نادرشاه افشار و زبان ترکی

سنگ نبشته نیمه فارسی-نیمه ترکی کلات نادری سنگ نبشته کلات نادری به دو زبان فارسی و ترکی

نادرشاه از طایفه قرخلوی قبیله ترک زبان افشار بود. بدنبال زوال سلسله صفویان که نادر یکی از فرماندهان برجسته آن بود، او خود مسئولیت پادشاهی کشور را بدست گرفت و در شرایطی بحرانی، نقشی تعیین کننده در احیای تمامیت ارضی ایران بازی کرد.

نادر در این نقش خود بعنوان پادشاه جدید ایران ظاهرا به اصلیت و زبان ترکی خود دلبستگی داشت و در ضمن بعنوان پادشاه ایران کوشش میکرد از آن برای مقاصد سیاسی خود استفاده نماید.

قبیله افشار یکی از شاخه های قبایل اُغوز (غز) بود که بدنبال قبول اسلام در آسیای میانه مجموعا «ترکمان» و یا «ترکمن» و «ترک» نامیده میشدند. ایل افشار در زمان سلجوقیان که آنها نیز از قبایل اُغوز بودند، از آسیای میانه به خراسان و بقیه مناطق ایرانی و سپس ترکیه کنونی کوچ کرده مسکون شدند. فرزندان آنها در عین حال که با مردم محلی و بومی این کشور ها آمیزش کردند، حتی برای تقریبا هزار سال در بسیاری از این سرزمین ها عنان سلطنت و ارتش را در دست داشتند، اگر چه حتی یکی دو قرن بعد از کوچ و سکونت این قبایل، آنها دیگر نه بعنوان قبایل کوچنده و «بیگانه» بلکه بخشی از مردم محلی و بومی درآمده بودند. یک نتیجه کوچ و سکونت و حتی حکومت فرزندان این قبایل در آذربایجان و ترکیه کنونی این بود که زبان ترکی تبدیل به زبان اکثریت مردم این سرزمین ها گردید و در ترکیه حتی بصورت «ترکی عثمانی» زبان دولت گشت. حکومت ترک ها در بیزانس مسیحی سابق، در عین حال منجر به حاکمیت دین اسلام در این کشور شد.

ایل افشار نیز مانند اغلب قبایل دیگر ترکمان و اُغوز، هم در ایران و هم در ترکیه بعدی و حتی بخش های شمالی سوریه و عراق کنونی مسکون شد. روابط خانوادگی و طبیعتا فرهنگی و زبانی برای مدت ها بین ایلات ترکمان وجود داشت اگرچه بخصوص پس از تاسیس دولت صفویان در ایران و تحکیم دولت عثمانی در ترکیه کنونی، هرکدام از این ایلات در راه حفظ و حراست دولت خود، یعنی ایران در این سو و عثمانی در آن سو، جد و جهد نمودند و حتی در جنگ های خونینی مانند «چالدران» رویاروی هم قرارگرفتند.

دکتر تورخان گنجه ای (۱۹۲۵-۲۰۰۵) از «مدرسه مطالعات خاورزمین و آفریقا» (لندن) در سال ۱۹۷۷ با اشاره به چند سند تاریخی نوشت که نادرشاه کوشش کرده است از نزدیکی های ایلاتی، قومی و زبانی خود در راه بهبود مناسبات با عثمانی در غرب و دولت مغول گورکانی و یا بابری در هند استفاده کند (۱).

تلاش نزدیکی به هند و عثمانی

نادرشاه در سال ۱۱۴۶ هجری/۱۷۳۴ میلادی دو نامه به حکیم زاده، وزیر اعظم عثمانی نوشت که یکی از آنها به ترکی و دیگری به فارسی بود. طوری که میدانیم، نادر شاه این سنت پادشاهان صفوی را ادامه داده است که گاه به برخی پادشاهان و متنفذین ترک زبان منطقه به ترکی نامه مینوشتند. در این دو نامه نادرشاه به «ریشه مشترک» ترکان عثمانی و قبایل ترکمان اشاره کرده، این را «همچون دلیلی برای عقد صلح» بین طرفین عنوان نمود (۲). او درعین حال در پایان یکی از لشکرکشی هایش به هند، ضمن ملاقات با امپراتور گورکانی-مغول آن سرزمین بنام محمد شاه به ترکی صحبت کرده، به او گفت که «طایفه او (یعنی نادر) از ایل افشار هستند که یکی از ایلات ترکمان است و بنا بر این هر دو دولت (یعنی افشار و گورکانی) به جانشینان تیمور مربوط میشوند» (۳).

