«آفریقای سیاه»؟

روی کره زمین خانواده ژنتیک فوق العاده بزرگی عبارت از هشت میلیارد نفر زندگی میکند.  حدود 99.09 در صد «دی ان ای» آن ها عینا مشابه یکدیگر است. آنهمه فرق های بیولوژیک و ژنتیکِ انسان ها که در دور و بر خود و یا رسانه ها می بینیم (از جمله رنگ پوست، چشم، شکل و ظاهر آنان) ناشی از تاثیر تنها 0.09 درصد از مجموعه ژن های انسان ها  است. همین ژن ها هستند که تنوع و گوناگونی هر یک از هشت میلیارد نفر را ایجاد میکنند. تنوع و گوناگونی ژنتیک میان انسان های کره زمین آن قدر زیاد است که هر کدام از آن ها از نظر بیولوژیک و ظاهر فیزیکی از دیگری فرق میکند (جز دوقلوهایی که از یک تخمک مشترک لقاح یافته باشند – که آن ها نیز صد در صد عین همدیگر نیستند).

جمعیت کل قاره آفریقا که بعد از آسیا بزرگترین قاره جهان به شمار میرود،  1.4 میلیارد نفر است و مساحت آن حدود 20 درصد مساحت زمینی کل دنیا محاسبه شده است. با اینهمه، تنوع و گوناگونی ژنتیک انسان های بومی آفریقا از بقیه دنیا بیشتر است. این، شاید برای مردم عادی چیزی شگفت انگیز باشد، زیرا اکثر مردم این قاره را یکرنگ و «سیاه» تصور میکنند و از رنگارنگی ژنتیک مردم آن با خبر نیستند. به هر حال آفریقا گهواره اصلی و اولیه همه ما انسان هاست. درست است که 50 تا 100 هزار سال قبل انسان های نخستین که از آفریقا به بقیه دنیا مهاجرت کردند، با کوچ ها و آمیزش های خود  میلیاردها نوع ژنوم مخصوص هر فرد جداگانه را ایجاد نمودند. اما پیش از این مهاجرت بزرگ و حتی بعد از آن نیز انسان های آفریقا در داخل خودِ آفریقا نیز پراکنده شده و حد اکثر تنوع و گوناگونی ژنتیک را ایجاد نموده بودند. اصل «همخوانی در نزدیکی جغرافیایی و ژنتیک» در مورد مردم آفریقا هم صدق میکند. اما جالب است که تفاوت ژنوم های انسان های آفریقا از مابقی دنیا به مراتب بیشتر است. مثلا فرق های «دی ان ای» بومیان شرق و غرب آفریقا دو برابر فرق «دی ان ای» اروپایی ها و آسیایی های غربی (از جمله ایران، ترکیه و خاورمیانه) است. با این ترتیب تمامی انسان های دنیا از نظر ژنتیک بخشی از تنوع ژنتیک آفریقایی هستند – با دو استثنای انسان های اولیه «نئاندرتال» و «دنیسووا» که ابتدا در اروپا و اقیانوسیه پیدا شدند و بعد از چند هزار سال با انسان مدرن آفریقائی اختلاط یافته و در آن  مستحیل گشتند. به همین جهت است که در «دی ان ای» بسیاری از ما احتمالا سهمی بسیار کوچک متعلق به نیاکان نئاندرتال و دنیسووا هم وجود دارد.

تعبیر «آفریقای سیاه» در دوره استعماری قرن های هجدهم  و نوزدهم برای نامگذاری تمامی بخش جنوبی صحرای بزرگ آفریقا پیدا شد و در غرب رایج گردید. این، اساسا در رابطه با رنگ تیره پوست اغلب مردمان بومی این مناطق بود. امروزه کمتر کسی تعبیر کهنه شده «آفریقای سیاه» را به کار می برد، اما آثار اینگونه نامگذاری ها هنوز در بسیاری از جمعیت های دنیا به چشم میخورد. مثلا در سرشماری سال 2000 ایالات متحده، از شهروندان کشور در باره «نژاد»ی سوال شده بود که خود را متعلق به آن حس میکنند. در این سرشماری  نیز به اصطلاح «نوادگان» 500 سال پیش بومیان جنوب آفریقا خود را «سیاه» نامیده بودند، در حالی که نه طبقه بندی کلی «سیاه» و نه طبقه بندی های دیگری مانند «سفید»، «اسپانیک» «آسیایی» و «قفقازی» هیچکدام دقیق نیستند و در داخل هرکدام از این طبقه بندی ها میلیون ها نوع و تیپ جداگانه را میتوان تشخیص داد. از جمله ایرانیان که از نظر جغرافیایی آسیایی هستند، در ایالات متحده «قفقازی» شمرده میشوند، «آسیایی» به مردم چین، ژاپن و آسیای جنوب شرقی تبار اطلاق میشود و تعبیر «اسپانیک» که در ابتدا اصولا برای لحاظ کردن مکزیکی تبار ها در نظر گرفته شده بود، امروزه به هر شهروند ایالات متحده گفته میشود که اصالتا اسپانیولی زبان بوده است. تعبیر «سفید» هم اصولا مخصوص اروپایی تبار هاست، در حالی که ظاهر فیزیکی یک سوئدی اروپایی تبار معمولا چندان مشابه یک پرتغالی اروپایی تبار نیست.

