سایت عباس جوادی Abbas Djavadi's Website

اطلس تاریخی ایران

منظور از این نوشته و نقشه های تاریخی، دادن یک تصور و تصویر عمومی و مختصر درباره تاریخ حدودا ۴۵۰۰ سال گذشته ایران و خاورمیانه است. اغلب مشاهده میشود که مطالعات و بحث های تاریخی در مورد مراحل و حوادث جدگانه تاریخ ایران و منطقه، بطور انتزاعی و بدون توجه به محیط کلان تر و چشم انداز فراختر کل تاریخ منطقه و جهان انجام میگیرد و گاه به همین جهت به کجراهه میرود. امید است که این کوشش، با وجود همه کمبودی هائی که حتما دارد، کمک کند که افراد غیر متخصص و کم آشنا با تاریخ، «وقتی از درخت صحبت میکنند، جنگل را از نظر دور ندارند».

نقشه های این اطلس مختصراز«اطلس تاریخی جهان»، بخش ایران (در این لینک) ساخته موسسه «تایم مپس» گرفته شده، تنها در نقشه دوره «قراقویونلو ها» عنوان و سرزمین حاکمیت «آق قویونلو ها» هم به نقشه علاوه شده است. در  تالیف متن از همان منبع و منابع دیگراستفاده شده است.

این اطلس اینترنتی کاملترین اطلس تاریخی موجود در فضای مجازی است. استفاده از این نقشه ها در سایت «چشم انداز» مطابق با شرایطی است که در سایت «تایم مپس اطلس» درج شده اند.

موسسه بریتانیائی «تایم مپس» ۷۰ سال است که انتشارات و نرم افزار برای تدریس تاریخ تولید میکند.

 

ایران تا ۲۵۰۰ قبل از میلاد

ایران تا ۲۵۰۰ قبل از میلاد

ایران تا ۲۵۰۰ قبل از میلاد

۲۵۰۰ سال قبل از میلاد (یعنی ۴۵۰۰ سال پیش) در بخش اعظم ایران جوامع گوناگون مشغول کشاورزی و دامداری بودند. در باره تیره و زبان آنها اطلاع مشخصی در دست نیست. در نتیجه طبیعت ناهمگون کشور، مردم این سرزمین در واحد های کوچک اجتماعی به سر میبردند.  تنها استثناء جنوب غرب ایران بود که  تحت تاثیر تمدن سومری بین النهرین (میانرودان) قرار گرفته بود. در همین جاست که پادشاهی ایلام (عیلام) با مرکزیت شوش و انشان ایجاد میشود. ایلام بخشی از تمدن های بین النهرین (از جمله شامل شومر/سومر، آشور/آسور، اکد  و بابل) است که اولین شهرنشینی و تمدن های دنیا بشمار میروند.

 

ایران ۲۵۰۰ تا ۱۵۰۰ قبل از میلاد

ایران ۲۵۰۰ تا ۱۵۰۰ قبل از میلاد

ایران ۲۵۰۰ تا ۱۵۰۰ قبل از میلاد

در طول این هزار سال  تغییرات بزرگی در منطقه رخ داد. در جنوب غرب منطقه، پادشاهی قدرتمند ایلام بوجود آمد. این پادشاهی تحت تاثیر هنر، معماری، و الفباهای بین النهرین قرار گرفت و در جنگ های گوناگون بین پادشاهی های بین النهرین نقش مهمی بازی کرد. بعضا ایلام تحت حاکمیت دولت های بین النهرین مانند امپراتوری اکد («آکاد») و شهر «اور» قرار گرفت و بعضا خود ایلام بر پادشاهی های بین النهرین حکومت راند. در این دوره، شوش، پایتخت ایلام، یکی از مهمترین شهر های خاور میانه بود.

اهالی جلگه ایران در این مدت چندان تحت تاثیر این تحولات نبودند و بیشتر به شکل جوامع کوچک روستائی زندگی مینمودند. در شمال، جمعیت های هند و اروپائی استپ ها زندگی میکردند که ظاهرا از شمال، احتمالا آسیای میانه و قفقاز آمده بودند. این ظاهرا اولین کوچ انسان های هند و اروپائی (ایرانی) به جلگه ایران بود. شاخه دیگری از آنان از گردنه های سلسله کوه ها گذشته به سوی هندوستان رفتند و جمعیت های آریائی آن منطقه را تشکیل دادند.

