محاکمه افشین

al-Kamil_coverN
عباس جوادی – یک محاکمه که 200 سال بعد از فتح کامل ایران ساسانی از سوی اعراب در دربار خلیفه عباسی معتصم بالله در بغداد صورت گرفت، احتمالا برای ایرانی ها از هر کس دیگر اهمیت بیشتری دارد اگر چه بنظر بسیاری ها مانند شرقشناس فرانسوی هانری لائوست (الحاد در اسلام، 1965) این محاکمه یکی از پر سر و صدا ترین باز جوئی های «انکیزیسیونی» تاریخ اسلام از کسانی بوده است که متهم به الحاد و تعلق به «زنادقه» شده اند (تعبیر «زندق» هنوز اینجا و آنجا بعنوان بدگوئی در باره اشخاص و بمعنی بی دین، ملحد و کافر بکار میرود). صحبت بر سر محاکمه افشین، یکی از سرداران ایرانی دولت خلیفه معتصم است که مدتها خود در راه خلافت اسلامی جنگیده و به موفقیت های مهمی از جمله در جنگ با بابک خرمدین و اشاعه «آئین هنوز جدید» یعنی اسلام دست یافته بود.

عزالدین بن اثیر، یکی از برجسته ترین مورخین عرب، در تاریخ چند جلدی و کلاسیک خود موسوم به «الکامل فی التاریخ» که احتمالا در سال 1231 (اواخر دوره سلجوقیان ایران و مدت کوتاهی پیش از حمله مغول) یعنی 200 سال بعد از خود محاکمه نوشته شده، تفاصیل بسیاری در مورد قیام بابک در آذربایجان و دیگر مناطق عراق عجم و مازیار در طبرستان و خراسان بر ضد اعراب میدهد، ماجرای جنگ های مختلف افشین بعنوان یک سردار ایرانی ارتش خلیفه و از جمله نبرد او بر ضد بابک و در مقابل آن، ترفیعش به مقام سرداری معتصم و در نهایت بازداشت و حبس اش (سال 225 ه / 840 م) بدستور خلیفه معتصم را شرح میدهد و درپایان در چهار – پنج صفحه به جزئیات بازجوئی افشین در حضور خود خلیفه معتصم میپردازد که فوق العاده جالب و دانستنی است.

در جریان محاکمه که ظاهرا مدت کوتاهی پس از دستگیری افشین صورت گرفته، به غیر از خلیفه معتصم، قاضی احمد بن ابی داود، وزیر ابن الزیات و رئیس «شُرطه» (پلیس) اسحاق بن ابراهیم شرکت داشتند. شاهدان نیز بنوبت به مجلس دادگاه آورده  میشدند.

موارد اتهام افشین عبارت بودند از:

– تمایل به دین پدری  یعنی آئین زرتشت و ترجیح آن به اسلام
– ختنه نبودن افشین
– شلاق زدن به پیشنماز و موذن مسجدی که این دو نفر از یک «بتخانه» (دارالاصنام) زرتشتی ساخته بودند
– داشتن نسخه ای از کتاب ایرانی «کلیله و دمنه» در خانه
– قبول عناوین پادشاهی از طرفداران ایرانی («عجم») خود
– و بالاخره تشویق و تحریک مازیار به شورش بر ضد خلیفه.

بر پایه این اتهامات، افشین را به دستور معتصم در شهر «سامره» (عراق کنونی) به زندان میاندازند و به او نان نمیدهند تا در همانجا فوت میکند.

در زیر صفحات مربوط به این محاکمه را از جلد نهم ترجمه فارسی «الکامل فی التاریخ»  (تاریخ کامل، جلد نهم، نوشته عزالدین بن اثیر، برگردان حمید رضا آژیر، تهران، انتشارات اساطیر 1374-1382) تقدیم میکنم تا علاقمندان جزئیات این محاکمه را خود بخوانند.

Afshin2FA
ScanVN
ScanCN
اصل عربی این بخش از کتاب ابن اثیر که مربوط به جریان محاکمه افشین میشود در این لینک است. متاسفانه از «الکامل» ترجمه کاملی به ترکی نشده است. فقط پروفسور یاشار احمد اوجاق در پایان کتاب «زنادقه و ملحدان در جامعه عثمانی» بعنوان یکی از پیوست های کتاب ماجرای این محاکمه را شامل چهار صفحه از «الکامل» ترجمه و منتشر کرده است که در این لینک میتوانید مطالعه کنید.

کسانیکه میخواهند ماجرای قیام بابک و جنگ های او را از ترجمه فارسی «الکامل» بخوانند لطفا به این لینک مراجعه نمایند.

زمینه تاریخی

در پایان اجازه میخواهم برای درک بهتر ماجرای افشین در شرایط آن دوره دو سه سطر به این نوشته اضافه کنم.

باید تصور کرد که این محاکمه حدودا 200 سال بعد از فتح ایران از سوی اعراب انجام میگیرد. اسلام هنوز در جامعه ریشه ندوانده و هنوز مردم به روابط، باور ها، عادات، سنن و ادبیات گذشته دلبستگی دارند. از سوی دیگر ایران هنوز باید برای صاحب شدن به دولتی سرتاسری، ایرانی و «خودی» کمی بیشترصبر کند.

