سوء استفاده تبلیغاتی از بازی های فوتبال

Azerbaijan Is Not Iranدر بازی اخیر «تراکتورسازی» تبریز و «الجزیره» امارات متحده عربی در تبریز یک عده از تماشاگران پلاکاردی به انگلیسی و یا مضمون «آذربایجان جنوبی ایران نیست» بلند کردند. خبرگزاری های ایران گفتند شش نفر در این رابطه بازداشت شده است. اما تعداد کسانی که این اقدام تبلیغاتی را کرده اند علی الاصول باید بیشتر از شش نفر باشد زیرا باید عده ای هرکدام پارچه کوچکی را در زیر پیراهن و زیر شلواری خود قاچاقی وارد استادیوم کرده، با هم نشسته و در استادیوم این پارچه ها را بهم متصل کرده و آنها را بصورت یک پلاکارد گرفته باشند تا چنین تصویری بوجود بیاید قبل از اینکه ماموران انتظامی آنرا جمع کنند. بعضی سایت های آذربایجانی حدس زده اند که برای تمام این کار تبلیغاتی از جمله سازماندهی آن قبل از بازی و مرحله اجرائی آن اصولا و حد اقل بین 30-50 نفر لازم بوده است.

طبیعتا این، یک کار تبلیغاتی بود. در حالیکه رسانه های حکومتی ایران ابتدا در این مورد اصلا گزارش ندادند، کسانی که طرفدار جدائی آذربایجان از ایران بودند فورا از این اقدام استفاده کرده در رسانه های خود (بخصوص در اینترنت) کوشش کردند وانمود کنند که همه جمعیت 70 یا 80 هزار نفری استادیوم «سهند» تبریز طرفدار این شعار بودند!!

یک نمونه دیگر هفته گذشته بازی «تراکتور سازی» و استقلال در ورزشگاه «آزادی» تهران بود:

همچنانکه در ویدئو میبینید یک عده زیادی، شاید ده هزار نفر و شاید حتی بیشتر شعار هاو ترانه های مختلف در طرفداری از آذربایجان مانند شعار «یاشاسین آذربایجان» سر میدادند. خوب، این طبیعی است. مگر همه ما حاضر نیستیم بگوئیم «یاشاسین آذربایجان!» حتی اگر سرسختانه مخالف جدائی آذربایجان از ایران باشیم؟

اما در این ویدئو فقط عده قلیلی، حدود 10-15 نفر بودند که انگشتانشان را به علامت «گرگ خاکستری» (دست شاخدار) ناسیونالیست ها و پان ترکیست های افراطی ترکیه بلند کرده بودند (این کار را احمدی نژاد هم در آذربایجان کرده بود بدون اینکه معنایش را بداند!). بعضی ها باز فورا تلاش کردند با سوء استفاده از این بازی (و حتی بعضا دستکاری ویدئو) چنین جلوه دهند که تمام آن جمعیت و یا حد اقل تمام طرفداران آذربایجانی «تراکتور سازی» در این ورزشگاه با نشان دادن انگشتشان به علامت «گرگ حاکستری» از اندیشه های پان ترکیستی دفاع کرده اند.

02

یک بابائی هم آنجا در محل اجتماع طرفداران «استقلال» پرچم ارمنستان را بلند کرده بود.همان پان ترکیست های افراطی باز هو کردندو چنین وانمود نمودند که همه «فارس ها» و طرفداران «استقلال» به نشان مخالفت با آذربایجانی ها پرچم ارمنستان را بلند کرده اند!! آخی نه ربطی وار؟

حتی بد تر: در هر دو طرف یک عده واقعا انگشت شمار ولی لات و شلوغ کن بودند که فحش های رکیک به تیم مقابل داده و حتی این فحش های ناموسی و رکیک را به «مسئله ترک و فارس» مربوط کردند. یک نمونه مشخصش « …. هرچی ترکه» بود که یک گروه کوچک داد میزد و گروه کوچک طرف مقابل به ترکی جواب میداد «هاردا گوردون فارس… ». بی سانسورش را حتما نمیخواهید. حتی ویدئوش هم در یوتیوب هست. این گروه ویدئوی آن گروه را در یوتیوب گذاشت و آن گروه ویدئوی این گروه را تا که نشان بدهند که طرف مقابل بی تربیت است اما «ما معصومیم»!!

بعد هم اسم این را میگذارند «مبارزه» در راه ملت و یا ورزش!