 

ایران ۱۵۰۰ تا ۱۰۰۰ قبل از میلاد

ایران ۱۵۰۰ تا ۱۰۰۰ قبل از میلاد

ایران ۱۵۰۰ تا ۱۰۰۰ قبل از میلاد

در شمال و شمال غرب ایران کنونی، قبیله های هند و ایرانی (آریائی) که به زبانی هند و اروپائی سخن میگفتند و میتوان آنرا همچون ریشه فارسی کنونی ایران در نظر گرفت، از استپ های غرب آسیای میانه   به این منطقه مهاجرت کردند و بتدریج در کوهستان های غربی و دشت های مرکزی ایران مقیم شدند. از این تاریخ به بعد است که بخش بزرگی از جمعیت فلات ایران کنونی، هند و اروپائی و یا  آریائی میشود. مهمترین گروه این نورسیدگان، قومی بنام ماد ها بود که بزودی تبدیل به رقیب  دولت آشور (آسور) در غرب شدند. گروه دیگر را تاریخ همچون پارس ها میشناسد. آنها در این دوره احتمالا رو بسوی غرب میاوردند و فشار بر مناطق ایلام را افزایش میدادند. در مقابل این فشار ها، پادشاهی ایلام احتمالا به خان نشین های کوچک تقسیم شده است.

ایران ۱۰۰۰ تا ۵۰۰ قبل از میلاد

ایران ۱۰۰۰ تا ۵۰۰ قبل از میلاد

ایران ۱۰۰۰ تا ۵۰۰ قبل از میلاد

در این چند قرن گذشته گروه های هند و اروپائی همچنان به گستره ایران پخش شدند. بخشی از آنان بنام ماد ها تبدیل به گروه حاکم شدند و در قرن هفتم قبل از میلاد نقش مهمی در شکست دادن امپراتوری آشور بازی نمودند و سپس امپراتوری وسیعی بنباد کردند که تا آسیای صغیر گسترده بود. در این بین، گروه دیگری موسوم به پارس ها رو بسوی غرب و جنوب غرب منطقه آوردند. پادشاهان پارس دست نشاندگان پادشاهان ماد شدند تا اینکه کورش (سیروس) دوم (حکومتش حدودا ۵۶۰-۵۳۰ قبل از میلاد بود) از تابعیت مادها سرپیچی کرد و به سرعت قدرت را بدست خود گرفت. کورش سپس با مغلوب نمودن امپراتوری بابل در غرب ، آسیای میانه در شمال شرق و هندوستان در شرق امپراتوری پارس را توسعه داد. با این ترتیب ایران تبدیل به بزرگترین امپراتوری شد که دنیا تا آن تاریخ دیده بود.

در حالیکه ایران با فتوحات کورش وارد صحنه بین المللی شده بود، در داخل کشور نوعی انقلاب شهری در جریان بود و در چهار گوشه مملکت شهر های مختلفی ایجاد میشد. یک علت این روند هم آن بود که در نتیجه فتوحات، ثروت عظیمی وارد مملکت میشد. اما در عین حال در نتیجه گسترش تمدن آریائی بسوی شرق یعنی هندوستان، ایران دیگر نه در حاشیه، بلکه در مرکز دنیای متمدن قرار گرفت و باج و درآمد مناطق گوناگون به کشور سرازیر شد و تجارت رشد بسیاری نمود و شرق و غرب بهمدیگر وصل شد. ظهور آئین زرتشت که دین جدید یکتاپرستی بود و احتمالا با تاثیر متقابل شرق و غرب وارد صحنه شده بود، نیز به این روند تاثیر و قدرت جدیدی بخشید.

 

ایران ۵۰۰ تا ۲۰۰ قبل از میلاد

ایران ۵۰۰ تا ۲۰۰ قبل از میلاد

ایران ۵۰۰ تا ۲۰۰ قبل از میلاد

ایران، در سال های ۳۲۰ قبل از میلاد، همانند بقیه خاورمیانه تحت تصرف اسکندر کبیر در آمد. او شهر های جدیدی به سبک یونانی بنیاد نهاد که ساکنینشان هم یونانی بودند. پادشاهان سلوکی که جانشینان اسکندر بودند نیز نمونه حکومت اسکندر را ادامه داده با استفاده از یونانی زبانان همین شهر ها حکومت کردند. اما فرهنگ یونانی در کشور ریشه ندوانده بود و سیاست های یونانی سلوکی ها اشراف زمیندار بومی را ناراضی نموده بود.

