظر جغرافیائی نزدیکی بیشتری با ترکان آن دوره داشتند تا ایرانیان فلات ایران و خراسان تاریخی.

مرحله دوم دوره پیش از اسلام، مربوط به بعد از تاسیس دولت گوک تورک در مغولستان میشود که در ایران مصادف با دوره ساسانیان است. در این دوره، هم زبان و متن سنگ نوشته های ترکی میانه ارخون مکتوب و مُدون است و هم نام اولین خاقان های ترک و جاینام های ترکی این سرزمین ها میتوانند همراه با مطالعه آثار نوشتاری زبان پهلوی و سغدی که نسبت به قبل بیشتر هستند، تا حدی به مناسبات زبانی ایرانیان شرقی و ترک های نخستین (چه قبل و چه بعد از تاسیس دولت گوک تورک) روشنی بیفکند.

مجموعه این دوره پیش از اسلام حدود هزار سال (200 پ.م. تا 750-800 م.) را در بر میگیرد. از نظر نزدیکی و تاثیرات متقابل زبان ها و لهجه های ترکی و ایرانی (سغدی، پهلوی و ترکی میانه) اطلاعات ما محدود و برخی نتیجه گیری هایمان مبتنی بر استنتاج مانند تحلیل و مقایسه نام ها و واژه هاست.

برای نمونه بعضی پژوهش های جدید، نام ها و عنوان های شخصی ترک ها و اویغور های سده های میانه را بررسی کرده اند که غالبا عبارت از ترکیب دو یا چند واژه یا نام  و شامل یک جزء غیر ترکی (غالبا سغدی یا پهلوی) هستند و با واژه هائی از قبیل -تگین/-تکین، -چور و غیره تمام میشوند. زمانی که ترک های قدیم شروع به گرفتن نام های مرکب نمودند، آنها برای منعکس نمودن محیط فرهنگی خود، عناصر جدید غیر ترکی را هم به نام خود علاوه کردند. از این جهت تحلیل و مقایسه اسامی موجود در آثار قرون میانه مانند «مهرنامک» (اوایل قرن نهم) نتایج مهم و جالب علمی داده است. «در دهه های اخیر در تورفان و دون هوانگ (چین) متون بسیاری یافت و بررسی شده اند که نشان دهنده همزیستی و همگرائی («سیمبیوز») زبان های سغدی و ترکی قدیم (میانه) هستند.»[1] در فصل های قبل هم دیده بودیم[2] که دانشمندان به غیر ترکی بودن نام های نخستین خاقان های ترک در دولت گوک تورک مانند بومین و ایستمی اشاره کرده و حتی گفته اند که نام طایفه «آ-شین-ها» یا «آشینا» که قبل از تاسیس دولت گوک تورک دسته های ترک را در اتحادیه هسیونگ-نو در مغولستان رهبری میکرد، احتمالا نه ترکی، بلکه تخاری یا سکائی و مربوط به دوره ای است که آنها مشترکا در کاشغر و تورفان به سر می بردند. به این نام ها میتوان واژه هائی قدیمی را علاوه نمود که نخستین بار در همین سرزمین ها و فرهنگ ها و در هر دو زبان سغدی و ترکی قدیم به کار برده شده اند و ریشه یابی آنها نا روشن است، مانند: کوچ، چاکر، خان، خاتون.

و اما در دوره دوم یعنی دوره بعد از اسلام، آشنائی، نزدیکی، همگرائی و آمیختگی ایرانیان و ترکان در همه زمینه ها، از جنگ و تجارت و وصلت و تشکیل حکومت های مشترک گرفته تا آمیزش قومی و استحاله زبانی و فرهنگی آنقدر افزایش یافته که با دوره پیش از اسلام مقایسه پذیر نیست و دلایل آن هم تا حد زیادی روشن است.

بعد از فروپاشی ساسانیان، حمله اعراب به ایران و آسیای مرکزی، قبول اسلام و ورود ترکان به ایران و دنیای اسلام، فرهنگ های ترکی، ایرانی و عربی-اسلامی اختلاط یافته و فرهنگ جدیدی را به وجود آوردند. در ابتدا ترک ها که از آسیای میانه می آمدند، به کمک ایرانیان به اسلام گرویدند و درست زمانی با زبان فارسی نو آشنا شدند که این زبان در دوره سامانیان مرحله نوزایش یا رُنسانس خود را شروع کرده بود. سده های نهم و دهم آغاز شکوفائی زبان و ادبیات فارسی بود که تا چند قرن دیگر، دستکم تا دوره صفویان ادامه یافت. زبان فارسی تاثیری عمیق و ماندگار بر زبان ها و گویش های مکتوب ترکی گذاشت که به تدریج پا میگرفتند. بعد از فتح روم شرقی (آناتولی) توسط بخشی از سلجوقیان، ابتدا فارسی زبان کتبی و دولتی سلجوقیان روم شد. اما چون مردم عادی و بومی آناتولی فارسی زبان نبودند، به تدریج فارسی مقام زبان کتبی و دولتی خود را به زبان ترکی عثمانی داد. اما اهل دیوان و قلم می بایستی در کنار ترکی، فارسی و عربی را نیز به خوبی میدانستند. ترکی عثمانی عمیقا تحت تاثیر واژگان و اصطلاحات فارسی بود.

در طول زمانی چنین طولانی، گروه های ترکی زبان بسیاری از جوانب زبان و فرهنگ ایرانی را به عاریت گرفتند و آن را متناسب با نیازها و شرایط خود تغییر دادند. در عین حال، ترک ها به طور مدام تعداد بسیاری از جمعیت ایرانی زبان منطقه را در زبان و فرهنگ خود مستحیل کردند. اکثر مردم سرزمین های آسیای مرکزی ترک زبان شدند.[3] در نتیجه فتوحات ترک ها (و تا حدی مغول ها) بخش اعظم مردم آناتولی و آذربایجان ترک زبان شد  و زبان ها و لهجه های مختلف ایرانی و قفقازی قدیم جای خود را به ترکی دادند. اما این ترکی، دستکم از نظر واژگان و اصطلاحات تحت تاثیر عمیق زبان و ادبیات فارسی (و تا حد زیادی عربی) باقی ماند.

در نوشته بعدی: زبان های کتبی و ادبی


[1] Johanson: Historical, cultural, and linguistic aspects of Turkic-Iranian contiguity, pp. 2-3

[2] ن. «هسیونگ-نو و نخستین دولت های ترک» در فصل «200 سال قبل از میلاد تا 200 میلادی» در کتاب حاضر.

[3] Johanson: Idem



دسته‌ها:آمیختگی ایرانیان و ترکان