آلان ها و هون ها

مسر لشکرکشی ها (سرخ) و اسکان (زرد) آلان ها، قرن اول تا ششم میلادی
مسیر لشکرکشی ها (سرخ) و اسکان (زرد) آلان ها، قرن اول تا ششم میلادی

دو هزار سال پیش آلان ها قوم، یا درست ترش مجموعه اقوام و طوایفی بودند اصالتا از آسیای میانه که غالبا ریشه ایرانی شرقی داشتند. آنها به فلات ایران کنونی نیامدند، یکجا نشین نشدند و تحت فشار کوچ ها و حملات اقوام شرقی تر مانند اتحادیه قبیله ای «هسیونگ-نو» در شمال چین و قبایل بعدی «هون»، از شرق به غرب، از آسیای میانه و مغولستان کنونی در امتداد کمربند استپ های اورآسیا بسوی غرب حرکت کردند: قفقاز شمالی، شمال دریای سیاه، رمانی و مجارستان، ایتالیا، فرانسه، اسپانیا و تونس کنونی…. آنها احتمالا از همان شاخه بزرگتر سکا ها (به یونانی: اسکیت ها) و گروهی از سارماتیان (سرمتیان، سرم ها) – یعنی قبیله های ایرانی زبان بودند که پیوسته از شرق به غرب کوچ کردند، با قبایل دیگر از جمله گوت ها و واندال ها در آمیختند و بالاخره در حوض اقوام منطقه وسیع اوراسیا مستحیل شدند. آنها تا قرون ۱۲ و ۱۳ هنوز در شمال قفقاز و ناحیه ولگا حضور داشتند. در طول چندین قرن مهاجرت، دست اندازی و آمیزش، سکاها و آلان ها با مردم مختلف سرزمین های گسترده اوراسیا و در نهایت اروپای شرقی و غربی استحاله یافتند. از نظر زبان، امروزه آثار حضور آلان ها مثلا در زبان هند و ایرانی اوسِتین قفقاز و یا نام های انگلیسی و فرانسوی مانند «آلن» دیده می شود.

شاید هم آلان ها همانها بودند که در شاهنامه و اساطیر ایرانی «تورانیان» نامیده شده اند…

چه زمانی؟ تقریبا از قرن نخست میلادی – برای مدتی بیش از هزار سال.

اصولا چند قرن پیش از میلاد تا تقریبا 500 سال بعد از آن دوره ای پر تلاطم بود.

کمربند استپ های اورآسیا - مسیر اصلی کوچ های قومی سده های میانه از شرق به غرب
کمربند استپ های اورآسیا – مسیر اصلی کوچ های قومی سده های میانه از شرق به غرب

کوچ، جابجایی و آمیزش

اسکندر مقدونی در سال های 331-330 پ.م. ایران هخامنشی را شکست داد و به دنبال پیش روی در این بزرگ ترین امپراتوری جهان، حکمرانی خود را تا شرقی ترین سرزمین های آن یعنی خوارزم، سُغد (سمرقند و بخارا) و همچنین بلخ (باکتریا) گسترش داد. او در اینجا نیز شهری در نزدیکی خجند کنونی (تاجیکستان) به نام «اسکندریه دور» را بنا نهاد و دختر یکی از سران بلخ به نام رکسانا را به همسری پسر خود اسکندر چهارم گرفت که قرار بود جانشین پدر شود. اما پس از مرگ نابهنگام اسکندر، فرماندهان یونانی و مقدونی او که میان خود رقابتی خونین بر سر جانشینی اسکندر را آغاز کرده بودند، در سال 309 پ.م. اسکندر چهارم و رکسانا را به قتل رسانده و امپراتوری نو یافته را بین یکدیگر تقسیم نمودند. به زودی هر فرمانده و حاکم قدرتمند، بیرق استقلال منطقه تحت حکومت خود را  برافراشت. فرماندهان یونانی-مقدونی بلخ و آسیای مرکزی نیز قیام کرده و استقلال محلی «حکومت یونانی-مقدونی بلخ» را که شامل سرزمین های شمال افغانستان و آسیای مرکزی و همچنین بخش هایی از ایران و هندوستان بود، اعلام نمودند.