توجه اصلی پادشاهان سلوکی به مبارزه با همسایگان غربی شان در حوزه دریای مدیترانه معطوف بود. در نتیجه همین اوضاع، در شرق، پادشاهی های مستقلی ایجاد شد. در امتداد سرحدات شمالی، قبایل دشت ها خطری دائمی بشمار میرفتند. یکی از همین قبایل بنام اشکانیان (پارت ها) بودند که از سال ۲۵۰  قبل از میلاد به بعد دولتی مستقل تشکیل دادند. یک دولت مستقل دیگر پادشاهی «باختر» (بلخ) در آسیای میانه بود که یک فرمانده یونانی بنام «دیودوتوس» آن را با اعلام استقلال از سلوکیان اعلام کرد. تاسیس دولت باختر برای سلوکیان شکست بزرگی محسوب میشد چرا که منطقه بلخ با زمین های وسیع و بارور خود به «سرزمین هزار شهر» معروف شده بود.

 

ایران ۲۰۰ تا ۳۰ قبل از میلاد

ایران ۲۰۰ تا ۳۰ قبل از میلاد

ایران ۲۰۰ تا ۳۰  قبل از میلاد

قبیله اشکانیان (پارت ها)، حدودا در سال ۲۵۰ قبل از میلاد پادشاهی خود را در شمال شرقی ایران تاسیس کرده بودند. آنها بتدریج همه ایالاتی را که در شرق سوریه تحت حاکمیت سلوکی ها بودند به تصرف خویش در آوردند. ایران دوباره مرکز یک امپراتوری وسیع شد. در این راه، سیاست های یونانی اشکانیان به آنها کمک میکرد  و شهرهای یونانی زبان مراکز تمدن یونانی بودند. در امتداد مرزهای شمالی، قبایل صحراگرد همچنان خطری جدی بشمار میرفتند و اقلا یک پادشاه اشکانی در جنگ با آنها کشته شده بود. اما در مجموع، اشکانیان در دفاع از سرزمین های خود موفق بودند. خود اشکانیان که ریشه در آسیای مرکزی و طرز زندگی قبیله ای دشت ها و صحرا ها داشتند اولین نیروی سواره نظام تاریخ جهان را بوجود آوردند که مجهز به سلاح های سنگین زمان خود بود. شاید هم بهمین خاطر، سمت هجوم های قبایل بسوی شرق، یعنی هندوستان تغییر مسیر داد و در همین چارچوب بود که حکومت هندی – یونانی بلخ بدست سکا ها (اسکیت ها) افتاد.

نیروی سواره نظام اشکانیان در نبرد «کارهه» (سال ۵۳ قبل از میلاد ) ضربه سنگینی به ارتش روم وارد کرد که جزو بزرگترین شکست های این امپراتوری بشمار میرود. این ارتش سواره نظام که زیر نظارت اشراف ایرانی بود و بخاطر همین نفوذ و در ضمن ثروت این اشراف و نفوذشان در روستاهای ایران، لشکر فوق در دربار اشکانی صاحب مقام رفیعی بود. اما تمایل پایان ناپذیر این طبقه اعیان و اشراف به رقابت ها و دشمنی های بین خود، باعث تضعیف و زوال آنها شد.

 

ایران ۳۰ قبل از میلاد تا ۲۰۰ بعد از میلاد

ایران ۳۰ قبل از میلاد تا ۲۰۰ بعد از میلاد

ایران ۳۰  قبل از میلاد تا ۲۰۰ بعد از میلاد

این دو قرن  دوره افزایش فشار بر فرهنگ یونانی شهر ها بود که بدون این فشار هم بیشتر محدود به قشر بالای جامعه بود. همزمان، طبقات حاکم امپراتوری اشکانی در این مدت فرهنگ بومی ایرانی را رواج دادند. تاثیر و قدرت اشراف اشکانی را در این هم میشود مشاهده کرد که بین خانواده های اشراف رقابت و کشاکش در حال افزایش بود و خانواده های قدرتمند بین خود در مسئله حکمرانی بر پادشاهان ضعیف رقابت میکردند. عدم ثبات که نظام اشکانی را بصورت جدی تهدید میکرد، در نهایت آن را به پرتگاه زوال کشانید. در عرض چند سال، سلسله پادشاهان اشکانی جای خود را به ساسانیان داد که رژیم جدیدی متشکل از اشراف ایرانی بودند.

