
نه در ستایش، نه در نفی؛ بررسی یک گزینه در شرایط اضطراری
مقدمه
خوشمان بیاید یا نه، در سیاست، کمتر شخص، گروه یا حکومتی را میتوان یافت که سراسر مثبت یا سراسر منفی باشد. شخصیتهای سیاسی نیز باید نه بر اساس علاقه و نفرت، بلکه تا حد امکان بر پایهٔ کارنامه، امکانات، محدودیتها و شرایط تاریخیای که در آن عمل میکنند، ارزیابی شوند.
این اصل دربارهٔ رضا پهلوی نیز صادق است. بحث دربارهٔ او در جامعهٔ ایرانی غالباً به دو قطب تبدیل میشود: گروهی او را راه نجات ایران میبینند و گروهی اساساً حاضر نیستند او را بهعنوان یک آلترناتیو سیاسی جدی بگیرند.
اما شاید در شرایط کنونی پرسش مفیدتری وجود داشته باشد:
در وضعیتی که جمهوری اسلامی با جنگ، بحران اقتصادی و اجتماعی و فشارهای داخلی و خارجی روبهرو است، و در اپوزیسیون نیزآلترناتیوی با وزن و شناختهشدگی مشابه رضا پهلوی مشاهده نمیشود، موقعیت واقعی او در یک گذار احتمالی چیست؟
این پرسش با این سؤال که «آیا ایران باید دوباره پادشاهی شود؟» یکسان نیست.
نخست: خود رضا پهلوی چه سرمایههایی دارد؟
رضا پهلوی یکی از شناختهشدهترین چهرههای مخالف جمهوری اسلامی است. نام او در داخل و خارج ایران شناخته شده و در بخشی از اعتراضات سالهای اخیر نیز شعارهایی در حمایت از پهلوی شنیده شده است.
دادههای موجود نیز نشان میدهند که نمیتوان این پدیده را صرفاً به ایرانیان خارج از کشور نسبت داد. «نظرسنجی گَمان» که در ژوئن ۲۰۲۶ با نمونهٔ وزندهیشدهٔ ۳۱٬۴۵۰ پاسخدهندهٔ داخل ایران انجام شد، گزارش میکند که حدود ۴۵ درصد پاسخدهندگان دیدگاه مثبت پیشین خود نسبت به رضا پهلوی را حفظ کرده بودند و حدود ۲۸ درصد دارای دیدگاه منفی پایدار بودند. در میان کسانی که گفتهاند در اعتراضات ژانویهٔ ۲۰۲۶ شرکت کردهاند نیز حدود ۵۵ درصد «فراخوان رضا پهلوی» را یکی از عوامل مؤثر بر حضور خود دانستهاند. این ارقام البته معادل رأی انتخاباتی به رضا پهلوی یا حمایت از نظام پادشاهی نیستند.
مواضع اعلامشدهٔ او نیز نسبتاً روشن است: حکومت سکولار، جدایی دین و دولت، تمامیت ارضی ایران، حقوق برابر شهروندان و تعیین شکل نظام آینده از طریق فرایندی دموکراتیک.
در کنار آن، او و همکارانش کوشیدهاند برای «روز بعد» برنامههایی تهیه کنند: حفظ دستگاه اداری، جلوگیری از فروپاشی دولت، تأمین خدمات اساسی و ایجاد ساختار انتقالی.
اینها امتیازهای بالقوهاند؛ اما هیچکدام بهتنهایی اثبات نمیکنند که او توان ادارهٔ چنین انتقال دشواری را نیز خواهد داشت.














