در اینجا معلوم نیست که آن گویش ترکی که نادرشاه با سلطان هند صحبت کرده، چه بوده است، چرا که در روایت مزبور از تعبیر عمومی «ترکی» استفاده میشود در حالیکه میدانیم در همان دوره گویش های ترکی به تحول مستقل از هم شروع کرده بودند و در برخی آثار از ترکی «جغتائی» (اوزبکی-اویغوری قدیم)، «قزلباشی» (ترکی آذری ایران) و «رومی» (عثمانی) یاد میشد.

بالاخره نادر در ۱۱ محرم ۱۱۵۴ (پنجم آویل ۱۷۴۱) طی نامه ای به سلطان محمود یکم عثمانی پس از شرح لشکرکشی خود به هند مینویسد که او (یعنی نادر) «محمد شاه گورکانی را در تخت خود ابقاء نمود چرا که او (یعنی نادر) و سلطان هند هر دو اصلیت ترکی دارند» (۴).

محمد کاظم مولف «نامه عالم آرای نادری» مینویسد که نادرشاه موکدا خواسته است گنبد خلیفه چهارم اسلام و امام نخست شیعیان علی ین ابیطالب در نجف همانند گنبد حرم امام هشتم شیعیان در مشهد تزئین شود. کار این گنبد در سال ۱۰۵۵ به پایان رسید. محمد کاظم مطلع این شعر شاعر دوره نادری، میرزا عبدالرزاق تبریزی (۵) را میاورد که برای تزئین گنبد حضرت علی سروده شده و به ترکی است:

شاه جم حشمت دارا درایت، نادر دوران
که تخت دولت جمشیده وارثدور جهان اوزره (۶)

معلوم نیست این شعر عملا هم به تزئینات گنبد حرم حضرت علی شامل شده است یا نه. به هر تقدیر متن کامل این شعر بعد ها در دیوان میرزا عبدالرزاق درج گردید.

اینکه ادبیات هنوز نوپای ترکی در آن دوره آکنده از وزن، قافیه، تشبیهات و واژگان فارسی و عربی بود، چیزی حیرت انگیز نیست. با وجود اینگونه نمونه ها به ترکی، اشعار و آثار ترکی در ایران بسیار کم بود و حتی در دولت عثمانی نیز آثار ادبی و هنری بیشتر به فارسی و یا متاثر از فارسی بودند، در حالیکه مطالب دینی غالبا به عربی نوشته میشدند (آثار علمی نیز در ابتدا اغلب به عربی بودند).

تنها سنگ نوشته ترکی در ایران 

و اما سنگ نوشته ای از همین دوره نادری باقی مانده است که در «کلات نادری» در شمال شرق مشهد قراردارد و بنظر تورخان گنجه ای ظاهرا «تنها سنگ نوشته ترکی است که در ایران یافت شده است.» کلات شهری است که بر بالای صخره سنگ های بلند کوه های هزارمسجد ساخته شده است. گفته میشود حتی تیمورلنگ هنگام حمله به ایران قادر به گشودن این قلعه نشده است.

سنگ نوشته ای که در کلات نادری که امروز به «عمارت خورشید» (و یا «کاخ خورشید») معروف شده، در اصل قصیده ای به ترکی در مدح نادر شاه است. بیش از یک قرن پیش این سنگ نوشته دقت سیاحان و پژوهشگران داخلی و خارجی جلب کرده بود، اما بخصوص بخاطر صدماتی که این سنگ نوشته در طی قرن ها دیده و شاید هم تا حدی بخاطر زبان آن، کسی نتوانسته بود متن آن را کاملا و بدون کم و کاست ثبت کند و توضیح دهد. حتی افسر و شرقشناس معروف انگلیس سیر پرسی سایکس که در سال ۱۹۰۵ از کلات دیدن کرده بود، نوشته است که در ابتدا کسی از آنها نتوانست این سنگ نوشته را رمز گشائی کند تا اینکه خود سایکس در سال ۱۹۱۰ قرائت و ترجمه ای ناکامل و بنظر گنجه ای «حاوی بسیاری نکات نادرست» از متن سنگ نوشته بدست داد. تنها در سال های ۱۹۶۰ بود که با کمک پژوهشگران دیگر و از جمله مرحوم ایرج افشار متن این سنگ نوشته تا حدی که قابل خواندن بود ثبت و معلوم گردید. آنچه که در زیر می بینید، بخش هائی از سنگ نوشته کلات نادری است که از گزند روزگار محفوظ مانده اند. دکتر تورخان گنجه ای که عکس سنگ نوشته را از مرحوم ایرج افشار دریافت کرده، آن را خوانده، به تحریر در آورده و سپس به انگلیسی ترجمه کرده است:kalat1kalat2

متن شعر ترکی سنگ نوشته کلات نادری در مدح نادرشاه متن شعر ترکی سنگ نوشته کلات نادری در مدح نادرشاه

(۱) همه نقل قول های این مقاله از نوشته ای است بقلم دکتر تورخان گنجه ای با این مشخصات:
Gandjei, Tourkhan: The Turkish Inscription of Kalat-i Nadiri, in: Wiener Zeitschrift für die Kunde des Morgenlandes, vol. 69 (1977), pp. 45-53

(2) Joseph von Hammer-Purgstall, Joseph: Geschichte des Osmanischen Reiches, VII, Wien 1953, s. 458; as quoted in Gandjei, ibid

(۳) به نقل از گنجه ای، همانجا: محمد کاظم: نامه عالم آرای نادری، جلد دوم، مسکو، ۱۹۶۶، ص ۲۱۸

(4) Uzunçarşılı, İsmail Hakkı: Osmanlı Tarihi, IV, 1, s. 300, as quoted by Gandjei, ibid

(۵) به نقل از گنجه ای: در باره این شاعر ن. تربیت، محمد علی: دانشمندان آذربایجان، تهران ۱۳۱۲، ص. ۳۷۵

(۶) به نقل از گنجه ای، همانجا: محمد کاظم، اثر فوق، جلد سوم، ص ۳۷

200 سالگی عهدنامه گلستان را در داغستان جشن میگیرند

dagestan
عباس جوادی – منابع رسمی «جمهوری داغستان» که سرزمینی وابسته به روسیه است خبر میدهند که روز 24 اکتبر در مرکز جمهوری داغستان یعنی شهر «ماخاچکالا» با مراسم مفصلی 200 سالگی امضای عهدنامه «گلستان» که شامل قبول رسمی حاکمیت روسیه بر این سرزمین از طرف ایران است، جشن گرفته خواهد شد. در این باره اکثر خبرگزاری های روسیه و در عین حال «ریا نووستی» و «داغستانسکایا پراودا» گزارش داده اند.
Pravda Daghestan
در روز امضای قرارداد «گلستان» یک «سمینار علمی تاریخی» در «ماخاچکالا» مرکز داغستان معاصربرگزار خواهد شد و مردم با اتوموبیل های خود پرچم های داغستان را به حرکت در آورده در شهر جشن و شادی خواهند کرد. نام این مراسم «تا ابد با روسیه» گذاشته شده است.

200 سال پیش، در 29 شوال 1228 هجری قمری برابر با 24 اکتبر 1813 میلادی نمایندگان ایران و روسیه  در قریه «گلستان» (بین گنجه و قره باغ)  عهدنامه معروف «گلستان» را امضا کردند. 15 سال بعد از آن هم جنگ بین دو کشور، یکی برتر و دیگری فرسوده و درمانده،  ادامه یافت تا اینکه دو طرف در قریه ترکمنچای (آذربایجان شرقی) عهدنامه جدید «ترکمنچای» را امضا کردند. با این دو عهدنامه ایران تمام سرزمین های خود درشمال ارس یعنی جمهوری آذربایجان کنونی، ارمنستان و بخشی از گرجستان را از دست داد.

توضیح اینکه شهر تاریخی دربند که در گذشته مرکر داغستان بود، از زمان ساسانیان شهر مرزی ایران با همسایگان شمالی خود بود و این شهر حتی صحنه جنگ های خونینی بین ایرانیان و «خزری ها» شده بود.

صد ها سال بعد در ادامه افزایش قدرت روسیه تزاری بعد از قرن 16 میلادی، در جنگ های بین قوای نادر شاه افشار و ارتش تزاری در سال های 1730 روس ها که بخاطر زوال صفویه حتی تا باکو پیش روی کرده بودند عقب نشستند اما از آن تاریخ عملا حاکمیت بر داغستان و دربند را در دست خود داشتند. یعنی برخلاف خان نشین های شیروان و گنجه و غیره که اسما و رسما تابع ایران بودند، داغستان حدودا 80 سال قیل از عهد نامه گلستان زیر حاکمیت روس رفته بود.  متن عهدنامه گلستان در این مورد تا حد زیادی غیر دقیق است اما چنین بر میاید که در حالیکه  ایران «ولایات قراباغ و گنجه که الآن موسوم به الیزابت پول است و الکای خوانین نشین شکی، شیروان، قوبٌه، دربند، بادکوبه و هر جا از ولایات طالش را با خاکی که الآن در تحت تصرف دولت روسیه است» را به روسیه وا گذار میکند «تمامی الکا و اراضی که در میانه قفقازیه و سرحدات معینه الحاله بوده و نیز آنچه از اراضی دریای قفقازیه الی کنار دریای خزر متصل است مخصوص و متعلق به ممالک آمپیریه روسیه می داند» که در عمل صحه گذاشتن بر حاکمیت فی الفعل روسیه بر داغستان بود.

———————————————-

در ضمن بخوانید:

200 سال بعد از «گلستان»: گذشته ها گذشته

عهدنامه گلستان (همراه با متن کامل عهدنامه)