 

ایران ۲۰۰ تا ۵۰۰ میلادی

ایران ۲۰۰ تا ۵۰۰ میلادی

ایران ۲۰۰ تا ۵۰۰ میلادی

همانند بقیه امپراتوری اشکانی، ایران هم در سال ۲۲۴ میلادی زیر حاکمیت ساسانیان رفت. نظام ساسانی در مقایسه با اشکانیان قادر به برقراری حکومت متمرکزتری در مملکت شد. خانواده های سرشناس و  اشراف ایرانی نفوذ خود را حفظ کردند اما این نفوذ تا حدی تقلیل یافت. طبقه حاکم یعنی خانواده سلطنتی، دربار، اشراف ایرانی و دیوان همه پایبند آئین زرتشتی بودند که دین رسمی امپراتوری بود اگر چه بخش قابل توجهی از جمعیت احتمالا تا قرن چهارم مسیحی بود. از آن تاریخ به بعد که مسیحیت دین رسمی امپراتوری روم یعنی دشمن اصلی ساسانیان شد، مسیحیت هم در ایران با فشار و محدودیت جدی روبرو گشت اگرچه هنوز همچنان بعنوان یکی از ادیان اصلی جمعیت ایرانی باقی ماند. آئین مانوی نیز یکی از ادیان محبوب کشور بود اگرچه تحت پیگرد قرار داشت. در بسیاری از شهر های ایرانی جامعه های یهودی نیز وجود داشتند. مجموعا، از نظر فرهنگی، دوره ساسانی مرحله شکوفائی هنر و معماری ایرانی بود. هم سال های پادشاهی کورش و داریوش و هم تاثیر عناصر فرهنگی یونان در این شکوفائی تاثیر داشتند.

 

ایران سال ۳۰ تا ۷۵۰ میلادی

ایران تا ۷۵۰ میلادی

ایران تا ۷۵۰ میلادی

در سال های ۶۳۰ میلادی، هنگام هجوم قوای عرب ، ایران مرکز امپراتوری وسیع ساسانی بود. ده سال بعد، یعنی تا سال های ۶۴۰، ایران کاملا تحت کنترل اعراب قرار گرفته بود. آخرین امپراتور ساسانی در سال ۶۵۳ وقتی در شمال ایران از دست نیروهای عرب در حال فرار بود، کشته شد.

مهاجران عرب که به  کشور های دیگر حمله میکردند، معمولا در آنجا تبدیل به نیروی ویژه و حاکم نظامی میشدند. اما  در ایران، اکثر اعراب وارد زندگی معمولی اجتماعی شدند و بخشی از آنان به زندگی روستائی شروع کردند و با مردم بومی آمیختند.

خلفای اموی که تا سال ۶۶۱ بر سر قدرت ماندند، در سوریه دوردست زندگی میکردند و به ایران همچون منبع مالیات نگاه میکردند. آنها از نظام آبیاری در کشاورزی ایران مراقبت نکردند و با این ترتیب بسیاری از زمین های کشاورزی خشک و تبدیل به زمین بایر شد. امویان در عین حال قادر نشدند در داخل ایران صلح و ثبات را تامین کنند. وضع اکثر کشاورزان و تجار رو به خرابی نهاد.

مذهب شیعه بین مسلمانان کشور تبدیل به بیرق نارضایتی از رژیم اموی گردید. این مذهب بخصوص در ایالات شرقی خلافت موثر بود. در سال ۷۴۷، مالیات های سنگین و سرکوب موج اعتراضات در شمال ایران منتج به قیام گسترده ای تحت  رهبری ابو مسلم خراسانی شد. این قیام در مدت کوتاهی فراگیر شد و توانست نیروهای اموی را که برای سرکوب جنبش فرستاده شده بود شکست دهد. رژیم اموی به پایان خونین خود رسیده بود. جای این سلسله را خلفای عباسی گرفتند.

 

ایران ۷۵۰ تا ۹۷۹ میلادی

ایران ۷۵۰ تا ۹۷۹ میلادی

ایران ۷۵۰ تا ۹۷۹ میلادی

پس از آنکه امویان از خلافت ساقط شده و عباسیان بر جای آنان نشستند، حاکمین جدید، بغداد را به شهر زیبائی تبدیل کرده پایتخت را از شام به بغداد منتقل نمودند. با این ترتیب مرکز قدرت خلافت  به شرق امپراتوری انتقال یافت.

اما در اوایل قرن نهم ایالات شرقی خلافت عملا از نظارت بغداد خارج شدند. طاهریان که در شرق ایران حاکمین قدرتمندی بودند از سال ۸۲۱ به بعد عملا با استقلال عمل حکومت میکردند. آنگاه در سال ۸۷۳ یک فرمانده شورشگر، بخش بزرگی از ایران را تصرف کرده دولت صفاریان را تاسیس نمود. تقریبا بطور همزمان، امیری در ماوراالنهر (فرارود) دولت سامانیان را تاسیس کرد. در سال ۸۹۸ سامانیان صفاریان را شکست داده و بر بخش اعظم ایران و ماوراالنهر چیره شدند و عملا از خلافت در بغداد مستقل شدند.

اکنون پایتخت سامانیان یعنی بخارا بعنوان مرکز فرهنگ اسلامی و جلب دانشمندان با بغداد رقابت میکرد. ما در این مرحله علی الخصوص شاهد آمیزش ادبیات و هنر عربی و فارسی و ایجاد یک آمیزه فرهنگی جدید هستیم که بیان خود را در زبان نو فارسی و عربی می یابد.

در سال های ۹۳۰ گروهی بنام آل بویه در شمال غرب ایران قدرت خود را به صورت یک امپراتوری گسترش داد، اگرچه هنوز ظاهرا نسبت به خلفای بغداد وفادار بود. آنان نیز مانند سامانیان پایتخت خود یعنی شیراز را به یکی از مراکز مهم فرهنگ اسلامی تبدیل نمودند.

 

ایران ۹۷۹ تا ۱۲۱۵ میلادی

ایران ۹۷۹ تا ۱۲۱۵ میلادی

ایران ۹۷۹ تا ۱۲۱۵ میلادی

در سال ۹۹۲ دولت سامانیان در شمال ایران منقرض شد. جای این دولت را حکومت های کوتاه عمر ترکی گرفتند که معروف ترین آنها را محمود غزنوی تاسیس کرد. در این مدت دولت غزنوی مرکز اشاعه دین اسلام و فرهنگ ایران به هندوستان بود.

از سال ۱۰۴۰ به بعد ایران و بخش اعظم خاورمیانه زیر تسلط حاکمیت ترک های سلجوقی قرار گرفت. دولت آنها هنگامی بسر رسید که آخرین سلطان سلجوقی در سال ۱۱۵۳ بدست افراد قبایل دیگر ترک از آسیای میانه کشته شد. بدنبال این تحولات ایران وارد مرحله خانخانی شده  بین سلاطین کوچک محلی تقسیم گشت. یکی از آنها، خوارزم شاه، قدرت را در ماورالنهر از آن خود کرد. خوارزمشاه برای آنکه دستش در فتوحات باز باشد، تابعیت از امپراتور قراختای در آسیای میانه را پذیرفت اما در عین حال تمام ایران و مناطق دور و بر آن را تحت تسلط خود درآورد. لشکر های خوارزمشاه که اکثرا از آسیای میانه استخدام شده بودند فرماندهان بیرحمی داشتند که هرجا که ظاهر میشدند به قتل و غارت میپرداختند.

 

ایران ۱۲۱۵ تا ۱۴۵۳ میلادی

ایران ۱۲۱۵ تا ۱۴۵۳ میلادی

ایران ۱۲۱۵ تا ۱۴۵۳ میلادی

امپراتوری خوارزمشاه در سال های ۱۲۲۰ و ۱۲۳۰ از مغول ها تحت رهبری چنگیز خان شکست خورد. در دوره فتوحات مغول، شهرهای ماورالنهر مانند سمرقند و بخارا که روزگاری در حال رشد و شکوفائی بودند با خاک یکسان و مردم این شهر ها قتل عام  شدند. اما این شهر ها بزودی باز اعمار و احیا شده به وسعت و شکوفائی گذشته بازگشتند و این، قبل از همه به صلح و آرامشی و بدنبال آن تجارت فعالی وابسته بود که حاکمیت مغول به آسیای میانه آورد.