از نظر نزدیکی به ایران کنونی آلان ها در شمال قفقاز ۲۰۰ سال با اشکانیان و سپس بیش از ۳۰۰ سال با ساسانیان همسایه بودند و به سرزمین هایشان تاخت و تاز میکردند. فردوسی در شاهنامه جنگ خسرو انوشیروان را با «الانان» شرح داده است. وقتی اسلام به ایران و آناتولی آمد، آلان ها در شمال قفقاز خیلی دور تر از دسترس این دین جدید بودند. و حتی یک دولت محلی در شمال گرجستان نیز تاسیس کرده بودند. اما لشکریان مسلمان و چند قرن بعد مغول هنگام حمله به قفقاز در کنار خزرها، آلان ها را نیز سرکوب کردند.

اطلاعات کم و ناقصی که در مورد آلان ها داریم، غالبا عبارت از نام های آنان در منابع یونانی، لاتینی و تا حدی چینی است. آلان ها خود اثری نوشته و بجا نگذاشته اند. بر پایه این داده های کم، باید گفت آلان ها طوایفی کوچ نشین و به گفته همان منابع «بدوی» بودند که اساسا به گله داری و تهاجم و غارت دیگران، یعنی یکجا نشینان مشغول بودند – تا اینکه در هر جا که رسیدند تعدادی از آنها سکنی گزیدند و دیگران راه خود را بسوی غرب ادامه دادند. آلان ها در غارت و ویران کردن امپراتوری روم و خود شهر روم به قبایل ژرمن پیوستند و در خود ایتالیا، فرانسه و اسپانیای کنونی رحل اقامت افکندند.

قبایل ژرمن از آنگل ها گرفته تا ساکسون ها و آلِمان ها، ضمنا واندال ها، لانگوباردها، گوت ها و دیگران بدنبال خلائی که در نتیجه زوال و سقوط روم غربی ایجاد شده بود، به جزایر بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایتالیا سرازیر شده و همراه با هون ها و دیگر اقوام «بدوی» و قبایل بومی هر منطقه، از قرن هشتم – نهم به بعد و خصوصا در هزاره دوم میلادی ملل جدید اروپائی را که امروزه شاهدش هستیم، ایجاد کردند.

مسیر کوچ های قبایل گوناگون هون در سده های میانه
مسیر کوچ های قبایل گوناگون هون در سده های میانه

حالا آلان ها کجا هستند؟ امروزه دیگر ازآنها اثری نمانده است، هرچند اگر از نظر ژنتیک و «دی ان ای» تحلیل کنید، احتمالا آلان ها هم امروزه «سهمی» در حوض ژنتیک مردم اوراسیا و دشت های آن و همچنین اروپا و شمال آفریقا دارند.

هون ها هم که به گفته بعضی منابع ،گروهی از آنان قرابت تباری با اجداد ترک های بعدی آسیای میانه داشتند، همزمان با سکاها و آلان ها از همان «کمربند کوچ اورآسیائی» از شرق به غرب مهاجرت کردند، در راه هر چه آمد، اشغال و غارت نمودند، در بعضی سرزمین ها سکنی گزیدند و بالاخره در کشورهای مختلف سر راه ساکن شدند.

بنظر شخصیت های علمی متخصص در مورد هون ها (مثلا منخن هلفن) ، هون ها نیز مانند اکثر قبایل دیگر اتحادیه ای مرکب از اقوام، زبان ها و فرهنگ های گوناگون بودند و بعضی واژه های باقیمانده از هون ها که در منابع ثانوی دیده شده، احتمالا اشاره به اقوام آلتائی، از جمله ترکی و مغولی و همچنین هند و اروپائی میکنند.

ترک های بعدی در میانه های قرن ششم میلادی (552 م.)، تقریبا صد سال پیش از گسترش اسلام به این سرزمین ها، نخستین دولت خود یعنی حکومت «گوک تورک» را در آسیای میانه به وجود آوردند. حکومت گوک تورک از درون همین اتحادیه قبیله ای هون ها بیرون آمده است.

جای آلان ها را در شمال دریای خزر و قفقاز ابتدا یک اتحادیه دیگر قبیله ای بنام خزر ها گرفت. خزرها هم بعد از چند قرن کشاکش با ایران ساسانی، بیزانس و دیگر اقوام منطقه، از بین رفتند و در مردم محل، یعنی شمال قفقاز، منطقه ولگا و شمال خزر مستحیل شدند.