خوب، این ها همه از آن کلک های تبلیغاتی است که همه ما با آن آشنا هستیم. یا نیستیم؟

مگر آذربایجان کاتالونیا ست؟

Azerbaijan Is Not Iran

عباس جوادی – در بازی اخیرتیم های «تراکتور» تبریز و «الجزیره» امارات متحده عربی در «ورزشگاه یادگار امام» تبریز یک عده از تماشاگران پلاکاردی به انگلیسی و یا مضمون «آذربایجان جنوبی ایران نیست» بلند کردند. این شعار به تقلید از شعاری تهیه شده بود که جدائی خواهان منطقه «کاتالونیا»ی اسپانیا میدهند و با این ترتیب میخواهند طرفداری خود را از جدائی منطقه «کاتالونیا» از اسپانیا بیان کنند.

رسانه های ایرانی کوشش کردند در باره این صحنه اصلا خبر و گزارشی ندهند. حتی در میان رسانه های آزادتر خارج از کشور میل چندانی به گزارش در این مورد مشاهده نشد. بعد از چند روز اما بعضی سایت های آذربایجان ایران ادعا کردند که «شش نفر که دست به این اقدام زده بودند بازداشت شده اند.» بنا به همین منابع، آنها «تکه های پلاکارد را به شکل دستمال های کوچک در زیر پیراهن خود پنهان کرده هنگام بازی با وصل کردن این تکه ها بهم پلاکارد مزبور را تهیه کرده بودند.»

اما گروه های قوم گرای آذربایجانی و عربی ایران بخصوص در شبکه های اجتماعی این موضوع را با آب و تاب گزارش داده سعی نمودند وانمود کنند که این شعار «از طرف جمعیت 50-60 هزار نفری استادیوم داده شد». آنها با این نوع گزارش دهی خود میخواستند نتیجه ای عمومی در مورد طرز فکر «اکثریت مردم آذربایجان» در باره ایران و تعلق به کشور ایران بگیرند.

من نمیتوانم قضاوت کنم که کدام یک از این ادعا ها و یا طرز گزارش ها درست است. کسی چه میداند که بین آن 50-60 هزار نفر چند نفر قوم گرا و خواهان جدائی آذربایجان از ایران بودند اگر چه میتوان حدس زد که آنها تعداد قابل توجهی نبودند چون این تنها پلاکارد بود و در دیگر بخش های تماشاگران استادیوم خبر چنین حرکات، پلاکارد و شعار دهی نرسیده است اگر چه از نظر تکنیکی احتمالا بیشتر از شش نفر برای طرح ریزی و اجرای چنین برنامه ای لازم است.

Catalonia

نمیدانم شما در بارسلونا (بارسلون)، مرکز (و یا پایتخت) «کاتالونیا» ی اسپانیا بودید یا نه. جنبش تجزیه طلبانه کاتالونیا یک حزب رسمی دراین ایالت اسپانیا دارد و در یکی دو حزب دیگر این منطقه هم فراکسیون های تجزیه طلب کاتالان هستند. اما فعالیت آنها بسیار علنی است. شعار «کاتالونیا اسپانیا نیست» را هم از کسی مخفی نمیکنند و حتی در طرح های گوناگون مانند اشیاء توریستی میفروشند. کسی چنین پلاکاردی را زیر پیراهنش قاچاقی وارد جائی نمیکند تا پلیس هم بریزد و پلاکارد را جمع کند و افرادی را هم که دست باین اقدام زده اند حبس نماید.

اما خوب، تجزیه طلبان کاتالان هم میدانند که نباید از چارچوب قوانین پا فراتر بگذارند، که باید به دیگران از جمله به اکثریت کاتالان ها که طرفدار ماندن در چارچوب اسپانیا هستند و یا نسبت به بقیه اسپانیائی ها و کشور و ملت اسپانیا احترام بگذارند و نمیتوانند نظر خود را مثل نظر اکثریت جلوه دهند و دیگران را وادار به قبول آن بکنند.

از این جهت بیائید فکر کنیم که آیا سوال های مرتبط زیر بجا هستند یا نه:

مگرآذربایجان کاتالونیا ست؟

مگرایران اسپانیا ست؟

مگرآذربایجان ترکیه است؟

مگرآذربایجان ایران آذربایجان قفقاز است؟

آذربایجان ایران نیست؟ 

اگر آذربایجان ایران نیست، پس کجاست؟