بدون شک تقسیم بندی انسان ها به تیپ ها و گونه های ظاهری مختلف از جمله با معیار رنگ پوست و شکل ظاهری سر و بدن، به خودی خود، کاری نژاد پرستانه نیست. شاید هم این، ضمنا تلاشی از سوی جمعیت ها و بعضی ها برای شامل کردن خود آن ها در گروه های معین اجتماعی است. ولی مخصوصا در نمونه تمایز گذاشتن بین انسان ها بر اساس رنگ پوست آن ها دیده میشود که این اقدام تا چه اندازه بی ثمر و گمراه کننده است. مثلا رنگ پوست یک ایرلندی تبار آشکارا از یک بومی جنوب ایتالیا روشن تر است. اما هر دوی آنان «سفید» شمرده میشوند. یا اینکه نمیتوان «بانتوها» را که یک گروه بومیان جنوب آفریقا هستند با «خویسان» ها که گروه دیگری از همین منطقه هستند و زبان و ظاهر فیزیکی دیگری نسبت به بانتوها دارند، صرفا به خاطر تیرگی رنگ پوستشان مجموعا «سیاه» نامید.

کسانی که در تابستان به کنار دریا میروند تا پوستشان تحت تاثیر نور خورشید برُنزه و تیره شود، میدانند که درجه روشنی یا تیرگی رنگ پوست، نسبی و تدریجی است. با اینهمه، برای بسیاری از مردم هنوز هم رنگ پوست وجه مشخصه اصلی جهت تمایز بین ظاهر فیزیکی اشخاص به شمار میرود؛ و گر نه، در رابطه با رئیس جمهور سابق ایالات متحده، باراک اُباما، بسیاری از ما فراموش نمیکرد که بله، رنگ پوست او تیره است، زیرا پدرش اصالتا از آفریقا بود، اما  مادر او اصالت اسکاتلندی-ایرلندی داشت.

امروزه میدانیم که چندین ژن مختلف در معین شدن رنگ پوست انسان ها تاثیر گذار هستند. به همین ترتیب هزاران رنگ میانه بین سیاه و سفید به وجود آمده و در آینده نیز چنین خواهد بود. در عین حال، رنگ پوست، اولین و ساده ترین وسیله ای هست که بسیاری از ما با نگاه اول تلاش میکنیم منشاء جغرافیایی یک شخص را حدس بزنیم. طوری که دیدیم، تشخیص اینکه فلان شخص «از کجا می آید؟» صرفنظر از اینکه غالبا اهمیتی ندارد، اغلب درست هم نیست. 

با اینهمه، میتوان در بعضی موارد درک کرد که چرا بعضی ها میخواهند در ابتدای روبرو شدن با کسی بدانند که او اهل کجاست و از کجا می آید. مثلا برای یک پزشک سرطان شناس بهتر است که بداند مریض آفریقایی او که ممکن است مشکلی با پروستات یا مالاریا داشته باشد، از شرق یا غرب آفریقاست، زیرا بعضی ژن ها در بعضی افراد برخی ناحیه های این مناطق آفریقا احتمال دچار شدن به سرطان پروستات یا مقاوم بودن در برابر واکسن مالاریا را  تقویت میکند. در دهه های گذشته این قبیل اطلاعات تا اندازه ای اهمیت داشت. اما در دهه های آینده احتمالا دانش پزشکی، بیولوژی و ژنتیک آن قدر رشد خواهد کرد که پزشک هر بیمار جداگانه خواهد توانست ژنوم بیمار خود  را تحلیل کند و تشخیص دقیق تری انجام دهد. در آن صورت، دیگر لازم نخواهد بود که بدانیم «نژاد»، قومیت یا ریشه ژنتیک کدام فرد چیست، بلکه هر فرد مشخص به عنوان یک «میکس دی ان ای» شخصی، جداگانه و مخصوص به خود در نظر گرفته خواهد شد. دانشمندان پزشکی و ژنتیک حدس میزنند که در ده سال آینده وقوع این روند بعید نیست، مخصوصا به این دلیل که این قبیل تحلیل ها به مراتب ارزان تر خواهند شد.

اما شکی نیست که با وجود پیشرفت شگرف علم و تکنولوژی، در آینده نیز اصرار مردم عادی بر تفکیک و تمایز گذاشتن بین هم نوعان خود بر پایه علایم و نشانه های ظاهری و فیزیکی انسان ها برای مدتی دیگر ادامه خواهد یافت.

(بخشی از طرح کتاب جدید «سرگذشت ژن ها، اقوام و زبان ها» – ادامه دارد.)




دسته‌ها:ژنتیک, کتاب های عباس جوادی

نظر یا سؤال شما