ایران در دوره حاکمیت مغول همچون ایالت اشغال شده ای بود که محکوم به پرداخت مالیات های سنگین بود. اوضاع کشور بعد از سال ۱۳۳۵ که کشاکش های منطقه ای افزایش یافت و جنگ داخلی شروع شد، وخیم تر هم شد. آنگاه، در اواخر قرن چهاردهم، فاتح دیگری از آسیای میانه، تیمور لنگ، ایران و سرزمین های ماورا آن را فتح نمود. امپراتوری گسترده تیمور بلافاصله پس از مرگ او رو به زوال گذاشت اما وارثین او برای مدتی طولانی تر در شرق ایران حاکمیت خود را ادامه دادند. در دوره حکومت طولانی یکی از پسران تیمور بنام شاهرخ ۱۴۰۵-۴۷)، هرات، پایتخت دولت تیموری شاهرخ، به مرکز تمدن اسلامی-ایرانی تبدیل شد.

 

ایران ۱۴۵۳ تا ۱۶۴۸ میلادی

ایران ۱۴۵۳ تا ۱۶۴۸ میلادی

ایران ۱۴۵۳ تا ۱۶۴۸ میلادی

بعد از ۱۴۶۷ ایران بدست گروهی ترک از آسیای مرکزی بنام «آق قویونلوها» (صاحبان گوسفندان سفید) افتاد در حالیکه گروه دیگری بنام قراقویونلوها (صاحبان گوسففندان سیاه) در منطقه کوچکتری در شمال غرب و بخشی از آناطولی حکومت کردند.  اما بعد جنبش و سلسله ای بنام صفویه، ایران را تحت تصرف خود درآورد. بین سال های ۱۵۰۱-۱۵۲۴ صفوی ها تحت رهبری شاه اسماعیل ابتدا آذربایجان و سپس تمام ایران را در عرض فقط چند سال متصرف شدند.

پادشاهان صفوی با سرکوب طرفداران تند رو تر خود و تاسیس حکومت هائی کار آمد، قدرت خود را تحکیم بخشیدند. در دوره صفویان، ایران شاهد ثبات سیاسی و پیشرفت اقتصادی شد. شاه عباس اول (۱۵۸۸-۱۶۲۹) و جانشینان او ارتشی ثابت و قوی متشکل از سرباز- غلامان ایجاد کردند. صفویان کوشش میکردند که ارتش طبق نمونه های اروپائی تعلیم ببیند و مسلح شود.  آنها دیوان یعنی اداره دولتی را بصورت موثر تری در آوردند و کشاورزی، تجارت و صناعت را تقویت نمودند. این دوره، از نظر ادبیات، هنر و بخصوص معماری همراه با دست آوردهای مهمی برای ایران بود.

 

یران تا ۱۷۸۹ میلادی

یران تا ۱۷۸۹ میلادی

ایران تا ۱۷۸۹ میلادی

تا این دوره، قدرت و نفوذ روحانیت شیعه بیشتر و بیشتر شد. روحانیون از تقبل مناصب و مقامات دولتی اجتناب میکردند چرا که این را در تناقض با زندگی روحانی و مذهبی میدیدند. اما با این وجود، در دوره صفویان، روحانیون بطور روز افزونی در مقام هائی نظیر قاضی و دیگر منصب های اداری و درباری کار میکردند. آنها از قدرت و نفوذ خود در راه تقویت موقعیت خود در بین مردم استفاده کردند و هر چه نفوذ و قدرت علمای شیعه بیشتر شد، قدرت و نفوذ صوفیان و تندروها کمتر شد.

در نهایت یک والی دولت صفوی در افغانستان بنام محمود شورش کرده به پایتخت صفویان یعنی اصفهان حمله نمود و پادشاه را به قتل رسانید (۱۷۲۲). اما یک فرمانده صفوی بنام نادر در فرصت کوتاهی محمود را بیرون راند و خود عملا حاکم قدرتمند کشور شد. بعد از چندین پیروزی دیگر نظامی، نادر در سال ۱۷۳۶ تاج بر سر گذاشت و با این ترتیب سلسه . افشاریان را آغاز نمود. او به فاصله کوتاهی پس از تاجگذاری به هندوستان حمله کرد و خزانه و جواهرات امپراتور گورکانی (مغول هندوستان) در دهلی را تصاحب نمود. اما بنظر میرسد او بعد ها دچار اختلال حواس شده و در نهایت به قتل رسید (۱۷۴۷).

بعد از مرگ نادر، ایران به سرعت دچار آشوب گشت. با غلبه کریم خان زند بر رقیبان، آرامش نسبی به ایران بازگشت (۱۷۵۰-۱۷۴۷) اما پس از مرگ او مملکت دوباره دچار هرج و مرج شد.

 

 

ایران تا ۱۸۳۷ میلادی

ایران تا ۱۸۳۷ میلادی

ایران تا ۱۸۳۷ میلادی

آشوب ناشی از مرگ کریم خان زند زمانی به پایان رسید که آغا محمد خان قاجار در سال ۱۷۹۶ بر رقیبان خود غلبه کرده پادشاه جدید اعلام شد. برادرزاده او فتحعلی شاه، سال بعد بر جای عمويش نشست و این، سر آغاز یک دوره رکود اقتصادی و جدائی یک رشته از ایالات و ولایات ایران بود.

 

 

ایران تا ۱۸۷۱ میلادی

ایران تا ۱۸۷۱ میلادی

ایران تا ۱۸۷۱ میلادی

یدر این دوره پادشاهان ایران استقلال سیاسی کشور را حفظ کردند اما کشور را به دائره نفوذ بریتانیا کشاندند. صنایع تولیدی در مقابل محصولات وارداتی ارزان رو به زوال نهاد و صادرات اصلی کشور عبارت از محصولاتی نظیر برنج، توتون و تریاک شد. در این دوره ناصرالدین شاه که بر تخت نشسته، بود کوشش میکرد مشکلات مالی مملکت را با اعطا و در واقع فروش امتیازات تجاری به شرکت های خارجی حل کند. این هم باعث نارضایتی مردم و روحانیون شد و مهمتر از همه اینکه چندان مشکلی را حل نکرد چرا که مبالغ حاصل از این ناحیه عاید  خرج سفر های اروپای شاه و درباریان میشد.

 

ایران تا ۱۹۱۴ میلادی

ایران تا ۱۹۱۴ میلادی

ایران تا ۱۹۱۴ میلادی

در آخرین دهه های قرن نوزدهم نفوذ اروپائیان و بخصوص بریتانیا در ایران بیشتر شد و با کشف نفت در سال ۱۹۰۱ تشدید هم یافت. این نفوذ، هم رشد اقتصادی و هم انتقاد روزافزون از حکومت ها را بدنبال داشت.

جامعه تجار ایرانی نگران امتیازات تجاری بود که به شرکت های خارجی داده شده بود. این امتیازات گذران آنها را تهدید میکرد و متحدین سنتی آنان یعنی روحانیون شیعه نگران تاثیرات غرب بر جامعه و فرهنگ اسلامی بودند. آنها میتوانستند مردم را در مخالفت با حکومت ها بسیج کنند و به حرکت در آورند و هیچ حکومتی نمیتوانست نسبت به این مخالفت فی القوه و یا گاه فی الفعل بی تفاوت باشد. بخصوص مانند آنچه که در سال های ۱۸۷۰ و ۱۹۸۰ اتفاق افتاد، وقتی شرایط تجارت خارجی باعث رشد تورم و محدودیت های اقتصادی در داخل کشور میشد، وضع وخیم تر میگشت. بدین خاطر حکومت در سال ۱۹۰۶ مجلس موسسان را تاسیس نمود که یک سال بعد بخاطر تنقید حکومت لغو گردید ولی سال بعد دوباره افتتاح شد. اما وقتی مجلس قوانینی را تصویب کرد که امتیازات بریتانیا و روسیه را محدود میکرد، قوای روس مداخله کردند. در طی چند سال بعد، روسیه عملا حاکم ایران بود.

ایران تا ۱۹۶۰ میلادی

ایران تا ۱۹۶۰ میلادی

ایران تا ۱۹۶۰ میلادی

همزمان با آغاز جنگ جهانی اول، ایران صحنه رقابت و کشاکش بین روس ها و بریتانیائی ها با ترک های عثمانی  و آلمانی ها شد. در پایان جنگ بریتانیا تنها قدرت بانفوذ اروپائی در ایران بود. در سال ۱۹۲۱ یک افسر ارتش بنام رضا خان دست به کودتا زد، یک حکومت دیکتاتوری راه انداخت و در سال ۱۹۲۵ بعنوان پادشاه جدید تاجگذاری نمود. ایران تحت رهبری رضاشاه از تعلیم و تربیت تا عدلیه، همه زمینه های زندگی اجتماعی را مدرنیزه کرد و کار دین و دولت را از همدیگر جدا نمود . حقوق زنان به تصویب رسید و بمنظور تاکید بر روند مدرن شدن، «ایران»  در سال ۱۹۳۵ نام رسمی کشور شد. در اواخر دهه ۱۹۳۰ رضاخان با نیت ایجاد تعادل در مقابل نفوذ حاکم بریتانیا و شوروی، بطور روز افزونی به آلمان هیتلری نزدیک شد. بهمین جهت در جریان جنگ جهانی دوم، ایران از سوی قوای بریتانیا و شوروی اشغال شد و رضا شاه در سال ۱۹۴۱ وادار شد که به نفع پسر جوانش محمد رضا از سلطنت استعفا دهد.

در سال ۱۹۶۰ نخست وزیر محمد مصدق تمام منافع شرکت های خارجی در صنعت نفت را که بیشتر از همه مربوط به بریتانیا میشد ملی اعلام کرد. بریتانیائی ها بدنبال این اقدام حکومت، ایران را زیر تحریم اقتصادی و تجاری قرار داده، وضع اقتصادی کشور را متزلزل نمودند. خصومت بین شاه و مصدق افزایش یافت و هنگامیکه شاه از ایران فرار کرد، این بحران به اوج خود رسید. آنگاه مصدق از طریق یک کودتای اداره اطلاعات آمریکا (سیا) برکنار گردید و شاه به ایران بازگشت. در سال ۱۹۵۴ یک قرارداد جدید نفتی امضاء شد و بدنبال این قرارداد تولید نفت بطور چشمگیری افزایش یافت. شاه کنترل شخصی خود بر سیاست ایران را برقرار کرد و یک سیاست خارجی مناسب با دنیای غرب  در پیش گرفت.

 

ایران تا ۲۰۰۵ میلادی

ایران تا ۲۰۰۵ میلادی

ایران تا ۲۰۰۵ میلادی

حکومت شاه در اواخر سال های ۱۹۵۰ و دهه ۱۹۶۰ شروع به اصلاحات وسیعی در زمینه های اقتصادی و اجتماعی نمود که تقسیم اراضی مالکین، سپاه دانش و سپاه بهداشت جزو مهمترین  اصلاحات مزبور بود. در این دوره، در حالیکه صنایع و تجارت پیشرفت میکرد، درآمد سرانه مردم نیز بطوری جهشی افزایش می یافت.

این سیاست ها باعث شدت گرفتن خصومت قشر های با نفوذ جامعه نسبت به حکومت شد. روحانیت شیعه نیز به این جریان پیوست و بتدریج در راس آن قرار گرفت.

همزمان با افزایش شدید قیمت نفت بعد از ۱۹۷۴، اقتصاد ایران رشدی جهشی کرد. اما مردم در شرایط  فشار و سانسور، هر چه بیشتر به نارضایتی و اعتراض رو آوردند. در سال ۱۹۷۸ خشم و غضب بر علیه شاه کاملا بیرون زد. این تحولات به سرعت به انقلاب اسلامی (۱۹۷۹) منجر شد که در نتیجه شاه برکنار و سلطنت ملغی شده، روحانیت شیعه تحت رهبری آیت الله خمینی کنترل نهائی کشور را از آن خود کرد.

اختلافی دیرین در باره مرزهای ایران و عراق به جنگی بین این دو کشور (۱۹۸۰-۸۸) منجر شد که پایانش به نفع هیچکدام از دو همسایه نبود. تحت رهبری انقلابی و دینی، سرکوب بزودی به اندازه سرکوب زمان شاه رسید و از آن هم گذشت، اگرچه انتخابات کم و بیش آزاد مجلس مورد تحمل قرار میگرفت. این انتخابات درزمینه رقابت بین سیاستمداران محافظه کار و اصلاح طلب انجام میشد که همگی وفادار به نظام دینی جمهوری اسلامی و رهبریِ مطلق یک شخص با عنوان «ولی فقیه» بودند که بعد از آیت الله خمینی، یکی ازروحانیون نزدیک به او بنام سید علی خامنه ای به این مقام بلا منازع برگزیده شد.

 

برچسب‌ها: ,

دسته‌بندی شده در: نقشه ها, رنگارنگ

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s