هون ها چه شدند؟

خزر ها چه شدند؟ اقوام ژرمن که روم را ویران کردند چه شدند؟ سغدیان و خوارزمیان باستان، بلغار های اوراسیا و آوارهای قفقاز چه شدند؟ ده ها قوم و قبیله و صد ها طایفه را میتوان شمرد. امروزه حتی نام و زبان بسیاری از آنها را نمیتوان یافت.آنها چه شدند؟

به عنوان  قومی متمایز از بین رفتند، نامشان دیگر فقط در کتاب های تاریخ ذکر شد. حتی نام بعضی ها فراموش شد. ولی آنها از بین نرفتند، بلکه با اقوام دیگر در آمیختند و در ترکیبات جدید تر قومی، زبانی و مذهبی مستحیل گشتند. تنها از بعضی ها مانند آوار های قفقاز تعداد کمی باقی ماند و گرنه آثار آنها را شاید فقط بتوان در تحلیل ژنتیک صد ها قوم و ملت از سواحل شرقی چین، مغولستان، سیبری، آسیای میانه، قفقاز و اروپا یافت، و یا شاید به شکل کلمه ای بصورتی احتمالا تغییر یافته در منبعی یونانی و چینی که مورخین و زبانشناسان برپایه آن کوشش میکنند بهترین گمانه زنی های ممکن خود را در باره این اقوام ارائه دهند.

آنها هم نوشته ای از خود بجا نگذاشتند.

یکی از برجسته ترین های این حوزه علمی یعنی تاریخ مهاجرت و قومیت در قرون میانه، پروفسور والتر پل اتریشی (*) حتی بر آن است که تا کنون توضیح علمی این روندها بطور «پیش فرض» بر معیار «قوم» و «طایفه» یعنی جنبه «گروهی-اتنیکی» مبتنی بر قومیت، زبان و حتی دین و عادات بوده، در حالیکه این نگرش در آن دوره اساسا مطرح نبوده و تنها بعد از قرن نوزدهم در اروپا رواج پیدا کرده است. به گفته او مثلا به سختی میتوان سکا ها و آلان ها را «ایرانی تبار» و یا حتی «هند و اروپائی» و یا هون ها را «گروه قومی آلتائی نزدیک به ترک ها» نامید. اینها افراد و گروه های اجتماعی بودند که پدیده ای طبیعی و نه تاریخی به شمار میرفتند که در کنش ها و واکنش های خرد و کلان، متغیر و در طول تاریخی چند صد ساله رد پا و اثر انگشت خود را همانند بذری بر مزرعهٔ وسیعی پخش کرده اند، همچنان که ده ها و صد ها قوم و طایفه بزرگ و کوچک دیگر نیز همین کار را کرده اند.

سمت اساسی این کوچ ها اساسا به غرب، به اروپا و یا در داخل اروپا بود. چند قرن بعد تر، از قرن دهم و دهم به بعد، کوچ های بزرگ قومی داخل مشرق زمین آغاز شد: کوچ قبایل ترک از آسیای میانه به خراسان، دیگر نقاط ایران و بخصوص آناتولی و در ضمن کشور های خاورمیانه و آفریقای شمالی…. و آنگاه حملات مغول – و شاید مهمترین تاثیر این کوچ ها: زوال و سپس سقوط روم شرقی، یعنی بیزانس مسیحی و مرکز مسیحیت ارتدکس، قسطنطنیه (استانبول بعدی) به دست نوادگان قبایل ترک زبان آسیای مرکزی و حکومت ۶۰۰ ساله آخرین امپراتوری اسلامی: عثمانی ها…

این موج دیگر کوچ ومهاجرت، تهاجم و آشوب ولی در عین حال تبدلات سیاسی و تحکیم قدرت دولت های جدید منطقه بود که بیش از ۵۰۰ سال طول کشید و به ترکیب سیاسی، ملی، قومی و زبانی تقریبا همه کشور های منطقه از اسیای میانه و ایران گرفته تا قفقاز و ترکیه و خاورمیانه امروز مُهری ماندنی زد.

(به روز شده مقاله ای از کتاب «ایران و آذربایجان»، نشر «اچ اند اس»، لندن 2016)

————————
منابع و برای مطالعه بیشتر:
عباس جوادی (در «چشم انداز»): زبان هون ها
Fisher, Michael H.: Migration: A World History (New Oxford World History); 2013
Maenchen-Helfen, Otto J.: Die Welt der Hunnen. Herkunft – Geschichte – Religion – Gesellschaft – Kriegsführung – Kunst – Sprache; 1997
Pohl, Walter: Conceptions of Ethnicity in Early Medieval Studies, in: Archeologica Polona, vol. 29, 1991, 39-49

زبان هون ها

Huns

هون ها مجموعه ویا اتحادیه قبایلی بودند که بین قرن های یکم و هفتم میلادی به مدت 600 سال از شرق به غرب، از آسیای میانه تا شمال  قفقاز و اروپا در حرکت بودند. آنها با کوچ، هجوم، قتل و غارت و جنگ ها و در عین حال آمیزش های خود با مردم بومی صدها سرزمین، رد پای خود را بر تاریخ آسیا و اروپا  زدند.

هون ها در دوره توفانی کوچ های بزرگ آسیای میانه و اروپا همزمان با جنگ و گریز، با اقوام به همان درجه بدوی ژرمن در اروپا همقدم گشته امپراتوری روم غربی را سرنگون کرده بخش های بزرگی از آن را با خاک یکسان نمودند. راه آنان به ایران و آناتولی نیافتاد و در نیمه دوم حکمفرمائی آنها، کارشان بیشتر در اروپا بود – درست زمانی که  قبایل ژرمن آخرین ضربات خود را برپیکر امپراتوری روم فرومی آوردند. تورکولوگ معروف فرانسوی ژان پل رو در باره رقابت و همدستی هون ها و ژرمن ها مینویسد: «ژرمن ها که در مقابل خود آسیائی هائی را یافتند که از خودشان هم وحشی تر و مسلح تر بودند، در مقابل دهشت افکنی هون ها به وحشت افتاده پا به فرار گذاشتند» (1).

توفان هون ها زمانی در آسیای میانه، قفقاز و اروپای شرقی بالا گرفت که سکاها (اسکیت ها) و آلان ها که گفته می شود آنها هم زندگی قبیله ای و بدوی داشتند دیگر رو بسوی غرب گذاشته بودند. در واقع می توان گفت که اسکیت ها و آلان ها بعد از مدتی همدستی با هون ها، از دست آنها،  مهاجرت خود به غرب را سرعت بخشیدند.

اسکیت ها و آلان ها که به نظر بسیاری منابع، قبایل هند و اروپائی و یا ایرانی – آریائی بودند که به فلات ایران نرفته و هنوز در دشت های آسیای میانه در حال کوچ نشینی بودند، بزودی در آسیای میانه و قفقاز در مردم محلی استحاله یافتند. اما طوایف بسیاری از آنان که هنوز نفسی برای مهاجرت و توفان انگیزی داشتند، بخصوص در مقابل هجوم و پیشروی هون ها تا یونان، ایتالیا و اسپانیای کنونی  به کوچ خود ادامه داده و در آن سرزمین ها سکنی گزیدند. بعد از قرن پنجم و ششم دیگر خبر مهمی از آنها شنیده نشد.

از قرن هفتم به بعد، از هون ها هم دیگر خبری نشد. آنها هم در راه پر پیچ و خم و پر از جنگ و گریز، کوچ ها و تهاجم هایشان، به کشور ها و دولت های بسیاری زیان زدند، خود دولتی بزرگ و قبیله ای که مبتنی بر قدرت یک نفر یعنی رئیس قبیله بود ایجاد کردند که نامدار ترین آنها آتیلا و فرزندش بلدا بودند، اما بزودی همچون دولت و  اتحادیه قبایل گوناگون – با دیگران امتزاج یافته، به عنوان قبیله  و قوم از بین رفتند.

بعضی منابع هویت قومی هون ها را «نزدیک به ترک ها» نامیده اند. این تشخیص به این صورت درست نیست. واقعیت  این است که احتمالا اجداد اولیه قبایل ترک زبان بعدی که در منطقه وسیع و چند قومی کوه های آلتای (در تقاطع چین، مغولستان، روسیه و قزاقستان) می زیستند، در ابتدای شکل گیری هون ها بخشی از آنها و یا گروهی از ده ها قبیله تشکیل دهنده اتحادیه قبیله ای هون ها بودند. اما بنظر می رسد به همان درجه که آلان ها و یا سکا ها را میتوان «ایرانی تبار» و یا خزر های منطقه ولگا و شمال دریای خزر را «ترک» نامید (و یا ننامید)، هون ها هم «ترک تبار» بوده و یا نبوده اند، یعنی بی شک رابطه ای قومی بین هون ها و اجداد قبایلی که بعد تر عنوان «ترک» گرفتند موجود بوده است، اما «ترک» نامیدن آنها منطبق با واقعیت نیست.

هون ها مانند اغلب اتحادیه های قبیله ای مجموعه پیچیده ای از اقوام، زبان ها و فرهنگ های گوناگون بودند و در طول زمان، آنها ضمن کوچ  و جنگ و گریز خود، خواهی نخواهی با اقوام و گروه های گوناگون آمیخته  و دراین رهگذرهویت اولیه و برای ما نامعلوم قومی و فرهنگی گذشته آنها مختلط تر هم شده است.

بسیاری از دانشمندان، چند قومی و چند زبانه بودن را جزو مشترکات اکثر «اتحادیه های قبیله ای» مانند هون ها، سکا ها، آلان ها و خزر ها می دانند. پیتر ب. گولدن (1998) می نویسد «اجداد اولیه اقوام ترک زبان، بیشک جزئی از اتحادیه هسیونگ نو و هون های آسیائی بودند که در قرن سوم میلادی به مرز های چین دست اندازی می کردند. (اما) تعلقات قومی-زبانی هسیونگ نو ها به عنصر ایرانی، سیبریائی باستان و یا آلتائی ناروشن است.»

احتمالا مهمترین و صاحب نظر ترین دانشمندی که تقریبا تمام عمر خود را صرف پژوهش هون ها کرده، اوتو منخن-هلفن، دانشمند اتریشی تبار آمریکائی (1894-1969)  است که مهمترین کتاب موجود در مورد هون ها یعنی «دنیای هون ها – بررسی های تاریخ و فرهنگ آنها» (2) را در سال 1973 بعنوان ثمره یک عمر پژوهش و مطالعات خود  بچاپ رسانیده است.  این کتاب به آلمانی و انگلیسی و به قیمت های بسیار مناسب قابل دسترسی است.

اگر علاقه دارید مقدمه بخش «زبان» این کتاب را در این لینک به انگلیسی مطالعه کنید. در این فصل آن کتاب هم یک بار دیگر می بینیم که هون ها مردمان کوچنده بودند و با نوشتن و خواندن کاری نداشتند. آنچه که از آنها باقی مانده، تنها و تنها یک رشته اسامی است که در منابع چینی، ایرانی و یونانی قید شده است. پروفسور منخن-هلفن می گوید که یک رشته از این اسامی ترکی، دیگران فارسی، برخی ژرمن و یا مخلوط و یا غیر قابل تشخیص اند. نتیجه اینکه بخشی از  نام هائی که در آثار ثانوی در مورد هون ها نقل شده،  ترکی هستند، اما  این نام ها که بخش دیگری از آنها به زبانهای دیگر است، برای تعیین زبان و فرهنگ هون ها کافی نیست.

بسیاری از پژوهشگران بر آنند که این، از ویژگی های قبایلی است که ضمن کوچ و تهاجم ها، اقوام و ملل دیگر را به انقیاد خود در می آورند و خود نیز آنها را همراه خود کرده به کوچ و تهاجمات خود ادامه میدهند، اما در عمل هم با آنها امتزاج پیدا می کنند و هویت پیشین قومی خود را از دست می دهند. لشکریان  چنگیز خان و جانشینانش هم با اقوام ترک، اسلاو، چینی و ایرانی همین کار را کرده اند.  یک ویژگی دیگر فتوحات و امپراتوری های قبیله ای بنظر همین پژوهشگران در آن است که با همان سرعتی که گسترش می یابند، دچار زوال و نابودی هم می شوند. در عین حال، بنظر پروفسور واسیلی و. بارتولد، یکی از معروفترین تورکولوگ های جهان، استحاله و قبول زبان و فرهنگ دولت و ملت مغلوب، اغلب راه ادامه نفوذ و قدرت این سلسله های قبیله ای شده  و راه و روش قبایل ترک هم در کشور هائی که فتح و بر آنها حکومت کرده اند، همین بوده است (3).

——————————-

بعضی منابع و برای مطالعه بیشتر:

Jean-Paul Roux: Türklerin Tarihi, Pasifik’ten Akdeniz’e 2000 Yıl, İstanbul 2013, s. 70-71

Otto J. Maenchen-Helfen: The World of the Huns – Studies in Their History and Culture, University of California Press, 1973

V. V. Barthold: Orta Asya Türk Tarihi, İstanbul 2015, s. 10

Peter B. Golden: The Turkic Peoples: A Historical Sketch; in: Johanson, Lars and Csato, Eva A.: The Turkic Languages; New York 1998, Reprinted 2006