افشین پسر کاووس شاهزاده منطقه کوهستانی «اشروسنه» («ایستروشن» کنونی بین سمرقند و خجند در اوزبکستان و تاجیکستان امروز) بود که پدران و اجدادش شاهان محلی این منطقه بودند. او ایرانی و دین آباء و اجدادش زرتشتی بود اگرچه خود افشین و پدرش اسلام را قبول کرده بودند. منطقه حدود صد سال قبل از این ماجرا تحت تصرف لشکر اسلام در آمده بود. همزمان با فتح منطقه از سوی اعراب، قبایل ترک زبان شرق و شمال ساسانی سابق نیز وارد بخش تا آن زمان بیشتر ایرانی آسیای میانه میشوند و از نظر زبان و فرهنگ، زبان های ایرانی شرقی را عقب میرانند. افشین بعنوان یک سردار همین لشکر خلیفه اسلام توانائی و قدرت رهبری خود را به بغداد نشان داده و مورد اعتماد مامون و پس از او معتصم خلیفه بغداد قرار گرفته بود. بعضی منابع از احتمال ترک تبار بودن افشین نیز صحبت کرده اند اما طوری که روایت ابن اثیر از همین محاکمه و دیگر منابع مانند تاریخ طبری (طبری، به نقل از مارین 1951) نشان میدهند، به سختى ميتوان در ایرانی الاصل بودن افشین و سلسله پادشاهان موسوم به افشین در همین منطقه شک چندانى کرد.

همزمان با افشین در منطقه ای جنوبی تر، در خراسان، افغانستان و سیستان امروزه یک نیروی قدرتمندتر محلی بنام طاهریان حکم میراند که آنها هم ایرانی تبار بودند. طاهریان در عین تبعیت از خلیفه و باج پردازى به بغداد، استقلال عمل بسیاری در حکومت محلی خود نیزداشتند و حتی به روایتی، در زمان مامون دست از اطاعت بغداد کشیده بودند اگرچه در زمان معتصم، عبدالله بن طاهر والی بغداد هم شد. طاهریان رقیب اصلی افشین در راه قدرت بودند.

در طبرستان و ری (مازندران و استان مرکزی کنونی) مازیار مهمترین سردار  محلی بود و در آذربایجان بابک خرم دین نفوذ و اعتبار زیادی داشت.

افشین در انتظار آن بود که معتصم به قدرت او در آسیای میانه و بین النهرین رسمیت ببخشد و او را بعنوان پادشاه محلی قبول کند. اما در چارچوب منطقه، طاهریان موفق تر، قدرتمند تر و به خلیفه نزدیک تربودند.

در این مدت سرداران بسیاری در گوشه و کنار ایران و مابقی خلافت اسلامی پیدا شده بودند (و بعد از افشین هم پیدا شدند) که در مناطقِ تولد و زیست خود صاحب قدرت و نفوذی شده بودند. آنها بین خود و حتی گاه با دولت مرکزی یعنی خلافت اسلامی عباسیان در بغداد در مناسبات ضد و نقیضی قرار داشتند: از سوئی تبعیت و وفاداری، مالیات و باج پردازی و از سوی دیگر، در صورت امکان، بی اعتنائی به قدرت های محلی دیگر و همسایه، سرداران قدرتمندتر و حتی خلیفه بغداد و بالا رفتن از نردبان قدرت از طریق «زورآزمائی» با آنان.

این همیشه در تاریخ موجود بوده و حتی در دوره هائی که حکومت هائی کاملا بومی و قدرتمند و سرتاسری در میان بوده اند، چنین کوشش ها و مناسبات با نیرو ها و سرداران محلی وجود داشته است. نمونه های دیگر این کشاکش ها برآمدن صفاریان و سامانیان است. بعضى از این برآمد ها مانند طاهریان و سامانیان و یا خود سلجوقیان موفقیت آمیز بودند و برخی مانند افشین، مازیار و بابک ضعیف تر و ناموفق تر از آن بودند که بجائی برسند.

(یک حاشیه جالب اما نامربوط به اصل احوالات افشین اینکه نویسنده «تاریخ کامل» یعنی مورخ معروف عرب و به روایتی کُرد، عزالدین بن اثیر، بعد از فوتش در شهر موصل عراق کنونی بخاک سپرده میشود و مقبره ای برای او ساخته میشود. بنا به گزارش «رویترز» مسلحان گروه «داعش» در ژوئن همین سال مقبره او را در موصل مورد بی حرمتی قرار داده تخریب نموده اند.)

اصل روایت دادگاه افشین و داستان جنگ های افشین با بابک و حکایت دادگاه افشین و سرنوشت او و بابک در این لینک: ابن الاثیر: الکامل فی التاریخ (جلد نهم) از ص 3981 به بعد

———————————

منابع:

Bosworth, C. E.: Afšīn; in: Encyclopaedia Iranica
Marin, E.:The Reign of al-Muʿtaṣim, in: New Haven, (833-842), 1951
Ocak, A. Yasar: Osmanlı Toplumunda Zındıklar ve Mülhidler, İstanbul 2013, s.389-392
عزالدین بن اثیر:الکامل فی التاریخ،ترجمه حمید رضا آژیر، تهران 1382



دسته‌ها:تاریخ

برچسب‌ها:, , ,

نطری دارید؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: