به مناسبت درگذشت یکی از بزرگ ترین تاریخ پژوهان ترکیه، استاد ایلبر اورتایلی که من در رابطه با تاریخ و فرهنگ ترکیه و ترکان بسیار و بیشتر ازبسیار از او آموخته ام. باز نشر از 17 ژوئن 2015
چشم انداز-آنچه میخوانید فصل از کتاب جدید پروفسور ایلبر اورتایلی، معروف ترین استاد تاریخ در ترکیه، استاد سابق دانشگاههای آنکارا، وین، برلین، پرینستون، پاریس، کمبریج و آکسفورد با تیتر « تاریخ ترکان» است. این کتاب در سال ۲۰۱۵ در استانبول به چاپ رسیده است. ساختار این کتاب بصورت سوال هائی چیده شده است که استاد اورتایلی به آنها جواب میدهد. «چشم انداز» فقط بخش مربوط به ایران باستان (تا اسلام) و رابطه آن با نخستین دولتهای ترک را ترجمه و در اختیار خوانندگان قرار میدهد. با تشکر از استاد اورتایلی و «انتشارات تیماش» در استانبول که به انتشار این ترجمه اجازه دادند (ترجمه عباس جوادی)
غزنویان و قراخانیان اولین دولتهای مسلمان ترک بودند. می دانیم که قبل از غزنویان هم در خراسان و ماوراالنهر (فرارود) دولت ساسانیان نفوذ و قدرت بسیاری داشت. در باره روابط ایران با ترکها و اسلام چه میتوان گفت؟
ایلبر اورتایلی-برای درک پدیده ترکی و ترکها در این دوره، درک تمدن ایران و ساسانیان نقشی اساسی دارد. ایران همسایه ترکیه امروز و عثمانی دیروز است. ایران، در عین حال دنیائی است که دولت سلجوقی آناتولی از نگاه دولتی و اداری «واسال» و یا «تحت الحمایه» آن بوده است، چونکه در ایران هم «سلجوقیان بزرگ» حکمرانی میکردند. ایران حتی قبل از اسلام هم با ترک تباران و زبان آنها تماس مستقیمی داشت. از این جهت درک دوره ساسانی اهمیت دارد. آنچه که میبینیم این است که تمدن ترکی در کنار تمدن ساسانی شاخ و برگ یافته است. تمدن ایرانی از نظر تمدن ترکی چیزی نیست که با دو سه جمله گفت و از آن گذشت. همان اهمیتی که یونان باستان برای تمدن کنونی غرب دارد، ایران هم برای ما همان نقش را بازی میکند. زبان فارسی به زبان ترکی ما، از واژگان گرفته تا مکالمه روزمره مان تاثیر گذاشته است. حتی بعضی کلمات مانند «دانیشمان» (بمعنی مشاور، -م) که بظاهر ترکی اصیل مینمایند، از افعال فارسی (در این مورد دانش/دانستن) می آیند.
تمدن ایرانی در زمینه جغرافیائی هم تاریخ گستردهای دارد. در مراحل تاریخی قبل از ما یعنی ترکها، آناتولی غربی یعنی «ایونیا» در فارسی نام «یونان» داشت. به اینجا «استان یونان» گفته میشد (به ترکی: «یونانستان»- م). ایران در آناتولی غربی دارای ساتراپها (استانها) و ولایتهای خود بود. مثلا شهر و ولایت امروزی «موغلا» (“کاریا” و یا “قاریا”ی قدیم) یک ساتراپ ایران بود. قرنهای ششم و هفتم قبل از میلاد دورهای است که در یونان، بین النهرین (میانرودان)، سوریه و مصر تاثیر ایران به چشم میخورد.
ایران تمدنی باستانی است که نوشتارش به ثبت رسیده است. ایرانیان خود را به تاریخ شناساندهاند. مثلا دگرگونی در جغرافیای بشری در تاریخ ایران بطور حیرت انگیزی کم است. برای مقایسه میبینیم که زبان قبطی مصر باستان محدود به گروه کوچکی از مردم و تنها در کلیساهای آن منطقه رایج بوده و یا از هند باستان هم از نظر زبان فقط چیز کمی باقی مانده است. اما ایران اینطور نیست. امروزه روشنفکر ایرانی زبان ساسانیان یعنی پهلوی را میداند. اساطیر و داستانهای آن دوران هنوز زندهاند. افسانههای ایلیاد و اودیسه یونان باستان این قدر امکان بقا در میان مردم مدرن نداشتهاند. در ایران حتی کسانی که خواندن و نوشتن نمیدانند هم داستانهای «شاهنامه» را به زبان میآورند.… ادامه خواندن




